اسلام و مسائل اجتماعى‏
کد خبر:۶۲۵۱۷
زندگى در پرتو اخلاق

اسلام و مسائل اجتماعى‏

بدون ترديد هيچ مذهبى همانند اسلام پيوند ميان فرد و اجتماع را محترم نشمرده و با احكام و قوانين خود حلقه‏هاى اجتماعى را محكم نكرده است، البته يك مذهب آسمانى و جاويدان كه ضامن پرورش استعدادهاى نهفته و تكامل و پيشروى انسان است جز اين نمى‏تواند باشد.

براى درك اهميت اجتماع از نظر اسلام و توجه خاص اسلام به اين موضوع، مطالعه دستورات زير كافى است:

1- اگر تعجب نكنيد، در ميان دستورهاى اصلى اسلام حتّى يك دستور فردى ديده نمى‏شود! بهترين دليل آن وضع فقه اسلامى است كه مركب از «عبادات»، «معاملات» و «سياسات» است، قسمت دوم و سوم كه قسمت اعظم فقه را تشكيل مى‏دهد اجتماعى بودنش نياز به توضيح ندارد، در قسمت اول هم كه اساس آن بر ارتباط خلق با خالق است باز روح اجتماع آشكارا بر آن حكومت مى‏كند.

فرايض روزانه كه مهمترين عبادت اسلامى هستند با مفاهيم اجتماعى چنان آميخته‏اند كه تفكيك اين دو از هم كار مشكلى است و هنگامى كه به صورت فردى انجام داده مى‏شود، مثل اينكه مفهوم خود را از دست مى‏دهد.

مثلًا: مقدمه فريضه نماز كه «اذان و اقامه» است چيزى جز يك دعوت و اعلان عمومى براى اجتماع و انجام اين فريضه به صورت دسته‏جمعى نيست، و در صورت انفراد مفهومى جز حفظ يك سنت و ايجاد يك نوع آمادگى روحى براى دخول اين فريضه ندارد.

سوره حمد كه آغاز نماز و متضمن مناجات و دعا و ثناى اصلى است همه با صيغه جمع (نَعْبُدُ- نَسْتَعينُ- اهْدِنا) ادا مى‏شود و سلام پايان نماز نيز با صيغه جمع مى‏باشد و در صورت انفراد تقريباً مفهوم اصلى خود را از دست مى‏دهد، اينها همه حكايت از اين مى‏كند كه شالوده اين فريضه بزرگ‏ بر پايه اجتماع بنا شده، گذشته از تأكيدات عجيب و كم‏نظيرى كه در مورد جماعت، يعنى اداى دسته‏جمعى اين فريضه وارد شده است.

در ميان عبادات اسلامى «حج» از نظر انْقِطاعِ الى اللَّه (قطع توجه از جهان ماده و تشريفات و تعلقات و امتيازات آن) از همه قويتر است و توجه به حقايق در آن بصورت فوق‏العاده تكان دهنده‏اى رعايت شده، ولى عجيب اين است كه با اين حال از نظر «قيافه اجتماعى» و اثرات آن از همه عبادات قويتر و ريشه‏دارتر مى‏باشد.

2- اهميت پيوندهاى اجتماعى از نظر اسلام تا آن حد است كه آن را يكى از آيات پروردگار و نشانه‏هاى توحيد شمرده است، آنجا كه مى‏فرمايد: (وَمِنْ آياتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنُوا الَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً) «روم/21» و از آيات او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد.

3- قرآن مجيد تصريح مى‏كند كه يكى از كارهاى اعجاز آميز پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ايجاد الفت هرچه بيشتر ميان دل ها بوده است، آنجا كه مى‏گويد: (هُوَ الَّذِي ايَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ* وَا لَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ) «سوره انفال/62 و 63» او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد و دل هاى آنها را با هم الفت داد.

آيه فوق اشاره جالبى به اين نكته مى‏كند كه ماديات به‏تنهايى نمى‏توانند ايجاد الفت كنند؛ زيرا آنها خود عامل پراكندگى و تزاحم‏ و تنازعند، به خلاف ايمان و معنويت.

قابل توجه اينكه در اين بيان قرآن، تأييد مؤمنان بلافاصله پس از تأييد الهى ذكر شده است و اين خود دليل بر اهميت فوق‏العاده موضوع است.

4- قرآن، پراكندگى و نفاق را در رديف عذابهاى آسمانى مى‏داند:
 (قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ انْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ اوْ مِنْ تَحْتِ ارْجُلِكُمْ اوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ) «سوره انعام/65» بگو: او قادر است كه از بالا يا از زير پاى شما، عذابى بر شما بفرستد؛ يا بصورت دسته‏هاى پراكنده شما را با هم بياميزد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هريك از شما بوسيله ديگرى بچشاند.

و در جاى ديگر آن را در رديف آتش سوزان قرار داده كه همه چيز را در كام خود فرو مى‏بلعد و خاكستر مى‏كند: (وَكُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَانْقَذَكُمْ مِنْها) «آل عمران/103» و شما بر لب حفره‏اى از آتش بوديد، (خدا) شما را از آن نجات داد.

5- قرآن مجيد رابطه افراد با ايمان را همان «اخوّت و برادرى» مى‏داند كه نزديكترين و محترم‏ترين روابط خويشاوندى است كه بر اساس احترام مساوى و متقابل بنا شده.

6- در دستورهاى اسلامى كمتر گناهى به پايه ايجاد عداوت و تفرقه ميان مردم مى‏رسد، همانطور كه كمتر كار نيكى به پايه ايجاد الفت در ميان مردم مى‏رسد.

در كتاب «احتجاج» از امام صادق عليه السلام نقل شده: «انَّ مِنْ اكْبَرِ السِّحْرِ النَّمِيمَةُ يُفَرَّقُ بِها بَيْنَ الْمُتَحابِّيْنَ وَيُجْلَبُ‏ الْعَداوَةُ عَلَى الْمُتَصافِينَ وَيُسْفَكُ بِهَا الدِّماءُ وَيُهْدَمُ بِهَا الدُّورُ وَيُكْشَفُ بِهَا السُّتُورُ، وَالنَّمّامُ اشَرُّ مَنْ وَطِى‏ءَ الْارْضَ بِقَدَمٍ»

مهمترين سحر (از نظر اثرِ تفرقه‏افكنى) سخن‏چينى است كه ميان دوستان ايجاد تفرقه و جلب عداوت مى‏كند، خون ها به واسطه آن ريخته مى‏شود و خانه‏ها ويران مى‏شود و اسرار و رازهاى مردم فاش خواهد شد؛ سخن‏چين بدترين كسى است كه قدم روى زمين گذارده است.

ضمناً بايد توجه داشت كه سحر در بعضى احاديث اسلامى با كفر برابر شمرده شده است.

7- اسلام حتى اجازه نمى‏دهد مسلمانان جز در موارد استثنايى از يكديگر قهر كنند و رشته مودت در ميان آنها ضعيف شود و گرمى دوستى به سردى گرايد. در احاديث فراوانى كه از پيشوايان اسلام در اين زمينه نقل شده در بيش از هفت حديث اين كار با لحن شديدى تحريم شده و حد مجاز آن را در مورد لزوم سه‏روز بيان نموده‏اند.

پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد:

«لا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ انْ يَهْجُرَ اخاهُ فَوْقَ ثَلاثَةِ ايّامٍ» (بحارالانوار، ج75) مسلمان جايز نيست بيش از سه روز با برادر دينى خود قهر كند!

در حديث ديگر مى‏فرمايد: «نُهِيَ عَنِ الْهِجْرانِ، فَمَنْ كانَ لا بُدَّ فاعِلًا فَلا يَهْجُر اخاهُ اكْثَرَ مِنْ ثَلاثَةِ ايّامٍ، فَمَنْ كانَ هاجِراً لِاخِيهِ اكْثَرَ مِنْ ذلِكَ كانَتِ النّارُ اوْلى‏ بِهِ» «وسائل الشيعه،ج8 »

قهر كردن نهى شده است و كسى كه به ناچار اين كار را انجام مى‏دهد، بيش از سه روز از برادر خود قهر نكند، كسى كه بيش از اين مقدار قهر نمايد آتش براى او سزاوارتر است!

در اين احاديث پيشوايان اسلام ادامه قهر را سبب خروج از حقيقت اسلام، و پيشقدم شدن در آشتى را سبب پيشقدم شدن در دخول بهشت معرفى فرموده‏اند.

8- در اسلام محبت و دوستى و مواسات و كمك و تعاون از وظايف حتمى هر مسلمان شمرده شده و همه موظف به اجراى اين اصول مى‏باشند.

در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم كه فرمود: «يَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمِينَ الْاجْتِهادُ فِي التَّواصُلِ، وَالتَّعاوُنُ عَلَى التَّعاطُفِ، وَالْمُواساةُ لِاهْلِ الْحاجَةِ، وَتَعاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلى‏ بَعْضٍ، حَتّى‏ تَكُونُوا كَما امَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلّ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» «همان»

بر مسلمانان لازم است كوشش كنند تا دل هاى خود را به يكديگر نزديك سازند و از تعاون آميخته به محبت فروگذار نكنند، نسبت به نيازمندان مواسات نمايند و نسبت به يكديگر ابراز عاطفه كنند تا مصداق گفتار خداوند «مهربانان به يكديگرند» گردند.

9- اسلام مسئله دوستى و محبت و تعاون اجتماعى و مساوات را تنها به عنوان يك دستور و وظيفه بيان نكرده، بلكه طرح هاى جامعى براى به ثمر رسانيدن اين دستورات ريخته است.
                       
به اين ترتيب كه از يك طرف عواملى كه موجب تفرقه و نفاق و پراكندگى مى‏شود مانند غيبت، سخن‏چينى، برترى جويى، سختگيرى در گرفتن حق، سوء ظن، صدا زدن افراد با القاب بد، مزاح زياد و... را ممنوع شمرده؛ و از طرف ديگر عواملى كه منجر به تحكيم محبت و مودت و اعتماد متقابل مى‏گردد، مانند «تزاور» (ديد و بازديد)، «مصافحه و معانقه»، حسن ظن، ابراز دوستى در پيش روى افراد، دفاع از حيثيت يكديگر در پشت سر، اصلاح ذات‏البين، كوشش در انجام حاجات يكديگر و امثال آن را ممدوح شمرده است و به اين ترتيب اساس يك جامعه به تمام معنى انسانى را بر اساس عواطف واقعى پى‏ريزى نموده است، و تا آنجا اهميت اين مسئله را پيش برده كه از ضرورى‏ترين لوازم زندگى شمرده است.

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد: «انَّ الْمُؤْمِنَ لَيَسْكُنُ الَى الْمُؤْمِنِ كَما يَسْكُنُ الْقَلْبُ الْظَمآنُ الَى الْماءِ الْبارِدِ» «بحار الانوار، ج74»

همان آرامش را كه تشنگان از يافتن آب پيدا مى‏كنند، افراد با ايمان از همبستگى با يكديگر مى‏يابند.

ضمناً از اين تعبير بدست مى‏آيد كه نياز افراد اجتماع به زندگى دسته‏جمعى بر اساس يك نياز طبيعى و فطرى است كه بدون آن زندگى بشر ممكن نيست.

10- قابل توجه اينكه اسلام به هيچ حدى از روابط اجتماعى قانع نيست و همچنان مى‏كوشد كه روابط را هرچه محكمتر و نزديكتر سازد و در اين قسمت تا آنجا پيش مى‏رود كه مى‏گويد: بايد در ميان افراد با ايمان‏ آنچنان پيوند ارتباط روحى برقرار گردد كه حتى در جسم آنها اثر بگذارد.

پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى مى‏فرمايد: «الا وَانَّ وُدَّ الْمُؤْمِنِ مِنْ اعْظَمِ سَبَبِ الْايمانِ... الا وَانَّ الْمُؤْمِنَيْنِ اذا تَحابّا فِي اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَتَصافَيا فِي اللَّهِ كانا كَالْجَسَدِ الْواحِدِ اذَا اشْتَكى‏ احَدُهُما مِنْ جَسَدِهِ مَوْضِعاً وَجَدَ الْآخَرُ الَمَ ذلِكَ الْمَوْضِعِ» «همان»

توجه داشته باشيد كه دوستى با مؤمن يكى از بزرگترين اسباب ايمان است... و دو نفر مؤمن كه بخاطر خدا با هم دوست مى‏شوند همچون يك پيكر مى‏گردند بطورى كه اگر يكى از آنان در موضعى از بدن خود ناراحتى داشت ديگرى در همان موضوع احساس درد مى‏كند!

از اين حديث استفاده مى‏شود كه ممكن است دوستى و رابطه دو نفر از افراد با ايمان بقدرى محكم و قوى شود كه جسد آنها در حكم يك جسد شود، هرگاه يكى از آنها در عضوى از اعضاى خود احساس ناراحتى كند عضو مشابه آن در بدن ديگرى نيز بدون علت خاصى ناراحت گردد، يعنى پيوند ميان روح ها چنان شود كه عوارض هريك از بدن ها را به ديگرى منتقل سازد (همان گونه كه در باره بعضى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است.)

اين موضوع با توجه به دو مقدمه هيچ بعيد نيست:

نخست اينكه ارتباط روح با بدن بقدرى زياد است كه ناراحتي هاى روحى اثر عميق در جسم مى‏گذارند. روانپزشكان امروز معتقدند بسيارى از بيماري هاى جسمى هيچ‏گونه عامل جسمى مشخصى از قبيل ضايعات عضوى يا ميكروب ها ندارند و صرفاً معلول ناراحتي هاى روانى مى‏باشند.

ديگر اينكه امروز ثابت شده كه انتقال و مبادله ميان دو فكر حتى از فاصله‏هاى دور دست امرى امكان پذير است، به اين معنى كه ممكن است دو نفر بر اثر توافق خاص روحى يا تمرين بتوانند بدون هيچ وسيله فيزيكى، رابطه فكرى باهم پيدا كرده و افكار خود را به مغز يكديگر بفرستند. اين موضوع را «تله پاتى» مى‏نامند.

بنابراين ممكن است از طريق رابطه فكرى، ناراحتي هاى يك شخص به دوستش منتقل گردد و سپس آن ناراحتى خاص روى جسم او اثر بگذارد و همان عضو مشابه را ناراحت سازد.

11- پيوستن به اجتماعات بزرگ: اسلام دستور مى‏دهد مردم به اجتماعات بزرگتر بپيوندند. امير مؤمنان على عليه السلام در خطبه‏اى كه براى كوبيدن افكار اقليت تفرقه‏انداز «خوارج» بيان كرده است مى‏فرمايد: «وَ الْزَمُوا السَّوادَ الْاعْظَمَ فَانَّ يَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَماعَةِ وَايّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَانَّ الشّاذَّ مِنَ النّاسِ لِلشَّيْطانِ كَما انَّ الشّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ... وَانَّما حُكِّمَ الْحَكَمانِ لِيُحْيِيا ما احْيَا الْقُرْآنُ وَيُمِيتا ما اماتَ الْقُرْآنُ، وَ احْياؤُهُ الْاجْتِماعُ عَلَيْهِ وَاماتَتُهُ الْافْتِراقُ عَنْهُ» «نهج‏البلاغه،خطبه 127»

همواره همراه بزرگترين جمعيت ها (اكثريت هاى طرفدار حق) باشيد كه دست خدا با جمعيت است، و از پراكندگى بپرهيزيد كه «انسان تنها» بهره شيطان است چنانكه گوسفند تك رو طعمه گرگ!... اگر به آن دو نفر حكميّت داده شد تنها به اين خاطر بود كه آنچه را قرآن زنده دانسته زنده سازند و آنچه را محكوم به مرگ نموده نابود كنند، و احياى قرآن اين است كه دست اتحاد به هم دهند و به آن عمل كنند، و ميراندن آن پراكندگى و جدايى از آن است.

مطالعه در زندگى اقوام پيشين نيز نشان مى‏دهد كه جوامع كوچكتر هميشه از نظر فرهنگ و مظاهر تمدن انسانى عقبتر بوده‏اند و فرهنگ ها و تمدن هاى پيشرفته در اجتماعات بزرگ و وسيع ظاهر شده است.

لذا در جمله‏هاى بالا نخست دعوت به ملازمت اجتماعات بزرگ شده، سپس اشاره مى‏فرمايد كه دست خداوند بر سر چنين اجتماعاتى است، و بعكس افراد تك‏رو طعمه شيطانند و از تحت حمايت الهى بيرونند، و در تشبيهى كه در جمله بعد فرموده، نشان مى‏دهد كه پيروزى بر مشكلات اجتماعى و نجات از چنگال گرگ ها، تنها در دل اجتماع ممكن است و به همين دليل هر اجتماعى فشرده‏تر و متراكم‏تر باشد در برابر حوادث نيرومندتر و پيروز خواهد بود.

و بالاخره در جمله‏هاى آخر مى‏فرمايد زنده كردن قرآن به اين است كه همه بر گرد آن جمع و متحد شوند و ميراندن آن اين است كه از آن پراكنده شده هر يك راهى را براى خود در پيش گيرند!

گذشته از آنچه گفته شد، اهتمام اسلام را به اجتماعات بزرگتر از دو موضوع زير نيز مى‏توان استفاده نمود:

1- از نظر اسلام اهميت هر نماز جماعت به مقدار تعداد شركت كنندگان در آن مى‏باشد، و نيز ثواب مساجد، از مسجد بازار و قبيله گرفته تا مسجد جامع شهر و مساجدى كه به همه مسلمانان تعلق دارد و بالاخره مسجدالحرام كه بزرگترين مركز اجتماع اسلامى است متناسب با موقعيت اجتماعى آنها مى‏باشد.

2- اسلام در شرايط خاص تشويق فراوانى به تكثير نسل و ازدياد جمعيت نموده است. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد: «اطْلُبُوا الْوَلَدَ فَانِّي مُكاثِرٌ بِكُمُ الْامَمَ غَدًا» «وسائل الشيعه» فرزند بخواهيد؛ زيرا من در روز رستاخيز به فراوانى جمعيت شما مباهات مى‏كنم.

در اينجا توجه به يك نكته ضرورت دارد و آن اينكه: ممكن است كثرت جمعيت در پاره‏اى از جوامع توليد ناراحتي ها و مشكلاتى از نظر كمبود مواد غذايى و مانند آن بكند، ولى اين مشكلات موقتى و استثنايى هرگز نمى‏تواند ارزش ذخاير انسانى را براى يك اجتماع كم كند، اين مشكلات ممكن است احياناً براى ملتى كه مثلًا منابع فراوان زيرزمينى يا محصول فراوان كشاورزى يا مانند آن ندارند پيش آيد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار