هلاكت قوم حضرت لوط(ع)
خداوند فرشتگانى به نام هاى ميكائيل و جبرئيل و اسرافيل و كروبيل(عليهم السلام) فرستاد. لوط (عليه السلام) در بيرون شهر به زراعت مشغول بود كه مأموران الهى نزد آن حضرت آمدند و سلام كردند. سپس با هم وارد شهر شدند و ميهمان حضرت لوط(عليه السلام) بودند; زن لوط(عليه السلام) آتشى روشن كرد تا مردم بفهمند كه پيامبر الهى ميهمان دارد. مردم به سرعت در اطراف خانه لوط(عليه السلام) جمع شدند، و جسارت را به آنجا رساندند كه مى خواستند به ميهمانان لوط(عليه السلام) آزار برسانند، ميهمانان چون فشار مردم به لوط(عليه السلام) را مشاهده كردند، گفتند: نترس كه ما فرستادگان پروردگاريم و براى نابودى اين مردم آمده ايم.
جبرئيل(عليه السلام) با يك اشاره همه مردم را به عقب راند طورى كه نابينا شدند. مردم براى تهديد لوط(عليه السلام) گفتند: چون صبح شود سزاى كارت را خواهى ديد.
لوط(عليه السلام) به جبرئيل(عليه السلام) فرمود: براى عذاب كردن مردم شتاب كنيد و هر چه زودتر آنها را نابود گردانيد. جبرئيل(عليه السلام) گفت: موعد هلاكت صبح است و اى لوط! تو و خاندانت از شهر خارج شويد چون تنها از خانواده تو زنت به عذاب دچار خواهد شد.
لوط(عليه السلام) و خاندان و پيروانش شبانه از شهر خارج شدند، وقتى كه صبح شد عذاب خدا رسيد. فرشتگان الهى آن شهر را زير و رو كردند، سپس باران سنگ ريزه بر آنها باريد و شهر سدوم به صورت تپه اى از خاك درآمد.(1)
1-حوادث الايّام، صفحه 93.
/انتهاي پيام/