عوامل افتراق و اتحاد مسلمانان
گروه اندیشه؛ ماه ربيع الاول، ماه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم، ماه نزول فيض و بركت و رحمت، و ماهي است كه در آن پيام آور بزرگ توحيد و يكتا پرستي، حضرت محمد مصطفي(ص) در مكه معظمه به دنيا آمد تا پرچم توحيد را برافرازد و حريم مقدس كعبه را از لوث اصنام كفر و جاهليت پاكسازي نمايد.
دين مقدس اسلام با پيام توحيد، يكتا پرستي و آرمان تشكيل امت واحده اسلامي و جوهر حق محوري و عدالتخواهانه اش، مرزهاي شبه جزيره عربستان را در نورديد و طي سده هاي مختلف در جريان كشمكش ها و تحولات جهاني به دين عالمگير مبدل شد به طوري كه امروز در جغرافياي جهان اسلام، حدود يك ميليارد و سي ميليون مسلمان زندگي مي كنند.
اين يك ميليارد و سي ميليون نفر، با آنكه از مذاهب مختلف پيروي مي كنند، اما در اصول اعتقادي هيچ گونه اختلافي با هم ندارند به نحوي كه همه آنها قرآن كريم را كتاب الله، كتاب كامل و بدون حتي يك كلمه كم و يا زياد مي دانند و معتقدند كه آيات قرآن، سراسر وحي است كه از جانب خداوند، به وسيله جبرئيل بر محمد(ص) نازل شده است.
پيروان همه مذاهب اسلامي معتقدند كه پيامبر(ص) فرستاده خدا، اشرف مخلوقات عالم، فردي معصوم و مبرا از گناه، و خاتم المرسلين است.
يقينا مسائل مورد اتفاق ميان شيعه و سني بسيار فراتر از موارد اختلاف است، اما غالباً مسائل مورد اختلاف گاهي در مرکز توجه قرار گرفته و مسائل و اعتقادات مشترک ناديده انگاشته ميشود، بنابراين ضرورت توجه به مشترکات در توحيد و نبوت و ساير آموزهها ميتواند راهکار مهمي در مسير نيل به وحدت به شمار آيد.
وحدت اسلامي از ديدگاه قرآن کريم، بدون شک کلام خداوند و وحي الهي است که توسط پيامبر اکرم (ص)، براي هدايت مردم و قرار دادن انسان ها و جوامع بشري در مسير وحدت و يگانگي و انسجام اسلامي، به جهانيان عرضه و هديه شده است.
به اعتقاد همه امت اسلامي قرآن کريم برخلاف ساير کتب آسماني بدون تحريف و دست نخورده از گزند و توطئههاي دشمنان اسلام، باقي مانده است و خداي متعال خود حافظ و نگهبان آن است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» و اين رمز جاودانگي قرآن کريم ميباشد و قرآن کريم و تعاليم آن براي همه مسلمانان داراي سنديت و اعتبار قطعي است.
قرآن کريم با تعابير مختلفي روي وحدت و انسجام اسلامي تأكيد نموده است و واژههاي قرآني در مورد وحدت و انسجام اسلامي عبارتند از: «واعتصموا، اصلحوا، رابطوا، تعاونوا، السلّم، اصلاح بين الناس، الّف بين قلوبکم، امّة واحد، اخوّت وموّدت» اعتصام به حبل الله اساس وحدت اسلامي در قرآن کريم، بطور آشکار به عنوان پايه و اساس وحدت و انسجام اسلامي محسوب شده است که در شکلها و قالب هاي مختلفي ظاهر ميشود.
آيه شريفه 103 آل عمران، ميفرمايد: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ اَعْدَاء فَاَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَاَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً» (همگي به ريسمان خدا، تمسّک جوييد، و پراکنده نشويد، و نعمت خدا را بر خودتان، به ياد آريد، آنگاه که دشمنان (يکديگر) بوديد، و (او) ميان دل هاي شما، الفت انداخت، پس به (برکت) نعمت او، برادران (همديگر) شديد...)
در مورد شأن نزول آيه 103 آل عمران، چنين آمده که اين آيه درباره دو طايفة اوس و خزرج نازل شده که صد سال در ميان آنها جنگ و اختلاف و کشمکش بوده و نسل اندر نسل در اوقات شب و روز ميان آنها جنگ و برادرکشي بود تا اينکه خداوند پيامبر رحمت و مودت را مبعوث به رسالت کرد و آنان به دين اسلام گرويدند و مسلمان شدند و از برکت اسلام و قرآن آن کينه و دشمني طولاني از ميان آنان رخت بر بست و با هم برادر شدند.
در آيات ديگري از قرآن کريم، از اعتصام به حبل الله به عنوان «صراط مستقيم» نام برده شده و عاملين به آن، کساني معرفي شدهاند که در صراط مستقيم قدم نهادهاند و در نتيجه کساني که در راه وحدت و انسجام اسلامي قدم بر ميدارند در صراط مستقيم قرار دارند و آيات شريفه اي كه به اين مفاد دلالت دارند عبارتند از: 101 آل عمران، 36 مريم، 64 زخرف، 175 نساء، 78 حج.
وحدت از ديدگاه سنت کتاب و سنت، هر دو با هم، نزد همه مذاهب اسلامي، دو منبع اصيل و اساسي اسلام و احکام اسلامي ميباشد، پيامبر گرامي اسلام، از بعثت تا وفات، همواره در آموزشها و تعاليم خود و در عمل، در جهت نفي تفرقه و اختلاف و تحکيم پايههاي وحدت و انسجام اسلامي و اخوت و همدلي و همبستگي ميان مسلمين و حتي تفاهم با غير مسلمين غير معارض از اهل کتاب و غيره، قدم برداشته است.
از جمله پيامبر (ص)، فاصله گرفتن از جامعه مسلمين را باعث بيرون آمدن از حوزه اسلام و ديانت خوانده و فرمود: «مَن فارق جماعة المسلمين، فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه.» و در تعبير مشابه ديگري، کسي را که به اندازه يک وجب، از جماعت مسلمين کناره بگيرد و در آن حال بميرد، مرگش را در حال جاهليت خوانده و فرموده: «من فارق الجماعة شبراً فميتته جاهلية»
آن حضرت جماعت و اجتماع را مايه خير و تفرقه را مستوجب عذاب دانسته و فرمود: «والجماعة خير والفرقة عذاب» و نيز در تأکيد بر جماعت و اينکه مظهر قدرت الهي جماعت و اجتماع است فرمود: «يد الله مع الجماعة»
پيامبر (ص) قهر و قطع رابطه ميان دو برادر مسلمان را بيش از سه روز جايز ندانسته و فرمود: «لايحل لمسلم ان يهجر اخاه فوق ثلاثة ليال، يلتقيان فيعرض هذا و خيرهما الذّي يبدء بالسلام»
يکي ديگر از تعاليم حضرت رسول (ص)، در اين رابطه، تحت عنوان اخوت و پيوند ديني، برابري و برادري و وحدت اسلامي هست که در موارد مختلف در ميان اهل بلاد و قبائل مختلف آن را اعلام و تأکيد نموده است، از جمله در پيام مسجد الخيف، مؤمنان را برادر و با خون هاي يکسان و برابر و کوشا در حفظ پيمان با دشمنان و همگي يکدست و متّحد بر عليه دشمن، خوانده و فرمود: «... المؤمنون اخوة تتکافؤ دمائهم و يسعي بذمتهم ادناهم و هم يد علي من سواهم»
حضرت رسول (ص)، مَثَل مؤمنان را در دوستي و رحمت و عطوفت به يکديگر، مانند اعضاي پيکر يک انسان دانست، که با درد گرفتن و رنجور شدن يک عضو آن، اعضاء ديگر هم متأثّر ميشوند: «مثل المؤمنين في توادهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد الواحد، اذا اشتکي منه عضو تداعي له سائر الجسد بالسهر والحمي»
آن حضرت مسلمانان را همانند دندانههاي شانه، يکسان و برابر خوانده و فرمود: «والمسلمون سواسية کأسنان المشط»
مشترکات اعتقادي مسلمانان
1- توحيد: همه مسلمانان اعم از شيعه و سني به خداي واحد با همه خصوصيات و صفاتي که قرآن کريم بيان ميکند ايمان دارند و پرستش را مخصوص و شايسته او ميدانند، به اعتقاد همه مسلمانان پرستش و عبادت غير خدا، هر کس و هر چيز که باشد، شرک و غير قابل قبول است.
2ـ پيامبر اعظم (ص): اعتقاد همه مسلمانان بر اينست که حضرت محمد ابن عبدالله (ص) آخرين پيامبر و فرستادة الهي است و پس از او پيامبري نيامده و نخواهد آمد.
3ـ قرآن کريم: همه مسلمانان معتقدند که قرآن کريم از سوي خدا به پيامبر اکرم (ص) نازل شده و پس از رحلت آن حضرت هيچ چيز از سوي خدا نازل نشده است، اين نکته که قرآن موجود در دست مسلمانان همان قرآني است که بر پيامبر اکرم حضرت محمد بن عبدالله (ص) نازل شده و هيچ آيه و حتي کلمهاي بر آن افزوده و يا از آن کم نشده است، اعتقاد همه مسلمانان اعم از شيعه و سني است.
4ـ کعبه: همه مسلمانان، کعبه را که در مکه مکرمه قرار دارد به عنوان قبله مسلمين قبول دارند و به سوي آن نماز ميخوانند، در ميان شيعه و سني کسي وجود ندارد که به قبله ديگري معتقد باشد.
5 ـ نماز: همه مسلمانان هنگام عبادت و نماز خواندن سوي کعبه ميايستند، حتي در مورد کيفيت خواندن نماز نيز اختلافي نيست، البته تفاوت هايي از قبيل دست بسته يا باز نماز خواندن و همچنين چگونگي بيان برخي از اذکار وجود دارد که اين تفاوت ها چيزهايي نيستند که ميان شيعه و سني باعث جدايي و تفرقه شود و ديگر اينکه ميان فرقههاي چهارگانه اهل تسنن نيز اين تفاوت ها وجود دارد و بعضي از فرقههاي اهل سنت مثل شيعيان با دست باز نماز ميخوانند، از همه مهمتر اينکه اين امور به برخي از اجزاء نماز بر ميگردد نه به اصل نماز.
6 ـ روزه: درباره مسائل عمده آن ميان فرقههاي مختلف اسلامي اتفاق نظر وجود دارد.
7ـ حج: در مورد اصل اين عبادت و ارکان آن ميان همه مسلمانان اعم از شيعه و سني اتفاق نظر وجود دارد، زمان حج، مکان حج، احرام، تعداد طواف ها، سعي، وقوف در عرفات و مشعرالحرام، وقوف در مني، رمي جمرات، قرباني، حلق و تقصير از مسائلي هستند که همه مسلمانان نسبت به آنها هم عقيده هستند و يکسان عمل ميکنند البته در بعضي از موارد جزئي اختلاف نظرهايي بين فرقههاي اسلامي از جمله بين فرق چهارگانه اهل سنت وجود دارد که ناشي از اختلاف فتواهاي فقهاي آنهاست و ضرري به اصل حج و ارکان آن که مورد اتفاق همه مسلمانان است وارد نميکند.
8ـ جهاد عموم مسلمين اعم از شيعه و سني در مورد وجوب جهاد براي حفظ کيان اسلام و دفع ظلم و تجاوز به امت اسلامي اتفاق نظر دارند.
9- امر به معروف و نهي از منکر يکي از مهمترين و حياتيترين وظايف مسلمانان فريضه امر به معروف و نهي از منکر است در روايات زيادي از پيامبر (ص) آمده است که، ترک امر به معروف و نهي از منکر موجب تسلط اشرار و ستمگران بر مسلمانان ميشود و فرموده چنين مسلماناني هر قدر به درگاه خداي متعال دعا و تضرع کنند، دعايشان مستجاب نخواهد شد.
موانع ايجاد وحدت
به طور كلي مي توان موانع وحدت را به دو گروه دروني و بيروني تقسيم نمود:
الف) موانع دروني كه عمدتا از درون جامعه اسلامي بر فرايند وحدت تاثير گذارند و مهمترين آن ها عبارتند از:
1. خودباختگي و عدم اعتماد به نفس به نحوي كه مسلمين امروزه، نقطه اصلي اتكاي خود را گم كرده اند و ضمن مواجه شدن با پديده اي به نام مدرنيسم، در دايره هستي احساس سرگرداني مي كنند.
2. ناسيوناليسم مدرن كه در آن مردم هر كشور، خود را برتر از همه مي دانند و همه امکانات و منافع را براي خود مي خواهند و به ديگر کشورهاي اسلامي به ديد رقيب مي نگرند.
اگرچه در گذشته نيز ملي گرايي وجود داشته است، اما مسلمانان ديروز عليرغم وابستگي به يک سرزمين يا کشور، خود را جزئي از پيکره عظيم امت اسلامي مي دانستند، يعني وطن دوستي تابع مسئله کلي تري به نام «امت اسلامي» بود.
اما ناسيوناليسم جديد باعث بروز نزاع در ميان کشورهاي همسايه و در نتيجه فروش تسليحات کارخانه هاي اسلحه سازي کشورهاي قدرتمند مي گردد، اين نوع «ملي گرايي» ماهيت «اخوت اسلامي» را تضعيف مي کند و به «امت اسلامي» آسيب مي رساند.
به طور مثال ناسيوناليسم و ملي گرايي در حوزه خاورميانه و کشورهاي اسلامي باعث شده تا مثلا ملت اردني، سوريه اي، عراقي و ... با يکديگر در رقابتي سخت باشند و براي حفظ امنيت و حتي پرستيژ ملي خود، در پي انباشت سلاح و خريد اين تسليحات از قدرت هاي خارجي برآيند يا به عنوان مثال عربستان و کشورهاي عرب حوزه خليج فارس به بزرگترين وارد کنندگان تسليحات کارخانجات آمريکا تبديل شوند.
3. انحطاط فکري، فرهنگي و علمي كه به خاطر آن، قشر عظيم و قابل توجهي از مسلمين، کم سواد يا بي سواد هستند و وضعيت علم و دانش در کشورهاي اسلامي تأسف بار است، اين عامل در كنار نا آگاهي مردم از عوامل حضور استعمار، باعث ظهور و بروز استبداد و هرج و مرج شده و زمينه هر چه بيشتر فاصله گرفتن كشورهاي اسلامي را فراهم مي نمايد و انديشه اتحاد اسلامي را به آرزويي محال تبديل مي كند.
4. تعصب گرايي کور مذهبي که مسلمانان را از تلاش براي نزديک ساختن ديدگاه هاي شان باز مي دارد و آنان را از يکديگر دورتر و دورتر مي کند، البته بايد ميان تعصب لازم و صحيح با تعصب غير صحيح فرق گذارد و گفت؛ گرچه اتحاد و همبستگي اسلامي در انديشه مسلمانان بايد از جايگاه والايي برخوردار باشد و براي ايجاد وحدت از هيچ تلاشي دريغ نشود، اما اين باعث نمي شود تا با چشم پوشي از تمام حقايق عدول كرده و همه چيز را فداي وحدت نماييم.
5. جهل و نا آگاهي مسلمانان از مذاهب يکديگر نيز مشکل ديگري در راه وحدت است؛ زيرا نه تنها مسلمانان نسبت به مذهب خود تعصب دارند بلکه به دنبال مطالعه ساير مذاهب هم نمي روند؛ چرا كه اگر پيروان فرق اسلامي از ماهيت ساير مذاهب، آن چنان که بنيانگذاران حقيقي آن ها بيان داشته اند، آگاهي کامل داشته باشند بدون ترديد بسياري از تعصبات و بدبيني ها برداشته مي شود.
6. غفلت از اولويت هاي جهان اسلام نيز از جمله مهمترين موانع وحدت به شمار مي رود؛ چرا كه اگر توجه مسلمانان به مسائل مهم دنياي اسلام نظير مسئله فلسطين، افغانستان، لبنان و .... معطوف بود و سعي همه بر اين مي شد که در پي حل اين مشکلات و مقابله با دشمنان برآيند، وحدت اسلامي خودبه خود در ميان ملت ها جريان مي يافت.
همچنين اين مسئله باعث مي شود مذاهب اسلامي با نزاع بر سر مسائل كوچكتر، حاضر نشوند براي مسائل مهمتر با هم وفاق داشته باشند، از سوي ديگر دولت هاي اسلامي نيز همت و سعي خود را در استفاده از ظرفيت هاي موجود براي به تفاهم رسيدن مسلمانان به کار نمي گيرند.
به عنوان مثال سازمان کنفرانس اسلامي و بانک توسعه اسلامي و مجامع مشابه مي توانند در روند اتحاد و جوامع مسلمان نقش به سزائي داشته باشند، اما وابستگي کشورها به قدرت هاي غربي باعث شده است تا استفاده از ظرفيت ها به شكل نارسا و صوري باشد.
ب) در كنار موانع دروني، عامل بيروني مانع وحدت عبارت است از: تفرقه افگني استعمار در کشورهاي اسلامي و کوشش براي تأمين منافع اقتصادي و سياسي شان كه باعث دامن زدن به اختلافات مذهبي، فرقه اي و نژادي ميان مسلمانان و از هم گسيختگي جوامع اسلامي شده است.
امروز دشمنان اسلام به انحاي مختلف مي کوشند اختلافات شيعه و سني را دامن بزنند و آن را زنده نگه دارند، از اين جهت حوادثي را که هرکدام از سني و شيعه عليه هم انجام مي دهند، بصورت گسترده پوشش مي دهند تا اختلافات مسلمانان را تشديد کنند.
هنگامي که اسرائيل در جنگ 33 روزه عليه حزب الله لبنان شکست خورد، هنري کسينجر يکي از طراحان و سياست گذاران آمريکا به دولت هاي غربي بويژه آمريکا توصيه کرد، روي اختلاف شيعه و سني سرمايه گذاري و کار کنند که تنها در اين صورت است که خطر مسلمانان نسبت به غربي ها کاهش خواهد يافت.
از آن به بعد اين مسئله از سوي رسانه هاي غربي و مقامات آنان با شدت بيشتري دنبال مي شود به حدي که چندين مقام غربي و اسرائيلي به جهان اهل سنت، خطر شيعه را گوشزد نموده اند و حتي مقامات اسرائيلي پا را از اين هم فرا تر نهاده و اعلام کرده اند: کشورهاي سني و اسرائيل بايد با هم متحد شوند و با خطر شيعه مقابله کنند.
شيمون پرز با خطرناک خواندن نفوذ شيعه در کشورهاي عربي، آن را مايه نگراني رژيم هاي عرب خواند، شيمون پرز با اشاره به نگراني ها در ميان دولت هاي سني عرب در مورد خيزش اکثريت شيعه عراق و برنامه هسته اي ايران گفت: رژيم هاي عرب نسبت به رشد شيعه در خاورميانه به شدت نگران هستند.
فرانسوا توال يکي از نويسندگان فرانسوي نيز به قصد ايجاد اختلاف ميان مسلمانان و تحريک اهل سنت عليه شيعه، کتابي نوشته است به نام «ژئوپلتيک شيعه» که در آن سعي کرده تا طوري شيعه را ترسيم کند که اهل سنت از خطر شيعه بهراسند.
از اين جهت نقشه هايي کشيده که شيعيان را در مناطق حساس خاورميانه و در مناطق نفت خيز نشان مي دهد وآن را به گونه اي طراحي کرده که همه مناطق شيعه نشين هم حول محور ايران نشان داده شده است.
از جمله هزاره جات افغانستان را در غرب آن کشور و شرق ايران در نقشه خود نشان داده است در صورتي که هزاره جات در مرکز افغانستان است و نه در غرب آن و مجاور مرز ايران، ميان مناطق شيعه نشين هزاره جات و ايران چندين ولايت فاصله است، علاوه بر آن در اين کتاب از کلمات و تعابير تحريک آميز به صورت فراوان استفاده شده است، به طور مثال از خليج فارس به خليج شيعي و ..
بي جهت نيست که سازمان سيا(C. I.A) با اينکه براي چند دين يک دفتر تحقيقاتي ايجاد کرده است، براي اسلام به صورت جدا و براي شيعه يک دفتر تحقيقاتي جدا گانه تأسيس و ايجاد نموده که کارشناسان شان در باره آن تحقيق کنند.
اين امر نيز نشان مي دهد آنان از ميان اديان از اسلام بيشتر مي ترسند و از ميان مسلمانان از شيعه ترس بيشتري دارد.
راهکارهاي عملي وحدت شيعه و سني
1- اولويت بندي نيازهاي اساسي جامعه: يک جامعه نيازهاي فکري ـ اعتقادي فراوان دارد که وظيفه پاسخ گويي به آن ها را عالمان ديني و روشنفكران متعهد آن جامعه بر عهده دارند، اين نياز ها برخي ثابت و برخي متغيرند، يعني در هر دوره اي يک سلسله ضرورت ها بيش از سايرين خودنمايي مي کنند که بايد با دقت ويژه و حس مسئوليت پذيري بالا، آن ها را شناخت و در صدد رفع آن ها بر آمد.
مرحوم آيت الله بروجردي از آغاز مرجعيت خود به مسئله وحدت ميان فرق مختلف اسلامي توجه خاصي داشته و معتقد بودند سامان دادن به اين موضوع از وظايف ديني هر عالم شيعه و سني است.
ايشان خطاب به عالمان شيعه مي گويد: «مسئله خلافت، امروز مورد نياز مسلمانان نيست که با هم دعوا کنيم، هر چه بود امروز چه نتيجه اي به حال مسلمانان دارد؟ آنچه امروز به حال مسلمان مفيد است اين است که بدانند احکام را بايد از چه مأخذي اخذ بکنند.»
به عبارت ديگر در يک تقسيم بندي، برخي از اين نيازها فقهي، برخي تاريخي، برخي فلسفي -کلامي، برخي سياسي و برخي حقوقي اند که بايد به فراخور حال و نياز مخاطب به آنها پاسخ داد، بنابراين محدود ساختن همه توان فکري جامعه به يک قسم از اين نيازها به معناي معطل گذاشتن ديگر نيازهاست و اين مي تواند براي جامعه مسلمانان بسيار خطر آفرين باشد.
اجتماع به منزله يک انسان است که همه اميال و خواسته هاي آن بايد به درستي و به موقع برآورده شوند، بي توجهي به برخي و توجه بيش از حد به برخي ديگر ميتواند ميزان آسيب پذيري آن فرد و يا اجتماع را بالا ببرد.
2- گفتوگو: يکي از مهمترين راهکارها جهت همگرايي مسلمانان، گفتمان علمي ميان آنها است بدين معنا که نظريه پردازان و عالمان ديني فرق مختلف با طرح مباحث علمي و آشنايي با ديدگاه ها و مباني يکديگر مي توانند گامهاي مفيد و موثري جهت نزديکي هر چه بيش تر به هم بردارند.
عدم آشنايي کامل فرق از اصول و مباني اعتقادي يکديگر موجب شده است که مسلمانان برداشت هاي نادرستي از هم داشته و نسبت به يکديگر بدبين باشند و در مواردي حکم تکفير و يا تفسيق يكديگر را صادر کنند و زمينه هاي برخورد فيزيکي مسلمانان را فراهم آورند.
به تحقيق مي توان گفت بيشتر تعصبات قومي و مذهبي ريشه در عدم شناخت از مباني فرق دارد، قرآن کريم به مسلمانان دستور اکيد مي دهد که با «جدال احسن» و گفتوگوي مسالمت آميز با اهل کتاب گفتوگو کنند و روابط خود را بر اساس اصول مشترک قرار دهند: «ولا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتي هي احسن الا الذين ظلموا منهم و قولوا آمنا بالذي انزل الينا و انزل اليکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون» و با اهل کتاب جز به شيوه اي که نيکو تر است مجادله نکنيد مگر کساني از آنها که مرتکب ستم شده اند و بگوييد به آنچه بر ما و (به آنچه) بر شما نازل شده ايمان آورده ايم و خداي شما يکي است و ما همه فرمان برداريم.
عدم آشنايي مذاهب و فرق از عقايد يکديگر سبب مي شود دشمنان داخلي و خارجي و آن ها که از تفرقه ميان فرق اسلامي سود مي برند موارد اختلاف برانگيز را پر رنگ تر کرده و مواردي را که موجب اتحاد بين مسلمانان مي شود ناديده گيرند.
3- محبت و خيرخواهي نسبت به يکديگر: امام علي(ع) نسبت به همه مردم از موضع محبت و دوستي رفتار مي کرد، در نهج البلاغه امام (ع) خطاب به عثمان مي فرمايد:« آنچنان براي تو خير خواهي کردم که مورد اتهام قرارگرفتم.»
اگر مسلمانان نسبت به يکديگر محبت داشته باشند و در غم و شادي هم تشريک مساعي کنند، مي توانند گام بلندي در راستاي وحدت جهاني بردارند.
4- عدم توهين و جسارت به اعتقادات يکديگر: از مسئوليت هاي علماي شيعه و سني جهت وحدت ميان مسلمانان آن است که صراحتاً بر حرمت هر گونه اهانت يا تجاوز به جان، مال، ناموس و يا تکفير هر يک از فرق اسلامي تاکيد ورزيده و اين گونه اقدامات را به منزله هتك حرمت به ساحت تمام مسلمانان به شمار آورند.
قرآن کريم در حرمت توهين به اعتقادات يکديگر و نهي از آن مي فرمايد: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم» هرگز به بت پرستاني که غير خدا را مي خوانند اهانت نکنيد؛ زيرا آنان نيز به خداي شما از روي جهل اهانت مي كنند، اين چنين ما براي هر امتي عملشان را زينت داده ايم.
در جنگ صفين حجر بن عدي و عمربن حمق خزاعي بيرون آمدند و به اظهار تنفر و لعنت بر شاميان پرداختند، امام علي (ع) به ايشان پيام فرستاد: «از آن چه در باره شما گزارش مي دهند دست بکشيد و زود نزد من آييد، چون آن دو آمدند گفتند: يا علي! مگر حق با ما نيست؟ فرمود: چرا. گفتند: مگر آنها باطل نيستند؟ فرمود: چرا. گفتند: پس از چه رو ما را از دشنام گويي به آنان بازميداري؟ امام علي(ع)فرمود: «کرهت لکم ان تکونوا لعانين شتامين.» روا ندانستم بر شما که نفرينگر و دشنامگو باشيد.
در حديث ديگري آمده است که شخصي به امام صادق(ع) عرض کرد: ما در مسجد فردي را ديديم که آشکارا به دشمنان شما دشنام مي داد و آن ها را لعنت مي کرد، امام(ع) فرمود: خدا آن دشنام گو را لعنت کند، زيرا او ما را در معرض فحش و دشنام مخالفين مان قرار مي دهد.
امام علي(ع) خطاب به فرزندش امام حسن(ع) ميفرمايد: «يا بني اجعل نفسک ميزانا في ما بينک و بين غيرک. فاحبب لغيرک ما تحب لنفسک و اکره له ماتکره لها» اي پسرم، خود را مقياس قضاوت بين خود و ديگران قرار ده. آنچه را براي خود دوست مي داري براي ديگران نيز دوست بدار و آنچه را براي خود دوست نمي داري براي ديگران نيز دوست مدار.
5- دورانديشي مسلمانان: در طول تاريخ همواره در چنبره درگيريهاي فرقه اي و اختلافات داخلي محصور بوده و افق ديد خود را از مذهب، فرقه، قبيله يا حد اکثر کشور خويش فراتر نبرده و افق دور تر را نديده اند تا بتوانند از مواهب اتحاد و همدلي خود بهره گيرند و خود را با نيروي عظيم و توانايي بالايي که دارند تقويت کنند، لذا شيعه ها همواره جديترين دشمن خود را اهل سنت و اهل سنت نيز بزرگترين دشمن خود را شيعهها دانسته و هميشه در صدد ضربه زدن و توهين و جسارت به مقدسات يکديگر بوده اند، غافل از آن که دشمنان ديني آنها همچون يهود و صهيونيسم از اين فرصت ايجاد شده نهايت بهره را برده و با تضعيف هر دو مذهب هر روز سلطه خويش را بر جهان اسلام و مسلمانان بيشتر و بيشتر کردهاند.
اگر روزي ملت هاي مسلمان دنيا با هم متحد شوند و به دور از اختلافات دست اتحاد و برادري به يکديگر دهند، مي توانند هر سدي را از جلوي راه خود بردارند و در برابر قدرت هاي کوچک و بزرگ از منافع مشترک ملل مسلمان دفاع کنند و حق سلطه گري بر خود را به هيچ کشوري ندهند.
6- توزيع عادلانه ارزشها: امام علي (ع) در فرمانش به مالک اشتر درباره رعايت حال مردم مصر ميفرمايد: «مهرباني بر خلق و دوستي ورزيدن با آنان را براي دل خود پوششي گردان و همچون جانور شکاري مباش که خوردنشان را غنيمت شماري زيرا خلق دو دستهاند: دستهاي که برادر ديني تواند و دسته اي ديگر که در آفرينش با تو يکسانند.»
در يک جامعه سالم (ديني) همه انسانها اعم از شيعه و سني از حقوق شهروندي يکسان برخوردارند و منابع ثروتي و قدرتي بايد عادلانه ميان آنها توزيع شود تا هر کسي بتواند به آنچه لايق و شايسته آن است نايل گردد.
وقتي در يک جامعه شيعي يا سني گروه اقليت مي بيند که از حقوقي برابر و عادلانه با اکثريت برخوردارند و حاکميت، سياست عدالت محور خود را بطور يکسان براي همه انسانها گسترده است، اين امر پيوند قلبي گروه هاي اقليت و اکثريت را مستحکمتر کرده و آنها را بيش از پيش به يکديگر نزديک مي سازد.
چنانکه امام علي(ع) در نامه اش به مالک اشتر او را ملزم به رعايت حقوق کامل انسانها(صرف نظر از اعتقاداتشان)کرده بود.
7- دوري از خرافات و دلبستگيهاي بيپايه: خرافهزدايي نقش بسيار مهمي در سلامت مذهب و بالا بردن ظرفيت تعامل آن دارد، تعصب بر روي مظاهر غلط که جزو دين نيستند و از اوهام، خواب و آداب و رسوم محلي سرچشمه گرفته اند با جريحهدار کردن چهره دين و دينداران، راه را بر هرگونه اتحادي ميبندد.
يکي از اين راهها اعلام برائت شيعه از غلات و برائت اهل سنت از نواصب و دشمنان اهل بيت است که توهين به ائمه شيعه را جزو عبادت ميدانند، در شيعه برخي از گروههاي غلات مانند: کامليه، غرابيه، منصوريه، خطابيه و ذميه در خصوص ائمه شيعه بويژه امام علي(ع) دچار غلو و افراط شده و برخي مانند غرابيه او را تا مرز پيامبري (به جاي پيامبر اکرم) و خدايي بالا بردهاند و برائت شيعه و سني از اين گروه هاي افراطي مي تواند در زدودن گرد خرافات و نسبتهاي ناروا به ساحت دين و در نتيجه نزديکي پيروان اين دو مذهب به هم موثر باشد.
8- صدور فتاواي همگرا: بي ترديد صدور فتاواي مراجع شيعه و سني نقش بنياديني در جهت وحدت اسلامي دارد، همانگونه که تا به حال نقش مهمي در ايجاد اختلاف ميان مسلمانها داشته است.
اگر مراجع شيعه و سني فتاواي وحدت بخشي مانند جواز شرکت مسلمانان در مراسم عبادي يکديگر صادر کنند، زمينه مساعدي جهت همسويي مسلمانان فراهم مي شود.
9- توجه به نقاط مشترک و دشمن مشترک: به يقين مسائل مورد اتفاق ميان اين دو مذهب بسيار فراوان تر از موارد اختلافي است، اما غالبا مسائل مورد اختلاف مورد توجه قرار گرفته و اعتقادات مشترک بهكلي ناديده انگاشته شده اند.
توحيد، نبوت، معاد (اصول دين) نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، امر به معروف و نهي از منکر (فروع دين) قبله، قرآن و بسياري موارد ديگر از جمله چيزهايي هستند که مي توانند به عنوان عوامل مشترک ميان مسلمانان مطرح باشند.
10- آشنايي با معارف اسلامي يکي از راهکارهاي وحدت: آشنايي مسلمانان با آموزه هاي ديني است، در آيات متعددي مسلمانان به همگرايي دعوت شده اند.
در برخي از آيات همه مسلمانان برادران ديني هم خوانده شده و مرزهاي ملي و جغرافيايي ناديده گرفته شده اند: انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويکم. مومنان با يكديگر برادرند، پس بين برادران خود صلح دهيد، و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا، به ريسمان الهي چنگ بزنيد و متفرق نشويد.
يکي از عوامل مهم اختلاف، فاصلهگيري مسلمانان شيعه و سني از آموزه هاي ديني است، پر واضح است به هر مقدار که آنان با توصيههاي قرآن و روايات در خصوص وحدت و بهانه ندادن به دست دشمنان اسلام آشنا باشند، وجود اختلافات کوچک و جزيي هرگز نميتواند از آنان براي هم دشمن بزرگ بسازد و امت يکپارچه را متفرق کند./انتهاي پيام/