ايمان ابوطالب در كلام اهل بيت (عليهم السلام)
کد خبر:۶۱۳۱۲
در محضر آيت الله مکارم شيرازي

ايمان ابوطالب در كلام اهل بيت (عليهم السلام)

اهل بيت(عليهم السلام) در مواقع مختلف با صراحت تمام ايمان و اسلام ابوطالب(عليهم السلام) را اعلام كرده اند و در مقابل كسى كه در اين باره با آنها مخالفت مى كرد، جبهه مى گرفتند.

عقيده اهل بيت(عليهم السلام) در مورد ايمان ابوطالب چيست؟

اهل بيت(عليهم السلام) در مواقع مختلف با صراحت تمام ايمان و اسلام ابوطالب(عليهم السلام) را اعلام كرده اند و در مقابل كسى كه در اين باره با آنها مخالفت مى كرد، جبهه مى گرفتند، در اينجا به برخى از كلمات آن بزرگواران اشاره مى كنيم:

1ـ از امير المؤمنين على(عليه السلام) نقل شده است: «والله ما عبد أبي ولا جدّي عبد المطّلب ولا هاشم ولا عبد مناف صنماً قطّ» [به خدا سوگند پدرم و جدّم عبدالمطّلب و هاشم و عبد مناف هرگز بُتى نپرستيدند]. گفته شد: چه چيزى مى پرستيدند؟ فرمود: «كانوا يصلّون إلى البيت على دين إبراهيم(عليه السلام) متمسّكين به»(1) [به طرف كعبه نماز مى خواندند و بر دين ابراهيم بودند و به آن متمسّك بودند.]

2ـ ابن ابى الحديد در «شرح»(2) نهج البلاغة مى نويسد:

روايت شده است: از على بن حسين (عليهما السلام) درباره ايمان ابوطالب سؤال شد، فرمود: «واعجبا إنّ الله تعالى نهى رسوله أن يقرّ مسلمة على نكاح كافر وقد كانت فاطمة بنت أسد من السابقات إلى الإسلام ولم تزل تحت أبي طالب حتّى مات» [تعجّب مى كنم، خداوند تعالى پيامبرش را نهى كرد از اينكه زن مسلمانى را در عقد ازدواج مرد كافر باقى گذارد و فاطمه بنت اسد از زنانى بود كه به اسلام سبقت گرفت و تا زمان وفات ابوطالب همسر او بود.]

3ـ از حضرت امام باقر(عليه السلام) درباره اينكه مردم مى گويند ابوطالب در گودالى از آتش است، سؤال شد، فرمود: «لو وضع إيمان أبي طالب في كفّة ميزان وإيمان هذا الخلق في الكفّة الاُخرى لرجح إيمانه» [اگر ايمان ابوطالب در يك كفّه ترازو و ايمان اين مردم در كفّه ديگر قرار گيرد، ايمان او سنگين تر است.]

سپس فرمود: «ألم تعلموا أنّ أميرالمؤمنين عليّاً(عليه السلام) كان يأمر أن يحجّ عن عبدالله وابنه وأبي طالب في حياته ثمّ أوصى في وصيّته بالحجّ عنهم»(3) [آيا نمى دانيد امير المؤمنين على(عليه السلام) در زمان حياتش دستور مى داد كه به نيابت از عبدالله و فرزندش(4) و ابوطالب حجّ به جا آورند، سپس در وصيّت خود، به حجّ از سوى آنها سفارش نمود.]

4ـ از امام صادق(عليه السلام) روايت شده كه: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «إنّ أصحاب الكهف أسرّوا الإيمان وأظهروا الكفر فآتاهم الله أجره مرّتين، وإنّ أبا طالب أسرّ الإيمان وأظهر الشرك فآتاه الله أجرهُ مرّتين»(5) [همانا اصحاب كهف ايمان خود را مخفى كردند و اظهار كفر كردند پس خدا به آنها دو پاداش داد، و همانا ابوطالب نيز ايمان خود را مخفى و اظهار شرك كرد پس خداوند به او دو پاداش داد (پاداش ايمان و پاداش كتمان و تقيّه)]

اين حديث را ثقة الاسلام كلينى به سند خود در «اُصول كافى»(6) از امام صادق(عليه السلام) به صورت غيرمرفوعه و مسند بدين صورت نقل كرده است: «إنّ مَثَلَ أبي طالب مَثَلُ أصحاب الكهف أسرّوا الإيمان وأظهروا الشرك فآتاهم الله أجرهم مرّتين» [همانا مَثَل ابوطالب مَثَل اصحاب كهف است كه ايمان خود را مخفى كردند و اظهار شرك نمودند پس خدا به آنها دو پاداش داد.]

5ـ ابان بن محمود به على بن موسى الرضا(عليه السلام) نوشت: فدايت شوم، من در اسلام ابوطالب شكّ دارم . و امام در پاسخ وى نوشت: (وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَاتَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ ا لْمُؤْمِنِينَ . . .)(7) [كسى كه بعد از آشكار شدن حقّ، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد ما او را به همان را كه مى رود مى بريم; و به دوزخ داخل مى كنيم . . .] . و پس از اين آيه نوشت : «إنّك إن لم تقرّ بإيمان أبي طالب كان مصيرك إلى النار»(8)[ همانا اگر به ايمان ابوطالب اقرار نكنى جايگاه تو در آتش است.]

سخنان اهل بيت (عليهم السلام) درباره ايمان ابوطالب به قدرى مشهور است كه علماى اهل سنت نيز به اين مطلب اعتراف دارند از جمله: ابن اثير در جامع الأصول نوشته است: به عقيده اهل بيت(عليهم السلام) از عموهاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) كسى جز حمزه و عباس و ابوطالب مسلمان نشد(9)

1 ـ كمال الدين، صدوق: 104 [ص 174]; تفسير أبي الفتوح 4: 210 [8/470]; تفسير برهان 3:795 [3/232].

2 ـ شرح نهج البلاغة 3 : 312 [14/68 و 69 ، نامه 9] .

3 ـ شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد 3 : 311 [14/68 ، نامه 9] .

4 ـ [در چاپى از شرح نهج البلاغة كه علاّمه بر آن اعتماد كرده اين گونه آمده است ، ولى در چاپ تحقيق شده كلمه «فرزندش» نيست.]

5 ـ شرح نهج البلاغة 3 : 312 [14/70 ، نامه 9]

6 ـ اصول كافى : 244 [1/448 ، ح 28]

7 ـ نساء : 115.

8 ـ شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد 3 : 311 [14/68 ، نامه 9]

9 ـ شفيعى شاهرودى، گزيده اى جامع از الغدير، ص 698.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار