قدرت در خدمت هدف
کد خبر:۵۹۷۸۳
وبلاگ «نورافكن»؛

قدرت در خدمت هدف

صريح بگويم؛ دعواي احمدي نژاد و هاشمي هم براي قدرت است اما خواستگاه قدرت در اين دو تفکر به نظر کاملا متفاوت است. گفتم اين دو تفکر، چرا که اين دو فرد نيستند بلکه نماد دو نوع رويکرد به مولفه قدرت هستند.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، سيد وحيد موسويان نويسنده وبلاگ «نورافكن» در مطلبي چنين نوشته است:

1-خدايا تو مي داني که ما براي قدرت طلبي و کالاي بي ارزش دنيا قيام نکرده ايم، بلکه براي احياي سنت پيامبر(ص) واجراي احکام الهي به پا خواسته ايم.

اين جمله شاه بيت خطبه سيد الشهداء (ع)در آغاز هجرت عظيم و حرکت عاشورايي است.

حرکت عدالت خواهي انبياء و ائمه هدي (ع) هرگز براي قدرت طلبي و سلطه گري وبرتري جوئي و... نبود، بلکه براي اين بود که قدرت را از چنگال حاکمان مستبد و حکمرانان جاهل باز ستانند. اما مسئله اين است که آيا قدرت را جز با قدرت مي توان ستاند؟ آيا اجراي برنامه خدا يعني عدالت جز با قدرت ميسور و ممکن است؟! پس بايد اقرار کرد که محور همه جنگ ها و فتنه ها در همه تاريخ نزاع براي قدرت و طلب قدرت بوده است.

اما کدام قدرت؟

سيد الشهداء(ع) قدرت غلبه بر سپاه جهل اموي را در عصر اموي پيدا نکرد و سرانجام به شهادت رسيد چرا که قدرت ظلم بر قدرت نور در ظاهر غلبه کرد و خاندان نور به اسارت سپاه ظلمت در آمد و نور افکن محبت و ولايت خدا را لشکر تاريکي پوشاند. چرا ؟چون که نورافکن حق قدرت مردمي نداشت؟!

2-  فتنه سبز و انتخابات دهم هم معرکه جنگ قدرت بود، معرکه اي براي به چنگ آوردن قدرت اجرايي ايران.

اصولا حاکميت و اجراي شعارها و آرمان ها قدرت مي خواهد اما سوال اين است که اين قدرت از کجا و براي کجا؟!...

صريح بگويم, دعواي احمدي نژاد و هاشمي هم براي قدرت است اما خواستگاه قدرت در اين دو تفکر به نظر کاملا متفاوت است. گفتم اين دو تفکر، چرا که اين دو فرد نيستند بلکه نماد دو نوع رويکرد به مولفه قدرت هستند.

از آنجا که انسان فطرتا قدرت طلب است پس هميشه به دنبال کسب قدرت است. اما بيشتر اوقات انسان سرچشمه قدرت را با سراب قدرت اشتباه مي گيرد و اين آغاز انحراف است،انحراف آنجاست که به قدرت اصالت دهيم و به هر قيمت دنبال قدرت بدويم و... و قدرت را براي قدرت بخواهيم.

يادمان نرود اول انقلاب هدف اسلام بود, دل هاي پاک و نيت هاي صادق و شعارهاي ناب در خدمت تحقق اهداف اسلام بود.براي همين اسم انقلاب را انقلاب اسلامي گذاردند وبراي همين مردم به وسط صحنه آمدند و براي همين جوانان اين کشور به خاک و خون افتادند.

اما دعوا از آنجا آغاز شد که پس از گذشت چند سال که قدرت به دست ما افتاد فراموش کرديم که اين قدرت براي تحقق ارزش هاي قرآن و اسلام است نه حفظ شانيت ما و دارو دسته ما.

چشم که باز کرديم ديديم فرزندان ما به جاي ادبيات انقلاب و امام با ادبيات قدرت و ثروت بزرگ شدند. ديديم فرزندان ما آقازاده شدند و بيشتر شبيه رفتار و اعمال ما هستند و دور از شعارها وادعاهاي ما.

3- مادستور داريم براي مقابله با دشمنان و براي پيروزي نسل آرماني و ايده آل انقلاب روز به روز قدرتمند تر شويم و در مقابل جنگ نرم پيش رو عليه اسلام ,قدرت نرم توليد کنيم و اينجاست که تفاوت رويکرد عملي احمدي نژاد با هاشمي در نگاه به منبع قدرت و مصرف قدرت آشکار مي شود ؟!

قدرت و اقتدار احمدي نژاد در کاخ نشيني و قيافه گرفتن براي مردم و با ميلياردرها نشستن و الفاظ خارجي بلغور کردن نيست، هرچند که او پرتلاش ترين و باسوادترين رئيس جمهور ايران اسلامي است .

قدرت احمدي نژاد در خضوع در مقابل انگليس و نامه نگاري "ذليلانه" براي امريکا و دل و قلوه دادن به شيوخ بي غيرت عرب نيست، قدرت احمدي نژاد در ساده زيستي و دين باوري و هم رنگ و هم جنس و همراه بودن با مردم کوچه و بازار است.

مردم به تعبير حضرت امام (رحمه ا... عليه) همان مردم اند، اين مائيم که تغيير مي کنيم و از مردم دور مي شويم.

دولت سازندگي براي بقاي خود در قدرت، حزب کارگزاران را به راه انداخت و خاتمي حزب دولت ساخته مشارکت را بنا کرد تا در قدرت بمانند و...، دولت سازندگي رانت خواري اقتصادي و آقازاده پروري را راه بقاء در قدرت ديد و دولت اصلاحات پناه بردن به فرهنگ غرب باوري و دين گريزي را ...

احمدي نژاد قدرت را در بقاي در دولت نمي داند، هرچند که براي اجراي عدالت ولو به اندازه توان اندک خود طالب قدرت است، قدرتي که از دست ولايت و به پشتيباني ملت به دست آيد، نه از جيب اسپانسرهاي ميلياردر و نصب بيل بردهاي  توسط احزاب سياسي.

در گفتمان احمدي نژاد پست و پول و پارتي قدرت نمي آورد و اين يک اصل است! و از خود مي پرسم پس قدرت پول و پست و پارتي در نظام اداري و فرهنگ امروز ايران خصوصا در سالهاي اخير پس از جنگ از کجا آمده؟ چه کسي مديريت کرد تا اينطوري شد؟

در تفکر آقاي هاشمي توليد ثروت و سازندگي است، که قدرت مي آورد پس در دولت ايشان از مردم دور شدند. کارگزاران دولت هاشمي قدرت را در رفاه و اشرافي گري ديدند, لذا هيچ وقت سراغ محرومين و مستضعفان پايين شهر نرفتند. کم کم اين اصطلاح مستضعف هم که موي دماغ شده ويادگار پير جماران بود را هم عوض کردند و ...

دوستي مي گفت: اگر قدرت را در اختيار راهبردهاي ولايت و حاکميت دين و در مسير انقلاب و مردم خرج نکنيم اين مي شود طاغوت. آسيب اهل دين اين است هنگامي که به قدرت مي رسند بجاي اينکه قدرت را براي مديريت و رشد مردم قرار دهند براي حفظ خود و بقاي خود در قدرت خرج مي کنند. لذت قدرت کام انسان را که چرب کرد فراموش مي کنيم که ما بايد فداي قدرت مند شدن اسلام بشويم نه قدرت اسلام فداي حفظ جايگاه و آبرو وهوي و هوس ما.

در مکتب اسلام امام خميني (ره)، سد و کارخانه و توسعه اقتصادي و رفاه شهروندان شمال تهران مظهر قدرت نيست، در مکتب اسلامي که امام خميني(ره) منادي آن شد، کرباسچيِ شهردار و زنگنه وزير نفت و هاشميِ سردارِ سازندگي تنها مظهر قدرت نيستند. مظهر قدرتِ ايران شهداء هستند. فراموش کردند که اين استشمام عطر شهادت طلبي است که به ملت و کشور قدرت مي دهد و آقاي هاشمي و گفتمان هاشمي و ياران هاشمي و اصلاح طلبان ادامه دهنده مسير ايشان الگوي جديدي از ادبيات اقتدار و قدرت را در تاريخ انقلاب به نمايش گذاردند.

هم در منابع تاريخي اسلام و هم در زيارت حضرت اميرالمومنين(ع) داريم که مي فرمايند : "يا اميرالمومنين, فرد ضعيف و ناتوان نزد تو قوي و توانگر است تا اينکه حق او را از نهاد قدرت بستاني و شخصيت هاي قدرت مند و توانگر و چهره هاي معروف سياسي در پيش تو ذليل و ضعيف خواهد بود تا حق را از آنها بستاني .

" يوجَد ُالضَعيف الذليل عندک قويا عزيزا حتي تأخذ حَقّه و يوجَد القوي العزيز ، عندک ضعيفا  ذليلا حتي تأخذ منه الحق" 

در ادبيات سياسي علوي، قدرتمندان اقتصادي و نخبگان سياسي براي احقاق حق ملت از آنها، ضعيف و حقير پنداشته مي شوند تا حق به ناحق خورده مردم از حلقوم آن ها و حساب بانکي فاميل و کيسه حزب و دار و دسته آن ها بيرون کشيده شود.

در ادبيات اسلام ناب، قدرت شيرين است اما ريختن آن به  پاي محرومين شيرين تر، در گفتمان انقلاب اسلامي که ما امروز امثال احمدي نژاد را نماد و چهره – حداقلي- آن مي دانيم منبع قدرت توکل به خدا و سربازي ولايت امر و اعتماد و اطمينان به ملت است و بس.

در اين مکتب اصيل راه کسب قدرت هم چنگ زدن به دامان منبع مطلق قدرت است، توکل است، توسل است. اين همان قدرتي است که شهداء را مظهر قدرت انقلاب نموده نه بمب اتم را. اين همان قدرتي است که در والفجر8 و کربلاي 5 و فتح المبين به تمامه جلوه نمود.

آري, راز ونياز به درگاه پروردگار عالم، توسل به ساحت مقدس اهل بيت (ع) قدرت مي آورد و اين را سربازان راستين خميني عزيز آزمودند و به ما در عمل نشان دادند، حالا اسلاف ناخلف آن انقلابيون چطور پس از گذشت چند سال نشستن بر سر ميز مذاکره و تسليم خواسته هاي غرب شدن را راه کسب قدرت و بقاي در قدرت مي دانند؟

فيلم هاي تبليغاتي سال84 در انتخابات نهم يادتان هست. ذکر اللهم عجل لوليک الفرج قدرت آورد نه همنشيني مفسر قرآن با دختر هاي بزک کرده بر سر يک ميز و...

سجده طولاني، ياد خدا, استغفار و زاري به آستان الله (جل جلاله)،سربازي امام عصر(ارواحنافدا) دلدادگي به نائب امام عصر(عج) قدرت مي آوررد نه رايزني با قدرت هاي پوشالي دنيا. حضور در مساجد قدرت مي آورد نه فرار کردن از مواجهه مستقيم با مردم کوچه و بازار و پرسش و پاسخ با دانشجويان.

ماجراي دانشگاه کلمبيا مظهر قدرت ملت ايران بود. قدرتي که مردم مومن ايران عزيز به يکي از فرزندان هوشمند و پرتلاش خود مدتي به امانت دادند.

خاطره اي به يادم امد: در روز جمعه 20 خرداد84 درست در روزهايي که طبق ادعاي رسانه ها احمدي نژاد در بين 8کانديدا هشتم بود هنگام خداحافظي به او گفتم آقاي دکتر يک هفته ديگر تا انتخابات نمانده، براي تبليغات و... چه بکنيم؟ در جواب من که آخرين نفر بودم که خداحافظي مي کردم در حالي که در انتظار يک راهکار و شيوه تبليغات جديد و يا اميد دادن... بودم گفت : برو بنشين زيارت عاشورا بخوان و نماز جعفر طيار.

پس از چند سال از آن مطلب حالا بهتر مي فهمم که زيارت عاشورا و نماز جعفر و... ياد امام عصر(عج) و توسل به حضرت صديقه کبري (س)، حضور درمجالس روضه سيد الشهداء(ع) و رسيدگي به محرومين و ايتام ،... نوکري مردم و انتقاد از مسئولين ولو احمدي نژاد باشد... زيارت حضرت رضا(ع) و حتي نگاه به عکس امام و شهدا چقدر قدرت مي آورد؟! والبته از همه مهمتر نماز اول وقت.

ملت ايران با اين قدرت انقلاب کرد و با قدرت شهادت طلبي قدرت اسلام ناب را در22 بهمن امسال به مسلمانان آمريکايي نشان داد. مظهر قدرت ايران همين راهپيمايي 22 بهمن است،همين حضور با صلابت رئيس جمهور مکتبي در تريبون هاي 500ميليون نفري همانندکلمبياست. مظهر قدرت ايران در عرصه بين المللي گفتمان احمدي نژاد است که به تعبير رهبر عزيزمان ارزش هاي امام و انقلاب و شعار عدالت را احيا نمود و قطار منحرف شده مديريت و دولت را به ريل اسلام ناب بازگرداند.

احمدي نژاد مظهر –آئينه- قدرت جوانان غيور ايران و سربازان حجت حق حضرت صاحب الزمان(عج) است تا زماني که سرباز ولايت باشد, چراکه ازن ظر ما بدون اطاعت ولي فقيه , سرنوشتي همانند بني صدر و خاتمي و دولت مير حسين و هاشمي خواهد داشت.

خواص مردود،شاه سلطان حسين ها، نخبگان بي بصيرت، سرداران و ياران ديروز ولايت و همه خواب رفتگان بدانند که لجبازي با ولايت و تمسخر دولت مکتبي و بي توجهي به مردم مستضعف و دور از پايتخت رفاه و ثروت هرگز قدرت نمي آورد. قدرت در اين است که به آغوش ملت بازگردي و تا عمق روستاهاي دور افتاده و محروم را سرکشي کني و پاي درد دل بچه هاي يتيم و فرزندان شهداء بنشيني و اين آن چيزي است که امثال آقاي هاشمي و دوستانش از آن به نظر سخت غفلت کردند.

اگر به اين سو حرکت کرديم قدرت مادي هم در دستان ماست. اين رويکرد مکتبي بود که امروز مارا صاحب قدرت نانو تکنولوژي، قدرت هسته اي، قدرت نظامي، قدرت پرتاب ماهواره به فضا وقدرت... کرده است.

4- آري قدرت تنها در دست خداست ...و دست خدا بر سر ماست /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار