به رنگ اتحاد
کد خبر:۶۱۹۲۲
اتحاد شيعه و سني در ديدگاه انديشمندان مسلمان؛

به رنگ اتحاد

حدود 150 سال است که بزرگان آگاه جهان اسلام از وحدت در برابر استعمارگران غربي سخن گفته و تفرقه را بزرگ ترين مشکل جهان اسلام اعلام کرده اند ولي هنوز نيز مسئله تفرقه مسلمانان بزرگ ترين مشکل جهان اسلام محسوب مي شود.

اين موضوع نشان مي دهد که جهان اسلام راهبرد مقابله با تفرقه و تلاش براي وحدت را آن طورکه شايسته مي باشد به پيش نبرده است در حالي که استعمارگران و دشمنان اسلام راهبرد ايجاد تفرقه را که مهم ترين ابزار سلطه آن ها بر جهان اسلام است تاکنون به خوبي به پيش برده و اکنون نيز مسلمانان را با مشکل تفرقه درگير كرده اند.

امروزه جهان اسلام با مسائل و بحران هاي متعددي مواجه است و انديشمندان و صاحب نظران كشورهاي اسلامي، راه حل هاي مختلفي براي مقابله با اين مشکلات ارائه کرده اند، يکي از مهمترين آنها، تقويت اتحاد و همدلي مسلمانان در برابر دشمنان است به همين دليل، علما و متفکران دلسوز و آگاه، جهان اسلام را به وحدت و انسجام فرا مي خوانند.

امام خميني و اتحاد

«ما با مسلمين اهل تسنن يكي، واحد، مسلمان و برادر هستيم، اگر كسي كلامي بگويد كه باعث تفرقه بين ما مسلمان ها شود بدانيد كه يا جاهل هستند يا از كساني هستند كه مي خواهند بين مسلمانان اختلاف بيندازند. قضيه شيعه و سني اصلا در كار نيست ما همه با هم برادريم.»

«عوامل اجانب كه منافع خود و اربابانشان را در خطر مي بينند براي تحريك برادران اهل سنت و دامن زدن به برادركشي قضيه شيعه و سني را طرح كرده و مي خواهند با شيطنت بين برادران اختلاف ايجاد كنند، در جمهوري اسلامي همه برادران سني و شيعه در كنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوي هستند، هر كس خلاف اين را تبليغ كرد دشمن اسلام و ايران است.»

«من مكرر اعلام كرده ام كه در اسلام نژاد، زبان، قوميت و ناحيه مطرح نيست، تمام مسلمين چه اهل سنت و چه شيعي برادر و برابر و همه برخوردار از همه مزايا و حقوق اسلامي هستند، از جمله جنايت هايي كه بدخواهان به اسلام مرتكب شده اند ايجاد اختلاف بين برادران سني و شيعي است.»

«گمان نكنند برادرهاي سني ما كه در اسلام اين معنا مطرح باشد كه فرقي مابين شما و ما باشد، همان طور كه شما چهار مذهبي كه در اهل تسنن هست چطور آن مذهب با آن مذهب دو تاست لكن برادر هم هستند، دشمن نيستند اين هم يك مذهب خامسي است كه دشمني در كار نيست همه برادر، همه مسلمان، همه اهل قرآن و همه تابع رسول اكرم.»

«لازم است برادران ايراني و شيعيان ساير كشورها از اعمال جاهلانه كه موجب تفرق صفوف مسلمين است، احتراز كنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشكيل نماز جماعات در منازل و گذاشتن بلندگوهاي مخالف رويه اجتناب نمايند و از افتادن روي قبور مطهره و كارهايي كه گاهي مخالف شرع است شديدا اجتناب كنند.»

«از ملي گرايي خطرناكتر و غم انگيزتر ايجاد خلاف بين اهل سنت و جماعت با شيعيان است و القاي تبليغات فتنه انگيز و دشمني ساز بين برادران اسلامي است.»

«من دست برادري به تمام مسلمانان متعهد جهان مي دهم و از آنان مي خواهم كه به شيعيان با چشم برادري عزيز نگاه كنند و با اين عملشان همانند هميشه نقشه هاي شوم اجانب را خنثي كنند.»

آيت الله خامنه اي و اتحاد

«دشمنان با تبليغات خود، با جنگ رواني خود و با تلاش هاي موذيانه گوناگون خود سعي مي كنند بين صفوف ملت ايران اختلاف بيندازند و به بهانه قوميت، به بهانه مذهب، به بهانه گرايش هاي صنفي، وحدت كلمه ملت را از بين ببرند.»

«علاوه بر اين، در سطح دنياي اسلام هم يك تلاش وسيع عميقي از سوي دشمن محسوس است براي اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بيندازند، اختلاف مذهبي را بزرگ كنند، جنگ شيعه و سني را در هر نقطه اي از دنيا كه ممكن باشد به وجود بياورند و عظمت و ابهت ملت ايران را در ميان ملت هاي ديگر كه روزبه روز بحمدالله تا امروز بيشتر شده، از بين ببرند.»

«جامعه اسلامي در ادوار مختلف از ناحيه بي عدالتي ضربه خورده است و از ناحيه پراکندگي و نفاق و جدايي افراد از يکديگر و مقابل يکديگر ايستادن، ضربه خورده است، هرچه شما به تاريخ اسلام مراجعه کنيد - بخصوص در قرون اخير - اين معنا را روشنتر مي بينيد.»

«اختلاف در دنياي اسلام، اين وضعيتي که در درون دنياي اسلام است، موجب مي شود که دشمن ضعيف بتواند راه خود را پيدا کند، يارگيري کند، از بين برادران مسلمان براي خود يارگيري کند.»

«مسئله شيعه و سني، مسئله فرق گوناگون بين شيعيان، مسئله فرق گوناگون بين اهل تسنن، اينها ابزار کار دشمنان اسلام است، نمي گويد من با قرآن مخالفم، اما با آنچه که محور تربيت و تعليم قرآني است، مخالفت مي کند که نمونه اش همين وحدت است، چقدر خيرخواهان زحمت مي کشند که بين برادران در دنياي اسلام اتحاد ايجاد کنند، يک وقت مي بينيم که يک جا بمبي منفجر شد، بمب ضد وحدت.»

«همديگر را تحمل کنيد، اصولي هست، محورهايي هست ، مهم اين است که در اين اصول، همدل باشيم، ممکن است افراد در تعدادي از فروع، با همديگر اختلاف داشته باشند، اين منافات ندارد با اجتماع و مجتمع شدن، اينها بايد ملاک باشد.»

«ما يک ملت متحديم، اسلام ما را متحد کرد، انقلاب ما را بيدار کرد، دل هاي ما را به هم نزديک کرد، انگيزه هاي ما را در هم تنيده کرد، به هم پيوند زد، به يک مشت محکم و مقتدر در مقابل دشمنان نظام اسلامي و دشمنان اسلام و مسلمين و ايران تبديل شديم».

شهيد مطهري و اتحاد

«مقصود از وحدت اسلامي چيست؟ آيا مقصود اين است: از ميان مذاهب اسلامي يکي انتخاب شود و ساير مذاهب کنار گذاشته شود، يا مقصود اين است که مشترکات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها کنارگذاشته شود و مذهب جديدي بدين نحو اختراع شود، که عين هيچ يک از مذاهب موجود نباشد؟ يا اينکه وحدت اسلامي، به هيچ وجه ربطي به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمين، اتحاد پيروان مذاهب مختلف در عين اختلافات مذهبي، در برابر بيگانگان است؟»

‏«وحدت در جهان بيني، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بينش و منش، در معتقدات مذهبي، در پرستش ها و نيايش ها، در آداب و سنن اجتماعي خوب، براي مسلمين واجب است.»

«‏مسلمين براي اينکه احساسات کينه توزي در ميانشان پيدا نشود يا شعله ور نگردد متانت را حفظ کنند، يکديگر را ضرب و شتم نکنند، به يکديگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق يکديگر را مسخره نکنند و بالاخره عواطف يکديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند، در حقيقت لااقل حدودي را که اسلام در دعوت غير مسلمان به اسلام، لازم دانسته است درباره خودشان رعايت کنند. (ادع الي سبيل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن)»

شيخ حسن صفار، رهبر سياسي شيعيان عربستان سعودي و اتحاد

«دخالت بيگانه در فتنه هاي مذهبي يك واقعيت است اما معنايش اين نيست كه اختلافات داخلي خود را پيوسته متوجه دشمن بيگانه بدانيم و از علل و عوامل اصلي اختلاف در درون امت چشم پوشي كنيم؛ زيرا تلاش هاي دشمن نيز از طريق زمينه ها و شكاف هاي موجود در وضعيت و شرايط ما به توفيق مي رسد.»

«در واقع اوضاع داخلي امت اسلامي زمينه ها و بسترهاي مساعدي براي فتنه و درگيري دارد و دشمن خارجي تنها آن را تغذيه و تقويت مي كند.»

دو نقطه ضعف و روزنه نفوذ اجانب براي تفرقه افكني عبارتند از:

1- نظام بسته سياسي

از آنجا كه تصميمات سياستمداران با وضعيت اقشار مختلف مردم و مشكلات متعدد در بخش هاي مختلف مرتبط است، طبيعي است برخي از نخبگان جامعه خواستار مشاركت در تصميم سازي سياسي باشند.

اين نخبگان هنگامي كه راه مشاركت سياسي را بسته مي بينند و هيچ زمينه اي براي فعاليت سياسي قانوني (در كشور خود) نمي بينند از راه هاي ديگري بهره مي گيرند و در چنين شرايطي وابستگي هاي قومي، نژادي، مذهبي و قبيله اي به عنوان اهرم فشار و سكه رايج كابرد پيدا مي كنند و اينجاست كه بيگانگان از فرصت استفاده و افراد را به استفاده از عنصر مذهب و نژاد و قبيله تشويق مي کنند.

2- سياست تبعيض

اگر سياست هاي حكومت از اسلام نشات گرفته باشد طبعا بايد به اصل مساوات و عدالت بين مردم عمل شود و هيچگونه ستم و تبعيضي به نفع يك گروه و بر ضد گروه ديگر روا داشته نشود؛ زيرا عدالت هدف اصلي همه انبيا و اديان الهي است.

مشكل ما در جهان اسلام اينست كه حكومت ها اصل «برابري شهروندان» را زير پا مي گذارند و ميان شهروندان خود بر پايه مذهب و قوميت آنها تفاوت قايل مي شوند در نتيجه يك گروه بطور ويژه مورد توجه قرار مي گيرد و گروه ديگر به حاشيه رانده مي شود و در چنين شرايطي بيگانگان فرصت مناسبي براي دخالت مي يابند و گروه نخست را از خطر شورش و انتقام گروه دوم مي ترسانند، در عين حال گروه دوم را به انتقام  و مطالبه حق خود تشويق مي كنند و به او وعده مي دهند كه با شعار دفاع از حقوق اقليت ها و حقوق بشر از او حمايت و پشتيباني خواهند كرد بدين وسيله فتنه و نزاع شعله ور مي شود.

3- فرهنگ؛ بسيج مذهبي

وجود مشكل در روابط بين پيروان مذاهب اسلامي، فرهنگي را بوجود آورده كه مي توان آن را فرهنگ «بسيج نيروها عليه مذهب ديگر» ناميد.

سرگرم شدن امت به اختلافات مذهبي ميراثي عظيم از مجادلات مذهبي به جا گذاشته كه از مجموعه بحث هاي مسلمانان با اديان ديگر فربه تر است؛ زيرا كتاب هايي که علماي سني در رد بر شيعه و علماي شيعه و اهل سنت نوشته اند به مراتب بيش از آثاري است كه در رد بر اديان ديگر نوشته اند.

شيخ محمد غزالي، انديشمند مصري

«وظيفه مسلمين در اين شرايط حساس و اوضاع خطرناک اين است که از پراکندگي و اختلاف باز آيند و در برابر حمله هاي صليبي جديد، صفي واحد و جبهه اي متشکل و نيرومند به وجود آورند و در اين مبارزه سرنوشت ساز که تقدير بر ايشان مقرر داشته در سنگر استوار دين خود ثابت قدم بمانند و توجه داشته باشند که براي ايشان مايه ننگ و شرم آور است که به هنگام تجمع قواي شر و اتحاد دشمنان در حمله و هجوم همگاني بر ايشان پراکنده و بي سامان باشند يا در ميدان مسابقه ترقي و تقدم واپس بمانند يا از تمسک به دين خود سستي کنند در شرايطي که پيروان مذاهب باطل به عقايد خود پاي بندند.»

«فرقه‌هاي مختلف و متخاصم مسيحي، جنگ‌هاي ديني را که در خلال قرون وسطي ميان ايشان شعله ور بود به دست فراموشي سپردند و اختلافات مهمي را که گاهي تا عمق عقايد‌شان نفوذ و ايشان را از نظر اصول عقيده از هم جدا مي‌کند، يکباره به دور افکندند و مقرر داشتند که در برابر اسلام و مسلمين به صفي واحد درآيند و جبهه‌اي نيرومند تشکيل دهند، ولي مسلمين بر سر امور واهي همچنان دستخوش خصومت و اختلاف مانده‌اند و جامعه‌اي که مي‌بايد ايشان را از تفرقه باز دارد هنوز به صورت آرزويي باقي مانده و نور صفا و محبتي که سزاوار است تا راه را در برابرشان روشن سازد هنوز پرتوي فرا راه ايشان نيفشانده است.»

«ما به طور ريشه‌اي عقب مانده‌ايم، اسلام چکار بايد بکند؟ وضع مسلمانان تاسف بار است. آنها تاريخ گذشته را به رخ هم مي‌کشند. اختلاف بين ابوبکر و عمر، بين ابوبکر و علي.»

«از نقطه نظر تاريخي اين موضوع ديگر پايان يافته تلقي مي‌شود، من فرزند امروز هستم. يادآوري اين مسائل چه مشکلي را حل مي‌کند جز آنکه آتش اختلاف بين نوادگان را دامن مي‌زند همان‌طور که بين اجداد بود، چه بدست آورديم؟ هيچ!»

«وسعت اطلاعات و ترقي و افزايش علمي، اطلاع از بزرگترين حقايق زندگي و مذاهب فلاسفه و علما اولين راه بر طرف شدن اختلافات است.»

امام موسي صدر

«مذهب راه يا منش خاصي است كه به افرادي معين اختصاص دارد، مثلا تشيع و تسنن نه دو دين كه دو مذهب از ديني واحد هستند، كه فتنه سياست از اموي گري متعصب گرفته تا صفوي گري متعصب، ميان آنها جدائي افكند، از اين اختلاف كه تنها به واسطه سياست ها پديد آمد، شايسته بود كه اجتناب شود، چه تشيع و تسنن، از يك سر چشمه، از يك پيامبر و از يك كتاب نشات گرفته اند و هيچ اختلافي ميان آن دو نيست جز آن كه تشيع، نگاه و نگرشي خاص در باب مبارزه پيشوايان اسلام است، با همين سياق مي توان در مورد همه اديان سخن گفت، آنها يكي هستند، خدايشان يكي است و سرچشمه شان نيز يكي است، اما آميختگي با برخي تفسيرها، برخي دخل و تصرف ها و برخي شيوه هاي خاص، چهره اي از آنها به نمايش گذاشته است، كه گوئي ادياني متفاوت و به دور از هم هستند.»

«اصول همه اديان؛ توحيد، نبوت و معاد است. اما زوائدي كه با آنها آميخته است، به اجتهادات و برداشت هاي مشخص افراد يا پيروان اين اديان مربوط است.»

«اين امر (وحدت) از آن جهت ضروري است كه مسلمانان بايد در حركت به سوي آينده و ترسيم سرنوشت تاريخي و اداي مسئوليتشان مسير خود را بشناسند و به خويشتن اعتماد كنند.»

«اتحاد كلمه و وحدت نيروها و افزايش توان ها، تنها براي اين نيست كه اين موارد هدف هاي ديني‌اند، بلكه اين مسائل با تماميت زندگي ما و كرامت ما و وجود نسل هاي ما مرتبط است وخود مسئله‌اي حياتي مي باشد.»

«اتحاد كلمه نبايد تنها به صورت يك شعار يا جمله زيبا جلوه گر شود، بلكه بايد در تار و پود ‌انديشه و احساس ما، در فكر و تپش هاي قلب ما و در راه و روش ما خودنمايي كند، اين وحدت ركن اساسي براي آينده است.»

شيخ محمود عكام، انديشمند اهل سنت سوريه

«به جاي پرداختن به مسائلي چون شيعه، سني يا هر مذهب اسلامي ديگر، بايد دغدغه‌ گسترش نفوذ صهيونيسم، آمريكا و تجاوزگري گستاخانه‌ آنها به كشورهاي اسلامي را داشته باشيم.»

«بايد تمامي مذاهب اسلامي را به وحدت و ايستادگي در برابر نفوذ صهيونيسم و آمريكا فراخواند كه تمامي مسلمانان را بدون در نظر گرفتن مذهبشان، هدف قرار داده است، ما مي‌خواهيم در مورد خطري جدي و واقعي هشدار دهيم، استعمارگران پيوسته ميان مسلمانان تفرفه افكني مي‌كنند.»

فيصل مولوي

«ديدگاهي كه مي گويد شيعيان از يهود خطرناكتر هستند، مبالغه نادرستي است، جايز نيست مسلمان چنين سخني بگويد. خطر يهود براي اسلام و مسلمانان خطري همه جانبه است كه اساس و فروع عقيده را در بر مي گيرد و شامل تمامي شريعت مي شود، اين خطر امتداد پيدا كرده و سرزمين و ناموس و ثروت ها و وطن را دربر مي گيرد، خطر شيعه تنها در نتيجه بزرگ كردن اختلاف در برخي مسائل جزيي و فراموش كردن اشتراك در مسائل فراوان ديگر مي باشد آيا بر هر مسلمان غيرتمندي واجب نيست به جاي گسترده كردن اختلاف ها ميان ما و آنان، كه در نتيجه، تسلط دشمنان بر ما را به دنبال خواهد داشت، براي رويارويي با دشمن صهيونيستي و ساير دشمنان، ميان شيعه و اهل سنت همكاري به وجود بياورد؟»

عبدالمعطي بيومي، عضو مجمع پژوهش دانشگاه الازهر

«هر فتوايي كه در اين روزها، نه تنها ميان اهل سنت و شيعه تفرقه ايجاد كند، تحريف دين و سخني بي معنا به شمار مي آيد بلكه دو رويي است و واجب است مسلمانان اين گونه فتواها را از اعتبار ساقط كنند، اهل سنت و شيعه هر دو به اصول دين و كتاب‌هاي آسماني و رسولان الاهي ايمان دارند، به همين دليل بر هر مسلمان واجب است كه برادر مسلمانش را ياري كند، اين رياكاري است اگر مسلماني را كه به توحيد و نبوت حضرت محمّد(ص) شهادت مي دهد، كافر بدانيم پيامبر(ص) فرمود: «من كفر مسلما فقد كفر» (هر كس مسلماني را كافر بداند خود كافر شده است.»

گردآوري و تنظيم: طاهره ناطقي

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار