علي ميرزايي - گروه پاتوق شيشه اي؛
باز هم بهمن و يک روي سياه
نو بهارست امروز
که زمستان در رفت
و زغالي که سيه روست هنوز
مردمان جمله خروش آوردند
پير و برنا
همه فرياد زدند:
مرگ بر آنکه نمي بيندمان
جان ما ايران است
دينمان باورمان اسلام است
و تو بايد که شمارش بکني عده خود
کمتريني آري
پس میانديش که حق جانب بي بي سي بود
نو بهارست بزن خنده به لب
بازگرد از ره کج راه خطا
که سياهيه زغال
نَبُود درخور شأنت يارا
/انتهاي پيام/