با وضو پشت رايانه هايمان بنشينيم...
علي ميرزايي - گروه پاتوق شيشه اي؛ در زمان صدر اسلام جنگ و جهاد بود و اسلحه ها هم، شمشير و اسب خود جهادگران بود؛ امروز اما بعد از فتنه و آشوب بعد از انتخابات نياز بود به جهاد در عرصه اي جديد به نام فضاي سايبر يا همان اينترنتي كه ديگر همه ميشناسيمش. حالا بايد مبارزه ميكرديم و مي جنگيديم؛ بايد خدا را شكر مي كرديم (كه شكر كرديم) بابت آنكه باب جهاد را به رويمان باز كرد.
اين بار اما اسب ما صندلي هايمان بود و شمشيرمان صفحه كليد(كيبورد) رايانه هاي شخصي مان. اين بار گمنام بوديم. اين بار بدون دعوت جهاد كرديم كه براي جهاد به هنگام ضرورت نيازي نيست درنگ و تأمل كنيم. شب ها تا صبح چشمهايمان سرخ مي شد و پُف مي كرد جلوي يارانه هاي شخصي مان كه مانيتورهاي عهد بوقي اش استاندارهاي نمايشگرهاي آن ور آبي ها را نداشت.
با همه مشكلات و گمنامي ها و بد و بيراه هاي مدعيان آزادي بيان و تهديدهايشان اما جانانه ايستاديم. اين بار بانوان هم در جهاد شركت مستقيم داشتند. اين بار همه بوديم و روز يازدهم اسفند در يك سالن نه چندان بزرگ. كمي درد دل كرديم و گفتيم و شنيديم.
قرار بود به شكرانه 8 ماه حضور در نبرد سايبري گرد هم بيائيم و بگوئيم و بشنويم.
وقتي رسيدم وحید جليلي درحال سخنرانی بود:
يک عده نمي خواهند آن نيروي 24 ميليوني انتخابات (كه به احمدي نژاد رأي دادند) متشكل شوند. اين اشخاص سه گروهند:
گروه اول . . .
گروه دوم . . .
گروه سوم . . .
(برای تشریح این سه گروه به اصل خبر رجوع کنید)
خلاصه جناب جليلي مي گفت که بايد متشكل شويم. بايد رسانه داشته باشيم بايد در حوزه هاي گوناگون تخصصي وارد شويم و حتي گفت كه آن سيزده ميليون (كه به موسوي رأي دادند) هم در چارچوب نظام به موسوي رأي دادند نه براي مقابله با نظام.
بعد از وحيد جليلي هم "مهدي سار" آمد و يكي دو تا شعر در باب حوادث اخير خواند و رفت.
حالا نوبت احسان محمد حسني مدير موسسه عاشورا بود كه قدري سخنراني كند و بگويد: با قدياني (وبلاگ نويس قهار) آمده ام.
فضاي كشور (تا حدي) تحت سيطره شبكه هاي ماهواره اي است و تهديد امروزي عليه نظام، شبكه هاي ضداخلاقي نيستند، بلكه اين خطر از جانب شبكه هاي خبري و به ظاهر بي ضرري مثل سي اِن اِن و العربيه و بي بي سي و ديگران است كه حتي خط مي دادند براي ادامه اغتشاش ها (دلم مي خواست بلند شوم و بگويم كه جانا سخن از زبان ما ميگوئي ولي كو گوش شنوا ... كه بي خيال شدم)
خلاصه آخرش هم گفت كه در آينده به جاي وبلاگ ها با وب تي وي ها مواجهيم (تلويزيون هائي كه با كمك اينترنت، برنامه هايش از خانه ها پخش مي شود). خطر فرقه هاي انحرافي هم زياد است و بدانيد كه بعد از 9دي و 22بهمن فتنه ادامه دارد و كارما تمام نشده است.
بعد از سخنان ايشان هم خبر رسيد كه جناب صفارهرندي تازه از مشهد رسيده اند و مستقيم آمده اند به اين همايش. ايشان هم كلي محبت كردند به وبلاگنويسان و مثال آوردند كه: بعد از پيروزي مسلمانان در جنگ خيبر، جعفر ابن ابي طالب از حبشه بازگشت و پيامبر(ص) فرمود كه نميدانم از بابت فتح خيبر شاد باشم يا از بازگشت جعفر؛ و مثال زدند كه وبلاگنويس ها همان جعفراني هستند كه بازگشته اند و اينك آماده نبرد در فضاي سايبري شده اند. بايد كار توليد در فضاي سايبري را جدي بگيريم و حتي ممكن است نياز باشد كه يك اينترانت (شبكه هاي كامپيوتري به غير از اينترنت) خوب ايراني راه اندازي شود. بيائيد هميشه استغفار كنيم كه حتي پيغمبر خدا كه هيچ گاه مرتكب گناهي نمي شدند هم استغفار مي كرد.
صفار در ادامه گفت: بايد مواظب باشيم كه بعد از حماسه 9دي و 22بهمن، غرور زمينمان نزند. حواسمان باشد كه برخي انقلابيون دهه شصت، امروز شده اند ضد انقلاب. همه ما ظرفيت ضد انقلاب شدن را داريم و از اين بابت بايد خيلي مراقب خودمان باشيم.
در آخر هم حاج حسين يكتا مسئول سابق يا شايد هم فعلي كاروان هاي راهيان نور سخناني به زبان آورد كه شاه بيت آن توصيه به وضو ساختن در هنگام كار در فضاي اينترنتي بود.
در حواشي تالار محل برگزاري:
*اينجا هم سانديس بود. البته از آبميوه باكلاس تري استفاده شده بود كه من باب عدم تبليغات مجاني، نامش را نمي آورم.
*پيام فضلي نژاد هم در اين جمع حضور يافت و قدري سخنراني كرد اما معلوم بود كه هنوز حال و روزش مساعد نيست. در ضمن او با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان هم مصاحبه كرد و از تهديدات مهاجمان، قبل از ترور پرده برداشت اما نمي دانم گزارشش كي از تلويزيون خودمان پخش مي شود يا دست كم روي سايت باشگاه خبرنگاران جوان قرار مي گيرد.
*در انتهاي مراسم از برخي وبلاگنويسان برتر نيز تقدير و تشكر شد. /انتهاي پيام/