پيامبر ما کيست؟
کد خبر:۶۱۱۲۲

پيامبر ما کيست؟

محمد(ص) کسي است که خصائصي چون فضل عظيم، مانع عذاب، مؤيد به نصر الهي، رؤوف و رحيم،  مسافر معراج، رحمه للعالمين، اسوه حسنه و خاتم النبيين بودنش، او را چو خورشيدي بي مانند کرده است. 

اولين دليلي که انسان را به انسانيت رساند و مقام خليفه اللهي را نصيبش کرد، عنايت حضرت پروردگار به او بود که اگر اين عنايت حضرت رب شامل حالش نمي گرديد، هرگز آدم و فرزندانش به محوريت در عالم امکان دست نمي يافتند و اشرفيت بر جميع مخلوقات را تجربه نمي نمودند.

در ميان فرزندان آدم و حوازادگان عالم، يکدانه اي است که اقليم بالا برايش فرش است و عشق حضرت دوست برايش عرش، فاتح قله (فکان قاب قوسين) و ساکن مقام حبيب اللهي، يتيم مدينه محمد بن عبد الله (صلي الله عليه و آله وسلم) که عالم امکان و تمام هستي، به طفيل وجودش به موهبت وجود نائل آمدند و در زمره کائنات شدند.

محمد (صلي الله عليه و آله وسلم) کسي است که مقام بندگي(1)، ايمان(2)، عصمت(3)، طهارت(4)، رسالت(5)، حکومت(6)، اولويت(7)، اول المسلمين و اخلص الموحدين و اخشع العابدين بودن(8)، دارا بودن خصائصي چون فضل عظيم(9)، مانع عذاب(10)، مؤيد به نصر الهي(11)، رؤوف و رحيم(12)، مسافر معراج(13)، رحمه للعالمين(14) اسوه حسنه(15) و خاتم النبيين(16) بودنش، او را چو خورشيدي بي مانند کرده است.

محمد (صلي الله عليه و آله وسلم) بهانه رحمت پروردگار بر عالميان و واسطه فيض قدسي اوست، هرچند که بي خرداني از همان زمان طلوع اسلام و آغاز برآمدن صداي دلنشين دعوتش، قلب رئوفش را به بي ادبي ها و ستيزه هاي جاهلي رنجه کردند، اما اين پيامبر رحمت و اين فرستاده مبارک، هماره نويد دهنده رحمت الهي است و بي شک قلب مهربانش، خواسته اي جز هدايت بشريت ندارد.

هتاکي امروزه بي خرداني از تبار اعراب جاهلي که در بيچارگي غوطه ورند و شنيدن صداي دلرباي محمدي (صلي الله عليه وآله و سلم) را بر نمي تابند يادآور همان بي مهري هاي سال هاي نخستين تولد اسلام است که روز را در پيش چشمان رسول خدا(صلي الله عليه وآله و سلم) چون شب ظلماني مي نمود اما هماره دعاي خير او بدرقه راه آنان بود.

آنکه امروز محمد(صلي الله عليه وآله و سلم) را نمي شناسد را چه گناهي است؟ هرچند که هتاکي مزدوران شيطان را راه توجيهي نمي توان يافت اما آيا مسلمانان توانسته اند چهره پيامبر عزيز خود را آنچنان که شايسته است به جهانيان بشناسانند؟ آيا خردمندي يافت مي شود که او را بشناسد و از صميم قلب زبان به ستايش او نگشايد؟

بي شک آنکه بيش از دشمن دانا مورد نکوهش است، دوست نادان است که چهره اي عبوس از پيامبر رحمت به نمايش مي گذارد و يا از معرفي چهره ملکوتي او آنسان که بايد، عاجز است.

صفات و ويژگي هاى پيامبراكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)

از آشكارترين صفات رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) اين بود كه غرور پيروزى او را نمى گرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكه نشان داد، و نيز از شكست نا اميد نمى شد، همان طور كه شكست احد بر وى تأثير نداشت، بلكه پس از آن به سرعت براى جنگ «حمراءالأسد» آماده شد و نيز نقض پيمان بنى قريظه و پيوستن آنان به سپاه احزاب بر روحيه او تأثيرى نگذاشت، بلكه او را ثابت قدم گردانيد.

از صفات ديگر او احتياط و پرهيز بود كه نيروى دشمن را بدين وسيله ارزيابى كرده، براى مقابله با او به تهيه ابزار و تجهيزات دست مى زد.

حتى هنگام اقامه نماز نيز احتياط را از دست نمى داد، بلكه مراقب و هوشيار بود.

صفت ديگر او نرمى همراه با صلابت بود كه در شرايط متغير جنگى از آن برخوردار بود و به سبب سرعت تغيير اين شرايط، دستورها و احكام جديدى صادر مى كرد.

سرعت در فرماندهى نزد او، براى مقابله با مسائل جدى، شرطى اساسى بود و به تمركز فرماندهى، توجّه و تأكيد فراوان داشت.

با ياران و قوم خود رفتارى مبتنى بر جذب و اصلاح داشت و روح اعتماد و آرامش را در ميان آنها تقويت مى كرد.

به كوچك رحم مي كرد، بزرگ را گرامى مى داشت، يتيم را خشنود كرده و پناه مى داد، به فقيران و مسكينان نيكى و احسان مى كرد، حتى به حيوانات هم ترحم مى نمود و از آزار آنها نهى مى كرد.

از مهمترين نمونه هاى انسانيت رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) اين بود كه آن حضرت نيروهايى را كه براى سرايا و جنگ با دشمن اعزام مى كرد به دوستى و مدارا با مردم و عدم يورش و شبيخون عليه ايشان وصيت و سفارش مى فرمود.

او بيشتر دوست داشت دشمن را به سوى صلح منقاد كند، نه اين كه مردان ايشان را بكشد.

آن حضرت سفارش مى كرد تا پير مردان، كودكان و زنان را نكشند و بدن مقتول را شكنجه و مُثله نكنند.

وقتى قريش به او پناه آوردند، محاصره اقتصادى آنان را لغو و با تقاضاى ايشان، براى تهيه گندم از يمن، موافقت فرمود.

او به صلح كامل در جهان دعوت مى كرد و از جنگ، جز به هنگام ضرورت و ناچارى، پرهيز داشت.

نامه هايى كه به سوى پادشاهان مى فرستاد به سلام و صلح، آراسته و مزين بود و آن را براى آغاز كلام در ديدار بين فرزندان آدم قرار داده بود.

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در جنگ ها بيش از يك فرمانده تعيين مى كرد، ضوابطى دقيق براى فرماندهى لشكر و تقويت آن قرار مى داد و بين اصول سياسى و نظامى ارتباط برقرار مى ساخت و اطاعت از فرماندهان را رمزى براى انضباط، انقياد و فرمانبردارى مى دانست.

او برنامه ريزى جدى، سازماندهى نمونه و فرماندهى برتر را بنياد گذاشت و فرماندهى لشكر را بر اساس شايستگى و شناخت برگزيد.

لشكر را به طور يكسان در فرماندهى خود جمع كرد و از آنچه كه در وسع و توانايى رزمندگان بود بيشتر به آنان مى بخشيد.

پي نوشت:

1)بقره : 23
2) بقره :285
3) اسراء: 74
4) احزاب : 33
5) آل عمران:164
6) نساء : 65
7) احزاب : 6
8) انعام: 161-163
9) نساء: 113
10) انفال:33
11) توبه : 40
12) توبه : 128
13) اسراء : 1
14) انبياء: 107
15) احزاب : 21
16) احزاب : 40./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار