از بابيه تا حجتيه
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، نويسنده وبلاگ «ياداشتهاي يك پابرهنه» ضمن درج مطلبي تحليلي در مورد برخي گرايش هاي انحرافي نوشته است:
حرف اول : يک پيام ، يک شاخص
"... دسته اي ديگر از روحاني نماهايي که قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مي دانستند و سر به آستانه ي دربار مي سائيدند يک مرتبه متدين شده و بر روحانيون عزيز و شريفي که براي اسلام آن همه زجر و آوارگي و زندان و تبعيد کشيدند ، تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت مي زدند . ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است ، امروز مي گويند مسئولين نظام کمونيست شده اند ، تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان براي ظهور امام زمان ( ارواحنا فداه ) را مفيد و راهگشا مي دانستند ، امروز از اين که در گوشه اي خلاف شرعي که هرگز خواست مسئولين نيست رخ مي دهد فرياد وا اسلاما سر مي دهند . ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابي تر از انقلابي شده اند. ولايتي هاي ديروز که در سکوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولايت بر ايشان جز تکسب و تعيش نبوده است، امروز خود را باني و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مي خورند ... " بخشي از پيام حضرت روح الله (ره) به روحانيت
ضد بهاييت
سال 1331 هجري شمسي است . گسترش کمي و کيفي فعاليت فرقه ضاله بهاييت موجي از نگراني را در جامعه مذهبي و مسلمان ايران به وجود آورده است. شخصي به نام شيخ حلبي براي مقابله با بهاييت انجمني را با نام ضد بهاييت تاسيس مي کند. انجمني که سال ها بعد و در سال 1336 با تدوين اساسنامه اي کار خود را تحت لواي انجمن خيريه حجتيه مهدوي گسترش مي دهد. در اساسنامه آن هدف از تاسيس را تبليغ دين اسلام و مذهب جعفري و دفاع علمي از آن با رعايت مقتضيات زمان اعلام مي شود. از مهمترين نکات اساسنامه تاکيد برعدم دخالت انجمن در امور سياسي بود. به گونه اي که قيد گشته است : انجمن به هيچ وجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و از ساير نکات مهم اساسنامه که بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابيون قرار گرفت، پذيرش رژيم حاکم و تاکيد بر اين نکته که تمام فعاليت ها در چهارچوب قوانين کشور انجام مي پذيرد بوده است.
حجتيه اي ها بنابر تجربه تلخي که سران اين انجمن از شکست در مسائل سياسي – ملي شدن صنعت نفت – داشتند، از عرصه سياست به طور کامل رو برمي گردانند و برقراري عدل و قسط و حکومت اسلامي را تنها وظيفه امام زمان (عج) معرفي کرده و تنها وظيفه خود را اصلاح فردي دانسته و در برخي موارد هم تلاش در جهت عينيت دادن به برخي از نشانه هاي آخرالزمان نظير گسترش فساد و فحشا را سرلوحه فعاليت هاي خود قرار مي دادند.
مجوز از بهاييت براي مقابله با بهاييت
اسناد تاريخي گواه اين حقيقت است که فرقه ضاله بهاييت با گوشت و پوست و خون اين رژيم طاغوتي عجين شده بود. تاريخ معاصر به وضوح نشان مي دهد که بسياري از مديران سطح يک، دو و سه کشور در زمان پهلوي از اعضا يا وابستگان به اين فرقه ضاله بوده اند. از نخست وزير و اعضاي دولت گرفته تا ساواک و ارتش. همانگونه که گفته شد انجمن حجتيه رژيم پهلوي را به طور کامل پذيرفته بود و حتي از ساواک و شهرباني براي فعاليت هاي خود مجوز گرفته و در هر فرصتي به امام خميني (ره) و انقلابيون حمله مي کردند. اين فعاليت ها به حدي است که سليمي نمين در مصاحبه اي پيرامون انجمن مي گويد : " ... پس از مشکوک شدن اعضاي ساواک به چند تن از اعضاي حجتيه، حلبي – رييس انجمن – ضمن ناراحتي از اين رويه ابراز مي دارد که ساواک ما را مي شناسد و هدف ما را مي داند و به طور کلي بايد از جناح هاي سياسي دور باشيم و از رويه آيت الله خميني و طرفداران کوته فکرش متاسفيم " انجمن حجتيه به جاي برخورد با علت فعاليت هاي روزافزون بهاييت که رژيم پهلوي بود به ظاهر فعاليت هاي اين فرقه در جامعه پرداخته و در اين راه از هر گونه همکاري با عناصر اصلي بهاييت که در بدنه رژيم طاغوت جاي گرفته اند، استقبال مي کند؛ به گونه اي که همراه با دستگاه تبليغي رژيم که وابسته به بهاييت است بر عليه امام (ره) موضع گيري مي کنند. تاريخ روايت ميکند که حلبي موسس انجمن و همچنين افتخاري فرد دوم انجمن در جلسات خصوصي و علني بارها بر عليه امام (ره) و انقلاب اسلامي موضع گيري داشته اند.
نکته اي جالب
مي گويند در شهر مشهد و در بارگاه حضرت امام رضا (ع) روضه خواني بود که در طول سال و در همه روزها بي مناسبت يا بامناسبت روضه حضرت زهرا (س) را ميخواند و لعن خلفاي سه گانه و عايشه را فرياد مي زد. برخي از اهل تسنن که براي زيارت بارگاه ملکوتي امام رضا (ع) وارد حرم مي شدند با ديدن اين مرد و روضه هاي هميشگي او برآشفته شده و از زيارت منصرف مي شدند و روانه ديار خود مي گشتند. کم کم روضه هاي هميشگي اين فرد شک برخي از مردم را برمي انگيزد. لذا روزي به او مراجعه کرده و از او مي خواهند که توضيح دهد چرا هميشه روضه حضرت زهرا (س) را مي خواند. او پاسخ مي دهد فردي نذر کرده و به من اين مبلغ را داده است. نشاني آن فرد را گرفته و به سراغ او مي روند. آن فرد هم ادعا ميکند که نذر کسي ديگر است که از او کمک خواسته و او هم آن فرد روضه خوان را پيدا کرده و از او خواسته که اين نذر را عملي کند ... پس از کلي جستجو براي يافتن عامل اصلي اين نذر به فردي از کنسولگري انگليس مي رسند.
سخنان يک دوست
دو سه سال پيش بود که فعاليت هاي فرقه ضاله بهاييت موجي جديد از نگراني را در جامعه ايجاد کرد. يکي از مسئولين استاني سازمان تبليغات اسلامي در مصاحبه اي از نظام اسلامي مي خواهد اجازه فعاليت رسمي به انجمن حجتيه را براي مقابله با فعاليت فرقه ضاله بهاييت بدهد. اما اين فرد توضيح نمي دهد که انجمن حجتيه در زماني که بهاييت در اوج بود تا چه ميزان در مقابله با آن موفق بود؟ آيا انجمن با همکاري هايي که با رژيم ظاغوت و مقابله اي که با انقلاب اسلامي داشت، به بهاييت خدمت يا با آن مقابله نموده بود؟ در روزهايي که اين مقام مسئول اين گونه سنگ حجتيه را به سينه مي زد، سال ها از توافق نانوشته انجمن حجتيه با اصلاح طلبان آمريکايي گذشته بود. انجمن حجتيه قائل به اصل مترقي ولايت فقيه به اين شکل نبوده و نيست. انجمن دين را از سياست جدا ميداند. با فرهنگ مهدويت و انتظار سازنده با محتوايي که در نظام اسلامي ترويج مي شود نه تنها مخالف، بلکه دشمن است. کينه و عقده فراواني از نظام اسلامي دارد. با موضوع وحدت اسلامي به شدت مخالف است و دائما بر طبل جنگ شيعه و سني مي کوبد. تمامي اين موارد و علت هاي ديگر سبب شد که انجمن حجتيه در رشد و نمو زيرزميني خود به سمت جريان اصلاح طلبي امريکايي حرکت کرده و براي فعاليت هاي خود با ايشان هماهنگ شود. تاريخ تکرار مي شود. انجمن حجتيه که روزگاري نام آن ضد بهاييت بود با کساني متحد مي شود که با فرقه ضاله بهاييت در ارتباط بوده و براي به رسميت شناخته شدن آن تلاش مي کنند. با نام امام زمان (عج) با کساني متحد مي شود که وجود مبارک اين امام حي و حاضر را نه تنها ناديده مي گيرند بلکه با تمام وجود بر شيعه و عقايد آن مي تازند.
يک گروهک تروريستي و يک تشابه
سال 1380 در منطقه دولت آباد شهرري و در يکي از هيأت هاي مذهبي شخصي به نام سيد محمدحسين ميلاني با جمع کردن تعدادي از افراد و استفاده از احساسات مذهبي آن و نيز اغواء کردن ايشان دست به ترور ، قتل و آدمکشي مي زند . او بارها فردي را به عنوان امام زمان (عج) به ياران خود نشان مي دهد و با اين حربه آنان را براي افکار جنون آميز خود آماده مي کند. اعضاي گروه وي از طبقات مختلف اجتماعي تشکيل شده بود. دانشجو، قصاب، معلم، پزشک، راننده، کارگر، عطار، بيکار، برقکار، دستفروش، بازنشسته دولت و . . . اين افراد که از سطح تحصيلات و اجتماعي بسيار متفاوتي برخوردار هستند، آن چنان توسط اين فرد – ميلاني – فريفته مي شوند که حتي در دادگاه و در مقابل اعترافات شخص ميلاني حاضر به پذيرش حقيقت نمي شوند و همچنان ميلاني را رابط با امام زمان (عج) ناميده و جنايات خود را به عنوان ماموريت براي حق توجيه مي کنند . درست همانند پياده نظام فتنه اخير که توسط ليدرها و جريان رسانه اي فتنه آنقدر اغوا ميشوند که در مقابل تمامي استدلال ها و منطق ها تنها به حب و بغض خود پناه برده و در برابر تمامي اسناد و مدارک و گفته ها و اعترافات باز به شک خود رجوع کرده و با حب و بغضي که ثمره اغواي رسانه ها و ليدرهاي فتنه است، عزم خود را براي ادامه فتنه جزم مي کنند.
آمريکاي شمالي و ادامه تضاد
اگر بخواهيم براي تضاد مثال آوريم انجمن حجتيه بهترين مثال است. علاوه بر تمامي آنچه که در تاريخ اين انجمن در خدمت به جريان بهاييت آورده شد، آمريکاي شمالي و فتنه اخير گواه ديگري بر روشني اين حقيقت است. آمريکاي شمالي يعني دو کشور کانادا و آمريکا از نقاطي هستند که فرقه ضاله بهاييت فعاليت بسياري در آنها دارد. درست همانند انجمن حجتيه که جريان رسانه اي اين انجمن – به طور خاص شبکه تلويزيوني ماهواره اي – از اين کشورها هدايت مي شود. امري که نشان از تمرکز فعاليت اعضاي اين انجمن دارد. شايد گفته شود که به خاطر مقابله با فعاليت بهاييت در اين کشورهاست. اما فعاليت جريان رسانه اي انجمن چيزي غير از اين ادعا را نشان مي دهد. پررنگ کردن اختلاف شيعه و سني و دميدن در آتش بغض و کينه ميان ايشان، محور تمامي اين فعاليت هاست. همچنين برخي از افراد وابسته به انجمن که در قالب گروهک هاي مسلح تروريستي دست به جنايت زده اند – نظير منشي زادگان - نيز در اين کشورها به سر مي برند.
فتنه اخير و اتحاد انجمن و بهاييت
يک خبر کوتاه : " به گزارش رجانيوز سروش با اشاره به شرايط سبزها گفت : واقعيت اين است که در درون جنبش سبز هم دينداران و هم غيردينداران، چپها و سکولارهاي فلسفي و حتي افرادي از انجمن حجتيه وجود دارند و اين را نه ميتوان انکار کرد و نه ميتوان مخفي نگاه داشت. " پيش از اين هم سران فتنه بارها و بارها از وحدت متکثر سخن گفته بودند و برخي ديگر هم از دين سبز ؛ ديني که در آن ملحد و همجنس باز و سکولار و بهايي و آيت الله حضور دارند. انجمن حجتيه يک بار ديگر به صحنه آمد و اين بار براي انتقام از نظام اسلامي و حضرت روح الله (ره) و نيز تلاش براي عينيت بخشي به اهداف و افکار خود؛ جدايي دين از سياست، مقابله با اصل ولايت فقيه، تلاش در جهت گسترش فساد و فحشا به عنوان نشانه اي از آخرالزمان ... عمده فعاليت هاي انجمن در فتنه اخير را مي توان در دو محور اصلي دنبال کرد ( آنچه که از ظاهر روشن شده است ) :
اول : در جزوه اي که در جهت براندازي نظام اسلامي به عنوان دستورالعمل توسط تاجيک و علي رضا بهشتي تنظيم و تدوين گشته و براي اجرا به ميرحسين موسوي سپرده شده، بر استفاده از موقعيت هاي تاريخي و تقويمي تاکيد فرواني شده است. شايد مهمترين دليل اين امر مشابه سازي در مناسبت هاي تاريخي به نفع جريان فتنه و در انفعال قرار دادن نظام اسلامي باشد. اگر روز مبارزه با استکبار جهاني است، بايد با محور قرار دادن نظام اسلامي، آن را به عنوان يک شر بزرگ درست همانند استکبار معرفي نمود. يا در روز قدس و همچنين در عاشورا که تلاش بر اين بود تا با همانند سازي، با فتنه گري هاي يزيديان در اذهان و قلب ها مردم، تمثالي از شهداي کربلا را بسازند!
انجمن حجتيه از روزهاي اول فتنه با يادآوري خانه نشيني علي بن ابي طالب (ع) بعد از سقيفه – اين هم دروغي ديگر از انجمن که علي طي 25 سال فقط در خانه نشست - از فتنه گران مي خواهد تا با تأسي به ايشان فعلا در برابر حق خود سکوت کنند! اين بدان معناست که انجمن در هماهنگي با سران جريان فتنه براي همانند سازي مثبت براي ناپاک ترين ها تلاش کرده و مي کند.
دوم : انتشار شايعات: يکي از سايت هاي وابسته به انجمن که نام شيعيان را يدک مي کشد و بارها ارادت و پايبندي خود را به انجمن ثابت نموده است، در فتنه اخير با طرح يک نظرسنجي از مخاطبان خود – که درصد قابل توجهي از آنان در آمريکاي شمالي هستند – مي خواهد درباره رابطه مراجع تقليد و دولت و حکومت نظر بدهند! تلاش براي موضع گيري علماي قم برعليه دولت، نظامي اسلامي و شخص ولي فقيه، انتشار شايعات فراوان در اين مورد از اقدامات ديگر انجمن در فتنه اخير بود. انجمن حجتيه در فتنه اخير که اسناد و اخبار زيادي درباره حضور و نقش پررنگ فرقه ضاله بهاييت در هدايت و حمايت از آن منتشر شده، وظايفي را بر عهده ميگيرد و براي انجام آنها از هيچ تلاشي فروگذاري نمي کند. شايد نگاهي به تاريخ معاصر اين حقيقت را که ادعاي فعاليت هاي مذهبي انجمن حجتيه تنها يک ادعاي پوچ است، روشن بنمايد؛ اما نقش انجمن حجتيه در فتنه اخير مهر تاييد ديگري بر اين حقيقت است. انجمن حجتيه آن زمان که بهائيت در صدر قدرت بود، با ترويج جدايي دين از سياست همگان را به سکوت در برابر اين قدرت نامشروع فرا خوانده و امروز که نظام اسلامي عهده دار امور است، هوس دخالت در امور سياسي را مي کند. آن روزها به بهانه بهائي شدن برخي از جوانان همه را به همکاري با رژيم بهائي زده پهلوي فرا مي خواند و امروز همراه با بهائيت براي مقابله با نظام اسلامي هم قسم شده و به ميدان آمده است. روزي به بهانه نيمه شعبان و ياد امام زمان (عج)، امام را به باد ناسزا و لعن گرفته و در بازي پهلوي بهايي زده شرکت مي کردند و امروز دست در دست بهاييت در روز غم خاندان اهل بيت (ع) به رقص و پايکوبي ميپردازد. /انتهاي پيام/