«دکتر» شدن چه آسان، «نوکر» شدن چه سخت است!
علي ميرزايي - گروه پاتوق شيشه اي؛ اوضاع اسفناک دکترها در ايران صداي سازمان ديدگان حقوق بشر را هم در آورد.
براساس گزارش هاي دريافتي از منابع داخل و خارجي، از جمله سازمان ديده گان! حقوق بشر، نحوه زندگي، امرار معاش و شأن دکترهاي ايراني در عالي ترين سطوح دچار مشکلات گوناگوني است.
در همين زمينه سازمان ديده گان حقوق بشر برخي موارد نقض حقوق دکترها را در ايران، طي گزارشي به سازمان ملل متحد آمريکا، ارائه داده است. در اين گزارش نام برخي افراد به عنوان نمونه آمده است:
-
دکتر محمود احمدي نژاد
ايشان داراي دکتراي رشته عمران با گرايش ترافيک هستند؛ اما متأسفانه به دليل مشکلاتي نامشخص، بارها اعلام کرده است که در شغل غيرتخصصي، مشغول به خدمت مي باشد.
ديده بان هاي سازمان ديده گان حقوق بشر گزارش داده اند كه بارها اين جمله بر زبان دكتر احمدي نژاد جاري شده است: «من نوکر ملت ايران هستم.» البته ايشان خيلي خوش شانس هستند که چنين شغلي دارند در حالي که بسياري از دکترهاي ديگر مي خواستند اين شغل را تصاحب کنند اما با اينكه معين بودند و سابقه كار در صدا و سيما و پليس را هم داشتند، باز هم به دليل خواب ماندن كروبي در شب انتخابات، به اين مهم نائل نشدند.
گفتني است كه مقر مرکزي اين شغل درميدان پاستور(محله اي متوسط در تهران، ور دل مردم) واقع شده است اما قبل از اين مقر اين شغل در کاخ سعدآباد قرار داشت و متصديان سابقش نيز هرگز نمي گفتند نوکر برپاکنندگان قبلي اين کاخ هستند كه با استناد به اين امر، مخالفان اين بنده خدا، وي را در برابر اتهامات گوناگوني از جمله جعل عنوان شغلي! و نزول کلاس مشاغل! پرطرفدار قرار داده اند.
-
دکتر محسن رضائي
ايشان دکتراي اقتصاد دارند و طرحهاي مهمي در مورد تقسيم ايران به بخش هاي مجزا از نظر اقتصادي ارائه نموده اند اما به دلائل نامشخصي، با عدم اقبال عمومي مواجه شده و در تنگناي شديد اقتصادي قرار گرفته اند.
اين دكتر عزيز جهت کسب اندك درآمدي، مجبور به تصدي شغل دبيري در يکي از مجامع موجود در كشور ايران شده اند که باز هم اين مشکلات اقتصادي وي، آنجا ادامه يافته است.
متأسفانه کار ايشان بدانجا کشيد که در دي ماه امسال نتوانستند هزينه پاکت و تمبر يک عدد نامه را تهيه نموده و ناگزير از ارائه نامه خود به روزنامه هاي کثير الانتشار شدند تا با چاپ آن به عنوان يک خبر، زمينه خوانده شدنش را توسط شخص گيرنده، فراهم نمايند.
-
دکتر زهرا رهنورد
ايشان داراي اسفبارترين اوضاع اقتصادي و غير اقتصادي در ميان دکتر هاي ايراني هستند. مشکلات ايشان به حدي است که حتي نمي دانند فول پروفسور هستند يا دکترا دارند و اصولاً دکتراي ايشان در چه رشته ايست.
ذکر اين نکته ضروري است که اين نابغه اولين شخص در کل کهکشان راه شيري است که به طور همزمان فوق ليسانس و دکترا خوانده است و نيز نخستين زن ايراني مي باشد كه از جانب شوي خود، لقب «روشنفكرترين زن ايران» را دريافت كرده است.
-
دکتر باقر قاليباف
ايشان دکتر هستند و در عين حال خلبان هم هستند. هر موقع انتخابات رياست جمهوري مي شود تصويرشان کنار هواپيماهاي مسافربري پخش مي گردد و يا خبر مي دهند که هواپيماي دکترهاي ديگر را جهت رسيدن به محل تبليغات انتخاباتي، هدايت کرده است اما ايشان نيز به دليل مشکلات عديده، مجبور شده اند برخلاف ميل خود و با زير پا قرار دادن مکنونات قلبي، مجبور به پذيرش شغل شهرداري تهران شده اند.
-
دکتر محمد خاتمي
دکتراي ايشان در رشته افتخاري اخذ شده است . ايشان در واپسين ماههاي تصدي دوران رياست جمهوري، ضمن کسب افتخار تساهل و تسامح با آمريکا و انگلستان و خيلي هاي ديگر، موفق به اخذ مدرک دکتراي افتخاري از دانشگاه تهران شدند.
لازم به ذکر است که ايشان در مراسم دفاع از تز پايان نامه دکتراي خود در دانشگاه تهران، مجبور شدند چند دانشجونما را به «آدم بودن» دعوت کنند و محض خنده بگويند آنها را مي دهند دست پليس! اما اين فقط يک شوخي بود. چطور ممکن است کسي که از شدت دلرحمي، تشکيلات انرژي اتمي کشورش را تعطيل مي کند؛ تا آب توي دل روسيه و آمريکا و چين و انگلستان و فرانسه و آلمان و شيخ هاي حاشيه جنوبي خليج فارس و ديگران تکان نخورد؛ مي تواند اينقدر با هموطنان خودش خشن برخورد کند؟ خلاصه آنکه ايشان هم درتنگناهاي گوناگوني قرار دارند و جهت امرار معاش در حال تحقيق روي چگونگي توليد باران در "بنياد باران" هستند تا هم لقمه اي نان در بياورند هم براي جامعه خود فرد مفيدي باشند.
سازمان ديده گان حقوق بشر در ادامه گزارش خود به نام تعداد زيادي از دکترهاي ديگر نيز اشاره کرده است که جهت جلوگيري از تشويش اذهان عمومي و خصوصي دکترهاي ايراني، از ذکر نام آنها تا اطلاع ثانوي! خودداري مي شود./انتهاي پيام/