روايت امام عسكرى(ع) درباره امام دوازدهم(ع) و غيبت او
کد خبر:۶۰۴۰۳
به مناسبت آغاز امامت آخرين ذخيره الهي

روايت امام عسكرى(ع) درباره امام دوازدهم(ع) و غيبت او

غيبت او به طول خواهد انجاميد تا به غايتى كه اكثر معتقدان به او بازگردند و باقى نماند مگر كسى كه خداى تعالى عهد و پيمان ولايت ما را از او گرفته و ايمان را در دلش نگاشته و با روحى از جانب خود مؤيّد كرده باشد.

احمد بن اسحاق گويد: بر امام عسكرىّ عليه السّلام وارد شدم و مى‏خواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم او آغاز سخن كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق خداى تعالى از زمان آدم عليه السّلام زمين را خالى از حجّت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجّت نخواهد گذاشت، به واسطه اوست كه بلا را از اهل زمين دفع مى‏كند و به خاطر اوست كه باران مى‏فرستد و بركات زمين را بيرون مى‏آورد.

گويد: گفتم: اى فرزند رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كيست؟

حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانه‏اش كودكى 3 ساله بود كه صورتش مانند ماه شب چهارده مى‏درخشيد، فرمود: اى احمد بن اسحاق، اگر نزد خداى تعالى و حجّت‌هاى او گرامى نبودى، اين فرزندم را به تو نمى‏نمودم، او همنام و هم‏كنيه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است، كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مى‏كند همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.

اى احمد بن اسحاق! مثل او در اين امّت مثل خضر و ذو القرنين است، او غيبتى طولانى خواهد داشت كه هيچ كس در آن نجات نمى‏يابد، مگر كسى كه خداى تعالى او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعاء به تعجيل فرج موفّق سازد.

احمد بن اسحاق گويد: گفتم: اى مولاى من آيا نشانه‏اى هست كه قلبم بدان مطمئن شود؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن درآمد و فرمود: أنا بقيّة اللَّه في أرضه و المنتقم من أعدائه‏، اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده جستجوى نشانه مكن! احمد بن اسحاق گويد: من شاد و خرّم بيرون آمدم و فرداى آن روز به نزد امام عسكرىّ عليه السّلام بازگشتم و گفتم: اى فرزند رسول خدا! شادى من به واسطه منّتى كه بر من نهاديد، بسيار است، بفرمائيد آن سنّتى كه از خضر و ذوالقرنين دارد چيست؟ فرمود: اى احمد! غيبت طولانى، گفتم: اى فرزند رسول خدا! آيا غيبت او به طول خواهد انجاميد؟ فرمود: به خدا سوگند چنين است تا به غايتى كه اكثر معتقدان به او بازگردند و باقى نماند مگر كسى كه خداى تعالى عهد و پيمان ولايت ما را از او گرفته و ايمان را در دلش نگاشته و با روحى از جانب خود مؤيّد كرده باشد.

اى احمد بن اسحاق! اين امرى از امر الهى و سرّى از سرّ ربوبى و غيبى از غيب پروردگار است، آنچه به تو عطا كردم بگير و پنهان كن و از شاكرين باش تا فردا با ما در علّيّين باشى.(1)

1- كمال الدين.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار