مفهوم حجت الهي يكي از ادله هاي امام(ره) در باب ضرورت ولايت فقيه است
به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، دكتر ابراهيم شفيعي سروستاني كه عصر امروز در همايش انقلاب اسلامي و مهدويت با مهوريت ولايت فقيه در مجتمع فرهنگي 13 آبان سخن مي گفت، با بيان اينكه بررسي رابطه انقلاب با فرهنگ مهدويت را از دو جنبه مي توان دنبال و مطالعه كرد، اظهار داشت: يك جنبه از اين موضوع به تاثير انقلاب بر فرهنگ مهدويت و انتظار بر مي گردد چرا كه فرهنگ مهدويت در قبل از انقلاب با فرهنگ مهدويت پس از پيروزي انقلاب كاملاً متفاوت است.
وي با بيان اينكه حوزه مطالعاتي ديگر، تاثير فرهنگ مهدويت و انتظار در انقلاب اسلامي است، تصريح كرد: اين موضوع، موضوعي است كه جاي بحث و بررسي زيادي دارد و مورد توجه مستشرقان قرار گرفته است.
مدير مركز پژوهش هاي اسلامي مركز صدا و سيما با بيان اينكه مباني حضرت امام(ره) و تاثير اين مباني در شكل گيري و تكميل انقلاب هم در حوزههاي كلامي و هم در حوزههاي فقهي موضوعي مهم و قابل بررسي است، اذعان داشت: امام راحل براي تكوين انقلاب هم در حوزه تبيين مباني كلام انقلاب و هم در جهت تبيين مباني فقهي انقلاب در عصر غيبت تلاش كردند.
شفيعي سروستاني با بيان اينكه امام راحل تلاش كردند كه مباني فقهي و كلامي موضوع تشكيل حكومت در عصر غيبت را در دوران تبعيد خود تبيين كنند، گفت: چه در حوزه مباحث فقهي و چه در حوزه مباحث كلامي، انديشه امام راحل در باب تشكيل حكومت در عصر غيبت مبتني بر انديشه رهبريت و انتظار است.
وي جايگاه و نقش حجتهاي الهي در عالم هستي و همچنين جايگاه و نقش مردم در دوران غيبت را دو پايه تفكر امام راحل در تشكيل نظام جمهوري اسلامي دانست و افزود: اين دو موضوع نكات كليدي براي فهم انديشههاي امام در عصر غيبت بودند.
مدير مركز پژوهش هاي اسلامي مركز صدا و سيما با بيان اينكه تفكري كه قبل از پيروزي انقلاب در حوزه مهدويت به عنوان تفكر قالب بود، نگاه به مهدويت از منظر منجي موعود و آرماني بود، خاطرنشان كرد: اين نگاه همان نگاهي است كه در انديشههاي آخر زمان در مورد منجي موعود وجود دارد و اين منجي موعود در زمان حال ما هيچ تاثيري ندارد اما اين در حالي است كه رويكرد امام(ره) به حضرت مهدي (عج الله) فقط به عنوان منجي موعود نبود بلكه اساس نگاه امام به حضرت مهدي (عج الله) به عنوان يك حجت الهي بود.
شفيعي سروستاني در ادامه با اشاره به بحث جايگاه حجتهاي الهي و نقش آن در عالم هستي، گفت: در تفكر شيعي ما معتقديم كه عالم با حجتهاي الهي آغاز شده و با حجتهاي الهي هم پايان پيدا مي كند يعني اولين شخص خلق شده يعني حضرت آدم حجت الهي بوده و اين سلسله نيز تا روز قيامت ادامه دارد.
وي با تاكيد بر اينكه انسان بدون حجت الهي نمي تواند حتي يك لحظه بر روي زمين زندگي كند، گفت: بايد حجتهاي الهي بر روي زمين باشند تا بشر مسير خود را به درستي طي كند.
مدير مركز پژوهش هاي اسلامي مركز صدا و سيما در ادامه يادآور شد: نقش حجتهاي الهي آن است كه خداوند به واسطه وجود اينها به همه ما احتجاج مي كند چرا كه آنها بيان معيار حق و باطل، حرام و حلال الهي هستند.
شفيعي سروستاني ادامه داد: از آنجايي كه حجتهاي الهي معيار حق و باطل و بيان كننده حرام و حلال الهي هستند، مردم مامور به اطاعت از حجتهاي الهي شدند.
وي با بيان اينكه بحث شناخت و تكليف ما در برابر حجت الهي بسيار مهم است، خاطرنشان كرد: تنها با انتظار نمي توان به وظيفه خود عمل كرد چرا كه ما بايد ملاحظه وظيفه فعلي شرعي الهي خود را بكنيم.
مدير مركز پژوهش هاي اسلامي مركز صدا و سيما ادامه داد: همه كساني كه در باب تكليف وظيفه در باب غيبت بحث و گفت وگو كردند بدانند كه نمي توانند از وظيفه و تكليف در زمان غيبت گفت وگو كرد مگر اينكه بتوان جايگاه حجتهاي الهي در عالم هستي را تبيين كرد.
شفيعي سروستاني با بيان اينكه مفهوم حجت الهي يكي از ادله هاي امام(ره) در باب ولايت فقيه و ضرورت حكومت در عصر غيبت بود، گفت: مقصود از حجت بودن امام معصوم اين نيست كه فقط بيان كننده احكام خدا باشد چرا كه گفته بزرگان ديگر نيز حجت است و هيچ كس حق عمل نكردن به روايات برخي بزرگان را ندارد.
وي افزود: منظور از حجت بودن امام زمان(عج الله) آن است كه خداوند تعالي به سبب وجود ايشان رفتار و گفتار آنان را در تمام شئون زندگيشان بر بندگان احتجاج كند.
مدير مركز پژوهش هاي اسلامي مركز صدا و سيما با اشاره به ادلههاي امام(ره) در باب ولايت فقيه و ضرورت حكومت اسلامي در عصر غيبت گفت: محقق شدن سيره، روش، رفتار و گفتار حضرت مهدي (عج الله) در جامعه يكي از ادله هاي ديگر امام(ره) در باب تشكيل حكومت اسلامي است.
شفيعي سروستاني در ادامه با اشاره به جايگاه و نقش مردم در عصر غيبت گفت: برخي از قول ها در زمينه فلسفه غيبت دست مايه كساني بوده كه مردم را به سكوت در عصر غيبت وادار كنند اين در حالي است كه بحث فلسفه غيبت و فلسفه ظهور كاملاً به هم پيوسته است.
وي يادآور شد: اگر بگوييم كه مردم در عصر غيبت نقش ندارند، اثرش اين است كه مردم در تعجيل و تاخير ظهور هم نقش ندارند اما اگر نقش مردم در زمان غيبت را به گونهاي تبيين كنيم كه مردم صاحب اصل و نقش در عصرغيبت باشند پس مي توان گفت مردم در تعجيل و تاخير حضور نقش خواهند داشت.
مدير مركز پژوهش هاي اسلامي مركز صدا و سيما در پايان گفت: كساني كه مي خواهند در زمينه نقش مردم در زمان غيبت براي زمينه سازي ظهور بحث و استدلال كنند بايد مباني خود را در اين زمينه روشن كنند./انتهاي پيام/