وقتي عوام از خواص سبقت مي گيرند
کد خبر:۵۹۵۵۷
وبلاگ «ناگفته ها»؛

وقتي عوام از خواص سبقت مي گيرند

اگر آقاي موسوي بعد از انتخابات شرايطي را ايجاد مي کرد و بر فرض محال حتي اگر حق با او بود اما سکوت مي کرد، مي توانست براي دوره بعد خود را آماده کند و با حضور در انتخابات، راي بالايي هم از سوي تهران نشينان به خود اختصاص دهد.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، مجد الدين در آخرين پست وبلاگ «ناگفته ها» چنين نوشته است:

اين روزها به هر سايت و روزنامه اصولگرايي که نگاه کني تيترهاي اصلي خود را به جنبش سبز و حاميان آقاي موسوي و کروبي اختصاص داده اند.

عده زيادي از حاميان آقاي مهندس موسوي پشيمان شده اند و پنج شنبه و قبل از آن در همايش پر شکوه 9 دي شانه به شانه مردم در خيابان ها حضور پيدا کرده اند.

اکنون جمعيت اندکي از سبزها باقي مانده که طيف غير منطقي آن ها هستند.

وقتي اعلام شد که بيش از 50 ميليون نفر در راهپيمايي پنج شنبه شرکت کرده اند و از تصاوير تلويزيوني مي توان به درستي اين ادعا پي برد، مي توان تعدا اندک سبزها را تخمين زد.

در عين حال نبايد کساني که به واسطه پيري و بيماري، حضور در محل کار، مشکلات پيش بيني نشده و ... موفق به حضور در راهپيمايي نشده اند را ناديده گرفت.

بعد از جنجال ها و آشوب هايي که برخي اصرار داشتند آن را "اعتراض" بنامند، فضاي کشور به سمتي پيش رفت که حتي فرصت لازم براي تحليل نتايج انتخابات فراهم نشد.

نزديک شدن رييس جمهور به قشرهاي متوسط و ضعيف جامعه ايران ( که البته فقط شامل تهران نمي شود ) يکي از علل پيروزي بي سابقه آقاي احمدي نژاد بود.

قبل از اين که نوشته ام را ادامه دهم، لازم است بگويم که من در اين چند ماه از بسياري از کارهاي آقاي احمدي نژاد خصوصا اعتماد غير قابل توجيه رييس جمهور به شخص آقاي مشايي و خصوصا سياست هاي فرهنگي دولت انتقادهاي جدي دارم.

البته در صورتي که شرايط تاريخي انتخابات 22 خرداد 88 هزار بار ديگر هم تکرار شود من باز هم به رئيس جمهور فعلي راي خواهم داد و در اين خصوص ترديدي نخواهم کرد.

بياييد باور کنيم که بسياري از مردم خصوصا در روستاها و شهرستان هاي کوچک تا قبل از روي کار آمدن اين دولت از هر گونه تغييري در زندگي شان نااميد شده بودند و با مشاهده فعاليت هاي دولت نهم که مبني بر خدمت به طبقات پايين جامعه بود نسيم جديدي را احساس کردند و به دولت براي ادامه خدمت اعتماد کردند.

جامعه شناسان و متخصصين علوم سياسي در بسياري از موارد از تحليل شرايط جامعه عاجز هستند. چرا که جوامع در مواردي هر چند اندک تصميمات غير منتظره اي مي گيرند و در چارچوب نظريات و تئوري هاي جامعه شناسانه عمل نمي کنند.

جامعه ايران در مواردي با تصميمات خود همه تحليلگران و نظريه پردازان را مبهوت کرده است و نظريات آنان را زير سوال برده است.

دوم خرداد 76 يکي از همين موارد بود که البته آن هم در جاي خود و بعد از گذشت بيش از 12 سال هنوز به درستي تحليل نشده است.

برخي تمايل ندارند نقش توده ها را بپذيرند يا بهتر بگويم فقط هنگامي مي پذيرند که به سودشان باشد.

در زمان وقوع حماسه دوم خرداد 76 مگر جمعيت تهران و شهرهاي بزرگ چقدر بود؟

مردم به نشانه اعتراض به وضع موجود از جمله اشرافي گري بعد از جنگ و ... به آقاي خاتمي که او را به واسطه روحاني بودن و سيد بودن و فرزند عالم بودن، مردي مذهبي مي دانستند راي دادند اما او هم راه دولت پيش از خود را در پيش گرفت و پيام واقعي 20 ميليون نفر از مردم ايران را درک نکرد.

زمان انتخابات يکي از مسئولان ستادهاي آقاي موسوي به من گفت که دوم خرداد زخمي بود که هرگز براي شما خوب شدني نيست من هم در پاسخ به او عرض کردم درست است اما ما 16 سال تحمل کرديم اما آيا اين 4 سال اينقدر براي شما دردناک بود که اينگونه رفتار مي کنيد و با متهم کردن رئيس جمهور به قانون شکني و دروغ گويي و امثالهم سعي در احساساتي کردن مردم داريد؟

طرف پاسخي نداشت و سکوت کرد.

اگر آقاي موسوي بعد از انتخابات شرايطي را ايجاد مي کرد و بر فرض محال حتي اگر حق با او بود اما سکوت مي کرد مي توانست براي دوره بعد خود را آماده کند و با حضور در انتخابات راي بالايي هم از سوي تهران نشينان به خود اختصاص دهد. اما حکمت خداوندي به گونه اي ديگر اقتضا کرد و دست آقاي موسوي رو شد تا ...

کاش بعد از انتخابات، جامعه شناسان همچون ديگر خواص سکوت نمي کردند و با تحليل هاي واقع گرايانه براي همگان روشن مي کردند که علت راي بي سابقه آقاي احمدي نژاد چه بود و امروز شرايط اين گونه نبود که بعد از 8 ماه با تحليل هاي خسته کننده و خبرهاي کسالت آور هر روز در رسانه ها به آقايان موسوي و کروبي و خاتمي پرداخته شود. به نظر من بهتر است رسانه هاي اصولگرا، قدري از توجه خود به اين گروه ها بکاهند و به مسائل مهم تري بپردازند.  

دوره کنوني بسيار جالب و منحصر به فرد است. شايد در هيچ دوره اي هيچ جامعه اي اين گونه نبوده که عوام در آن از خواص سبقت بگيرند و با بصيرت و هوشياري اجازه دخالت بيگانگان در کشورشان را نمي دهند.

مردم در 22 بهمن 88 اثبات کردند که قدر رهبر فرزانه و گرانمايه خود را مي دانند و نشان دادند که غربي ها با بودجه هاي کلان براي حمايت از آشوبگران و راه اندازي شبکه هاي ماهواره اي باز هم کاري از پيش نمي برند.

غيرت خواص اين جامعه به گرد اين ملت هم نمي رسد اما امروز مي توان از هميشه به آينده اميدوارتر بود.

راهپيمايي پنج شنبه (بيست و دوم بهمن) مثل باراني در يک شهر دودآلود و غبارآلود بود و فضا را بيش از گذشته روشن تر کرد.

نظام به اندازه کافي به رهبران آشوب و فتنه فرصت داده و امروز مردم انتظار دارند تا طبق قانون با اين افراد برخورد شود تا يک بار براي هميشه شر فتنه ها از سر جامعه ما کم شود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار