نقش مساجد در انقلاب اسلامي(بخش دوم)
جعفر ساسان - گروه انديشه؛ يكي از كاركردهاي سازمان در جريان بسيج سياسي و سازماندهي تودههاي انقلابي، ايجاد فرهنگ و هويت مشترك و بسيج منابع عقيدتي و ارزشي است. سؤال اين است كه كار ويژههاي مسجد در ايجاد فرهنگ و هويت مشترك چه بوده است؟ در پاسخ به اين سؤال ميتوان به موارد زير اشاره كرد
3ـ كاركرد فرهنگي ـ هويتي مساجد
همانطور كه اشاره شد يكي از كاركردهاي سازمان در جريان بسيج سياسي و سازماندهي تودههاي انقلابي، ايجاد فرهنگ و هويت مشترك و بسيج منابع عقيدتي و ارزشي است. سؤال اين است كه كار ويژههاي مسجد در ايجاد فرهنگ و هويت مشترك چه بوده است؟ در پاسخ به اين سؤال ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ3ـ رابطه ي مسجد ـ روحانيت
رابطه ي مسجد و روحانيت رابطه ي ديرينه است. گرچه از ابتداي ظهور اسلام و تأسيس مسجد، مردم با حضور در مسجد و ديدار با پيامبر، سؤالات و مشكلات خود را در ميان ميگذاشتند و مسجد مركز تمام فعاليتهاي جامعه ي اسلامي بود، اما با گذشت دوران اوليه و گسترش علم فقه و حديث، كمكم جريانات علمي در جامعه ي اسلامي پا به عرصه ي وجود گذاشتند و روحانيت به عنوان كارگزاران مذهب، وظيفه ي ارشاد و راهنمايي مردم و آموزش تعليمات اسلامي را بر عهده گرفتند. با فاصله گرفتن حكام از تعاليم دين و مسجد و تأسيس دارالحكومه، مساجد مردمي به عنوان نهادي مستقل پا به عرصه ي وجود گذاشتند. در ايران به ويژه از دوره ي صفويه و با دعوت از روحانيون ساير كشورها، طبقه ي جديدي از روحانيت شكل گرفت كه داراي انسجام و تشكيلات بود و بسياري از امور مردم از جمله آموزش، قضاوت، امور ثبتي و مالي بر عهده ي آنان بود.
در تاريخ سياسي ايران، روحانيون توانستند با برخورداري از چند ويژگي در قيامهاي ضد استبدادي و ضد استعماري نقش تعيين كنندهاي ايفا كنند. دكتر ازغندي معتقد است كه: «روحانيون در مقايسه با ساير اقشار و نيروهاي اجتماعي و تشكلهاي سياسي، سازمان يافتهترين و منسجمترين نيروهاي اجتماعي جامعه ي ايران را تشكيل ميدهند. روحانيون منابع قدرت متعددي داشتند. اولين و مهمترين كانوني كه روحانيون از آنجا اعمال قدرت ميكردند مساجد است.»
بنابراين بهرهگيري روحانيت از مساجد باعث شد كه در جريان انقلاب اسلامي، مساجد به عنوان پايگاه و تشكيلات مبارزه همانند صدر اسلامي احياء شود و به نقش آفريني جدي بپردازند. در اين بين نقش امام خميني(ره) به عنوان احياءگر مساجد در عصر حاضر بسيار تأثيرگذار بود و در تمام مراحل مبارزه تمامي اقشار جامعه را به بهرهگيري از مسجد و احياي مجدد آن دعوت ميكرد. اين امر باعث شد كه گرايش مردم به مساجد بيشتر شود و طرح مسائل سياسي توسط روحانيون و وعاظ، مساجد را از جنبه ي عبادي صرف خارج ساخته و تمامي كاركردهاي مسجد فعال شوند.
2ـ3ـ مسجد و تحول انديشه ي ديني
يكي از اتفاقات نادري كه در جريان انقلاب اسلامي رخ داد و در تاريخ معاصر و ايران بينظير بود، حضور روشنفكران مذهبي غير روحاني در مساجد در كنار روحانيون بود. در حالي كه در گذشته منبر و خطابه ي وعظ مختص روحانيون بود، اما در اين دوران با دعوت روحانيت روشن بين و آگاه، پاي متفكران مذهبي و دانشگاهي به مساجد باز شد و باعث شد تحول جدي در عرصه ي انديشه ي ديني به وجود آيد. شايد يكي از دلايل اين كار، تجربه آموزي روحانيون از نهضت مشروطه باشد. در جريان مشروطه در حالي كه مردم و روحانيت از پايگاه مسجد به مقابله با استبداد پرداخته بودند، روشنفكران در محافل سري و انجمنها و مجامع فعال بودند و مسير ديگري را دنبال ميكردند. نهضتي كه با رهبري روحانيت و همراهي مردم و از پايگاه مساجد شروع شده، در نهايت به كژ راهه رفت و از سفارت انگليس سر در آورد. اين انحراف باعث شد كه نتيجه ي قيامها و تلاشهاي مردم و روحانيت منجر به روي كار آمدن رضا خان و شكلگيري استبداد در ايران شود.
بهرهگيري علماي آگاه و روشنبين همچون آيتالله طالقاني، شهيد مطهري، شهيد مفتح، شهيد بهشتي و ... از توانايي فكري و علمي روشنفكران مذهبي نظير دكتر شريعتي، مهندس بازرگان و ... باعث شد كه اتحاد نيروهاي مذهبي بيشتر شود و چهره ي جديدي از اسلام معرفي شده و غبار تحجر از چهره ي دين زدوده شود. بهرهگيري ايدئولوژيك از مكتب تشيع به عنوان راهنماي عمل انقلابي باعث شد كه جوانان دانشگاهي و فعالان انقلابي به سلاح فكري جديدي مجهز شده و در مقابل تفكرات ماركسيستي قد علم كنند و در نهايت گفتمان سياسي ـ ايدئولوژيك شيعه به عنوان گفتمان غالب در آيد.
3ـ3ـ مسجد و حفظ هويت ديني جامعه
هويت به منزله ي شناسنامه ي ملي يك جامعه به معرفي شخصيت آن جامعه ميپردازد. هويت ديني در جامعه ايران از گسترش و عمق بالايي برخوردار است و تلاشهاي مخالفان دين تا كنون نتوانسته است كه آن را كمرنگ كند. دكتر نقيبزاده مينويسد: «هويت مذهبي گستردهترين(از نظر تعداد باورمندان) و ژرفترين(از نظر ذهني و همچنين اجتماعي) هويتي است كه در بين ايرانيان وجود دارد.»
سياستهاي اسلامزدايي رژيم شاه كه هويت ديني جامعه را نشانه گرفته بود باعث شد كه علما دست به فعاليتهايي از جمله توسعه ي نهادهاي مذهبي و تأسيس مساجد بزنند. اوج فعاليتهاي رژيم در قالب برنامه ي به اصطلاح انقلاب سفيد بود كه هدف رژيم از اين اقدام، حركت در مسير تعيين شده از سوي آمريكا و غربگرايي هر چه بيشتر بود. «در پي انقلاب سفيد، شاه سكولاريزه و غربي كردن جامعه را با تأكيد بر فرهنگ قبل از اسلام ايران(تا يك اساس ايدئولوژيكي براي حكومت فردي وي تهيه كند) سرعت بخشيد و كوشيد تا نهادهاي مذهبي را در اختيار خويش گيرد.»
اين اقدامات رژيم با واكنش شديد علما و مردم به رهبري امام خميني و قيام 15 خرداد 1342 روبرو شد. اما رژيم با اقدامات ديگر از جمله جشنهاي شاهنشاهي، تغيير تقويم هجري و ... در پي زدودن مظاهر ديني و فرهنگي اسلام از ايران و كمرنگ كردن هويت ديني جامعه و از طرفي تبليغ و ترويج فرهنگ منهاي اسلام و مظاهر فرهنگي غرب بود. در حاليكه تمام توان رژيم در اين راه بكار گرفته شده بود و همه ي محافل و مجامع از جمله رسانهها، احزاب دولتي و ... در اين راستا قدم بر ميداشتند، اما نيروهاي مذهبي در جبهه ي مقابل با رهبري علماي ديني و روشنفكران مذهبي از طريق پايگاه مساجد، هم به نفي اقدامات رژيم در مقابله با آن پرداخته بودند و هم در پي اثبات و ارائه ي فرهنگ اسلامي به زبان روز بودند و از اين راه به حفظ هويت جامعه ميپرداختند.
4ـ مسجد و جامعه پذيري سياسي
جامعه پذيري سياسي روندي است كه يك جامعه، فرهنگ سياسي خود را دائمي ميسازد و يا روندي است كه به وسيله ي آن فرهنگ سياسي شكل ميگيرد، باقي ميماند و تغيير ميكند.
در كشور ايران با توجه به اكثريت مسلمان جامعه و حاكم بودن فرهنگ شفاهي و چهره به چهره، يكي از كارگزاران اصلي جامعه پذيري، مساجد و نهادهاي مذهبي هستند. بديهي است مذهب ميتواند عامل بسيار مهمي در جامعه پذيري افراد باشد ولي در جوامع و اديان مختلف تفاوت هاي زيادي وجود دارد. در اسلام، مسجد از مهمترين نهادهايي است كه با ارائه ي كاركردهاي عبادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگ و ... نقش اساسي در جامعه پذيري دارد.
تقابل فرهنگ سياسي شيعه بلكه از طريق مساجد و نهادهاي مذهبي مانند حسينيهها و تكايا تبليغ ميشد با فرهنگ سياسي رژيم پهلوي، باعث تحول شگرفي در فرهنگ سياسي ايرانيان شد و مشروعيت رژيم را زير سؤال برد. اين امر باعث شد كه رژيم با بحران مشروعيت مواجه شود و زمينه ي انقلاب فراهم گردد.
5ـ مسجد و حفظ همبستگي در جامعه
يكي از ويژگيهاي مسجد كه در انقلاب اسلامي نيز به طور بارزي جلوهگر شد، اين بود كه تمامي اقشار جامعه از هر صنف و گروه، در مسجد حضور مييافتند و از برنامههاي آن استفاده ميكردند. در واقع مسجد از آنجا كه خانه ي خداست و به هيچ گروه و طبقه و حزب خاصي بستگي ندارد، درِ آن هميشه به روي مردم باز است و هر كس ميتواند متناسب با نياز خود از برنامههاي مذهبي، سياسي، آموزشي و ... آن استفاده كند. ورود به مسجد نه كارت عضويت ميخواهد و نه هيچ ويژگي خاصي از جمله سن، جنس، سطح سواد، طبقه ي اجتماعي و ... اين ويژگي منحصر به فرد باعث شده كه مسجد در مقايسه با نهادهاي سياسي ـ اجتماعي مدرن از جمله احزاب، تشكلهاي سياسي، اتحاديههاي صنفي و ... از جذابيت بيشتري برخوردار شده و به عبارتي سهلالوصولتر از ساير نهادها باشد. نيكي كدي درباره ي استفاده قشرهاي گوناگون از مساجد مينويسد: «طبقه ي وسيعي از تحصيلكردهها، دانشجويان، طبقه ي سياسي جديد و تهيدستان شهري تحت تأثير و سازماندهي مساجد، ستون فقرات سياست نوين مردمي را فراهم ساختند».
بنابراين حضور تمامي اقشار جامعه در مساجد باعث يكدلي و اتحاد بيشتر مردم شد و زمينه ي قيام و انقلاب را فراهم كرد.
نتيجهگيري
نتيجهاي كه در اين پژوهش بدست آمد بيانگر اين است كه در جريان شكلگيري و پيروزي انقلاب اسلامي، مساجد هر چند كه به عنوان يك نهاد سنتي در جامعه قلمداد ميشوند و داراي قدمتي 1400 ساله هستند اما با ارائه ي كاركردهاي متناسب با نياز روز جامعه توانستند گوي سبقت را از نهادهاي مدرن و وارداتي بربايند و به عنوان ستون فقرات وسازمان انقلاب به ايفاي نقش بپردازند.
اين كاركردها به ويژه در سه حوزه ي رسانهاي ـ ارتباطي، حمايتي ـ پشتيباني و فرهنگي ـ هويتي باعث شد كه فرهنگ و ايدئولوژي انقلابي شيعه به گفتمان غالب و رايج در جامعه بدل شود و انقلابي اسلامي در ايران شكل بگيرد. انقلابي كه هر چند در عصري مدرن و در زمانه ي به حاشيه رفتن دين از سياست و اجتماع شكل گرفت اما از تمامي نهادها و نهادهاي مذهبي بهره جست و شگفتي صاحبنظران و تحليلگران مسائل سياسي را برانگيخت.
كل منابع استفاده شده در دو شماره اين مقاله:
1- -Charled tilly, Form Moblization to Revolytion, London: Adison Wesley (1978), P: 52
2- Ibid, P: 57
3- شجاع احمدوند، فرايند بسيج سياسي در انقلاب اسلايم ، در مجموعه مقالات انقلاب اسلامي و ريشههاي آن ، چ اول (تهران، نهاد رهبري، 1374) ص 60
4- ناصر باهرن، رسانهها و دين ، چ اول( تهران: مركز تحقيقات صدا و سيما ، 1385) ، ص 68
5- همان ، ص 41
6- حميد مولانا ، گذر از نوگرايي ، ترجمه يونس شكرخواه (تهران ، مركز تحقيقات رسانهها ، 1371) ، ص 85
7- آلوين تافلر ، جابجايي در قدرت، ترجمه : شهيندخت خوارزمي ، چ چهارم (تهران، مترجم ، 1372) ، ص 5ت 543
8- حسنين هيكل، ايران: روايتي كه ناگفته ماند، ترجمه: حميد احمدي (تهران ، الهام، 1363) ، ص 236
9- جان .دي . استمپل ، درون انقلاب ايران ، ترجمه: منوچهر شجاعي (تهران ، رسا ، 1378) ، ص 68
10- احمد اشرف، موانع تاريخي رشد سرمايهداري در ايران، دوره قاجاريه (تهران، پيام ، 1359) ، ص 23
11- همان ، ص 19-18
Misagh parsa, social origin of Iranian Revolution, Ruteress university press, (1989) P: 94- 12
13- Ibid , P:125
14- مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، ياران امام به روايت اسناد ساواك، كتاب پنجم، شهيد هاشمي نژاد ، 1376 ، ص 599
15- اكبر هاشمي رفسنجاني ، دوران مبارزه ، خاطرات ،تصويرها ، اسناد (تهران ، دفتر نشر معارف انقلاب ، 1376) ص 233
16- استمپل ، همان ، ص 69
17- عليرضا (ازغندي) تاريخ تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران ، چ اول (تهران ، سمت، 1379) ، ج 1 ، ص 1-130
18- احمد نقيبزاده ، تأثير فرهنگ ملي بر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ، چ 1 (تهران ، وزارت خارجه، 1381) ، ص 204
19- محمد امجد، ايران از ديكتاتوري سلطنتي تا دين سالاري ، ترجمه: حسين مفتخري ، چ 1 (تهران ، باز ، 1380) ، ص 81
20- نيكي . آر.كدي ، بررسي تطبيقي انقلاب مشروطه و انقلاب اسلايم ، ترجمه: حسينعلي نوذري ، روزنامه ايران ، ش 465 ، تاريخ 18/6/1375 ، ص 6
/انتهاي پيام/