کتاب «اوشو؛ از واقعيت تا خلسه» منتشر شد
به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، اين کتاب سعي دارد تا در هياهوي انديشههاي انحرافي و از وراي زرق و برق ظاهري اين افکار درهم آميخته و ناموزون، در پيش روي مخاطبان جوان و پرسشگر خود چراغي برافروزد.
در اين کتاب عناويني چون تناسخ، مراقبه، آزادي، عقل، شريعت، پلوراليسم، لذت گرايي و دينداري که شاکله هاي اصلي انديشههاي اوشو را تشکيل ميدهد، در بوته نقد و بررسي قرار گرفته است.
در اين کتاب توضيح داده ميشود که در عبادت مورد توصيه اشو، خدا نقش چنداني ندارد، در نگاه اوشو آنچه عبادت را سودمند يا بيفايده ميسازد، حالات انساني و توان رواني اوست.
خدا در آموزه هاي عبادي اوشو در موقعيت انفعال قرار دارد؛ در نگاه او پيش از آنکه خدا به ياري انسان آيد، شادي درون خود افراد سبب اين امر ميگردد.
اوشو اعتقاد دارد که انسان تنها موجودي است که هيچ فرمانروايي براي او فرمان صادر نکرده است؛ بنا بر همين اعتقاد است که پيوسته به شريعت حمله ميکند و از آن گريزان است.
در نظر اوشو انسان بايد از هر چيزي که آزادي اش را محدود مي کند فاصله بگيرد، حتي اگر آن چيز خدا و دستورات او باشد؛ چنان که با صراحت ابراز مي دارد همه چيز را بايد فداي آزادي کرد حتي زندگي را... حتي مي توان خدا را فداي آزادي کرد، اما نمي توان آزادي را فداي خدا کرد.
اشو به مخاطبان خود توصيه مي کند از هرگونه چارچوب، اعم از چارچوب هاي شرعي، عرفي، اخلاقي، اجتماعي و ذهني، کناره بگيرند و به هيچ حد و مرزي تن ندهند؛ چرا که همه اين چارچوب ها در حکم زندان هايي هستند که ما را در خود اسير مي کنند، به همين دليل او قديسان را بزرگترين بردگان روي زمين مي داند.
شکي نيست که اوشو از مدافعان سرسخت آزادي است اما تفسيري که او از آزادي ارائه مي دهد بسيار قابل تأمل است، آزادي در نگاه اوشو همچون آزادي مورد نظر کوئيليو مبتني بر گرايشات فردگرايانه و سودجويانه است.
اوشو معتقد است انسان بايد به هر کاري که دوست دارد اقدام کند، بدون اينکه عواقب آن را در نظر بگيرد، از نظر او مهم نيست که ديگران چه مي گويند و چه مي خواهند؛ مهم آن است که من چه مي خواهم و چه چيزي را دوست دارم، اين نوع نگرش او را به جايي مي رساند که حتي حاضر است خدا را فداي تمايلات و خواهش هاي نفساني نمايد؛ چراکه هيچچيز براي او مهم تر از خودش نيست.
اوشو به اسم آزادي مفاهيمي را به مخاطبان خود عرضه مي کند که سرچشمه هرگونه اسارت و بردگي است، آزادي اوشو بر پايه هوس ها و شهوت ها شکل مي گيرد و مبتني بر بعد حيواني وجود آدمي است.
اوشو از مخالفان سرسخت عقل و منطق است، از نظر وي منطق هميشه مي تواند انسان را فريب دهد؛ چراکه يک نوع هماهنگي را القا مي کند و ذهن منطقي، ذهني بيهوده گو است.
اوشو به مخاطبان خود توصيه مي کند که از استدلال و انديشه دست بردارند؛ زيرا در نظر او همه انديشه ها آلوده اند؛ حتي انديشه خدا.
اوشو معتقد است که هر کس به جستجوي دليل براي اثبات خداوند برود در نهايت به اين نتيجه مي رسد که خدا وجود ندارد.
دينداري اوشو کاملاً منطبق با اهداف سکولاريستي است، در ديني که اوشو معرفي ميکند احکام، دستورات، آيين ها و کتب مقدس جايي ندارد، دين او ديني کاملاً فردي و خصوصي است که هيچ برنامه اي براي ساحات مختلف زندگي انسان ندارد، اصرار اوشو براي منفي جلوه دادن نهادهاي ديني از اين روست.
اوشو از شادي به عنوان يگانه معيار انساني نام مي برد، البته شادي و خندهاي که او معرفي ميکند هيچ پشتوانه معرفتياي ندارد و نشئت گرفته از جهان بيني خاص اوشو است.
او به همه چيز با ديد سرگرمي مي نگرد و عقيده دارد هيچ چيز را نبايد جدي گرفت، اين مسئله تا جايي پيش مي رود که مرگ هم از نظر او يک بازي و سرگرمي تلقي مي شود.
اوشو در زندگي مطالعات بسياري داشته است؛ خصوصاً در زمينه فلسفه و روان شناسي، اما نکته جالب توجه اينجاست که او بعدها بهشدت با علم اکتسابي مخالفت مي کند؛ او بيشتر شاعران را افرادي معمولي و کور ميداند که گاهي قوه تخيلشان را به پرواز در ميآورند، درباره موسيقي دانان نيز قضاوت بهتري نداشته است، هرچند خود به شعر و موسيقي علاقهمند بود و خوش داشت او را شاعر بدانند.
براي دريافت اطلاعات بيشتر با شماره تلفن هاي 88503341 و 88505402 تماس حاصل فرماييد./انتهاي پيام/