انتظار يعنى آماده باش كامل‏
کد خبر:۶۰۵۰۲
انتظار يعني چه؟

انتظار يعنى آماده باش كامل‏

من اگر آلوده و ناپاكم چگونه مى‏توانم، منتظر انقلابى باشم كه شعله اولش دامان آلودگان را مى‏گيرد! ارتشى كه در انتظار جهاد بزرگى است آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى‏برد و روح انقلابى در آنها مى‏دمد، و هر گونه نقطه ضعفى را اصلاح مى‏كند.

چگونگى «انتظار» همواره متناسب با هدفى است كه در انتظار آن هستيم:

انتظار آمدن يك مسافر عادى از سفر

انتظار بازگشت يك دوست بسيار عزيز

انتظار فرا رسيدن فصل چيدن ميوه از درخت و درو كردن محصول‏

انتظار فرا رسيدن فصل تحصيلى مدارس ...

هر يك از اين انتظارها آميخته با يك نوع آمادگى است.

در يكى بايد خانه را آماده كرده و وسايل پذيرايى فراهم ساخت؛ در ديگرى ابزار لازم و داس و كمباين و ... در ديگرى كتاب و دفتر و قلم و لباس مدرسه و مانند آن.

اكنون فكر كنيد آنها كه انتظار قيام يك مصلح بزرگ جهانى را مى‏كشند در واقع انتظار انقلاب و دگرگونى و تحولى را دارند كه وسيعترين و اساسى‏ترين انقلاب‏هاى انسانى در طول تاريخ بشر است.

انقلابى كه بر خلاف انقلاب هاى اصلاحى پيشين جنبه منطقه‏اى نداشته و نه اختصاص به يك جنبه از جنبه‏هاى مختلف زندگى دارد؛ بلكه علاوه بر اين كه عمومى و همگانى است، تمام شؤون و جوانب زندگى انسان ها را شامل مى‏شود؛ انقلابى است سياسى و فرهنگى و اقتصادى و اخلاقى.

«انتظار» هميشه از دو عنصر «نفى» و «اثبات» تشكيل مى‏شود؛ ناراحتى از وضع موجود و عشق و علاقه به وضع بهتر. در هر انقلاب و تحول بنيادى نيز دو جنبه وجود دارد؛ جنبه نفى و جنبه اثبات.

جنبه نخستين انقلاب كه همان جنبه «نفى» است، از ميان بردن عوامل اختلال و فساد و انحطاط و شستشو دادن لوح جامعه از نقش هاى مخالف است.

پس از انجام يافتن اين مرحله، نوبت به جنبه اثبات يعنى جانشين ساختن عوامل اصلاح و سازندگى مى‏رسد.

تركيب دو مفهوم «انتظار» و «انقلاب جهانى»؛ يعنى، كسانى كه در انتظار چنان انقلابى به سر مى‏برند اگر در دعوى خود صادق باشند (نه جزء منتظران دروغين خيالى) بطور مسلم آثار زير در آنها آشكار خواهد شد:

خودسازى فردى‏

حكومت جهانى مهدى قبل از هر چيز نيازمند به عناصر آماده و با ارزش انسانى است كه بتوانند بار سنگين چنان اصلاحات وسيعى را در جهان بدوش بكشند؛ و اين در درجه اول محتاج به بالا بردن سطح انديشه و آگاهى و آمادگى روحى و فكرى براى همكارى در پياده كردن آن برنامه عظيم است؛ تنگ نظرى‏ها، كوته بيني ها، كج فكري ها، حسادت ها، اختلافات كودكانه و نابخردانه، و بطور كلى هر گونه نفاق و پراكندگى با موقعيت منتظران واقعى سازگار نيست.

نكته مهم اينجاست كه منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمى هرگز نمى‏تواند نقش تماشاچى را داشته باشد؛ بايد حتماً در صف اصلاح طلبان واقعى قرار گيرد.

ايمان به نتايج و عاقبت اين تحول هرگز به او اجازه نمى‏دهد كه در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نيز محتاج به داشتن اعمالى پاك و روحى پاكتر، برخوردارى از شهامت و آگاهى كافى است.

من اگر ناپاك و آلوده‏ام چگونه مى‏توانم منتظر تحول و انقلابى باشم كه شعله اولش دامان مرا مى‏گيرد!

من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممكن است در انتظار كسى بنشينم كه طعمه شمشيرش خون ستمگران است و من اگر فاسد و نادرستم چگونه مى‏توانم در انتظار نظامى كه افراد فاسد و نادرست در آن هيچ گونه نقشى ندارند، بلكه مطرود و منفور خواهند بود، روزشمارى كنم!

آيا اين انتظار براى تصفيه روح و فكر و شستشوى جسم و جان من از لوث آلودگي ها كافى نيست!

ارتشى كه در انتظار جهاد آزاديبخش به سر مى‏برد، حتماً به حالت آماده باش كامل در مى‏آيد؛ سلاحى كه براى چنين ميدان نبردى شايسته است به دست مى‏آورد؛ سلاح هاى موجود را اصلاح مى‏كند؛ سنگرهاى لازم را مى‏سازد؛ آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى‏برد؛ روحيه افراد خود را تقويت مى‏كند؛ و شعله عشق و شوق براى چنان مبارزه‏اى را در دل فرد فرد سربازانش زنده نگه مى‏دارد؛ ارتشى كه داراى چنين آمادگى نيست هرگز در انتظار به سر نمى‏برد و اگر بگويد دروغ مى‏گويد؛ انتظار يك مصلح جهانى به معنى آماده باش كامل فكرى و اخلاقى، مادّى و معنوى، براى اصلاح همه جهان است.

فكر كنيد چنين آماده باشى چقدر سازنده است! اصلاح تمام روى زمين و پايان دادن به همه مظالم و نابساماني ها شوخى نيست! كار ساده‏اى نمى‏تواند باشد! آماده باش براى چنين هدف بزرگى بايد متناسب با آن باشد؛ يعنى بايد به وسعت و عمق آن باشد.

براى تحقق بخشيدن به چنين انقلابى مردانى بسيار بزرگ و مصمم و بسيار نيرومند و شكست‏ناپذير، فوق العاده، پاك و بلند نظر، كاملًا آماده و داراى بينش عميق، لازم است؛ و خودسازى براى چنين هدفى مستلزم به كار بستن عميق‏ترين برنامه‏هاى اخلاقى و فكرى و اجتماعى است؛ اين است معنى انتظار واقعى؛ آيا هيچ كس مى‏تواند بگويد چنين انتظارى سازنده نيست!

خودياري هاى اجتماعى‏

منتظران راستين در عين حال، وظيفه دارند كه علاوه بر اصلاح خويش، در اصلاح ديگران نيز بكوشند؛ زيرا برنامه عظيم و سنگينى كه انتظارش را مى‏كشند يك برنامه فردى نيست؛ برنامه‏اى است كه تمام عناصر تحول بايد در آن شركت جويد؛ بايد كار به صورت دسته جمعى و همگانى باشد؛ كوشش ها و تلاش ها بايد هماهنگ گردد و عمق و وسعت اين هماهنگى بايد به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را دارند.

در يك ميدان وسيع مبارزه دسته جمعى هيچ فردى نمى‏تواند از حال ديگران غافل بماند؛ بلكه موظف است هر نقطه ضعفى را در هر كجا ببيند اصلاح كند؛ و هر موضع آسيب پذيرى را ترميم نمايد؛ و هر قسمت ضعيف و ناتوانى را تقويت كند؛ زيرا بدون شركت فعالانه و هماهنگ تمام مبارزين، پياده كردن چنان برنامه‏اى امكان‏پذير نيست.

بنابراين منتظران واقعى علاوه بر اين كه به اصلاح خويش‏ مى‏كوشند، وظيفه خود مى‏دانند كه ديگران را نيز اصلاح كنند.

اين است اثر سازنده ديگر براى انتظار قيام يك مصلح جهانى! و اين است فلسفه آن همه افتخارات و فضيلت ها كه براى منتظران راستين شمرده شده است.

حل نشدن در فساد محيط

هنگامى كه فساد فراگير مى‏شود، و اكثريت و يا جمع كثيرى را به آلودگى مى‏كشاند، گاهى افراد پاك در يك بن بست سخت روانى قرار مى‏گيرند، بن بستى كه از يأس از اصلاحات سرچشمه مى‏گيرد.

گاهى آنها فكر مى‏كنند، كار از كار گذشته و ديگر اميدى براى اصلاح نيست، و تلاش و كوشش براى پاك نگهداشتن خويش بيهوده است؛ اين نوميدى و يأس ممكن است آنها را تدريجاً به سوى فساد و همرنگى با محيط بكشاند، و نتوانند خود را به صورت يك اقليت ‏صالح در برابر اكثريت ناسالم حفظ كنند، و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوايى بدانند.

تنها چيزى كه مى‏تواند در آنها روح اميد بدمد و به مقاومت و خويشتن دارى دعوت كند و نگذارد در محيط فاسد حل شوند، اميد به اصلاح نهايى است؛ تنها در اين صورت است كه آنها دست از تلاش و كوشش براى حفظ پاكى خويش و حتى براى اصلاح ديگران بر نخواهند داشت.

و اگر مى‏بينيم در دستورات اسلامى يأس از آمرزش. يكى از بزرگترين گناهان شمرده شده است و ممكن است افراد ناوارد، تعجب كنند كه چرا يأس از رحمت خدا اين قدر مهم تلقى شده- مهمتر از بسيارى از گناهان- فلسفه‏اش در حقيقت همين است كه گناهكار مأيوس از رحمت، هيچ دليلى نمى‏بيند كه به فكر جبران بيفتد و يا لااقل دست از ادامه گناه بردارد، و منطق او اين است:

«آب از سر من گذشته است، چه يك قامت چه صد قامت- من كه رسواى جهانم غم دنيا هيچ است- بالاتر از سياهى، رنگ دگر نباشد؛ آخرش جهنم است من كه هم اكنون آن را براى خود خريده‏ام؛ ديگر از چه چيز مى‏ترسم!»

اما هنگامى كه روزنه اميد براى او گشوده شود، اميد به عفو پروردگار و اميد به تغيير وضع موجود، نقطه عطفى در زندگى او پيدا مى‏شود و چه بسيار او را به توقّف كردن در مسير گناه و بازگشت به سوى پاكى و اصلاح دعوت مى‏نمايد.

به همين دليل، اميد را مى‏توان همواره به عنوان يك عامل مؤثر تربيتى در مورد افراد فاسد شناخت؛ همچنين افراد صالحى كه در محيط هاى فاسد گرفتارند، بدون اميد نمى‏توانند خويشتن را حفظ كنند.

نتيجه اين كه، انتظار ظهور مصلحى كه هر قدر دنيا فاسدتر مى‏شود اميد ظهورش بيشتر مى‏گردد اثر فزاينده روانى در معتقدان دارد، و آنها را در برابر امواج نيرومند فساد بيمه مى‏كند؛ آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محيط مأيوستر نمى‏شوند، بلكه به مقتضاى:

وعده وصل چون شود نزديك             آتش عشق تيزتر گردد

وصول به هدف را در برابر خويش مى‏بينند و كوشش هايشان براى مبارزه با فساد و يا حفظ خويشتن با شوق و عشق زيادترى تعقيب مى‏گردد.

بنابراين چنين نتيجه مى‏گيريم كه اثر تخديرى انتظار تنها در صورتى است كه مفهوم آن مسخ و تحريف شود- همان گونه كه جمعى از مخالفان، تحريفش كرده‏اند؛ و جمعى از موافقان مسخش- اما اگر به مفهوم واقعى در جامعه و فرد پياده شود، يك عامل مهم تربيت و خودسازى و تحرك و اميد خواهد بود.

از جمله مدارك روشنى كه اين موضوع را تاييد مى‏كند، اين است كه در ذيل آيه:
«وعداللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصّالحات ليستخلفنّهم فى الارض ...؛ خداوند به آنها كه ايمان دارند و عمل صالح انجام مى‏دهند، وعده داده است حكومت روى زمين را در اختيارشان بگذارد ...» از پيشوايان بزرگ اسلام نقل شده است كه منظور از اين آيه «هوالقائم و اصحابه؛ مهدى و ياران او» هستند.

و در حديث ديگرى مى‏خوانيم: «نزلت فى المهدى؛ آيه درباره مهدى نازل شده است» در حالى كه در اين آيه مهدى و يارانش به عنوان «الّذين آمنوا منكم و عملوا الصّالحات» معرفى شده‏اند.

بنابراين تحقق اين انقلاب جهانى بدون يك ايمان مستحكم، كه هر گونه ضعف و زبونى و ناتوانى را دور سازند و بدون اعمال صالحى كه‏ راه را براى اصلاح جهان بگشايد، امكان‏پذير نيست و آنها كه در انتظار چنين برنامه‏اى هستند، هم بايد سطح آگاهى و ايمان خود را بالا ببرند و هم در اصلاح خويش و اعمال خود بكوشند.

تنها چنين كسانى هستند كه مى‏توانند نويد زندگى در حكومت او به خود دهند، نه آنها كه با ظلم و ستم همكارى دارند! و نه آنها كه از ايمان و عمل صالح بيگانه‏اند!

نه افراد ترسو و زبونى كه بر اثر ضعف ايمان از همه چيز حتى از سايه خود مى‏ترسند!

و نه افراد سست و بيحال و بيكاره‏اى كه دست روى دست گذارده و در برابر مفاسد محيط زندگى و جامعه شان سكوت اختيار كرده و كمترين تلاشى در راه مبارزه با فساد ندارند.

آرى انتظار راستين اين است!(1)

1- حكومت جهانى مهدى (عج).

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار