استيلاي نانوايان بر بينوايان رو به پايان است
ضرغام نصرتي - گروه اجتماعي؛ پخت نان تمام و زنبيلها راه كوچهها را در پيش گرفته بودند. چند قرص نان كه نصف آن سوخته و نصف ديگر خمير روي توري فلزي پخش شده بود. مدير نانوائي با تكبر تمام فرياد مي زد: همينا مونده!
فردايي ديگر همه به صفشدهها از عدم كيفيت پخت نان به يكديگر عريضه مينويسند و عقده دل براي همديگر نغمهسرايي ميكنند. نوبت فرا ميرسد چند قرص نان، باز هم نيمي خمير و نيمي سوخته توشه راه ميشود.
در خبرها خواندم كه يارانهاي كه براي آرد گندم اختصاص مييابد معادل نصف بودجه عمراني كل كشور است؛ معلوم ميشود كه چه يارانههائي نصيب نانوايان ميشود و چه مانورهايي كه با اين آرد كيلوئي 4 تا تك تومان، بر سر خلايق آوار نميكنند. چندين خانه و چندين ماشين، تنها جزئي از دارايي اين قشر به نوا رسيده از يارانه نان است.
از اين يارانه آنقدر سود نصيب اين خلائق نوادار ميشود كه تنها اجاره نانوائيها پنج ميليون به بالا را ركورد ميزند. چه سالهايي كه يارانهها بر موجودي جيب اين قشر اضافه كرد و هدر رفتن آرد و ن ان را براي جامعه به ارمغان آورد.
به كرات همه ديدند كيسههايي آرد يارانهاي كه حمل بر باربريها براي نانفانتزيها و ... روانه ميشد. وقتي اين يارانهها قطع شود خواهيم ديد كه چه افسردگيها نصيب اين نانوايان خواهد بود. آنوقت است كه روزهاي خوش گذشته را با حسرت مرور كنند. بينوايان هر صبح به صف، انگار از پلكهايش آويزان شده اند و مردمك چشم را به تيرگي ميكشاند.
نانواي عزيز! سرانجام، بينوايي را كه با پارو هل ميدادي، عزيزت خواهد بود و بربريها، تافتونها و سنگكها براي اين بينوايان تزئين خواهد شد.
هنوز اين نانوايان، بياعتنا به سازوكارها و سازمانهاي نظارتي 20 دانه كنجد را، 50 تومان به قيمت نان اضافه ميكنند و هنوز عين خيالشان نيست كه مردم از اينها شكايتي داشته باشند. روزهاي خوشي تو روي به پايان است ولي روزهاي خدا پايانها را آغازي ديگر خواهد بخشيد./انتهاي پيام/