لااقل مثل داکتور عبدالله آزاده باشید
کد خبر:۶۱۹۲۴
سخنی از سر درد با عمله های فتنه؛

لااقل مثل داکتور عبدالله آزاده باشید

9 ماه است چشممان را به روي حقايق تلخي که رقم زديد بستيم و سکوت کرديم و انتظار کشيديم که اين جنجال‌ها بخوابد و آرامش به وطن برگردد و زندگي ملت روي غلتک بيفتد و همه چيز به منوال سابق جريان پيدا کند.

طاهره ناطقي - گروه اندیشه؛ آقا دست از سر اين مردم متين و صبور که دندان روي جگر گذاشت و نجابت به خرج داد و بي خيال حقي شد که دو لپي خورديد و يک قلپ آب نامردي هم روش، برداريد؛ دست از سر اين قانون اساسي که در خيابان هاي التهاب و هرج و مرج زير پاهايتان آش و لاش شد، برداريد؛ دست از سر اين ولايت فقیه مظلوم که صبر و سکوتش خار در چشم و استخوان در گلوي علي(ع) را تداعي می کند، برداريد.

9 ماه است چشممان را به روي حقايق تلخي که رقم زديد بستيم و سکوت کرديم و انتظار کشيديم که اين جنجال ها بخوابد و آرامش به وطن برگردد و زندگي ملت روي غلتک بيفتد و همه چيز به منوال سابق جريان پيدا کند.

9ماه است خون دل خوردن «آقا» را ديديم و خون دل خورديم، صبرش را ديديم و صبر کرديم، متانتش را ديديم و کوتاه آمديم.

9 ماه است آشوب و اغتشاش‌تان را ديديم و آرام مانديم، غم شهادت بسيجيانمان را بر سينه‌هامان تحمل کرديم. کشته هاي کذبتان را که مراسم ختمشان را با حضورتان رونق داديد و آبروي نظام را با بهانه آنها به بازي گرفتيد، تحمل کرديم.

9 ماه به شما فرصت داده شد دست از خيانت برداريد، دست از شيطنت برداريد، دست از فريب ملت برداريد.

9 ماه به شما فرصت داده شد که به ملت بگوييد ما با سلطنت طلب ها کاري نداريم، ما رضا پهلوي را آدم حساب نمي کنيم، ما با موجودات متعفني مثل مريم قجر و مسعود رجوي همتراز نيستيم، ما با ليبرال ها نسبتي نداريم، ما با سکولارها سنخيت نداريم...

9 ماه به شما فرصت داده شد که نشان بدهيد عطاالله و اکبر گاف و مهملباف و نوري زاده و سازگارا و بقيه تفاله ها را «کالانعام بل هم اضل» مي دانيد و وقعي به تمجيدها و تعريف ها و تشويق هايشان نمي گذاريد.

9 ماه به شما فرصت داده شد بگوييد ما از جنس  دشمنان ديرينه اسلام نيستيم، ما هم‌شان زخم خورده هاي انقلاب نيستيم.

اما شما همه اين فرصت ها را سوزانديد.

13 آبان را از دست داديد و شعار «مرگ بر چين و روسيه» داديد که آمريکا منسي بشود.

قدس را از دست داديد و نگفتيد غزه و لبنان برايتان با ايران فرقي ندارد، نگفتيد اسلام جغرافيا نمي شناسد، اسلام مرز نمي شناسد، يادتان رفت مسلمان هر جا باشد اگر مظلومي ديد بايد به فريادش برسد.

روز دانشجو آمد و رفت، نگفتيد يک عمر مبارزه کرديم و خون داديم و جوان داديم که دست آمريکا را قطع کنيم، که بگوئيم آمريکا شيطان بزرگ است، که بگوييم هر چه فرياد است بايد بر سر آمريکا بکشيم، که بگوييم هر چه گرفتاري داريم از آمريکاست، که بگوييم آن سه قطره خون را هم که روز دانشجو را درست کرد، آمريکا بر زمين دانشگاه ريخت.

عاشورا آمد و سر حسين(ع) بعد از1400سال دوباره روي نيزه هاي يزيديان قرن21بالا رفت، نگفتيد لعن الله عمرسعد و شمرا و آل ابي سفيان و آل فتنه سبز و آل پهلوي و آل منافقين  و آل بي بي سي  و آل ...

و چه اشکي ريختيد بر کشته هايي که بر شهداي عاشوراي61 هجري هلهله کردند.

9دي را و خشم انقلابي و شور حسيني ملت و خروش غيرتشان را ديديد و فرياد نفرتشان را از فتنه شنيديد و عبرت نگرفتيد و 22  بهمن را نظاره کرديد و بهمن 57 را به خاطر آورديد و لرزشي که نداي اسلام خواهي ملت در آسمان انداخت در فريادهاي «استقلال آزادي جمهوري اسلامي» شان حس کرديد و صداي «مرگ بر منافق» شان را شنيديد، اگر چه نمي خواستيد؛ و شور ولايي شان را در زمزمه هاي «خامنه اي خميني ديگر است ولايتش ولايت حيدر است» شنيديد اگر چه تحملش برايتان سنگين بود.

اما انگار پنبه هاي غفلت در گوش هايتان جا خوش کرده اند، انگار صداي نفرت ملت را از صداي گوشخراش فتنه نمي شنويد، انگار چشم بصيرت ملت را نمي بينيد و انگار هنوز انتظار مي کشيد جمل رياست و منصب، پشت در خانه شما اتراق کند.

تا کي مي خواهيد اين فتنه را کش بدهيد؟ تا کي مي خواهيد از ولايت انتقام بگيريد؟ تا کي مي خواهيد از ملتي که شما را نخواست انتقام بگيريد؟

انگار انگشتر عمرو عاص را براي دست شما ساخته اند، انگار پيراهن عثمان را به قواره شما دوخته اند!

حالا کتاب قانون افغان را بر سر نيزه مي زنيد تا قانون را دور بزنيد؟ تا از سيد علي عبور کنيد؟ تا ولايت را بي اعتبار کنيد؟

حالا نوبت به اين رسيد که افغانيسم را چماق کنيد و بکوبيد بر سر ملت؟

حالا ديگر افغانستان که سر تا پايش توي گل عقب ماندگي در جا مي زند و کانديداهايش يکديگر را متهم به تقلب مي کنند و کميسيون انتخابات شان را متهم به جانبداري مي کنند، براي آقايان الگوست؟

آقاي دبير مجمع! دست از سر اين ملت برداريد، دست از سر قانون برداريد، دست از سر انتخابات برداريد، دست از حلقوم اين ملت که 8ماه است زير فشار است و نفسش بند آمده برداريد.

آقاي رئيس مجمع! دست از سر این مملکت برداريد، دست از سر شوراي نگهبان برداريد، ملت خسته شد از اين همه حرف هاي چند پهلو! ملت خسته شد از اين همه تناقض! خسته شديم از اين همه بازي که سرمان درآورديد.

يک روز آشتي ملي را در بوق مي کنيد، يک روز طرح برون رفت از بحران مي دهيد و يک روز قانون افغانستان را بهانه فرارتان از شکست مي کنيد. آيا مصداق «الغريق يتشبث بکل حشيش» نيستيد؟

آقا دست برداريد از اين صندلي شکسته رياست، دست برداريد از اين «کمتر از آب بيني بز»، دست برداريد از اين «بي ارزش تر از کفش پاره».

شرم کنيد از دست عطوفتي که ولايت بر سرتان کشيد، شرم کنيد از صبر ملت، شرم کنيد از بزرگواري پدر امت.

اي کاش به جاي کميسيون انتخابات افغانستان، کانديداي شکست خورده اش را الگو قرار مي داديد. اي کاش به داکتور عبدالله اقتدا مي کرديد که شکست را پذيرفت و در مراسم تحليف حامد کرزاي شرکت کرد و او را به رسميت شناخت، با اينکه او را متهم به تقلب کرده بود.

از خر شيطان پياده شويد شهامت داشته باشيد، اعتراف به شکست کنيد و خودتان را با قانون تطبيق بدهيد.

و اگر مرد نيستيد، لا اقل به اندازه داکتور عبد الله آزاده باشيد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار