فقه رسانه
کد خبر:۶۰۳۶۸

فقه رسانه

رسانه به معناي هر وسيله‌اي است که مطلب يا خبري را به اطلاع مردم برساند؛ مانند راديو، تلويزيون، روزنامه و اينترنت که هر کدام از آنها داراي احکام خاصي است که مي‌توان بر اساس اصول اسلامي به تبيين آن پرداخت.

در آغاز، احکام خبر و خبر رساني را با نگاهي فقهي ذکر مي‌کنيم.

لزوم تحقيق در درستي اخبار

قرآن کريم مي‌فرمايد: (يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ)؛[2]

«اي کساني که ايمان آورده‌ايد! اگر شخص فاسقي خبري براي شما آورد، درباره آن تحقيق کنيد؛ مبادا در صورت عمل کردن بدون تحقيق، به گروهي از روي ناداني آسيب برسانيد و از کرده خود پشيمان شويد».

برخي مفسران شأن نزول آيه را وليد بن عقبه دانسته‌اند که پيامبر(ص) او را براي جمع آوري زکات از قبيله بني المصطلق اعزام داشت؛ اما او بدون تحقيق به پيامبر(ص) گزارش داد که آنها از پرداخت زکات خودداري کرده‌اند، در آن زمان امتناع از پرداخت زکات يک نوع قيام بر ضدّ حاکميت اسلام به شمار مي‌آمد، پيامبر(ص) تصميم گرفت با آنها مبارزه کند؛ اما اين آيه نازل شد که بيانگر تأکيد بيشتر اين حکم در مورد رهبران جامعه در مواجهه با خبر است.(3)

آيه شريفه به صراحت، فلسفه حکم را جلوگيري از آسيب‌رساندن به ديگران و در نتيجه پشيماني از اقدام نابجا بيان مي‌کند.

امام علي(ع) در پيام خود به مالک اشتر مي‌‌فرمايد: «ولا تعجلن الي تصديق ساع فان الساعي غاش و ان تشبه بالناصحين؛ و در تصديق و باور داشتن خبر آورنده و سخن چين شتاب منما؛ زيرا سخن چين خيانتکار و فريب دهنده است؛ هر چند وانمود کند که پند دهنده است».(4)

حرمت شايعه پراکنى

پس از هجرت پيامبر(ص) به مدينه و استقرار حکومت قرآنى، منافقان و بيمار دلان همواره اقدام به نشر اخباري مي‌کردند که دلهره‌زا و اضطراب آفرين بود، قرآن کريم حکم آنان را که ادامه سنت الهي در مورد تمام منافقان و مخالفان انبياست، بيان کرد و فرمود:

(لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنّکَ بِهِمْ ثُمّ لا يُجاوِرُونَکَ فيها إِلاّ قَليلاً مَلْعُونينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتيلاً سُنّةَ اللّهِ فِي الّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنّةِ اللّهِ تَبْديلاً)؛(5)

«اگر منافقان و بيمار دلان و آنها که اخبار دروغ و شايعات بي‌اساس در مدينه منتشر مي‌کنند و دست از کار خود برندارند، تو را بر ضدّ آنان مي‌شورانيم، سپس جز مدت کوتاهي نمي‌توانند در کنار تو در اين شهر بمانند و از همه جا طرد مي‌شوند و هر جا يافته ‌شوند، دستگير خواهند شد و به سختي به قتل خواهند رسيد...».

در برخي تفاسير آمده است: «ارجاف، به معناي ترويج باطل با هدف اندوهگين ساختن است که معناي اصلي آن، اضطراب است و مقصود از «مرجفون» منافقاني بودند که در مدينه خبرهايي را منتشر مي‌کردند که موجب تضعيف روحيه مسلمين مي‌شدند؛ مثلاً شايعه مي‌کردند که مشرکان براي جنگيدن با مسلمين آماده شده‌اند يا لشکرهاي اعزامي از سوي پيامبر(ص) کشته و يا فراري شده‌اند، قرآن کريم ضمن بيان حکم قتل و لعنت آنها، آن را حکمي ثابت در تمام شرايع پيشين اعلام داشت».(6)

در همين زمينه، کلام ديگر الهي مي‌فرمايد: (وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اْلأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدّوهُ إِلَى الرّسُولِ وَ إِلى أُولِي اْلأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتّبَعْتُمُ الشّيْطانَ إِلاّ قَليلاً)؛[7]

«و هنگامي که خبري از پيروزي يا شکست به آنها برسد، (بدون تحقيق) آن را شايع مي‌سازند، در حالي که اگر آن را به پيامبر و پيشوايان که قدرت تشخيص کافي دارند، بازگردانند، از ريشه‌هاي مسائل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جزو عده کمي همگي از شيطان پيروي مي‌کرديد».

مرحوم شيخ طبرسي مي‌نويسد: «اذاعه، افشا، اظهار و اعلان، در معنا نظير يکديگرند و استنباط به معناي استخراج است؛ به گونه‌اي که در معرض ديدن قرار گيرد و يا به وسيله قلب، معرفت و شناخت آن ميسر شود و معناي (لَعَلِمَهُ الّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ) آن است که آنها که به دنبال تحقيق از واقعيات و حقيقت هستند، (پس از مراجعه) حقيقت را خواهند يافت».(8)

حرمت نشر اکاذيب

گروهي متشکل و منسجم، توطئه‌اي را با هدف ضربه زدن به پيامبر(ص) تدارک ديدند که در قرآن از آن به نام «اِفک» ياد شده است، قرآن کريم از توطئه‌گران با تعبير «عصبه» ياد مي‌کند، به نظر راغب، عصبه به گروهي مي‌گويند که يک سخن بگويند و پشتيبان يکد‌يگر باشند(9) و تعداد آنان بين 10 تا 40 نفر باشد.(10) آنها به رهبري عبدالله بن سلول، شايعه‌اي را منتشر ساختند که بر اساس کلام الهي اگر فضل و رحمت خدا نبود، مجازات سنگيني دامن آنها را مي‌گرفت.(11)

اين در حالي بود که برخي از مسلمانان ساده‌لوح فريب آنان را خورده و خود عاملي براي نشر آن شده بودند، قرآن آنها را سرزنش و ملامت کرد و با شديد‌ترين تعبيرات به نکوهش کار آنها پرداخت و فرمود:

(لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَ قالُوا هذا إِفْکٌ مُبينٌ... إِذْ تَلَقّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِکُمْ ما لَيْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظيمٌ وَ لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ ما يَکُونُ لَنا أَنْ نَتَکَلّمَ بِهذا سُبْحانَکَ هذا بُهْتانٌ عَظيمٌ. يَعِظُکُمُ اللّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ)؛(12)

«به خاطر بياوريد زماني را که اين شايعه را از زبان يکديگر مي‌گرفتيد و با دهان خود سخني مي‌گفتيد که به آن يقين نداشتيد و آن را کوچک مي‌پنداشتيد، در حالي که نزد خدا بزرگ است؛ چرا هنگامي که آن را شنيديد، نگفتيد: ما حق نداريم که به اين سخن تکلم کنيم؟ خداوندا! منزهي تو، اين بهتان بزرگي است، خداوند، شما را اندرز مي‌دهد که هرگز چنين کاري را تکرار نکنيد، اگر ايمان داريد».

جواز افشاي ستمگر

اگرچه در اسلام غيبت و بدگويي از مؤمنان حرام شمرده شده است؛ اما فرد ظالم و ستمگر از اين قاعده مستثناست و مي‌توان در همان زمينه‌اي که قصد ستمگري داشته، او را افشا کرد. قرآن کريم در اين زمينه مي‌فرمايد: (لا يُحِبّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللّهُ سَميعًا عَليمًا)(13)

«خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود بدي‌ها را اظهار کند، مگر آن کسي که مورد ستم واقع شده باشد، خدواند شنوا و داناست».

نکوهش تملق و چاپلوسى

يکي از آسيب‌هاي مطبوعاتى، تملق و چاپلوسي است که رواج آن در جامعه آثار زيان باري دارد، از اميرمؤمنان امام علي(ع) روايت شده است که فرمود:

«الثناء بأکثر من الإستحقاق ملق و التقصير عن الإستحقاق عيّ أو حسد؛ ستودن ديگري بيش از آنچه شايسته آن است، چاپلوسي است و کمتر از آنچه سزاوار است، ناتواني يا حسد ورزيدن است»(14)

و در نامه به مالک اشتر مي‌فرمايد: «ثم رُضهم علي ان لايُطروکَ و لا يُبجّحوک بباطل لم تفعله فان کثرة الاطراء تُحدث الزهو و تُدني من العزة؛ و آنان را وادار و بياموز که بسيار تو را نستايند و از اينکه باطلي را به جا نياورده‌اى، تو را شاد نگردانند (تا تو را به خود متوجه سازند)؛ زيرا ستايش بسيار انسان را خودپسند ساخته و سرکشي به بار مي‌آورد».(15)

بر اين اساس، تملق و ستودن بيش از استحقاق فرد، علاوه بر اينکه دروغ به شمار مي‌رود، داراي آثار تخريبي در شخصيت انسان است، چنان که در بيان اميرمؤمنان(ع) آمده است.

مرحوم شيخ انصاري يکي از محرمات را مدح و ستايش افرادي مي‌داند که يا قابل ستايش نيستند و يا اينکه استحقاق مذمت دارند و دليل آن را علاوه بر قبح عقلى، آيه شريفه (وَلا تَرْکَنُوا إِلَى الّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسّکُمُ النّارُ) ذکر مي‌کند.(16)

انعکاس مشکلات مؤمنان

يکي از رسالت‌هاي مهمّ مطبوعات و نظام رسانه‌اى، انعکاس مشکلات مسلمين براي اطلاع دست‌اندرکاران و رفع آن است، چه بسيار رسانه‌هاي متعهد بوده‌اند که بدين وسيله توانسته‌اند مشکلات و ناملايمات بزرگ کشور يا منطقه را رفع کنند، حتي اگر مسئولان و افراد ذي‌ربط در صدد گره‌گشايي برنيايند، باز کار آنان اهميت و جايگاه ويژه خود را از جهت معنوي خواهد داشت.

کتاب‌هاي حديث از آن جمله وسايل الشيعه در اين زمينه فصل‌هاي متعددي را گشوده است، همانند «باب استحباب السعي في قضاء حوائج المؤمن قضيت أولم تقض؛ مستحب بودن تلاش براي برآوردن نيازهاي مؤمن، چه انجام بپذيرد، چه انجام نپذيرد».(17) و «باب استحباب تفريج کرب المؤمن؛ مستحب بودن رفع مشکلات مؤمنان» که در هر باب، يازده حديث را ذکر کرده ‌است، در يکي از احاديث آمده است که پيامبر(ص) فرمود:

«من اغاث اخاه المسلم حتي يخرجه من همّ و کربه و ورطه کتب الله له عشر حسنات و رفع له عشر درجات و اعطاه ثواب عشر نسمات و دفع عنه عشر نقمات و اعدّ له يوم القيامة عشر شفاعات»؛ هر کس برادر مسلمان خويش را فرياد رسي کند تا او را از غم و اندوه و سختي نجات دهد، خداوند براي او 10 حسنه مي‌نويسد و او را 10 درجه بالا مي‌برد و به او ثواب آزاد کردن 10 بنده مي‌دهد و از او 10 سختي و بلا رفع مي‌کند و براي او در روز قيامت 10 شفاعت فراهم مي‌سازد».(18)

در حديثي ديگر از امام علي(ع) نقل مي‌کند که فرمود: «من کفّارات الذّنوب العظام اغاثه الملهوف و التنفيس عن المکروب؛ از کفاره گناهان بزرگ، فريادرسي براي انسان‌هاي اندوهگين و غم‌زده و رفع مشکل از کساني است که در سختي قرار گرفته‌اند».(19)

امروزه براي همه روشن است که گام اول براي پاسخ‌گويي به نداي مظلوميت افراد گرفتار، انعکاس صحيح و درست مشکلات آنان در مطبوعات است، اگر ظلمي که در فلسطين بر مسلمين روا شده، از سوي رسانه‌ها به صورت درست در معرض ديد جهانيان قرار گيرد، ديگر دشمن اين همه گستاخي‌ نمي‌کند.

حرمت تمسخر و استهزا

خبررساني گاه به اين انگيزه است که ديگران آن را بشنوند يا بخوانند تا فردي را که موضوع خبر قرار گرفته است، به تمسخر بگيرند که در قرآن کريم اين کار، حرام شمرده شده است و مي‌فرمايد:

(يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَکُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَکُنّ خَيْرًا مِنْهُنّ)(20)؛

«اي کساني که ايمان آورده‌ايد! نبايد گروهي از مردان شما گروه ديگر را مسخره کنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زناني زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند».

پي‌نوشت‌ها

1 . فرهنگ عميد، ج2، ص1042.

2 . حجرات/6.

3 . مجمع البيان، ج5، ص132 (منشورات مکتبة آيت الله نجفي).

4 . نهج‌البلاغه، فيض الاسلام، ص998، نامه 53.

5 . احزاب/ 60 62.

6 . مجمع البيان، ج4، ص371؛ الميزان، ج16، ص361.

7 . نساء / 83.

8 . مجمع البيان، ج2، ص81.

9 . مفردات راغب (عصب).

10 . الميزان، ج15، ص97.

11 . نور / 20.

12 . نور / 15 17.

13 . نساء / 84.

14 . نهج‌البلاغه، حکمت 339.

15 . همان، ص999، نامه 53.

16 . مکاسب، ص84.

17 . وسايل الشيعه، ج11، ص582، باب 27 من ابواب فعل المعروف.

18 . همان، ص588، باب29 ، حديث8.

19 . همان، حديث 10.

20 . حجرات / 11.

پربازدیدترین آخرین اخبار