توئی که نمی شناختمت...
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، نويسنده وبلاگ «فلسفه نگرش انديشه» در آخرين بروزرساني مطلب خود چنين آورده است:
حضرت روح الله (ره): ملتي که شهادت دارد اسارت ندارد
بارها و بارها واژه شهادت ذهن من را معطوف به خود کرده و باعث شده تا ساعتها در خصوص اين مفهوم قدسي بينديشم اما سرانجام از اين که بتوانم شهادت را در جمله اي محدود کنم عاجز مانده ام و درمانده. اما به راستي شهادت چه معما و به چه معنايي است که چهارده قرن پيش فرزند راستين رسول خدا و سيد شهداي عالم به عالميان آموخت ؟
مشاهده وضعيت ملتهاي جهان در عصر کنوني تا حدودي مي تواند براي ما زوايايي پنهان از مفهوم شهادت را آشکار سازد، اين که چرا عده اي از انسانهاي جهان همواره در عزت و افتخار به سر مي برند و عده اي ديگر در ذلت و پستي و وجه افتراق اين دو نمونه را تنها شهادت مي تواند سبب باشد و چه جمله اي نيکوتر و اکمل تر از جمله قصار بنيانگذار کبير جمهوري اسلامي ايران که «ملتي که شهادت دارد اسارت ندارد».
در آستانه دومين سالگرد عروج عارفانه شيرمردي مبارز و استوار چون کوه، دستها از نوشتن نوشته اي هر چند مختصر پيرامون زندگي اسرار آلود وي به لرزه ميافتد، اين مقاله کوتاه شايد کمترين تلاشي است که مي توانم در راستاي حمايت از آرمان مقدس و شکست ناپذير شهادت طلبي به کار گيرم.
دوسال پيش در چنين روزهايي بود که وقوع انفجاري مهيب در نزديکي کانون فرهنگي ايرانيان واقع در کشور سوريه همه توجهات را معطوف خود کرد تا ماوقع آن پرده از راز زندگي يک سردار افسانه اي که در عصر ما گمنام مي زيست براندازد و بار ديگر عمق و غناي ايدئولوژي خدشه ناپذير تشيع به ويژه در بعد مبارزه شهادت طلبانه را براي همگان آشکار سازد.
هدف آن انفجاراز ميان برداشتن کوهي پولادين از سر راه صهيونيسم جهاني بود و لا غير، اما غافل از اينکه ترکش هاي آن انفجار به ظاهر دهشتناک نزد خداي خود رسالتي نداشت جز انعکاس جهاني شخصيتي بي بديل و بي همتا.
شهيد حاج «عماد فائز مغنيه» انساني بود آسماني که ابعاد زندگي پنهان اش جهانيان را پس از شهادتش مبهوت خود کرد.
عماد نيز از دوران کودکي و نوجواني براي خود الگو و اسطوره اي برگزيده بود که با اسطوره هاي ساير همسالان خود تفاوتهاي بسياري داشت، اگر چه در آن زمان امپرياليسم جهاني با توسل به بازوي فريبکار خويش يعني هاليوود مي کوشيد تا از بازيگراني همچون آرنولد، استالون و ون دام براي انسانهاي سراسر جهان اسطوره و قهرمان بسازد اما عماد جوان در بحبوحه اين غبار افکني ها در سراسر عمرش تنها يک قهرمان و اسطوره داشت و آن کسي نبود جز مبارز جاودان ايران و اسلام شهيد مصطفي چمران.
عماد هم به مانند شهيد چمران يک شيعه بود و شايد رمز شجاعت و جسارت اين دو را بتوان در مکتب تشيع جستجو کرد، وقتي مسلمان به نماز مي ايستد و بي پرده با آفريننده جهان بي کران به گفتگو مي نشيند و او را بلاواسطه مخاطب خويش قرار مي دهد چه دليل دارد که از ابر قدرتها بهراسد؟ وقتي شيعه پيشوا و قهرماني چون امام حسين (ع) را ارج مي نهد که تنها و تنها در مقابل قواي استکبار وقت قد علم کرد عماد و مصطفي و ساير شيعيان را از آمريکا و صهيونيسم و امپرياليسم چه باک؟
شهيد مغنيه يک از سرداران غيور و خستگي ناپذير حزب الله لبنان بود که از هيچ تلاشي براي حفظ تماميت ارضي کشورش لبنان و ضربه زدن به صهيونيسم جهاني و مستعمره آن يعني آمريکا فروگذار نکرد تا جايي که انفجار سفارت امريکا در لبنان و انفجار مرکز يهوديان آرژانتين که بزرگترين تشکل صهيونيسم در امريکاي لاتين قلمداد مي شود را به او نسبت دهند، اگر چه سازمان جاسوسي آمريکا مدعي است که شهيد مغنيه در طول زندگي پربرکت اش بارها با جراحي پلاستيک تغيير چهره داده اما آنچه که مهم است ثابت ماندن سيرت عماد در طول اين سالها بوده که هيچ گاه او را در راه مبارزه با امپرياليسم و تبعيت از ولايت فقيه مردد نساخته بود.
اما آيا مي توان عمادها را که سمبل واقعي تدين، شجاعت، استکبارستيزي و ولايتمداري هستند، با حذف فيزيکي از ميان برداشت؟ اين اشتباه محاسباتي خطرناکي است که غرب بدان دچار شده و چنين مي پندارد که اگر خون عماد ريخته شود ديگر عمادي وجود نخواهد داشت، غافل از اينکه از خون او هزاران عماد خواهند روييد که سلاح او را از زمين برخواهند داشت و به سمت صهيونيسم و امپرياليسم نشانه مي روند وخواب را از چشمان آنان خواهند ربود و تا حذف کامل شيطان از صحنه جهاني به مدد حضور حضرت ولي عصر (عج) دست از مبارزه نخواهند کشيد./انتهاي پيام/