بت پرستي مدرن
کد خبر:۶۲۷۳۵
وبلاگ«عصر ظهور»؛

بت پرستي مدرن

آنچه در اسلام مطرح است اموال نيست،ماديات نيست،معنويات است که بايد از دانشگاه به همه ي اقشار سرايت بکند،يعني چه دانشگاه شما و چه دانشگاه روحانيون،اين دو قشر هستند که تربيت امت رابرعهده دارند.

 به گزارش گروه پاتوق شيشه اي شبكه خبر دانشجو، نويسنده وبلاگ عصر ظهور، در بروزرساني اخير وبلاگ خود نوشته است:

ريشه ي غربت و مهجوريت علوم انساني در کشور ما از زماني متولد شد که دانش آموزان در پايه ي تحصيلي دوم دبيرستان دست به انتخاب رشته ي مورد علاقه خود زدند.از آن زماني که رشته هايي همچون رياضي و علوم تجربي به عنوان دروس معتبر و شناخته شده در بين کساني که که متوليان آموزش و پرورش بودند.متاسفانه به علت شناخت ناکافي و نادرست از مباني و مبادي صحيح معرفتي علوم انساني،دانش آموزان به اجبار و همچنين به علت مدرک گرايي و شايد به عنوان نوعي تفاخر و منزلت به سوي رشته هايي همچون رياضي و علوم تجربي سوق داده شدند که خروجي آنها در دانشگاههاي کشور ما مهندس و پزشک مي باشد.

تمامي دروس زير مجموعه ي علوم انساني، اعم از فلسفه ،ادبيات،تاريخ،جغرافيا و ..بومي کشور خود ما هستند و پديده ي جديدي به حساب نمي آيند ولي دروسي نظير جامعه شناسي و روان شناسي در دل همين جامعه ي غربي ريشه در خاک دوانيده اند.زماني که دانش آموزان به عنوان دانشجويان اين مملکت در دانشگاههاي کشور به تحصيل مي پردازند،دوباره با کساني از جهت دهندگان و فکرسازان کشور روبرو مي شوند،که به عنوان استاد و آن هم نه از انديشه و نظريات خود بلکه با اقتباس از علوم جامعه شناسي و روان شناسي غرب به تدريس اين گونه موضوعات و مطالب ميپردازند.

دانشگاه هاي کشور ما امروزه همچون کارخانه هايي هستند که با فرآورده هاي انديشه هاي غربي و سکولار،دانشجويان را دسته بندي و به عنوان کالاي بسته بندي شده آنهم از جنس بت پرستي مدرن تحويل جامعه مي دهند.و اين يعني همان جنايت آشکار.که متاسفانه انديشمندان و استادان ما در اين عرصه به خواب غفلت و بي خبري و به نوعي در خواب منطق و عقلگرايي فرو رفته اند.

انقلاب اسلامي ايران که همان احياي تمدن اسلام ارتجاع گرايانه و مرده ي جاهليت بود همواره در حال جريان و به نوعي در حال شدن است.انقلاب فرهنگي که در بطن اين انقلاب شکوفا شد را بايد دوباره به دعوت خواست تا اينبار نه مسئولان و اساتيد دانشگاه ها بلکه خود دانشجويان با تئوري و نظريه سازي هاي خود در عرصه ي مطالعه و پژوهش و تحقيق و در آخر رسيدن به يک علوم انساني بومي،با اين جنايت آشکار بي سرو صدا به مبارزه پرداخت.

در اين ميان نقش حوزه هاي علوم ديني پررنگتر است.چراکه تربيت و تعليم و تنظيم کارهاي مدون علمي و نظريه سازي هاي ما در دانشگاه ها بر پايه ي مبادي معرفتي و ديني عقايدمان است.آن مسئله اي که امام خميني در خصوص وحدت حوزه و دانشگاه فرمودند:
( آنچه در اسلام مطرح است اموال نيست،ماديات نيست،معنويات است که بايد از دانشگاه به همه ي اقشار سرايت بکند،يعني چه دانشگاه شما و چه دانشگاه روحانيون،اين دو قشر هستند که تربيت امت رابرعهده دارند،اين دو قشراز همه ي قشرها عملشان شريفتر و مسئوليتشان بيشتر است.عمل شريف براي اينکه مرکز انسان درست کردن است.دانشگاه بايد مرکز درست کردن انسان باشد چه دانشگاه روحاني و چه دانشگاه شما و..(صحيفه امام.ج 21).

بااين حال وظيفه ي من نسل سومي بسي سنگينتر از وظيفه ي چند سال ازنسل پيشين من است.چراکه اينبار هدف اين بت پرستي، جنگ با عقايد و انديشه هاي ديني و معرفتي ماست ،بايستي هوشيار و آگاه بود و با توکل به خدا و ائمه و مطالعه و پژوهش آتيه ساز،بتوانيم اين مبادي و مباني علوم انساني را به جهتي سوق دهيم که با انديشه هاي فکري و فرهنگي و ديني ما مطابقت داشته باشد نه با انديشه هاي غربي و اروپايي که روز به روز در حال افول است. /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار