تراژدي میرحسین در ضرب‌آهنگ فتنه
کد خبر:۶۲۰۸۴
نگاهی به عملکرد موسوی از 22 خرداد تا 22 بهمن؛

تراژدي میرحسین در ضرب‌آهنگ فتنه

اگر براي مصونيت اجتماع از حرکات نامعقول «روان پریشان سیاسی» و دفع ضرر آنها، محاکمه و حبس و مجازات کارساز نيست، آيا راه ديگري را نباید جستجو کرد؟ آیا اینگونه بیماران همچنان باید به حال خود رها شده و افکار عمومی از شرارت های آنها آزار ببیند؟ 

طاهره ناطقی - گروه سياسي؛ رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير با اعضاي محترم مجلس خبرگان در تبيين مسائل پيش آمده پس از انتخابات فرمودند: «...مسئله اصلي، حفظ هويت نظام، مرزها و شاخص هاي آن است و کساني که هندسه و هويت نظام که در قانون اساسي، حکميت و داوري قانون متبلور شده است را قبول دارند جزء مجموعه نظام به شمار مي آيند. اما افرادي که با حرف و عمل، اين مباني را زير پا مي گذارند به دست خودشان، صلاحيت حضور در مجموعه عظيم نظام را از دست مي دهند.» 

از آنجا که معيارهاي خروج از نظام در بيانات رهبر عزيز انقلاب تصريح شده است، بر آن شدم تا غور و تجسسي در عمر نامبارک 8 ماهه فتنه کنم و نقبي به لايه هاي رنگارنگ رفتارهاي ناهنجار فتنه گران بزنم و مصاديق نقض قوانين و عرف و اخلاق را که گستاخانه مرتکب شدند و به مکافات آن، همچون دندان فاسدي - که از درون مي پوسد و عفونتش را در رگ هاي جامعه مي پراکند اما نمود بيروني اش زيبايي و سلامت است - دور انداخته شده اند، استخراج کنم. 

پرده اول/ سبز باش، هرچه خواهي باش! 

ماحصل تفحص ناقص و تامل ناکافي و تدبر اندک در وقايع تلخ چند ماه گذشته، سياهه اي از انواع تحرکات غير قانوني و ضد اخلاقي و رفتارهاي مسموم اجتماعي بود که بارها در موقعيت هاي زماني مختلف از سران فتنه سر زد و ماهيت حقيقي آنها را برملا کرد.

 

از آن جمله: 

- تشکيل کميته صيانت از آرا، که پيام روشن آن عدم اعتماد به نهادهاي قانوني برگزار کننده انتخابات و تاييد غير مستقيم احتمال وقوع تقلب است. احتمال وقوع تقلب، اتهامي بود که در ميتينگ هاي تبليغاتي پيش از انتخابات به تدريج شکل گرفت و رهبر بزرگوار انقلاب بارها نسبت به شيوع آن هشدار داده بودند. 

- اعلام پيروزي پيش از اتمام راي گيري و شمارش آرا از سوي مير حسين، که نتيجه آن غليان احساسات و ايجاد تشنج در اذهان گروهي از افراد ساده دل بود که سوابق مير حسين را معيار صحت و تاييدش مي دانستند. 

- طرح ادعاي تقلب گسترده در انتخابات، بدون ارائه مستندات محکمه پسند، که نتيجه اين ادعاي بزرگ، ايجاد التهابات خياباني و اعتراضات مدني بود. حقيقت اين حرکت ظلم مسلم به نظام اسلامي را در پي داشت. 

رهبر معظم انقلاب در جمع نخبگان دانشگاهي در 6 آبان ماه، جابه جايي حوادث فرعي و اصلي پس از انتخابات را در افکار عمومي مورد اشاره قرار دادند و زير سوال بردن انتخابات را بدون مستندات کافي «بزرگترين جرم» عنوان کردند: 

«... در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلي و فرعي کرد. مسئله اصلي چيست، يک سلسله مسائل فرعي هم پيرامون اوست. نه اينکه آن مسائل فرعي کم اهميت است، اما مسئله اصلي اهميتش بيشتر از آنهاست. مسئله اصلي در اين قضاياي اخير اصل انتخابات بود. زير سوال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمي بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را مي بنديد؟ اين همه زحمت کشيده بشود، مردم بيايند، يک شرکت به اين عظمت، يک نصاب شکني، يک رکورد شکني در دنيا در مردم سالاري، در دموکراسي اي که اين قدر ادعايش را مي کنند انجام بگيرد، بعد يک عده مفت و مسلم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداي انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است، اين کار کوچکي است؟ اين جرم کمي است؟» 

- عدم پذيرش راي اکثريت قابل توجهي از ملت ايران و اهانت به شعور و انتخاب و تصميم آنها، با خيمه شب بازي خواندن راي مردم، که به تقابل نا آگاهانه مردم و گروه بندي سياسي آنان انجاميد. 

- صدور بيانيه هاي متواتر به بهانه هاي واهي و غير منطقي، که نتيجه اي جز اغتشاش آفريني عده اي از مزدوران و زخم خوردگان از نظام که نفع آنها در تضعيف پشتوانه امنيتي نظام و دامن زدن به هرج و مرج  بود، به دنبال نداشت. 

- برگزاري راهپيمايي هاي غير قانوني و بدون مجوز که ماحصل اين حرکت هاي غير قانوني سلب آرامش شهروندان و صدمات مالي و جاني و آسيب اموال شخصي و دولتي و عمومي و صدمات روحي و رواني بود. 

«... به عنوان اعتراض به انتخابات، مردم را به خيابان ها دعوت کردند، چرا؟ اين چه منطقي است؟ چرا مردم را به خيابان دعوت مي کنند؟ مگر مسئله انتخابات – مسئله به اين اهميت، به اين ظرافت، قابل حل توي خيابان است؟» (امام خامنه اي) 

- عدم طرح شکايت از طريق مراجع ذي صلاح و بي اعتبار دانستن نهادهاي قانوني کشور، توهين علني به ارگان هاي رسمي کشور و خدشه دار کردن وجهه چندين ساله نهادهاي نظام. 

- مهيا کردن زمينه مساعد براي فعاليت ضد انقلاب و گروهک هاي معارض و بستر سازي براي استفاده آنها از سلاح هاي گرم و سرد و ايجاد لفافه و حصار امن براي بروز انديشه هاي ضداسلامي، با دامن زدن به قشون کشي هاي خياباني.

«... دشمن هم حداکثر استفاده را از اين کرد... ديدند عناصري وابسته به خود نظام، از خود نظام، دارند اين جور ميدان داري مي کنند، اينها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل ميدان.

«من روز اول اين پيغام را دادم به همين حضراتي که صحنه گردان اين قضايا هستند، آن ساعات اول من به آنها پيغام خصوصي دادم... من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع مي کنيد، اما نمي توانيد تا آخر کنترل کنيد، مي آيند ديگران سوء استفاده مي کنند، حالا ديديد سوءاستفاده کردند.» (امام خامنه اي) 

- تمکين نکردن به ولايت فقيه و تقابل با آن، در جايي که رهبر عزيز، توصيه به پي گيري خواسته ها در چارچوب قانون اساسي و از کانال هاي معتبر نظام نموده بودند. 

اين حرکت البته بر خلاف شعارهاي تبليغاتي اوليه که التزام به ارزش هاي نظام و اصل ولايت فقيه را جزء معتقدات خود مي دانستند، انجام گرفت.

از سوي ديگر اصل ولايت فقيه از اصول اوليه نظام و بنيادي ترين معيار يک نظام اسلاميست.

بنابراين پذيرش جمهوري اسلامي بدون اعتقاد نظري و عملي به اين اصل مترقي و تفکيک آن از نظام، غير ممکن است. به عبارت ديگر اسلاميت نظام و اصالت ولايت فقيه دو روي يک سکه اند و مقابله با آن به منزله عدم پذيرش اصول جمهوري اسلامي است.

- نشر اکاذيب و جريان سازي منفي با دامن زدن به داستان مضحک کشته هاي مجازي و شرکت در مجالس ختم زنده ها، که منشا برخي موج هاي مسموم در جامعه و تشويش اذهان جامعه و کمک به گسترش  تصور ناامني اجتماعي بود.

- ايجاد شبهه در سلامت سياسي نظام با اعلان عدم اعتماد به شوراي نگهبان و اصرار بر ابطال انتخاباتي که در همان چارچوب برگزاري انتخابات در سال هاي پيش انجام گرفته بود و القاي اين شبهه که نظام به راي مردم وقعي نمي گذارد و مسئولانه و قانونمند عمل نمي کند.

در نتيجه اين امر، آسيب بزرگي به سرمايه اجتماعي نظام، يعني اعتماد عمومي ملت به نهادهاي برگزار کننده انتخابات وارد آمد و بخشي از اعتراضات اوليه در اثر اين القاء خطا، صورت پذيرفت. 

- سوء استفاده از نام امام و شهدا براي آن که به رفتارهاي ضد اجتماعي و هرج و مرج طلبانه و مغاير با قانون و مذهب خود، رنگ و صبغه موجه ببخشند و از منگنه انتقادات بگريزند و از هرگونه اتهام مبرا باشند.

اما در مقابل توهين به امام در 16 آذر که دل همه دوستداران امام را به درد آورد يا ساکت ماندند يا به فرا فکني پرداختند و توپ اتهام را در زمين جبهه مقابل خود انداختند و مدعي شدند که اين قصه را حاميان نظام رقم زدند تا چهره محبوب سبزها را مخدوش کنند. 

«...شعار طرفداري از امام سر مي دهند، بعد کاري مي کنند که در عرصه طرفداران آنها يک چنين گناه بزرگي انجام بگيرد، به امام اهانت بشود... آن کسي که براي امام، براي اسلام، کار مي کند، به مجردي که ببيند حرف او، حرکت او، موجب شده است که يک جهت گيري عليه اين اصول به وجود بيايد، فورا متنبه مي شود، چرا متنبه نمي شوند؟» (امام خامنه اي) 

- عدم مرزبندي با قانون گريزان و آشوب طلبان، با وجودآنکه در تبليغات انتخاباتي بر رعايت قانون  حتي اگر قانون بدي باشد) تاکيد شده بود. 

- عدم مرزبندي با دشمنان ديرينه نظام که موضع آنها نسبت به جمهوري اسلامي و امام خميني، در طول سال هاي متمادي پس از انقلاب، در تحرکات مختلفي که براي تضعيف نظام صورت دادند، مشهود است. 

«... وقتي مي بينند سران ظلم و استکبار عالم از اينها حمايت مي کنند، رؤساي آمريکا و فرانسه و انگليس و اينهايي که مظهر ظلمند، دارند از اينها حمايت مي کنند، بايد بفهمند که يک جاي کارشان عيب دارد، بايد متنبه بشوند. وقتي مي بينند همه آدم هاي فاسد، سلطنت طلب از اينها حمايت مي کند، توده اي از اينها حمايت مي کند، رقاص و مطرب فراري از کشور از اينها حمايت مي کند، بايد متنبه بشوند، بايد چشمشان باز بشود، بايد بفهمند که کارشان يک عيبي دارد، بلافاصله برگردند بگويند نه، ما نمي خواهيم حمايت شما را، چرا رودربايستي مي کنند؟»(امام خامنه اي) 

- طرح شعارهاي ساختار شکن و توهين به آرمان هاي امام و انقلاب در حوادث روز قدس و سکوت معنا دار ليدرهاي جريان فتنه آفرين. 

«... وقتي شنيدند در روز قدس که براي دفاع از فلسطين و عليه رژيم غاصب صهيونيست است، به نفع رژيم غاصب صهيونيست و عليه فلسطين شعار داده مي شود، بايد متنبه شوند، بايد خودشان را بکشند کنار...»(امام خامنه اي) 

- طرح ادعاي بيشرمانه تجاوز به زندانيان، بدون ارائه سند، که هجوم گسترده رسانه هاي بيگانه را عليه نظام به دنبال داشت.

پس از طرح اين مسئله، رهبر انقلاب در بخشي از بيانات خود، در نماز عيد فطر 8، گناه تهمت به نظام را بسيار سنگين تر از تهمت به اشخاص ارزيابي کردند و در جمع نخبگان دانشگاه هاي کشور در 6 آبان 88، جا به جايي حوادث اصلي و فرعي بعد از انتخابات را مورد اشاره قرار دادند و بزرگترين جرم صورت گرفته را زير سؤال بردن اصل انتخابات برشمردند. 

- و... 

پرده دوم/ من مصاحبه مي کنم، پس هستم

چند هفته پس از برگزاري راهپيمايي بي نظير 22 بهمن و ظهور و بروز نقطه اوج بصيرت سياسي و هوشياري اجتماعي ملت و بيان صريح عشق و ارادت مردم به نظام و ولايت که تحرکات رسانه اي چند ماهه دشمن را براي مخدوش کردن اين روز بزرگ خنثي کرد و اميدهاي آنان را به ياس بدل کرد، مير حسين موسوي با سايت «کلمه» مصاحبه اي انجام داده و اتهامات گذشته را با چشم بستن بر واقعيت هاي روشن و بديهي تکرار کرد و يک بار ديگر بر توهم سياسي خود صحه گذاشت. 

مير حسين در بخشي از مصاحبه خود مي گويد: 

«دولت با هزينه گزاف و بسيج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل هاي خاص اداري سعي کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثي کند.» 

و در جمله ديگري اين ادعا را نقض مي کند:

«ما اعتقاد داريم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل هاي اصلاح طلب و مراجع عظام و ديگر شخصيت هاي نظام نمي بود، امسال ما يک راهپيمايي بي رمقي داشتيم که اکثريت آن را نيروهاي نظامي و انتظامي که از سراسر کشور جمع شده بودند، تشکيل مي داد...» 

مير حسين از طرفي حضور ميليوني مردم را مهندسي شده مي داند و معتقد است اين جمعيت عظيم از شهرستان ها به تهران آورده شده اند و با وعده و وعيد و تطميع حاضر به شرکت در راهپيمايي شدند و از سوي ديگر با اذعان به اينکه راه پيمايان مردم عادي کشور بوده اند مدعي شده است که دعوت جنبش به اصطلاح سبز چنين حماسه اي را ايجاد کرده است.

سؤال اين است که اگر اين جمعيت ميليوني از شهرستان ها به تهران آورده شده اند، چه توجيهي براي جمعيت عظيم راهپيمايان در شهرستان ها وجود دارد؟ منبع تامين جمعيت شهرستان ها کجاست؟ 

به علاوه اگر چنين ادعايي واقعيت داشته باشد و نظام بتواند در چنين گستره وسيعي ، راه پيمايي را مهندسي کند دليل محکمي بر اقتدار و صلابت آن است. چه خوب که نظام مي تواند چنين رابطه عميقي با ملت ايجاد کند که آنها را براي ساعتها در خيابانها نگه دارد.

جنبش به اصطلاح سبز حداکثر کارايي اش را براي به خيابان کشاندن ملت در اولين روزهاي پس از انتخابات تجربه کرد که علت عمده آن نيز عدم آگاهي بخشي از مردم از بطن اين جريان بوده است. بر کسي پوشيده نيست که پس از گذشتن 8 ماه از آن روزها، عملا چيزي از حاميان مردمي براي اين فرقه باقي نمانده است و اين حرکت کور سياسي اکنون به جسم مريضي مي ماند که در باتلاق خود ساخته گرفتار شده و براي تنفس آخرين اکسيژن هاي سياسي دست و پا مي زند.

پشتوانه نظام همين مردمي هستند که به زعم عده اي، با مهندسي به ميدان مي آيند اما جنبش فتنه گر پشتوانه اي جز معاندين ديرينه نظام ندارد و اين بدان معناست که فتنه گران در خدمت دشمنان انقلاب و مردمند. 

و اگر اين جمعيت بزرگ، حاميان سبز بوده اند، چرا مير حسين در آغوش حاميان ميليوني اش در راهپيمايي شرکت نکرد و از مواجهه با گروهي که با «مرگ بر منافق» از او استقبال کردند، از صحنه گريخت؟ 

در بخش ديگري از مصاحبه مي گويد: 

«اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل 27 قانون اساسي، براي راهپيمايي مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال مي تواند به حرف و حديث ها پايان دهد.» 

اگر 22 بهمن امسال به دعوت جنبش سبز چنين رونقي گرفته است ديگر چه نيازي به مجوز براي راهپيمايي ديگري وجود دارد؟ چه پاسخي براي اين تناقض متصور است؟ 

در قسمتي از مصاحبه حاميان سبزش را تطهير مي کند و مي گويد: 

«هدف حداقلي و مطمئن که مي توانست اجماع گسترده اي ايجاد کند، تحقق اجراي بدون تنازل قانون اساسي بود. البته افرادي و يا حرکت هايي در اين بين پيدا شدند که خواستند از اين خط بگذرند و يا به اصطلاح خط شکني کنند، ولي جنبش راه سبز هيچ گاه از اجراي بدون تنازل قانون اساسي منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همين راه را خواهد رفت. 

بنده مطمئن هستم که سبزها در هيچ برنامه هنجارشکنانه يا تخريبي که موجب اذيت و آزار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ايجاد انفجار و آتش سوزي با مشي جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هايش مسالمت آميز و عميق باشد، سازگاري ندارد.» 

ملت خوب به خاطر دارد که همه اجتماعات فرقه سبز، چه ميتينگ هاي خياباني، چه مناظره ها و جلسات بحث و تبادل نظرهاي سياسي، چه جلسات پرسش و پاسخ در مراکز علمي و دانشگاهي و هر جاي ديگري که اثري از اين گروه بوده است به تحرکات غير قانوني و ايجاد آشوب و هرج و مرج و ناديده انگاشتن حق آرامش و آسايش مردم و زير پا گذاشتن ضوابط و هنجارهاي سياسي و اجتماعي انجاميده است.

گويا خواب غفلت براي برخي از سياسيون بي بصيرت و عقب مانده از کاروان مترقي ملت به روياي شيريني بدل شده است که برخواستن از آن ناممکن است. 

شيخ مهدي کروبي، کانديدايي که کمترين محبوبيت مردمي را در انتخابات رياست جمهوري کسب کرده است در مصاحبه اي که پس از حماسه فراموش نشدني 22 بهمن، با «ساندي تلگراف» انجام داده است، همه دغدغه خود را احقاق حقوق مردم و جان فشاني براي آنان عنوان کرده و خود را فرشته نجات مردمي تصور کرده است که به زعم او حاکميت نظام، مطالباتشان را بي پاسخ گذارده است: 

«من هفتاد و سه سال دارم. به عنوان يک روحاني و دوست نزديک مرحوم آيت الله خميني وظيفه قانوني، ملي و مذهبي خودم مي دانم که براي مردممان کاري بکنم. عدم احترام وبه رسميت شناختن حقوق مردم مشکلات بسياري را در داخل ايران بوجود آورده است. مهمترين موضوع احترام و درک حقوق و خواسته هاي ملت است. ما به زودي در باره برنامه هاي آينده با مردم صحبت خواهيم کرد. آقاي موسوي و من به زودي باهم جلسه اي خواهيم داشت که پس از آن استراتژي وراهکار را به اطلاع مردم خواهيم رساند.» 

«فضاي فعلي که تحت تسلط وحشت و نظارت پليسي است بايد از بين برود و موقعيتي بوجود بيايد که همه مردم بتوانند گرد هم بيايند و عقيده خود را نسبت به آينده حکومت ابراز کنند. انتخاب حق مردم است. در ديدگاه امام خميني راي مردم مهمترين چيز بود.» 

پاسخ کوبنده اين ادعاهاي توخالي در کلام شيواي رهبري

«حجت بر همه تمام شده است، حركت عظيم روز چهارشنبه نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولان قوه‌‌‌‌‌ مجريه، مسئولان قوه‌‌‌ مقننه، مسئولان قوه‌‌‌‌ قضائيه، دستگاه‌‌‌هاى گوناگون، همه مي دانند كه مردم در صحنه‌‌‌اند و چه مي خواهند.»

«آيا حضور ده ها ميليون انسان بصير و پر انگيزه در جشن سي و يك سالگي انقلاب كافي نيست كه معاندان و فريب خوردگان داخلي را كه گاه رياكارانه دم از «مردم» مي زنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را كه همان صراط مستقيم اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله و راه امام بزرگوار است، به آنان نشان دهد؟ دوستان و دشمنان ملت ايران بدانند كه اين ملت، راه خود را شناخته و تصميم خود را گرفته است و براي رسيدن به قله  پيشرفت و سعادت با تكيه به خدا و اعتماد به قدرتي كه خداوند به او بخشيده است هر مانعي را از سر راه برخواهد داشت.»

پرده سوم/ تحقق عدالت در آينه خيال

پس از مصاحبه مير حسين موسوي با سايت «کلمه» و بيان ديدگاه هايي که از استمرار توهم چند ماهه گذشته او حکايت مي کرد برخي از نمايندگان مجلس از شکايت خود از مير حسين منصرف شدند. 

در همين زمينه برخي داستان 11 سال رياست او بر فرهنگستان هنر را مورد بررسي قرار دادند و رد پاي توهم او را در کتاب ها، مجلات، همايش ها، جشنواره ها، تابلوهاي نقاشي و.. که همه عياري از خيال را با خود داشتند جستجو کردند و ديدگاه مشترک آنها در اين زمينه توهم عميق و روان پريشي مير حسين است. 

اکنون برخي از فعالان سياسي معتقدند مير حسين به دليل بيماري روحي که گريبانگيرش شده است گزينه مناسبي براي محاکمه از سوي دستگاه قضا نيست و بايد به حال خود رها شود. 

اما اينک اين سؤال مطرح است که اگر براي کسي که ماه ها التهاب و آشوب را در کشور رهبري کرده است و هزينه هاي جبران ناپذيري را به کشور تحميل کرده است به سبب روح بيمار و روان متوهم نمي توان مجازاتي در نظر گرفت بايد رها شود تا به خطاهاي گذشته ادامه دهد و کشور را جولانگاه توهمات مخرب و مسموم خود کند و امنيت اجتماعي و سياسي را از ملت سلب کند؟ 

اگر براي مصونيت اجتماع از حرکات نامعقول «روان پریشان سیاسی» و دفع ضرر آنها، محاکمه و حبس و مجازات کارساز نيست، آيا راه ديگري را نباید جستجو کرد؟ آیا اینگونه بیماران همچنان باید به حال خود رها شده و افکار عمومی از شرارت های آنها آزار ببیند؟ 

آيا دستگاه قضا چاره اي براي آن سراغ ندارد؟ 

آيا رها کردن يک عنصر خطرناک در جامعه و تحميل آسيب هاي او بر ملت از تحقق عدالت به دور نيست؟/انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار