فرقه هاي مسيحي
کد خبر:۶۰۸۰۸
در محضر آيت الله مکارم شيرازي؛

فرقه هاي مسيحي

 اکثر قريب به اتفاق مسيحيان جهان، امروزه در يکي از سه شاخه مهم مسيحيت، يعني کاتوليک، ارتدوکس و پروتستان جاي مي گيرند.

 مسيحيت داراي چه فرقه هايي مي باشد؟

فرقه هاي مسيحي در طول تاريخ به اندازه اي فراوان بودند که شناسائي کامل آنها نيازمند تأليف دايرة المعارف تخصصي است. بسياري از اين گروه ها که گاه با نام مؤسس آن شناخته مي شوند، فقط از جنبه ي مطالعات تاريخي ارزشمندند و امروزه پيروان قابل ملاحظه اي ندارند، گروه هايي چون ابيونيسم، آريانيزم، سايليانيسم و پلاگيانيسم را در لابلاي کتب تاريخ مي توان شناسائي کرد.

روايتي از پيامبر اکرم (ص) بيانگر آن است که مسيحيت قبل از اسلام به 71 يا 72 فرقه تقسيم شده است.(1)

مطالعات تاريخ نشان مي دهد که گروه هاي مسيحي بيش از تعداد ذکر شده است و در حقيقت برخي از اين 72 فرقه خود به شاخه هاي متعددي تقسيم شده اند. براي مثال، آريوسي ها پس از مرگ وي به چند گروه تقسيم شدند. به گفته ي ويل دورانت، ايرنائوس در سال 187 .م صورتي از 20 گونه ي مسيحيت تنظيم کرده است؛ و استيفان در سال 384 .م از هشتاد فرقه نام مي برد.(2)

بستاني معتقد است که در هيچ ديني اختلاف آراي بدعت آميز و فرقه ساز به اندازه ي مسيحيت نبوده است.(3)

تقسيمات موجود در گروه هاي مسيحي به لحاظ اعتقادي، روشي، جغرافيايي و اجتماعي و سياسي قابل بررسي است. نويسنده ي کتاب "مسيحيت در ايران" تقسيم بندي جغرافيايي برخي از گروه هاي مسيحي را بيان کرده است: «معمولاً مورخان مسيحيت کليساهاي عيسوي را به دو قسمت بزرگ جداگانه تقسيم مي کنند. دسته اي را کليساي غرب مي گويند و مقصودشان از اين شرق و غرب، مشرق و مغرب سرزمين فلسطين و اورشليم است. کليساي شرق شامل آسياي صغير و آسياي نزديک و آسياي مرکزي و شرق دور است و کليساي غرب، سراسر اروپا.»(4) ولي در اين ميان چون مصر و شمال آفريقا هميشه رابطه اي با آسيا داشته اند، کليساهاي مصر و نوبه و سودان و حبشه و زنگبار را هم جزو کليساي شرق به شمار آورده اند. کليساي شرق شامل اين تقسيمات است:

1ـ کليساي بوزنطي (بيزانس) يا روميّة الصغري، که نخست در ميان يونانيان رواج يافته و سپس در ميان بعضي ملل ديگر منتشر شده است و اينک خود به پنج شعبه اصلي تقسيم مي شود: کليساي يوناني (در ميان يونانيان اروپا و آسيا)، کليساي اسلاو (در ميان ملل اسلاو؛ يعني روس ها و صرب ها و بلغارها)، کليساي رُماني، کليساي گرجي، کليساي عرب (که ملکي ها يعني عرب ها ي يوناني زبان مصر و سوريه به آن گرويده اند.)

2ـ کليساي ارمني، که عبادات آنان به زبان گراپار (ارمني قديم) است و مخصوص ارمنستان بوده است، (5) جز آن که برخي از ارمنيان در دو قرن اخير به کليساي کاتوليک يا پروتستان يا ارتدوکس پيوسته اند.

3ـ کليساي سرياني، که برخي از مردم سوريه و عراق بدان گرويده اند و زبانشان سرياني است. پيروان کليساي سرياني در گذشته يعقوبي خوانده مي شدند، ولي آنان اين عنوان را قبول ندارند و خود را «کليساي ارتدوکس سرياني» مي خوانند. رهبري اين کليسا را پاتريک انطاکيه بر عهده دارد. چون کليساي يعقوبي مصوبات شوراي کالسدون را نپذيرفت، با کليساي کاتوليک و ارتدوکس متحد نيست.(6)

4ـ کليساي کلداني، که آسوريان يا کلدانيان ساکن آذربايجان شوروي و ايران و کردستان ايران و عراق و برخي طوايف آنها که در سوريه اند و طوايف ديگري که از ايران به هند رفته اند بدان مي گرويدند؛ و زبانشان نوع مخصوصي از زبان سرياني است که آن را در ايران زبان آسوري يا کلداني گويند و دانشمندان نام آن را زبان سرياني گذاشته اند.

اغلب نسطوريان در عراق و ايران، و گروه کثيري از آنان در هند ساکن هستند. در قرن نوزدهم گروه کثيري از نسطوريان با کليساي کاتوليک متحد شدند و گروه کاتوليک کلداني نام گرفتند که بخش اعظم آنان در عراق، ايران و ترکيه ساکنند.(7)

5ـ کليساي ماروني، که مردم لبنان بدان گرويده اند و زبانشان سرياني است.

6ـ کليساي قبطي، که مخصوص مسيحيان بومي مصر و حبشه است؛ و در مصر زبانشان قبطي (زبان مصر قديم) يا عربي و در حبشه زبانشان گئز است.

اين نکته را بايد متوجه بود که تقريباً از ميان اين شش گروه، در دو قرن گذشته، در نتيجه ي رفت و آمد با کاتوليک ها و پروتستان ها و ارتدوکس ها، عده اي تغيير عقيده داده و به اين سه فرقه ي اصلي گرويده اند.

فرقه اي ديگر از مسيحيان آسيا هستند که در زمان هاي قديم تعدادشان به مراتب فراوان تر از امروز بود و اکنون روز به روز از تعدادشان کاسته مي شود و پيروان پيشواي مخصوصي به نام نسطوريوس(8) هستند که در سال 428 .م پاتريارک(9) قسطنطنيه بود.

نام وي را ايرانيان نستور تلفظ مي کنند و پيروانش را نستوري مي گويند. کليساي نستوري، کليساي رسمي ايران ساساني بود. در آغاز دوره ي اسلامي، نستوريان با خلفاي بغداد سازش بسيار داشتند و در ترجمه ي علوم از زبان هاي سرياني و يوناني به زبان تازي خدمات فراوان کردند. پس از استيلاي تيمور در قرن هشتم هجري (14 .م) کارشان از رونق افتاد و سرانجام در قرن 16 ميلادي و قرن دهم هجري، جاثُليق نستوريان مرکز شهر خود را به شهر موصل برد. نستوريان خود را نصراني مي نامند و اينکه در ايران از قديم به همه ي مسيحيان، نصراني و نصاري گفته اند از همين جاست.(10)

اما اکثر قريب به اتفاق مسيحيان جهان، امروزه در يکي از سه شاخه ي مهم مسيحيت، يعني کاتوليک، ارتدوکس و پروتستان جاي مي گيرند. آشنايي با امتيازات اين سه فرقه ي مهم مسيحي در مطالعات مسيحيت شناسي از ارزش ويژه اي برخوردار است.

در دو قرن اخير، گروه هايي ظهور کرده اند که به هيچ يک از فرقه هاي سه گانه وابسته نيستند. برخي از آنها حتي تثليث را انکار مي کنند و به نام کليساي موحدان اعلام موجوديت کرده اند.(11)

1 . محمد بن الحسين ابن بابويه، الخصال، ج 2، ص 584، ج 10 و ص 585، ح 11 و ...
2 . ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 3، ص 720.
3 . پطرس بستاني، دايرة المعارف بستاني، ج 2، ص 789.
4 . عبارت سراسر اروپا صحيح نيست و بهتر است به جاي آن عبارت اروپاي غربي به کار برده شود.
5 . کليساي ارُمني گريگوري مصوبات مجمع کالسدون را نپذيرفتند و بدين سبب نه در زمره ي کاتوليک ها هستند و نه در زمره ي ارتدوکس ها. (توماس ميشل، کلام مسيحي، ص 161.)
6 . توماس ميشل، کلام مسيحي، ص 165.
7 . توماس ميشل، مدخل الي العقيدة المسيحية، ص 91.
8 . نويسنده ي کتاب جهان مسيحيت، نسطوريان را 700 هزار نفر مي داند. (اينار مولند، جهان مسيحيت، ص 51.)
9 . لقبي است که به رهبران پنج مرکز قديمي مسيحيت، يعني رُم، اسکندريه، انطاکيه، اورشليم، و قسطنطنيه اطلاق مي شد. اين رهبران بر کليساهاي همجوار سلطه داشند.
10 . سعيد نفيسي، مسيحيت در ايران، ص 9 – 17، با اختصار.
11 . محمد رضا زيبائي نژاد، مسيحيت شناسي مقايسه اي، ص 239 – 242.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار