نظريه هاي علمي موجود در آيات قرآن
در قرآن كريم حدود 1322 آيه وجود دارد كه به مطالب علمي اشاره دارد كه گاهي در حد اعجاز علمي و گاهي در حد شگفتيهاي علمي و گاهي در حد اشارات انديشهآور علمي است (كه در پاسخ پرسش ديگري توضيح داديم) كه در اين مورد دو مبحث عمده ديگر وجود دارد، يعني نظريه پردازي علمي قرآن و چالش قرآن و علم، كه با توضيح آنها تفاوت آنها نيز روشن ميشود.
الف: نظريهپردازيهاي علمي قرآني:
برخي آيات علمي قرآن مطالبي را بيان ميكند كه هنوز علم بدانها دسترسي پيدانكرده است اين مطالب هر چند كه از نظر علوم تجربي به اثبات نرسيده اما دليلي نيز براي نفي آن مطلب قرآني نداريم و از آنجا كه وحي نوعي دانش قطعي است و سرچشمه الهي دارد، حتماً صحيح است هر چند كه شواهد تجربي براي اثبات آنها فعلاً در دست نداريم، و ممكن است مثل برخي موارد ديگر از پيشگوئيهاي علمي قرآن (مثل نيروي جاذبه طبق آيه 2 / رعد و 10 / لقمان و ...) بعداً اثبات شود. اينگونه موارد ميتواند بعنوان نظريههاي علمي قرآني مطرح شود، و همچون تئوريهاي علمي ديگر بدنبال شواهد تجربي آنها باشيم.
مثالها
1. نظريه وجود موجودات زنده در آسمانها: اين نظريه از برخي آيات قرآن همچون آيه 29 / شوري قابل استفاده است كه ميفرمايد:«وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ»
«و از نشانهي اوست، آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر ساخته است.»
هر چند كه گاهي برخي نشانهها كيهانشناختي براي وجود موجودات زنده و با شعور در كرات دور دست ادعا شده است اما دانشمندان كيهانشناخت هنوز نظريه قطعي در اين زمينه ابراز نكردهاند و چيزي ثابت نشده است. ولي اين مطلب ميتواند بعنوان يكي از نظريههاي علمي قرآني، مبناي تحقيقات تجربي كيهانشناختي وسيع قرار گيرد.1
2. نظريه گسترش آسمانها: اين ديدگاه از برخي آيات قرآن همچون آيه 47 / ذاريات قابل استفاده است، كه ميفرمايد:«وَالسَّماءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ»
«و ما آسمان را با دست (قدرت) بنا كرديم و همواره آن را گسترش ميدهيم.»
در مباحث علمي فيزيك كيهاني دو ديدگاه در مورد آسمانها وجود دارد: يكي ديدگاه انبساط جهان و ديگري ديدگاه انقباض جهان.2 و هر كدام شواهدي دارد ولي اثبات نشده است. از آيه فوق ديدگاه انبساط جهان قابل برداشت است.3 و ميتواند بعنوان يك نظريه علمي قرآني مبناي تحقيقات كيهانشناسي قرار گيرد.
3. نظريه هفت آسمان: در قرآن كريم بارها از «هفت آسمان» ياد شده است، از جمله در سوره بقره / 29، اسراء / 44، مومنون / 17 و 86، فصلت / 12، طلاق / 12، نوح / 15، نبأ / 12.
در حالي كه علوم كيهانشناسي از يك آسمان با هزاران كهكشان و ستاره و سياره سخن ميگويند و در مورد آسمانهاي ديگر سكوت ميكنند. چون وسايل ستارهشناسي فعلي بشر و سفرهاي فضايي بيش از اين را نميتواند ببيند و كشف كند.
اما قرآن كريم مساله هفت آسمان را به صورت قاطع مطرح كرده و اين مساله ميتواند به عنوان يك نظريه علمي قرآني مبناي مطالعات كيهانشناختي وسيعي قرار گيرد. البته در مورد هفت آسمان معاني و ديدگاههاي مختلفي وجود دارد كه در تفسير آيات فوق بايد به آنها توجه كرد، و مطلب فوق براساس آن بود كه عدد هفت واقعي و مقصود از آسمانها، محل كرات باشد.4
4. نظريه آفرينش مستقيم انسان از خاك: مساله آفرينش نخستين آدم در كتابهاي آسماني به ويژه قرآن كريم مطرح شده است و برخي آيات قرآن بر آفرينش انسان از خاك و گل دلالت دارد. مثل : انعام / 98، آل عمران / 59، الرحمن / 14، (هر چند كه برخي آيات دلالتهاي ديگري دارد) و سالهاست كه نظريه تكامل توسط لامارك و داروين ابراز شده است كه نتيجه آن بوجود آمدن انسان از نسل حيوانات قبلي است.
و معمولاً دانشمندان و مفسران خود را بين اين دو ديدگاه محصور ميديدند. كه يكي را انتخاب كنند و ديگري را نفي كنند و در اين مورد كتابهاي متعددي نيز نوشته شده است.5
ولي ميتوان در اينجا نظريه سومي را مطرح كرد كه شايد وجه جمع دو ديدگاه باشد و آن اينكه تكامل زيستي در موجودات (اگر با شواهد قطعي اثبات شود) پذيرفتني است و حتي ممكن است انسانهايي از نسل ميمون بوجود آمده باشند ولي بعداً منقرض شده باشند ولي حضرت آدم به عنوان پدر بشر فعلي به صورت استثنائي از خاك بطور مستقيم (ولو طي زمان طولاني) آفريده شده است.
البته اينكه بسياري از ويژگيهاي انسان فعلي در ميمونها موجود نيست بلكه در نظريه تكامل حلقه مفقودهاي بين ميمون و انسان وجود دارد ميتواند شواهدي براي اين ديدگاه باشد.
البته اين نظريه به عنوان يك نظريه علمي قرآني در آفرينش انسان ميتواند مبناي پژوهشهاي زيستشناسي باشد و در كنار نظريه تكامل و فيكسيم مطرح گردد و بدنبال شواهد تجربي آن از باستانشناسي و زيستشناسي باشيم. البته در مورد نظريه تكامل و قرآن كريم مباحث مفصلي وجود دارد و آيات موافق و مخالف نظريه تكامل و ديدگاه مفسران نيازمند بحث گسترده است كه در برخي كتابها آمده است.6
ب: چالشهاي قرآن و علم:
گاهي ظاهر برخي آيات قرآن با نظريههاي علمي ناسازگار به نظر ميرسد، كه اين مساله را چالش قرآن و علم يا تعارض ظاهري قرآن و علم مينامند.
اما از آنجا كه نصوص قرآني و مطالب قطعي علمي هر دو بيان واقعيت و حقيقت است و هر دو وسيله معرفت و شناخت حقيقت است و حقيقت يكي بيشتر نيست بنابراين تعارض واقعي قرآن و علم محال است. چون به تناقض (وجود و عدم حقيقت واحد) منتهي ميشود.
و تعارض ظاهري آيات و مطالب علمي نيز با تامل در آنها قابل رفع است چون يا خطاي مفسر در فهم ظاهر آيه و يا خطاي دانشمند علوم تجربي در مقدمات نظريه خويش باعث اين تعارض شده است كه با دقت در آنها و فهم صحيح از قرآن و طبيعت، مشكل حل ميشود.
براي مثال در مورد هفت آسمان قرآن و يك آسمان علم و يا در مورد نظريه تكامل و آيات آفرينش انسان، توهم تعارض ميشد كه با دقت در مساله بر طرف گرديد. چون علم يك آسمان را ثابت ميكند ولي هفت آسمان را نفي نميكند، همانطور كه نظريه تكامل داروين بصورت قطعي اثبات نشده تا بتواند با ظاهر آيات آفرينش آدم تعارض جدي و واقعي داشته باشد.7
1.تفاسيرقرآن ذيل آيه 29/ شوري مثل نمونه،الجواهر الطنطاوي وقرآن وعلم امروز،عبدالغني الخطيب.
2. تاريخچه زمان، استفن هاوكينگ، ترجمه داد فرما، ص 58.
3. پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضائي اصفهاني، ج 1، ص 142 به بعد.
4. رازهاي آسمانهاي هفتگانه، ايمان مرادي، هفت آسمان، محمدباقر بهبودي و پژوهشي در اعجاز
علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضائي اصفهاني، ج 1، ص 126 به بعد.
5. خلقت انسان، يدالله سحابي در اثبات تكامل،ونظريه تكامل ازديدگاه قرآن ازمسيح مهاجري در ردّتكامل.
6. تكامل در قرآن، علي مشكيني،پژوهشي دراعجازعلمي قرآن،دكتر محمدعلي رضائي اصفهاني، جلددوم و ...
7. درآمدي بر تفسير علمي قرآن، محمدعلي رضايي اصفهاني، انتشارات اسوه، مبحث قلمرو، رابطه و تعارض علم و دين.
/انتهاي پيام/