رستاخيز را در همين جهان بارها ديدهايم!
آيات قرآن به خوبى اين حقيقت را نشان مىدهد كه بتپرستان و همچنين ساير كفّار، نه تنها در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله، بلكه در اعصار ديگر نيز از مسئله معاد و زنده شدن بعد از مرگ تعجّب مىكردند، و وحشت داشتند، و حتّى آن را دليلى بر جنون گوينده آن مىشمردند و به يكديگر مىگفتند: «هل ندلكم على رجل ينبئكم اذا مزقتم كل ممزق انكم لفى خلق جديدٍ افترى على اللَّه كذباً ام به جنة»؛ «سوره سباء/7»
«آيا مردى را به شما نشان بدهيم كه مىگويد هنگامى كه بدن شما به كلّى متلاشى و در هر سو پراكنده شد، دوباره آفرينش جديدى مىيابيد؟!، آيا اين مرد عمداً به خدا افترا بسته يا ديوانه است؟!»
آرى آن روز بر اثر عدم دانش و كوتاهى افكار، عقيده به عالم پس از مرگ و زنده شدن مردگان يك نوع جنون يا تهمت بر خدا محسوب مىشد، و اعتقاد به جوشش حيات از ماده بيجان، جنونآميز تلقّى مىگرديد.
ولى جالب اينكه قرآن در برابر اين گونه افكار دست به استدلالات مختلفى زده كه هم افراد عادى مىتوانند از آن استفاده كنند، و هم انديشمندان بزرگ، هر كدام به ميزان توانايى فكر خود.
گرچه شرح همه دلائل قرآن در اين جا امکان ندارد، ولى گوشههايى از آن را در اين جا مىآوريم:
1- گاهى قرآن به آنها مىگويد شما همواره با چشم خود صحنههاى معاد را در زندگى روزانه مىبينيد كه چگونه موجوداتى مىميرند و بار ديگر زنده مىشوند باز هم از مسئله معاد در شك و ترديد هستيد؟! «و اللَّه الذى ارسل الرياح فتثير سحاباً فسقناه الى بلد ميت فاحيينا به الارض بعد موتها كذلك النشور»؛ «فاطر/ 9»
«خداوند كسى است كه امواج باد را مأموريت داد كه ابرها را به حركت درآورند، و به سوى سرزمينهاى مرده برانند، و به وسيله آن زمين مرده را زنده كنند، رستاخيز نيز چنين است.»
در فصل زمستان نگاهى به چهره طبيعت مىكنيم همه جا بوى مرگ مىدهد درختان كاملًا از برگ و گل و ميوه برهنه شده، و چوب خشك بىهيچ حركتى بر جاى باقى مانده، نه گلى مىخندد، نه شكوفهاى مىشكفد و نه جنبش حيات در كوهها و صحراها به چشم مىخورد.
فصل بهار فرا مىرسد، هوا ملايم مىشود، قطرات باران حياتبخش نازل مىگردد، يك مرتبه جنبشى در سراسر طبيعت آشكار مىشود: گياهان مىرويند، درختان برگ مىآورند، شكوفهها و گلها ظاهر مىشوند، پرندگان بر شاخههاى درختان جاى مىگيرند، و شور «محشر» بپا مىشود!
اگر زندگى بعد از مرگ مفهوم نداشت ما اين صحنه را هر سال در برابر چشم خود نمىديديم، اگر زندگى بعد از مرگ امرى محال، و سخنى جنونآميز باشد، به صورت يك امر حسّى در برابر چشمانمان تكرار نمىشود.
چه فرق مىكند حيات زمين بعد از مرگ يا حيات انسان بعد از مردن؟
2- گاهى نيز قرآن دست آنها را گرفته، به سوى آغاز آفرينش مىبرد، آفرينش نخستين را يادآور مىشود، و به آن مرد عرب بيابانى كه قطعه استخوان پوسيدهاى را به دست گرفته، خدمت پيامبر اسلام آورده و فرياد مىزند: «اى محمّد! چه كسى قادر است اين استخوان پوسيده را زنده كند؟ به من بگو چه كسى مىتواند؟!» و گمان مىكند دليل دندانشكنى بر ضد مسئله معاد به چنگ آورده؛ قرآن به پيامبر دستور مىدهد: «قل يحييها الذى انشأها اوّل مره»؛ «يس/79»
«بگو همان كسى كه او را در آغاز از ماده بيجان، از همين آب و خاك آفريد، بار ديگر او را زنده مىكند.»
چه تفاوتى ميان آغاز خلقت و آفرينش مجدد است؟!
و لذا در آيات ديگر در يك جمله بسيار كوتاه و پرمعنى مىگويد: «كما بدانا اول خلق نعيده»؛ «انبياء/103»«همان گونه كه در آغاز آفريديم باز مىگردانيم.»
3- گاه قدرت عظيم خدا را در پهنه آفرينش زمين و آسمان، يادآور شده مىگويد: «آيا خدايى كه آسمانها و زمين را آفريد قادر نيست همانند آن را بيافريند؟ آرى او بر اين كار قادر است و او خلقكننده آگاه است، هر زمان چيزى را اراده كند به آن فرمان مىدهد: موجود باش، آن هم موجود مىشود «يس/81 و 82»
كسانى كه در اين مسائل ترديد مىكردند افرادى بودند كه فضاى فكرشان از محيط كوچك خانه محقّرشان فراتر نمىرفت، و گرنه مىدانستند بازگشت مجدد سادهتر از آغاز خلقت است، و تجديد حيات مردگان در برابر قدرت خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريده مسئله پيچيدهاى نيست.
4- گاه رستاخيز «انرژىها» را در نظر آنها منعكس كرده، مىگويد: «الذى جعل لكم من الشجر الاخضر ناراً فاذا انتم منه توقدون»؛ «يس/80» «ببينيد خداوندى كه از درخت سبز و شجر اخضر، آتش مىآفريند قادر است كه انسانها را بعد از مرگ زنده كند.»
هنگامى كه در اين تعبير عجيب قرآن دقيق مىشويم و از علوم روز كمك مىگيريم علم به ما مىگويد: موقعى كه چوب درختى را مىسوزانيم و آتشى از آن به دست مىآيد، اين حرارت و گرما همان انرژى و حرارت و نور آفتاب است كه در طول ساليان دراز در آن ذخيره شده، ما خيال مىكرديم آن نور و حرارت مرده و نابود شده، امّا امروز مىبينيم از نو جان مىگيرد و لباس تازهاى از حيات در تن مىپوشد.
آيا براى خداوندى كه اين قدرت را دارد كه دهها سال نور و حرارت آفتاب را در بدنه درختى ذخيره كند و در يك لحظه همه آنها را بيرون فرستد، تجديد حيات مردگان امر مشكلى است؟
به هر حال مىبينيم كه قرآن با چه منطق مستدل و روشن به آنها كه در مسئله معاد شك و ترديد داشتند و حتّى ادعاى آن را دليل بر جنون مىپنداشتند پاسخ دندانشكن مىدهد، و امكان معاد را به روشنى اثبات مىكند كه فقط گوشهاى از آن را در بالا آوردهايم./انتهاي پيام/