به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديداري كه 22 ارديبهشت ماه سال 77 از دانشگاه تهران داشتند، در گفت و گويي صميمانه به سوالات متعدد دانشجويان پاسخ گفتند.
ايشان در پاسخ به سوال دانشجويي كه از ايشان پرسيدند «جوانيتان را چگونه گزرانديد» اينگونه پاسخ دادند: جواني هاى ما به يك معنا، جواني هاى خيلى پُرهيجان و پُرماجرايى بود؛ به يك معنا هم از آن جوانيهايى نيست كه آدم حسرتش را بخورد، اين را بدانيد، وقتى انسان جوانىِ شما را ندارد، جا دارد كه حسرتش را بخورد، عزيزان من! شما در دوران آزادى و بروز استعدادها زندگى مىكنيد؛ اما دوره جوانى ما اينطور نبود.
رهبر مهظم انقلاب فرمودند: من جلوِي دانشكده حقوق همين دانشگاه آمدم، منتظر برادرى بودم، با هم قرار داشتيم كه من بيايم و با هم برويم، شايد به اندازه 10 دقيقه من در اينجا منتظر ايستادم و احساس كردم از سوى عناصرى كه همه جا پُر بودند، عناصر ساواكى و مأموران اطّلاعاتى و حراستى دانشگاهى، با چشم سوءظن به من نگاه مىشود، چون من دانشجو كه نبودم، با خود مىگفتند اين آقاى معمّم در اينجا جلوِ دانشكده حقوق با چه كسى كار دارد، چه كار دارد و هدفش چيست؟ مبادا كار سياسى بكند!
معظم له ادامه دادند: سالهاى اواخر دهه 40 يا اوايل دهه 50 بود، درست يادم نيست، اتّفاقاً در همين هنگام، مرحوم «رياضى يزدى» به ما رسيد، او شاعرى نسبتاً خوب بود و كارمند دانشكده پزشكى بود، اخيراً ديدم كه ديوانش هم چاپ شده است، او با ما خيلى دوست بود، اسم من را صدا كرد و گفت؛ شما مسجد دانشگاه را ديدهايد؟ چون من نديده بودم، گفت برويم مسجد دانشگاه را به شما نشان بدهم، به نظرم همين جاها بود، حالا من درست يادم نيست، احتمال مىدهم كه بعد از آن، وضع مسجد تغيير كرده است؛ چون آنجا كتيبههايى بود كه رويش شعر نوشته شده بود، ما را كنار آن كتيبهها آورد و گفت؛ اين شعرها را ببينيد؛ بنا كرد به خواندن، بعد كه شعرها را خواند، به آخرش رسيديم، ديديم شعرها متعلّق به خود ايشان است! خدا ايشان را رحمت كند، ما را آورده بود كه اينها را ببينيم، به هرحال ما از شعرهاى ايشان خيلى استفاده كرده بوديم، اين هم يك نمونه ديگرش بود، علىايحال، فضا، فضاى سوءظن و فضاى خطرناكى بود، حالا من كه در ميدان مبارزه بودم و زندان رفته بودم، حتّى در دانشگاه به قدر 10 دقيقه كه جلوِي دانشكده حقوق مىايستادم، مورد فشار نگاه سوءظنآميز مأموران بودم، بنا بر اين، زندگى تلخ بود./انتهاي پيام/