«مي‌خواستم دريچه‌اي به دنياي بزرگ را براي آقاي گورباچف باز نمايم»
کد خبر:۶۰۷۰۵
گزارشي از يک واقعه - نامه امام به گورباچف؛

«مي‌خواستم دريچه‌اي به دنياي بزرگ را براي آقاي گورباچف باز نمايم»

مي‌خواستم دريچه‌اي به دنياي بزرگ، يعني دنياي بعد از مرگ كه دنياي جاويد است را براي آقاي گورباچف باز نمايم و محور اصلي پيام من آن بود، اميدوارم بار ديگر ايشان در اين زمينه تلاش نمايند.»

گروه انديشه: در يكي ـ دو سال پاياني عمر گرانبهاي امام خميني، اتفاق هاي مهمي افتاد. از جمله كشيده شدن جنگ به پايتخت با موشك هاي تقويت شده اي كه شوروي ها به صدام داده بودند، قبول قطعنامه، عزل منتظري، تغيير قانون اساسي، ارسال پيام تاريخي امام به گورباچف رهبر اتحاد جماهير شوروي، انتشار پيام برائت درباره ي اسلامِ آمريكايي و حكومت آل سعود و پيام استقامت خطاب به فرزندان انقلاب اسلامي در ايران و سراسر جهان. روز يازدهم دي ماه 1367 هجري شمسي امام خميني نامه اي به ميخاييل گورباچف صدر هيأت رئيسه شوروي سابق نوشت و محمدجواد لاريجاني، مرضيه دباغ و آيت الله جوادي آملي را براي ابلاغ آن به مشهورترين چهره ي بلوك شرق، مأمور كرد. لاريجاني در آن زمان معاون علي اكبر ولايتي در وزارت خارجه بود و به‎ دليل آشنايي با زبان و قاعده هاي ديپلماتيك، كار مهمي در اين سفر به عهده داشت. نامه ي تاريخي امام (ره) در شرايطي خطاب به رهبر شوروي سابق نگاشته شده بود که تحليلگران سياسي نظاره گر تجيد نظر طلبي و آغاز تحولات دنياي کمونيسم بوده ولي قادر به اظهار نظر در اين باره نبودند. رهبرکبيرانقلاب اسلامي نه تنها اظهار نظر صريح در باره ي تحولات جهان کمونيست کرد بلکه فرمود: «از اين پس کمونيسم را بايد در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جستجو کرد.»

بيش از 20 سال از اين اتفاق بزرگ مي گذرد. پيرمردي كه در محله ي جماران در خانه ي كوچكي زندگي مي كرد و به نفر اول يكي از دو قطب دنياي آن روز، نامه نوشت: «اگر بخواهيد گره هاي كور اقتصادي سوسياليسم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايه داري غرب حل كنيد، نه تنها دردي از جامعه ي خويش دوا نكرده ايد كه ديگران بايد بيايند و اشتباه هاي شما را جبران كنند كه امروز اگر ماركسيسم در روش هاي اقتصادي و اجتماعي به بن بست رسيده است، دنياي غرب هم در همين مسايل البته به شكل ديگر و نيز در مسايل ديگر گرفتار حادثه است. جناب آقاي گورباچف، بايد به حقيقت روي آورد...»

مطلبي زير مصاحبه اي است با محمد جواد لاريجاني که با هفته نامه ي پنجره داشته اند.

***
كسي به امام خميني(ره) پيشنهاد كرد به گورباچف نامه بدهد يا طرح خودشان بود؟

لجستيك كار را تا جايي كه در جريان هستم برايتان توضيح مي دهم. 10 سال با ارزش ابتداي انقلاب در زمان حيات امام(ره) بود و خيلي چيزها را مي شود از اتفاق هاي آن زمان فهميد. مسئله ي پيام امام خميني(ره) به گورباچف، يكي از كارهاي ويژه ي امام بود كه من فهم و برداشت خودم را از اين كار مي گويم. اين حركت يك كار ويژه بود كه نظير ديگري نداشت. امام با هيچ رهبري چنين رفتاري نكرد. اين كار فقط درباره ي شوروي سابق صورت گرفت و از اول تا آخر، ايده ي شخص امام بود.

چطور براي سفر به شوروي و بردن پيام عازم شديد؟
يك روز بعدازظهر، مرحوم حاج احمد آقا به من زنگ زد و گفت امام چنين تصميمي دارد و فعلاً محرمانه است. امام پيش نويسي تهيه كرده بودند و گفتند: «آن را بگير و بدون اينكه با كسي در ميان بگذاري، بخوان و نظرت را به ما بگو كه اگر لازم شد، تصحيح كنيم.» پرسيدم حضرت آيت الله خامنه اي - رييس جمهور ـ در جريان هستند؟ امام گفتند: بله. گفتم پيام را مي خوانم و درنهايت با آيت الله خامنه اي مشورت مي كنم.

آن زمان معاون وزير خارجه بوديد، درست است؟
بله، و البته مسئوليت مذاكرات 598 هم با من بود. پيام را در 48 ساعت 10 ـ 15 بار با دقت زياد خواندم. درمجموع، شش اصلاحيه نوشتم كه پنج تاي آن، در حد اصلاح هاي عبارتي بود. اما اصلاح ششم خيلي مهم بود. در اين بند براي امام نوشتم: «شما نظرتان اين است كه «ماركسيسم» مرده و «پرسترويكا» و «گورباچف» مي خواهند چيز ديگري جايگزين و ماركسيسم را احيا كنند. اين احتمال را بايد بدهيم كه شايد اين ها به ماركسيسم علاقه دارند و مي خواهند ماركسيسم را روغنكاري كنند تا دوباره كار كند!

خيلي از سياستمداران دنيا معتقد بودند گورباچف مي خواهد كاري كند كه ماركسيسم دوباره جان بگيرد. حضرت امام(ره) پنج بندي را كه مهم نبود، پذيرفتند. اما اين اشكال آخر را نپذيرفتند و گفتند: «نه. مي خواهم اين جمله ها در متن باشد.» پنج اشكال ديگر انجام شد، اما مورد آخر به همان شكل اوليه ماند.

يادتان هست آن پنج مورد چه بود؟
اشكال هاي خيلي كوچك و جزيي بودند. مثلاً در بعضي جاها عبارت ها را مأنوس تر كرديم كه روس ها بفهمند. چون مي خواستيم اين پيام در سطح جهاني مطرح شود، بايد از عبارت هاي ساده و قابل فهم استفاده مي كرديم.

پس از آن خدمت آقاي خامنه اي رسيدم و اين اشكال ها را گفتم. ايشان هم گفتند تصحيح ها را بايد خدمت امام بدهيم كه نظر بدهند. بعد حاج احمد آقا گفت: «مسئله ي مهم مقصود امام(ره) از انجام اين كار است كه بخشي از آن مربوط به ارتباط ما و مسكو پس از ماركسيسم مي شود. ايشان اعضاي هيئت را معرفي كردند و گفتند مسايل ديپلماتيك اين سفر را شما نظارت كنيد و قبل از مذاكره با گورباچف، با وزير خارجه ي شوروي ادوارد شواردنادزه ـ كه بعدها رييس جمهور گرجستان شد ـ جلسه اي بگذارم و او را توجيه كنم كه اين پيام براي چه صادر شده و چطور بايد با آن برخورد كنند.» در ملاقات با امام بعد از سفري كه رفته بودم ايشان گفتند: «آقاي لاريجاني آن مسئله درست بود يا نه؟» متوجه شدم كه ذهن امام با اشكالي كه گرفتم و اعمال نشد، كاملاً درگير است. بعد از ملاقات با شواردنادزه و سفري كه به روسيه رفتيم، كاملاً با امام هم عقيده شدم. امام درست متوجه شده بودند. آن‎ها مي دانستند ماركسيسم مرده و اصلاً حرفي از نجات آن مطرح نشد.

اگر بخواهيم پيام امام به گورباچف را دسته بندي كنيم، بايد بگويم امام خميني(ره) با اين كار از سه ميدان وارد بحث شد. ميدان اول همين بود كه ماركسيسم مرده و مثلاً اينطور نبود كه بگوييم شوروي به‎دليل ناكارآمدي حكومت، سقوط مي كند و بعد ماركسيسم مي تواند حكومت بهتري ايجاد كند. براي دليل سقوط و مرگ ماركسيسم، امام دليل هايي داشت كه در پيامشان هست. پاسخ اين سئوال كه چرا ماركسيسم مرد هم در پيام امام هست. ميدان دوم، بعد از ماركسيسم است و اينكه شوروي بعد از ماركسيسم چه مشكلي دارد؟ پاسخ حضرت امام اين بود كه مهمترين چالش شوروي پس از ماركسيسم، فريب خوردن رهبران شوروي از در باغ سبز غرب است. نكته اي كه امام به آن توجه كرده بود، خيلي مهم و جالب است.

ميدان سومي كه امام در پيام به گورباچف وارد آن شدند، طرح روابط ايران و روسيه بعد از ماركسيسم است. اين استراتژي داهيانه اي بود كه بعد هم در دوران رياست جمهوري آقاي رفسنجاني دنبال شد و نتيجه هاي ويژه اي داشت.

از طرح اين حرف ها مي خواهم به اين نتيجه برسم كه امام در همه ي كارهايش نقش ها و استراتژي هاي بزرگ داشت. وقتي صدام به ايران حمله كرد و هواپيماهايشان فرودگاه ما را زدند، امام در تلويزيون گفتند: «ديوانه اي آمده و سنگي انداخته!» بعد استراتژي مقاومت مردمي را مطرح كردند و پاي آن ايستادند تا پيروز شد.


غرب، چه در سبزي را به روس ها نشان داد كه شوروي گرايش به غرب داشت؟

آن روز اهميت اين نكته را به دقت متوجه نشديم. بعد از فروپاشي شوروي و حتي امروز تازه مي فهميم مسئله ي در باغ سبز غربي ها براي روس ها كه امام مطرح كرد، چقدر اهميت دارد. امام قاطعانه به گورباچف گفت: «مواظب باشيد حالا كه شما مي خواهيد از شر ماركسيسم رها شويد در چالش بعدي كه در باغ سبز غربي هاست، گرفتار نشويد. غرب به شما نقش هايي نشان مي دهد كه اگر به‎سمت آن برويد، فكر مي كنيد وارد بهشت مي شويد. اشتباه نكنيد!» امام يك جايگزين نشان داد و آن‎ها را به اسلام دعوت كرد. از اين كار امام دو ـ سه نكته زيبا دريافتم. يكي اينكه گرايش سكولار را از ذهن آن‎ها پاك كند. به همين دليل در پيام امام، بحث هاي فلسفي هست. بحث هاي فلسفي امام براي اثبات اين است كه نمي توان همه ي پديده ها را در عالم ماده توجيه كرد. امام به آن‎ها مي گويد اسلام را براي جايگزيني سيستم غرب جدي بگيريد و براي نفي ليبراليسم غربي انگشت روي ماهيت سكولار آن مي گذارد.

نتيجه دوم من از پيام امام اين بود كه معتقد بودند از روز اول انقلاب اسلامي، بايد اين پديده را به دنيا معرفي كنيم. اينكه اگر مي‎خواهيم انقلاب را در دنيا مطرح كنيم، بايد آن را به شكل منظم و نظام مند درآوريم. از روز اول پيروزي انقلاب، امام مي گفت: «نبايد اين انقلاب محدود به ايران باشد و بايد در سطح جهاني مطرح شود.»
در جريان پيام به گورباچف، امام يك استراتژي جديد معرفي كردند و گفتند در دنيا بايد باب گفتگو را باز كنيم؛ هم در مبنا و هم در اتفاق هاي روزمره كه با آن مواجه مي شويم.

آن زمان پيش بيني درباره ي ارتباط تهران ـ مسكو براي دوره ي پس از ماركسيسم چه بود؟
امام طراح اين رابطه و پيام به گورباچف آغاز اين رابطه بود. يكي از مسئوليت هاي من در هيئت، اين بود كه براي رو سها مسئله را كاملاً روشن كنم و بگويم اين پيام ضمن مطالب و سرفصل هاي مختلف، اين استراتژي را هم دارد. لازم است توجه كنيم در همان آغاز دوران پيروزي انقلاب ما، روس ها به افغانستان حمله كردند. حضرت امام(ره) بلافاصله سفير روس را فرا خواند و با لحن تندي با او حرف زد. به سفير روس گفت: «با حمله به افغانستان اشتباه بزرگي را مرتكب شديد و با خفت شكست مي خوريد و بيرون مي رويد.»

سفير روسيه، بعد از پايان دوران مأموريت در ايران، كتابي نوشت و در آن از اينكه رهبر يك كشور جهان سومي با او با لحن تند حرف زده و به او گفته با خفت شكست مي خوريد، خيلي ناراحت شده بود. روس ها آن زمان خيلي غرور داشتند و برايشان سنگين بود كسي با اين لحن با آن‎ها صحبت كند. تقريباً دو سال به پايان جنگ مانده بود كه فرماندهان سپاه به امام خبر دادند، شوروي تعدادي موشك هاي دوربرد به صدام داده كه مي توانند تهران را بزنند.

من از طرف امام مأمور شدم بروم و با گروميكو كه به تازگي رييس جمهور شده بود، مذاكره كنم. گروميكو 30 سال وزير امور خارجه ي روسيه بود. انساني بسيار پيچيده با ويژگي هاي خاص كه در مذاكره هاي سنگين با غرب، هميشه پرچمدار بود. گورباچف آن زمان تازه رييس پليبرو شده بود. با هيئتي به مسكو سفر كرديم و وارد مذاكره ي بسيار سخت و سنگيني شديم.

در جايي از جلسه گروميكو عصباني شد و گفت: «سن تو به اندازه ي نوه ي من است، با من اينطور صحبت نكن!» گفتم باشد، برويم سر اصل قضيه. گروميكو گفت: «بياييد اين دعواها را كنار بگذاريم و حرف بزنيم. شما در افغانستان مجاهدان را كمك كرديد و باعث شديد ما در افغانستان شكست بخوريم.» گروميكو گفت: «شما در شكست ما از افغانستان نقش داشتيد و ما هم الآن به عراق كمك مي كنيم.» گفت: «پيشنهاد يك معامله دارم، كاري كنيد ما آبرومندانه از افغانستان بيرون برويم. ما هم درعوض به صدام مي گوييم شهرهايتان را بمباران نكند يا به شما كمك مي كنيم كه بنيه ي دفاعيتان را قوي كنيد.»

وقتي از اين سفر برگشتم، به سرعت گزارشي خدمت امام دادم. جلسه اي در خانه ي حاج احمد آقا تشكيل شده بود كه من و سران قوا در آن حضور داشتيم. امام كليت ايده را پذيرفتند، اما يك جمله بيشتر نگفتند. فرمودند: «ما در افغانستان كاري نمي كنيم كه به ضد ملت افغانستان تمام شود.» بعد هم از اتاق بيرون رفتند. اين اخلاق امام خميني(ره) بود كه اگر نمي خواستند وارد بحثي شوند، آن‎جا را ترك مي كردند.

چه كسي تركيب هيئت عازم به مسكو را تعيين كرد؟ شأن حضور شما، آيت الله جوادي آملي و خانم دباغ چه بود؟
من كه معاون وزير امور خارجه بودم و از اول در جريان نوشتن و ارسال اين پيام قرار گرفتم. آيت الله جوادي آملي به عنوان كسي كه شأن فلسفي دارد و از موضع دين حرف مي زند در سفر همراه ما بود. خانم دباغ هم نماينده ي زن مسلمان ايراني بود. امام مي خواست چهره ي زن ايراني فعال، كوشا و با سابقه هاي درخشان اجتماعي را به روس ها نشان دهد. در اين هيئت علاوه‎ بر حمل پيام و نظارت بر خواندن صحيح آن، وظيفه ي معرفي اعضاي هيئت را هم داشتم. امام تأكيد كرده بودند سابقه ي خانم دباغ را براي گورباچف شرح دهم. من هم به تفصيل اين كار را انجام دادم. گورباچف با حيرت به اين خانم متين نگاه مي كرد. وقتي شنيد خانم دباغ سابقه ي زنداني شدن و شكنجه را دارد و مدتي فرمانده ي سپاه همدان بوده، متحير شد. امام با هوشمندي اعضاي اين گروه سه نفري را انتخاب كردند و همين كارشان هم براي روس ها پيام داشت.

خودتان پيام را خوانديد؟
پيام امام به گورباچف هم به زبان فارسي، روسي و براي اطمينان بيشتر ترجمه انگليسي هم همراهمان بود. بعضي مواقع كه فهم مطلب كمي سخت بود، مي گفتم ترجمه ي انگليسي اش را بخوانند و بعد از مترجم توضيح مي دادم. در آن جلسه روس ها فقط گوش كردند و رفتارشان طوري بود كه حس كرديم موفق شده ايم و پيام امام تأثير خودش را گذاشته است.

قرار سفر شواردنادزه براي پاسخ به پيام امام چطور تنظيم شد؟
دقيقاً يادم نيست، چند روز طول كشيد تا گورباچف جواب داد، اما چند هفته بعد ادوارد شواردنادزه وزير امور خارجه ي دولت گورباچف به ايران آمد.

شب قبل از آمدن شواردنادزه خدمت حاج احمد آقا رفتم تا درباره ي جلسه فردا حرف ها و كارهايمان را هماهنگ كنيم. سر يك مسئله خيلي بحث كرديم. امام مي گفتند: «به پاي شواردنادزه بلند نمي شوم.» اصرار داشتم همانطور كه آن‎ها به ما احترام گذاشتند و فول پروتكل برخورد كردند، همانطور با آن‎ها برخورد كنيم. اين كار در ديپلماسي جهاني هم يك عرف بود. اگر ما آن‎ها را تحويل نمي گرفتيم، تبعات اين كارمان را در سفرهاي بعد مي ديديم. هر كار كرديم، امام راضي نشد به پاي شواردنادزه بلند شود. آخر قرار شد شواردنادزه با آيت الله جوادي آملي وارد جلسه شوند كه بهانه ي بلند شدن و احترام گذاشتن آيت الله جوادي آملي باشد، نه شواردنادزه. باز هم ديديم اين كار ممكن است در آن جلسه عملي نباشد. درنهايت به اين نتيجه رسيديم كه در اتاقي از ميهمانان پذيرايي كنيم و بعد امام داخل شوند. با اين كار همه به احترام ايشان بلند مي شدند و قضيه حل مي شد.

جلسه ي قرائت پيام گورباچف در پاسخ به امام، جلسه ي سختي بود و فضاي سنگيني داشت، كه امام با يك عرقچين و شمد وارد جلسه شدند و همه متعجب شديم. لباس رسمي هم نپوشيده بودند. امام چند دقيقه بيشتر در جلسه نماند و به نشانه ي اعتراض وسط حرف هاي شواردنادزه كه پيام گورباچف را مي خواند، بلند شد و گفت: «إن شاءالله آقاي گورباچف سلامت باشند. به ايشان بگوييد من مي خواستم افق بزرگتري جلوي شما باز كنم. مي خواستم دريچه اي به دنياي بزرگ، يعني دنياي بعد از مرگ كه دنياي جاويد است، براي آقاي گورباچف باز كنم و محور اصلي پيام، آن بود.»

چطور فهميد مرگ كمونيسم نزديك است. هنوز ديوار برلين سرجايش بود و جنگ سرد جريان داشت. زماني‎كه حتي كوچكترين نشانه اي از سقوط كمونيسم وجود نداشت، چطور گفت صداي شكستن استخوان هاي كمونيسم به گوش مي رسد؟
بحث مرگ ماركسيسم در آن زمان بسيار داغ بود. مثلاً خانم مارگارت تاچر گفته بود: «ما نبايد اشتباه كنيم، گورباچف نمي خواهد ماركسيسم را كنار بگذارد.» خانم تاچر با دسترسي به همه ي امكانات تحليلي غرب، نظري اشتباه درباره ي شوروي داشت. بايد اعتراف كنم كه من هم كمي ترديد داشتم. مي دانستم ماركسيسم زنده و فعال نيست، ولي فكر مي كردم اين‎ها مدت ها ماركسيسم را نگه مي دارند. به همين دليل به جمله ي تاريخي امام در پيام به گورباچف ايراد گرفتم. گفتم اين جمله كمي ملايم تر شود كه اگر ماركسيسم يك دوره ي 20 ساله ي ديگر هم كار كرد، پيش بيني ها و حرف ما بي اعتبار نشود.

اما امام ميان برداشت هاي مختلف و تحليل هاي متفاوت دنيا به نظر روشن و قاطعي رسيده بودند كه تا آخر هم پاي آن ايستاده و معتقد بودند اتفاقي كه در شوروي افتاده، فقط به دليل بد كار كردن و اشتباه هاي دولتمردان نيست. به نظرم اين برداشت بسيار حكيمانه اي بود و با حساب و كتاب معمولي به چنين برداشتي نمي رسيم. اين هم از تيزهوشي هاي ويژه ي امام بود.

امام مرگ آن مكتب را پيش از موعد ديدند. بنيان استدلال امام بر اين بود كه مكاتب مادي نمي توانند دوام بياورند و بر همين استدلال هم معتقد بودند كه مكتب مادي غربي هم دوران آخري دارد كه دير يا زود فرا مي رسد.

چرا گورباچف جواب اين پيام را آنطور داد؟ نفهميد يا نخواست شكست را بپذيرد؟
جواب گورباچف، نتيجه ي مثبتي داشت. برخورد درستي با پيام كرد. بخشي كه مربوط به مرگ ماركسيسم بود، مورد توافق گورباچف هم بود. مناقشه اي سر اين موضوع نداشت. قسمت مربوط به اسلام، روشن و واضح بود. گرچه آن‎ها واكنش عملي ندادند. چون مسحور در باغ سبز غربي ها بودند. از جواب گورباچف معلوم بود پس از ماركسيسم قرار است يك سيستم غربي را وارد كنند. در حد اخلاق و معنويت حرف مي زدند، اما معنويت سكولار. ما بيش از اين، از آن‎ها انتظار نداشتيم. امام هم پيش بيني مي كردند در باغ سبز غرب اين‎ها را به كجا مي برد. درباره ي روابط تهران ـ مسكو هم جواب آن‎ها پس از اين پيام مثبت بود.

بيش از اين نمي توانستيم انتظار پاسخ از اين پيام داشته باشيم. چون روس ها هم بايد مسير خودشان را طي مي كردند. نكته ي زيبا، انگشت گذاشتن امام روي لغزشگاه شوروي بود كه دقيقاً از همانجا لغزيدند و شكست خوردند. پيامدهاي بلايي كه بوريس يلتسين با اعتماد به غرب بر سر روسيه آورد، هنوز هم وجود دارد.
انتظار نداشتيم كه با اين پيام، آن‎ها مسلمان شوند. امام هم چنين قصدي نداشت. امام مي خواست مناقشه و مجال بحثي را باز كند كه اين بحث هم بعدها ادامه پيدا كند و هم ناظر به مسايل زنده ي زمان باشد.

***
پيام امام‌خميني در 13 دي 1367 توسط هيأت منتخب ايشان مركب از آيت‌الله جوادي آملي، محمدجواد لاريجاني و خانم مرضيه حديده‌چي‌ دباغ، در مسكو به گورباچف تحويل گرديد. گورباچف نيز هشت هفته بعد پاسخ رسمي خود را توسط ادوارد شوارد نادزه وزير خارجه ي وقت شوروي، در تهران تسليم امام‌خميني كرد. گورباچف در اين پاسخ، براي نامه ي امام ارج فراوان قائل شده بود ولي از متن جوابيه ي وي پيدا بود كه ابعاد معنوي پيام امام را درك نكرده است. زيرا صرفاً تلاش كرده بود تا از يكسو اقدامات خود در جهت ترويج آزادي هاي سياسي در شوروي را تشريح كند و از سوي ديگر دستاوردهاي اقتصادي كمونيسم را از 1917 به بعد توصيف نمايد.

ادوارد شوارد نادزه وزير خارجه ي وقت شوروي روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسينيه ي جماران به اطلاع امام‌خميني رساند. در اين ديدار كه آقايان علي‌اكبر ولايتي وزير امورخارجه، محمدجواد لاريجاني، و عليرضا نوبري حيراني سفير وقت ايران در مسكو حضور داشتند، وزير خارجه ي شوروي ابتدا پيام كتبي ميخائيل گورباچف را به امام‌خميني تسليم كرد و سپس اظهار داشت: «از حضرت امام بسيار متشكرم از اين فرصتي كه براي ملاقات با شما به دست آوردم. مأموريت دارم پيام جوابيه ي ميخائيل سرگئي گورباچف را تسليم حضرت امام كنم. سعي خواهم كرد به طور خيلي مختصر محتواي اين پيام را براي شما عنوان نمايم. ابتدا مي‌خواستم عرض كنم كه خود واقعيات تبادل پيام‌‌ها بين رهبران كشور ما يك پديده ي منحصر به فرد در روابط فيمابين است. اعتقاد ما بر اين است كه شرايطي پيش آمده است تا روابط فيمابين دو كشور ما وارد يك مرحله ي كيفي جديدي شود براي همكاري ها در تمامي زمينه‌ها.

آقاي گورباچف در پيام خود اشاره مي‌كنند كه پيام جنابعالي خطاب به دبيركل كميته ي مركزي حزب كمونيست اتحاد شوروي از مفاهيم فراوان سرشار است. تمامي اعضاي هيأت رهبري شوروي متن پيام جنابعالي را مطالعه كردند. شكي نيست كه ما در موارد عمده‌اي اتفاق نظر داريم اما مواردي هست كه ما اختلاف نظر داريم، اما اين مهم نيست.

پيام شما ملاحظات عميق راجع به سرنوشت بشريت دارد. آقاي گورباچف عقيده دارند كه ما در مهمترين مورد اتفاق نظر داريم يعني انسان ها بايد ياور يكديگر باشند تا بشريت فناپذيري به خود بگيرد. چنانچه انسان‌ها متحد نشوند خطر فاجعه براي بشريت وجود دارد، چون امكانات بالقوه براي به وجود آوردن چنين فاجعه توسط خود انسان ها ايجاد شده است.

آقاي گورباچف معتقد است كه مبارزه در راه نيل به يك دنياي عاري از سلاح هسته‌اي و آزاد از زور وظيفه ي تمامي ملت هاست. و اما راجع به سياست خارجي اتحاد شوروي، هدف ما تعميم رجحان ارزش هاي مشترك براي تمامي ملت ها و برتري اين ارزش ها بر تمامي منافع ديگر چه طبقه‌اي و چه ملي است.

آقاي گورباچف به شما مي‌نويسد كه حرف هاي امام راجع به حسن نيت رهبري ايران جهت داشتن روابط حسنه و حسن همجواري با اتحاد شوروي با واكنش خوب از طرف رهبران شوروي مواجه شده است. ما داراي يك مرز بسيار طولاني هستيم همچنين داراي سنن ديرينه ي مناسبات و روابط فرهنگي بين دو ملت هستيم. ما اساس خوبي داريم براي استمرار مناسبات بر پايه ي جديد. يعني بر پايه ي اصول احترام متقابل، تساوي حقوق و عدم مداخله در امور داخلي يكديگر.

آقاي گورباچف مي‌نويسد كه در سياست بين‌المللي، ما پيرو يك اصل اساسي هستيم يعني اصل احترام به آزادي انتخاب براي هر انسان و هر ملت. نتيجتاً كشور ما و تمامي ملت ما از انقلاب بزرگ شما حسن‌ استقبال كرده است. استبداد شاهنشاهي در ايران مردم خود را استثمار كرده و از روش هاي واقعاً بربريت استفاده مي‌كرده و شرافت و آبروي ملت خود را پايمال كرده براي جلب رضايت نيروهاي خارجي. انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از اين هميشه پشتيباني كرده و مي‌كنيم.

آقاي گورباچف در پيام خود مي‌نويسند كه ملت ما نيز انتخاب خود را به عمل آورده و اين در سال 1917 بود. در رهگذر ما، هم مشكلات بزرگي بود و هم موفقيت‌هاي چشمگيري بوده. هم اشتباهات وخيمي بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده كه ما با اين اشتباهات خود را اصلاح مي‌كنيم و آن را محكوم مي‌كنيم. علي‌رغم تمامي مشكلات، ما از دستاوردهاي خود توانستيم دفاع كنيم چون انتخاب مردم راست بوده است. مي‌خواستم به استحضارتان برسانم كه مسئله ي آزادي انتخاب در دستور روز زندگي بين‌المللي كنوني نيز هست. ما براي خود سئوالي داريم چرا كه بايد راه براي ادامه ي رهگذر پيدا كنيم: آيا اين راه ما راه كهنه و دگماتيك است يا راه جديد و انقلابي؟ انتخاب ما به نفع راه دوم است، ما در كشورمان انقلاب داريم؟ اما يك انقلاب مسالمت‌آميز بدون سنگرها و بدون توسل به زور، ما مي‌خواستيم كه حضرت امام بدانند كه در كشور ما روند تجديد و بازسازي ادامه دارد. بازسازي اقتصادي و سياسي، تجديد ارزيابي‌هاي ما و طرز تفكر ما و تجديد نظرياتي كه ما قبلاً داشتيم.

آقاي گورباچف اشاره مي‌كند كه تحولات عظيمي در جهان، اخيراً پديد آمده و فكر مي‌كنيم مي‌شود گفت كه ما در آستانه ي يك نظام جديد اقتصادي و سياسي قرار داريم. توافق‌هاي بسيار مهم به امضا رسيده است يك كلاس از سلاح هاي هسته‌اي از بين مي‌رود.

دورنماي خوبي براي از بين بردن سلاح شيميايي باز شده است و همين‌طور دورنماي خوبي براي جلوگيري از تقابل نظامي دولت‌ها، اما اين هديه ي امپرياليست ها نيست، اين اراده ي ملت هاست و اراده ي زمان است. چاره ي ديگري وجود ندارد، مسابقه ي تسليحاتي و آوردن آن به فضا منجر به فاجعه ي بشريت خواهد بود. در مناطق مختلف دنيا مناقشات خونين دارند به پايان مي‌رسند.

ما از خاتمه جنگ ايران و عراق با صراحت حسن استقبال مي‌كنيم، براي همكاري با شما جهت استحكام صلح در خاورميانه و نزديك و تمامي جهان آمادگي داريم. حضور وسيع نظامي در خليج‌فارس مورد نگراني ما است. منظورم حضور نظامي كشورهاي خارج از منطقه است. اين پديده بسيار خطرناك است و بايد آن را به اتمام رساند.

ما مي‌خواهيم با موفقيت در امر حل و فصل عادلانه ي مناقشه ي افغانستان نيز با شما همكاري خوبي داشته باشيم، بگذاريم كه مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعيين نمايند. شواردنادزه افزود: يك نكته ي ديگر از پيام آقاي گورباچف اينكه: ايشان اظهار آمادگي مي‌كنند براي گسترش همكاري هاي اقتصادي و همكاري در زمينه‌هايي كه ما قبلاً همكاري هاي خوبي داشته بوديم. ما براي برقراري و ادامه ي تماس ها بين انسان ها، نمايندگان محافل اجتماعي و روحانيون نيز آمادگي داريم. آن ها از اين دعوت جنابعالي استفاده خواهند كرد.»

در پايان، فرستاده ي ويژه ي رهبر شوروي گفت: «اين بود محتواي اصلي پيام آقاي گوباچف. ايشان بهترين آرزوها و سلام خود را به جنابعالي مي‌رسانند و خواهان طول عمر جنابعالي به نفع و سعادت ايران هستند.»

در خاتمه امام خميني فرمودند: «إن‌شاءالله سلامت باشند، ولي به ايشان بگوييد كه من مي‌خواستم جلوي شما يك فضاي بزرگتر باز كنم. من مي‌خواستم دريچه‌اي به دنياي بزرگ، يعني دنياي بعد از مرگ كه دنياي جاويد است را براي آقاي گورباچف باز نمايم و محور اصلي پيام من آن بود. اميدوارم بار ديگر ايشان در اين زمينه تلاش نمايند.»

حضرت امام از خروج نيروهاي شوروي از افغانستان استقبال كردند، و بر حسن همجواري و توسعه ي مناسبات قوي در ابعاد مختلف در مقابله با شيطنت‌هاي غرب و خروج نيروهاي بيگانه از خليج‌فارس تأكيد و آرزو كردند تا مردم شوروي و ايران هميشه در صلح و آرامش زندگي كنند.

در سالگرد رحلت امام خميني در 1378 گورباچف طي مصاحبه‌اي با خبرنگار واحد مركزي خبر در مسكو از اينكه به هشدارهاي آن روز بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بي‌اعتنائي كرده بود، اظهار تأسف نمود. وي در اين مصاحبه اظهار داشت: «مخاطب پيام آيت‌الله خميني از نظر من، همه ي اعصار در طول تاريخ بود». وي افزود «زماني كه من اين پيام را دريافت كردم احساس كردم كه شخصي كه اين پيام را نوشته بود متفكر و دلسوز براي سرنوشت جهان است. من از مطالعه ي اين پيام استنباط كردم كه او كسي است كه براي جهان نگران است و مايل است من انقلاب اسلامي را بيشتر بشناسم و درك كنم».

گورباچف سپس با تشريح نابساماني هاي اقتصادي و سياسي روسيه، تصريح كرد: «اگر ما پيشگويي هاي آيت‌الله خميني را در آن پيام جدي مي‌گرفتيم امروز قطعاً شاهد چنين وضعيتي نبوديم». گورباچف در مصاحبه ي خود با خبرنگار واحد مركزي خبري به روابط روسيه با غرب اشاره كرده و تصريح نمود كه «اقتصاد روسيه از همان ابتدا در حال ريزش و سقوط بود و ما در واقع نمي‌توانستيم همگام با غرب عمل كنيم... ما از جنگ سرد صرف نظر كرده و شروع به برقراري روابط با كشورها نموديم. اما غربي‌ها در اين نبرد، پيروز شدند...».

خطاي گورباچف اين بود كه روند حركتي را كه در شوروي به‌عنوان «اصلاحات» شناخته شده بود، با خواست و اراده ي غرب همراه و هماهنگ كرد. در نتيجه هر روز استقلال و اقتدار كشورش را در برابر غرب به ‌طور ناخواسته تضعيف نمود و در عوض پايگاه ها و نقاط اتكاء فعاليت غرب از داخل شوروي را تقويت نمود. گروه هايي كه هيچ اعتقادي به تماميت ارضي و حاكميت ملي شوروي نداشتند مثل قارچ روئيدند و با ميتينگ‌ها و گردهمايي‌هاي تحريك‌كننده و آشوب‌طلبانه در ليتواني، استواني، اوكراين، تاتارستان، گرجستان و نقاط ديگر بر طبل قوميت‌خواهي و ملي‌گرايي و خودمختاري طلبي كوبيدند و هر روز بيش از روز قبل، امنيت ملي شوروي را از درون و با حمايت بيروني مورد تهديد قرار دادند.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار