بهاى بدن انسان‏
کد خبر:۶۱۹۸۱
گفتار معصومين(ع)

بهاى بدن انسان‏

آگاه باشيد بدن و وجود شما هيچ بهايى جز بهشت ندارد اگر به غير آن بفروشيد ضرر كرده‏ايد، اين جنّت فقط نعمت مادّى نيست بلكه قرب به خدا است.

قال الكاظم عليه السلام: «أما انَّ أَبْدانَكُمْ لَيْسَ لَها ثَمَنٌ الّا الجَنَّةَ، فَلا تَبيعوها بِغَيْرِها». «تحف العقول»

امام كاظم عليه السلام مى‏فرمايد: «آگاه باشيد! بدن هاى شما جز بهشت بهايى ندارد، به چيز ديگرى نفروشيد.»

شبيه اين جمله را حضرت على عليه السلام نيز فرموده است: «أَلا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِها؟ انَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ الّا الْجَنَّةَ، فَلا تَبيعُوها الّا بِها؛ آيا آزاد مردى پيدا مى‏شود كه اين ته مانده دنيا را به اهلش وا گذارد؟ بدانيد جان شما بهايى جز بهشت ندارد، به كمتر از آن نفروشيد.» «نهج البلاغه»

از سوره والعصر استفاده مى‏شود كه انسان هميشه در زيان طبيعى است؛ در درون ذات انسان سرمايه‏اى است كه به تدريج فانى مى‏شود: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِى خُسْرٍ»؛ چرا كه سرمايه انسان عمر اوست و نمى‏شود آن را نگه داشت، به تدريج فانى مى‏شود و هر نَفَس گامى به سوى مرگ است: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ الى أَجَلِهِ». «همان»

پس عمر سرمايه‏اى است رو به زوال و انسان گرفتار خسران است. اين سرمايه‏ قابل تبديل است، اگر سرمايه يك سرمايه‏دار طلا باشد باقى مى‏ماند، امّا اگر سيب باشد بايد تبديل كند چون در غير اين صورت خراب مى‏شود، حال عمر را كه سرمايه‏اى رو به زوال است به چه تبديل كند كه زيان نكند؟ هركس اين سرمايه عمر را با چيزى معامله مى‏كند، بعضى با هوا و هوس و لذت هاى دنيا و بعضى با جمع آورى ثروت و بعضى با كسب مقام.

از ديدگاه قرآن همه اينها زيان است و تنها كسانى سود مى‏كنند كه قرآن اشاره كرده است: «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ». اين آيه براى نجات از خسران به چهار اصل اشاره مى‏كند:

اصل اول: مسئله ايمان است كه به طور مطلق ذكر شده است، تا شامل ايمان به همه مقدسات گردد.

اصل دوم: عمل صالح است كه ثمره ايمان است، به همين دليل اغلب در آيات قرآن «عمل صالح» همراه «ايمان» به عنوان «لازم و ملزوم» يكديگر آمده است:

«مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى‏ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً»؛ هر فرد از مرد يا زن عمل صالحى انجام دهد، در حالى‏كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم». «نحل/97»

اصل سوم: دعوت همگانى و عمومى به سوى حق است، تا همگان حق را از باطل به خوبى بشناسند.

اصل چهارم: صبر و استقامت و سفارش كردن يكديگر به آن است.

در حديث مورد بحث مى‏فرمايد: آگاه باشيد بدن و وجود شما هيچ بهايى جز بهشت ندارد اگر به غير آن بفروشيد ضرر كرده‏ايد. اين جنت فقط نعمت مادى نيست بلكه قرب به خدا و رضى الله عنهم است، قرآن مى‏فرمايد: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِى إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً* فَادْخُلِى فِى عِبَادِى وَادْخُلِى جَنَّتِى»؛ تو اى روح آرام يافته، به سوى پروردگارت باز گرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگانم در آى، و در بهشتم وارد شو.» «فجر»

مرحوم نراقى مى‏گويد: شيادى به مغازه يك خواروبار فروش مراجعه كرد و گفت: اين گردوها هزار تايش چند است؟ گفت: مثلًا ده ريال، گفت: صد تا چند است؟ گفت: يك ريال، گفت: يكى چقدر است؟ گفت: ارزشى ندارد، گفت: يك دانه به من بده، گرفت و رفت. دوباره برگشت و گفت: خود شما گفتيد يك دانه ارزش ندارد، يك دانه به من بده؟ او هم داد و رفت و براى بار سوم و چهارم برگشت و تقاضاى يك دانه گردو كرد. صاحب مغازه يقه او را گرفت و گفت: تمام سرمايه مرا مى‏خواهى از دستم ببرى، به بهانه اين كه يكى يكى ارزش ندارد.

مرحوم نراقى بعد از نقل اين داستان مى‏گويد: شيطان با عمر انسان همين كار را مى‏كند. همه عمر خيلى زياد است اما يك ساعت مهم نيست، به تدريج ساعت ها را مى‏گيرد، امروز و فردا را مى‏گيرد يك وقت مى‏بينيم كه تمام عمر را داده‏ايم.

خوش به حال كسى كه قبل از آنكه عمر خود را از دست بدهد قدرش را بدانند؛ چرا كه زيانكاران واقعى آنها هستند كه عمر را از دست داده‏اند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار