حالا ما حمله مي كنيم، فتنه گران جواب دهند
علي ميرزايي - گروه پاتوق شيشه اي؛ ظاهراً اين بار هم جاي طلبكار و بدهكار، شاكي و متشاكي، دزد و مالباخته، ظالم و مظلوم و سياه و سفيد دارد عوض مي شود.
جرياني كه نزديكي هاي انتخابات تصميم گرفت رنگ سبز را به عنوان پوشش نيات پليد خود قرار دهد؛ در هر برهه از زمان و در هر اتفاقي كه طي پنج سال گذشته در فضاي سياست ايران رخ داده است (و بلكه در طول مدت دوران اصلاحات و روزنامه هاي زنجيره اي) همواره به اصطلاح بچه هاي جنگ و جبهه، تك زده است و اهالي سنگر حق مجبور به دفع تك و زدن پاتك شده اند. يعني هميشه آنها حمله كرده اند و ما دفاع كرده ايم حتي وقتي كه فتنه گران اشتباهات محض و غيرقابل انكاري مانند كشته سازي از افراد زنده را انجام داده اند.
يك دوره كوتاه و سريع و مختصر در اين باب، چندان هم بی فایده نخواهد بود.
بازيگران و بازيگردانان اين جريان در قبل از انتخابات؛ مردم را به سبب استقبال از رئيس جمهور در سفرهاي استاني خود؛ شماتت كردند و حتي در نوشته هاي خودشان، آنها را به حيوان تشبيه نمودند (عنايت شود به مقاله جنجالي كه در روزنامه اعتماد ملي به چاپ رسيد و نويسنده محترمش، مردم را دلفين ناميد). گاهي هم به مستضعفان لقب قابلمه به دست دادند و فرمودند اگر مرگ موش هم تقسيم كنند ملت برايش صف مي بندند.
برآيند اين توهين ها در نهايت آن شد كه به جاي حمله و جوابخواهي مستضعفان از آنان، اين جبهه فتنه بود كه در عين ارتكاب اشتباه، اقدام به حمله نمود.
در قبل از انتخابات و در دوران تبليغات انتخاباتي، تخلفات بسياري صورت گرفت؛ مثل تبليغات پيش از موعد و توهين به مردم و كانديداي رقيب و ساختن و سر دادن شعارهاي موهن و هنجارشكن و از همه مهمتر ساخت محفلي براي صيانت از آرا(گوئي علم غيب داشته اند) كه اين آخري يعني شوراي نگهبان قصد اختلاس! راي ها را دارد. با اين وجود در نزديكي هاي برگزاري انتخابات و بعد از آن بود كه جنجال ها و ادعاهاي بي اساسشان، آنها را از خطر جواب دادن به سوالات فراوان ملت در باب اين تخلفات نجات داده و در موضع طلبكارانه قرار داد.
همين طور است در مورد حمايت رسانه هاي خارجي از فتنه گران و انجام اغتشاشات پياپي و شهيد سازي هاي قلابي (به تعداد فراوان) شكايت از روزنامه ها و سايت ها)در حالي كه اصولاً اين جريان به قوانين جمهوري اسلامي ايران اعتقادي ندارد) و هنجارشكني هاي روز قدس و سيزدهم آبان و شانزدهم آذر و حتي روز عاشورا.
بهتر است چشمانمان را اين بار با كمك بصيرت بازتر و بيناتر كنيم و واقع بين باشيم. بايد قبول كنيم كه در همه موارد فوق قدري تعلل كرديم و آنطور كه بايد و شايد از فرصت هاي متعدد پيش آمده براي افشاي فتنه گران استفاده نكرديم. دير جنبيديم و فتنه گران از ما بهتر عمل كردند.
اما حماسه بيست و دوم بهمن چيزي نبود كه بتوانيم به اين راحتي از دستش بدهيم. همين حالا آنها دست به كار شده اند. شروع كرده اند به ايراد اتهام به دهها ميليون مسلمان ايراني كه بيت المال را به باد داده اند با شركت در راهپيمائي و اتوبوس ها آنها را آورده اند و بسياري موارد مضحك ديگر.
حال جبهه حق و حقيقت است كه بايد ابتكار عمل را به دست بگيرد و به نمايندگي از همه ايرانيان (حتي فريب خوردگان جريان فتنه كه به هر حال ايراني هستند) از سران فتنه و بلكه از جريان فتنه سوال كند:
1. چرا از فرداي انتخابات مدعي شديد كه روز بيست و دوم بهمن جمهوري اسلامي را سرنگون مي كنيد؟ آيا واقعاً نمي دانستيد چنين خيالي پوچ و باطل است؟
2. چرا گروهي هر چند اندك از مردم را فريب داديد و به خيابان ها آورديد و آنها را تبديل كرديد به كساني كه امروز دچار نوعي تعارض و دوگانگي شده اند؟
3. به چه حقي اكثريت قريب به اتفاق جامعه ايران اسلامي را ناديده مي گيريد؟ چرا ميليون ها نفر را اينگونه مورد اهانت قرار مي دهيد كه يا به زور آمده بودند يا با حكم مأموريتي و يا مواردي مشابه؟
آري امروز اين جريان عدالت خواهي است كه بايد سوال كند و اين فتنه گران هستند كه بايد پاسخگو باشند. يادمان باشد كه بايد سريع و دقيق عمل كنيم./انتهاي يام/