کريمه قم، زينب ثاني
کد خبر:۶۲۲۹۳
به مناسبت ورود حضرت معصومه(س) به قم

کريمه قم، زينب ثاني

تاريخ گوياى اين حقيقت تلخ است که حکومت بنى اميه و بنى عباس، هر دو از دشمنان قسم خورده نبوت و ولايت بودند و اين کينه توزى با اسلام ناب را با جنايات مختلفى نشان مى‌دادند.

تاريخ گوياى اين حقيقت تلخ است که حکومت بنى اميه و بنى عباس، هر دو از دشمنان قسم خورده نبوت و ولايت بودند و اين کينه توزى با اسلام ناب را با جنايات مختلفى نشان مى‌دادند.

با اين تفاوت که اين نظام جبار بنى اميه به شکلى علنى، شمشير برهنه‌اى شده بود و قلوب خاندان ولايت را مى شکافت و در نشان دادن اين جنايات آن چنان اصرار مي‌ورزيد که ديگر حتى پدر جرأت نداشت به فرزند خود بگويد که از نسل اولاد على(ع) است.

اما شيوه حکومت بنى عباس، ظاهرى آرام و باطنى کينه توز و خصمانه داشت و بعضى اوقات مردم نيز تحت تأثير اين گونه رفتارهاى منافقانه قرار مى گرفتند.

مردم ايران در آن روزگار علاقه وافرى به خاندان ولايت و اهل بيت(ع) داشتند و حتى با وجود حاکميت استبداد عباسى در قلمرو اسلامى، از ابراز علاقه خود به آنان خوددارى نمى‌كردند، در اين ميان عده‌اى بر اين باورند که اين علاقه به دليل ازدواج امام حسين(ع) با دختر يزدگرد سوم است؛ اما شواهد تاريخى نشان مى دهند که اين علاقه ريشه الهى دارد.

نقل شده است؛ زمانى که آيه: «ان يشاء يذهبکم ايها الناس و يات باخرين و کان الله على ذالک قديرأ» اى مردم اگر خداوند بخواهد مى تواند شما را از اين دنيا ببرد و قومى ديگر را جانشين شما سازد و خداوند بر اين کار قادر است» بر پيامبر نازل شد، آن حضرت دست بر شانه سلمان فارسى گذاشت و فرمود: «آنان هموطنان سلمان هستند.»

در حقيقت پيامبر اسلام با اين سخن، آينده ملت ايران را پيش بينى كرد و وظيفه خطير آنان را گوشزد کرد.

دليل ديگر علاقه ايرانيان به اهل بيت(ع)، عدالت خواهى فطرى ايرانى‌ها و بى‌عدالتى پادشاهان فاسد و خودسراين کشور بوده است، همان حکام جبارى که قرآن از آنان به نام مترف و مستکبر ياد مى‌کند، به طور کلى علت اصلى علاقه ايرانيان به خاندان امامت، فطرت عدالت خواهى آنان و عادل بودن ائمه اطهار بوده است.

البته علاقه‌اى که ريشه هزار ساله دارد، به دور از عوامل سطحى و زودگذر است، حکومت بنى عباس نيز از وجود اين علاقه با خبر بود و مى دانست که خبر اسارت امام موسى بن جعفر(ع) خشم مردم ايران را عليه حاکمان جبار بنى اميه و بنى عباس بر انگيخته و امکان دارد که ايرانيان دست به قيامى همه جانبه بزنند و حکومت بنى عباس را سرنگون کنند، از اين رو، در پى چاره جويى برآمدند و از آن جا که با رشادت‌هاى ملت ايران آشنا بودند، شمشير را چاره کار ندانستند و نقشه ولايت‌عهدى(اجبارى) امام على بن موسى الرضا(ع) را مطرح کردند.

با اين ترفند موذيانه، هم خطر قيام مردم ايران را از ميان بردند و هم امام هشتم را تحت نظر گرفته و رابطه مردم با ايشان را قطع كردند، به اين ترتيب دسترسى به امام هشتم(ع) بسيار مشکل و حتى غير ممکن شد و مردم مجبور بودند از طريق عوامل حکومتى خبرهاى مربوط به ائمه را دريافت كنند.

نقش حضرت معصومه(س) در مبارزه با حکومت بنى عباس همان گونه که مى‌دانيد، امامان معصوم داراى خواهران ديگرى هم بوده‌اند، پس چه دليلى دارد که در ميان همه آنان، حضرت زينب(س) و حضرت معصومه(س)، دخت گرانقدر امام موسى بن جعفر(ع) با ابعادى متفاوت، همان ويژگى سفر حضرت زينب(س) را در بر دارد و در آن مرحله از تاريخ، حضرت معصومه(س) همان رسالتى را به عهده داشت که حضرت زينب(س) بعد از ماجراى خونين کربلا عهده دار آن شده بود.

زيرا در آن روزگار، ظلم و خفقان دستگاه بنى عباس در همه جا سايه افکنده بود، و حضرت معصومه(س) و برادرش احمدبن موسى و چند تن از خواص ديگر، تنها شخصيت هايى بودند که از توطئه نظام بنى عباس آگاهى داشتند و عواقب چنين توطئه‌اى را هم پيش بينى مى کردند.

بدين جهت، حضرت معصومه (س) براى افشاى چنين خيانتى عازم شهرهاى ايران شده و به افشاگرى عليه آنان پرداخت.

در واقع در سال 201 هـ ق. يک سال پس از سفر تبعيد گونه حضرت رضا(ع) به «مرو» حضرت فاطمه معصومه(س) همراه عده‌اى از برادران خود براى ديدار برادر و انجام رسالتى که بر عهده داشتند، تجديد عهد با امام زمان خويش راهى ديار غربت شدند، در طول راه به شهر ساوه رسيدند؛ ولى از آن جا که در آن زمان عده‌اى از آن اهالى از مخالفان اهل بيت(ع) بودند، با مأموران حکومتى همراهى كرده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند و عده‌اى از همراهان حضرت در اين حادثه غم انگيز به شهادت رسيدند.

حضرت در حالى که از غم و حزن بسيار، بيمار شده بود، با احساس نا امنى در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببريد؛ زيرا از پدرم شنيدم که فرمود: «شهر قم مرکز شيعيان ماست.» سپس حضرت به طرف قم حرکت كرد.

بزرگان قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند، به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام شتر آن مکرمه را به دوش مى کشيد، ايشان در ميان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر شد و در منزل شخصى «موسى بن خزرج» اجلال نزول فرمود، آن بزرگوار 17 روز در شهر قم به سر برد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود و واپسين روزهاى عمر پر برکت خويش را با خضوع و خشوع در برابر ذات پاک الهى به پايان رساند.

سرانجام آن همه شوق و شور و شعف از «اجلال نزول کوکب ولايت و توفيق زيارت بانويى از تبار فاطمه اطهر» با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت، مبدل به دنيايى از حزن و اندوه شد و اين غروب غم انگيز، عاشقان امامت و ولايت را در سوگ و عزا نشاند.

در خصوص علت بيمارى نابهنگام حضرت و مرگ زودرس آن بزرگوار، گفته شده است که زنى در شهر ساوه ايشان را مسموم كرد، اين مطلب با توجه به درگيرى دشمنان اهل بيت(ع) با همراهان حضرت و شهادت عده‌اى از آن‌ها در «ساوه» و جو نامساعد آن شهر و حرکت نابهنگام آن بزرگوار در حال بيمارى به سوى شهر قم، بعيد به نظر نمى رسد.

آرى، آن حضرت که مى رفت زينبوار با سفر پربرکتش سند گويايى بر حقانيت امامت رهبران راستين و افشاگر چهره نفاق و تزوير مأمونى باشد و همانند قهرمان کربلا، پيام آور خون سرخ برادرى باشد که اين بار مزدورانه به قتلگاه «بنى عباس» برده مى شد، ناگاه تقدير الهى بر اين قرار گرفت که مرقد آن بزرگوار حامى خط ولايت و امامت قرار گيرد و براى هميشه تاريخ، فريادگر مبارزه با ظلم و بى عدالتى ستم پيشگان دوران و الهام بخش پيروان راستين تشيع علوى در طول قرون و اعصار باشد.

بعد از وفات شفيعه روز جزا که در دهم ربيع الثانى سال 201 هـ ق در 28 سالگى آن حضرت اتفاق افتاد، ايشان را غسل داده و کفن كردند و سپس به سوى قبرستان «بابلان» تشييع کردند؛ ولى به هنگام دفن آن بزرگوار، به دليل نبودن محرم، «آل سعد» دچار مشکل شدند و سرانجام تصميم گرفتند که پيرمردى به نام «قادر» اين کار را انجام دهد.

ولى قادر و حتى بزرگان و علماى شيعه قم هم لايق نبودند عهده دار اين امر مهم شوند؛ چرا که معصومه اهل بيت(ع) را بايد امام معصوم (ع) به خاک سپارد.

مردم منتظر آمدن «آن پيرمرد صالح» بودند که ناگهان دو سوار را ديدند که از جانب ريگزار به سوى آنان مى آيند، وقتى نزديک جنازه رسيدند، پياده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاک ريحانه رسول خدا را در داخل سردابى «که از قبل آماده شده بود» دفن کردند و بدون اين که با کسى تکلم كنند، سوار شده و رفتند و کسى هم آن‌ها را نشناخت.

به قول يکى از بزرگان، هيچ بعيد نيست که اين دو بزرگوار، امامان معصومى باشند که براى اين مهم به قم آمدند.

پس از به پايان رسيدن مراسم دفن، موسى بن خزرج سايبانى از حصير و بوريا بر قبر شريف آن بزرگوار بر افراشت و اين سايبان برقرار بود تا زمانى که حضرت زينب، دختر امام جواد(ع)، وارد قم شد و قبه‌اى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا کرد.

و بدين سان تربت پاک آن بانوى بزرگ اسلام، قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بيت(ع) و دارالشفاى دلسوختگان عاشق ولايت و امامت شد.

مقام و منزلت معنوى حضرت معصومه(س)

امام جواد(ع) فرمود: «من زار عمتى بقم فله الجنّه» يعنى: هر کس عمه مرا در شهر قم زيارت کند، بهشت بر او واجب است.

حضرت معصومه(س) بانويى آگاه از حوادث روز و محدثه‌اى سخنور و معلمه‌اى توانا بوده است و شاگردان زير نظر ايشان به تعليم اصول اسلامى مشغول بوده‌اند، همچنين کرامات زيادى از ايشان نقل شده است که نشان مى دهد اين بانوى مؤمنه و دريادل از روحى بزرگ و شأنى رفيع در پيشگاه خداوند برخوردار است.

امام صادق(ع) مى گويد: «الا اى قم حرمى...تقبض فيها امرأه من ولدى و اسمها فاطمه بنت موسى يدخل بشفاعتها شيعتى الجنه باجمعهم.»

«اى مردم! شهر قم حرم من است، بانويى از فرزندان من در اين شهر در مى‌گذرد که نامش فاطمه دختر موسى است و شيعيان در روز قيامت با شفاعت او به بهشت مى روند.»

در روايتى ديگر از امام رضا(ع) آمده است: «من زارها عارفاً بحقها فله الجنه» کسى که قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر را آن گونه که شايسته اوست، زيارت کند، بهشت از آن اوست./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار