رستاخيز را در همين جهان بارها ديده‏ايم!
کد خبر:۶۲۳۰۶
با دقت در زنده شدن طبيعت

رستاخيز را در همين جهان بارها ديده‏ايم!

در فصل زمستان همه جا بوى مرگ مى‏دهد ولي فصل بهار فرا مى‏رسد، هوا ملايم مى‏شود، قطرات باران حيات‏بخش‏ نازل مى‏گردد، يك مرتبه جنبشى در سراسر طبيعت آشكار مى‏شود و شور «محشر» بپا مى‏شود! 

آيات قرآن به خوبى اين حقيقت را نشان مى‏دهد كه بت‏پرستان و همچنين ساير كفّار، نه تنها در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله، بلكه در اعصار ديگر نيز از مسئله معاد و زنده شدن بعد از مرگ تعجّب مى‏كردند، و وحشت داشتند، و حتّى آن را دليلى بر جنون گوينده آن مى‏شمردند و به يكديگر مى‏گفتند: «هل ندلكم على رجل ينبئكم اذا مزقتم كل ممزق انكم لفى خلق جديدٍ افترى على اللَّه كذباً ام به جنة»؛ «سوره سباء/7»

«آيا مردى را به شما نشان بدهيم كه مى‏گويد هنگامى كه بدن شما به كلّى متلاشى و در هر سو پراكنده شد، دوباره آفرينش جديدى مى‏يابيد؟!، آيا اين مرد عمداً به خدا افترا بسته يا ديوانه است؟!»

آرى آن روز بر اثر عدم دانش و كوتاهى افكار، عقيده به عالم پس از مرگ و زنده شدن مردگان يك نوع جنون يا تهمت بر خدا محسوب‏ مى‏شد، و اعتقاد به جوشش حيات از ماده بيجان، جنون‏آميز تلقّى مى‏گرديد.

ولى جالب اين‏كه قرآن در برابر اين گونه افكار دست به استدلالات مختلفى زده كه هم افراد عادى مى‏توانند از آن استفاده كنند، و هم انديشمندان بزرگ، هر كدام به ميزان توانايى فكر خود.

گرچه شرح همه دلائل قرآن در اين جا امکان ندارد، ولى گوشه‏هايى از آن را در اين جا مى‏آوريم:

1- گاهى قرآن به آنها مى‏گويد شما همواره با چشم خود صحنه‏هاى معاد را در زندگى روزانه مى‏بينيد كه چگونه موجوداتى مى‏ميرند و بار ديگر زنده مى‏شوند باز هم از مسئله معاد در شك و ترديد هستيد؟! «و اللَّه الذى ارسل الرياح فتثير سحاباً فسقناه الى بلد ميت فاحيينا به الارض بعد موتها كذلك النشور»؛ «فاطر/ 9»

«خداوند كسى است كه امواج باد را مأموريت داد كه ابرها را به حركت درآورند، و به سوى سرزمين‏هاى مرده برانند، و به وسيله آن زمين مرده را زنده كنند، رستاخيز نيز چنين است.»

در فصل زمستان نگاهى به چهره طبيعت مى‏كنيم همه جا بوى مرگ مى‏دهد درختان كاملًا از برگ و گل و ميوه برهنه شده، و چوب خشك بى‏هيچ حركتى بر جاى باقى مانده، نه گلى مى‏خندد، نه شكوفه‏اى مى‏شكفد و نه جنبش حيات در كوه‏ها و صحراها به چشم مى‏خورد.

فصل بهار فرا مى‏رسد، هوا ملايم مى‏شود، قطرات باران حيات‏بخش‏ نازل مى‏گردد، يك مرتبه جنبشى در سراسر طبيعت آشكار مى‏شود: گياهان مى‏رويند، درختان برگ مى‏آورند، شكوفه‏ها و گل‏ها ظاهر مى‏شوند، پرندگان بر شاخه‏هاى درختان جاى مى‏گيرند، و شور «محشر» بپا مى‏شود!

اگر زندگى بعد از مرگ مفهوم نداشت ما اين صحنه را هر سال در برابر چشم خود نمى‏ديديم، اگر زندگى بعد از مرگ امرى محال، و سخنى جنون‏آميز باشد، به صورت يك امر حسّى در برابر چشمانمان تكرار نمى‏شود.

چه فرق مى‏كند حيات زمين بعد از مرگ يا حيات انسان بعد از مردن؟

2- گاهى نيز قرآن دست آنها را گرفته، به سوى آغاز آفرينش مى‏برد، آفرينش نخستين را يادآور مى‏شود، و به آن مرد عرب بيابانى كه قطعه استخوان پوسيده‏اى را به دست گرفته، خدمت پيامبر اسلام آورده و فرياد مى‏زند: «اى محمّد! چه كسى قادر است اين استخوان پوسيده را زنده كند؟ به من بگو چه كسى مى‏تواند؟!» و گمان مى‏كند دليل دندان‏شكنى بر ضد مسئله معاد به چنگ آورده؛ قرآن به پيامبر دستور مى‏دهد: «قل يحييها الذى انشأها اوّل مره»؛ «يس/79»

«بگو همان كسى كه او را در آغاز از ماده بيجان، از همين آب و خاك آفريد، بار ديگر او را زنده مى‏كند.»

چه تفاوتى ميان آغاز خلقت و آفرينش مجدد است؟!

و لذا در آيات ديگر در يك جمله بسيار كوتاه و پرمعنى مى‏گويد: «كما بدانا اول خلق نعيده»؛ «انبياء/103»«همان گونه كه در آغاز آفريديم باز مى‏گردانيم.»

3- گاه قدرت عظيم خدا را در پهنه آفرينش زمين و آسمان، يادآور شده مى‏گويد: «آيا خدايى كه آسمان‏ها و زمين را آفريد قادر نيست همانند آن را بيافريند؟ آرى او بر اين كار قادر است و او خلق‏كننده آگاه است، هر زمان چيزى را اراده كند به آن فرمان مى‏دهد: موجود باش، آن هم موجود مى‏شود «يس/81 و 82»

كسانى كه در اين مسائل ترديد مى‏كردند افرادى بودند كه فضاى فكرشان از محيط كوچك خانه محقّرشان فراتر نمى‏رفت، و گرنه مى‏دانستند بازگشت مجدد ساده‏تر از آغاز خلقت است، و تجديد حيات مردگان در برابر قدرت خداوندى كه آسمان‏ها و زمين را آفريده مسئله پيچيده‏اى نيست.

4- گاه رستاخيز «انرژى‏ها» را در نظر آنها منعكس كرده، مى‏گويد: «الذى جعل لكم من الشجر الاخضر ناراً فاذا انتم منه توقدون»؛ «يس/80» «ببينيد خداوندى كه از درخت سبز و شجر اخضر، آتش مى‏آفريند قادر است كه انسان‏ها را بعد از مرگ زنده كند.»

هنگامى كه در اين تعبير عجيب قرآن دقيق مى‏شويم و از علوم روز كمك مى‏گيريم علم به ما مى‏گويد: موقعى كه چوب درختى را مى‏سوزانيم و آتشى از آن به دست مى‏آيد، اين حرارت و گرما همان انرژى و حرارت و نور آفتاب است كه در طول ساليان دراز در آن ذخيره شده، ما خيال مى‏كرديم آن نور و حرارت مرده و نابود شده، امّا امروز مى‏بينيم از نو جان مى‏گيرد و لباس تازه‏اى از حيات در تن مى‏پوشد.

آيا براى خداوندى كه اين قدرت را دارد كه ده‏ها سال نور و حرارت آفتاب را در بدنه درختى ذخيره كند و در يك لحظه همه آنها را بيرون فرستد، تجديد حيات مردگان امر مشكلى است؟

به هر حال مى‏بينيم كه قرآن با چه منطق مستدل و روشن به آنها كه در مسئله معاد شك و ترديد داشتند و حتّى ادعاى آن را دليل بر جنون مى‏پنداشتند پاسخ دندان‏شكن مى‏دهد، و امكان معاد را به روشنى‏ اثبات مى‏كند كه فقط گوشه‏اى از آن را در بالا آورده‏ايم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار