جنگ داود(ع) با جالوت
کد خبر:۶۱۶۳۹
19 ربيع الاول

جنگ داود(ع) با جالوت

داود گفت: جالوت را به من نشان دهيد. سنگى در فلاخن گذاشت و پيشانى او را هدف قرار داد كه سر جالوت را شكافت سپس سنگ دوم و سوم را رها كرد و جالوت را سرنگون ساخت در اين هنگام لشكريانش در هم شكستند.

خداوند اشموئيل يا شموئيل پيغمبر را مبعوث كرد، شموئيل توانست تا اندازه اى به وضع بنى اسرائيل سر و سامان و قسمت عمده آنها را از بت پرستى نجات دهد، بنى اسرائيل براى جنگ با دشمنان و باز پس گرفتن سرزمين هاى از دست رفته از آن پيغمبر خواستند تا براى آنها پادشاهى تعيين كند تا با دشمنان بجنگند، از طرف خداوند متعال طالوت معيّن شد و او با هشتاد يا هفتاد هزار نفر حركت كرد، دو لشكر به هم رسيدند، در ميان لشكر طالوت، سه برادر بودند كه پدر پيرى به نام ايشا و برادر كوچكى به نام داود داشتند.

داود، فلاخن خود را كه معمولاً هنگام چرانيدن گوسفندان همراه داشت، با خود برداشت. همين كه وارد ميدان شد از سربازان شنيد كه از دلاورى جالوت سخن مى گويند.

داود گفت: چرا از جالوت مى ترسيد؟ به خدا اگر او را ببينم وى را به قتل مى رسانم. سربازان سخن داود را به طالوت رساندند، طالوت او را خواست و از نيرو و قدرت وى سؤال كرد.

بالاخره روز ديگر دو لشكر برابر هم قرار گرفتند و داود گفت: جالوت را به من نشان دهيد. سنگى در فلاخن گذاشت و پيشانى او را هدف قرار داد كه سر جالوت را شكافت سپس سنگ دوم و سوم را رها كرد و جالوت را سرنگون ساخت در اين هنگام لشكريانش در هم شكستند.

اين سبب شد كه نام داود بر سر زبان ها بيفتد و عظمت و شوكت پيدا كند تا بنى اسرائيل او را به سلطنت و فرمانروائى انتخاب كنند و خداوند متعال نيز او را به نبوت برگزيند.(1)

1-حوادث الايّام، صفحه 92.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار