فرجام دوستي هاي خياباني
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، آخرين مطلب منتشر شده در وبلاگ پيامبر اعظم(ص) روستاي سوخته سرا، به شرح زير است:
دوستيهاي خياباني، عاري از شکوفايي محبت و عشق واقعي است، اگر هم به ازدواج منتهي شود پشتوانه عشق و محبت نداشته و جامعه را دچار مشكلاتي مي كند.
به طور کلي، در آغاز نوجواني به علت بيداري غرايز و شدت حالات هيجاني، گرايش دختران و پسران به دوستي با جنس مخالف بيشتر مي شود.
داشتن دوست، اعتماد به خود را تأييد و تقويت و نيازهاي عاطفي و احساسي را تا حدي تأمين مي كند؛در صورتي که پيوند دوستي گسسته شود، شخص نسبت به ارزشهاي وجودي خود دچار شک و ترديد مي شود.
بعضي از پسران ، داشتن دوست دختر را نوعي محبوبيت، قدرت اجتماعي و موفقيت براي خود محسوب مي کنند و متقابلاً برخي دختران ارتباط با پسران را نوعي جذابيت براي خود تلقي مي کنند و متأسفانه اکثر قريب به اتفاق اين دختران تصور مي کنند که اين دوستيها به ازدواج منتهي مي شوند. اصولاً تحول عاطفي دختران متفاوت از پسران است.
پسران نسبت به جنبه غريزي تخيلات خود غافل باقي نمي مانند، اما دختران در اين دوستيها معمولاً به دنبال عشق آرماني و رمانتيک هستند. آنها اين عشق را آسماني و پاک مي دانند و خيانت در آن را گناهي بخشش ناپذير مي شمارند. با اين توصيف، دوستي هاي دختر و پسر ايراني کمي شباهت به دوستي موش و گربه دارد .
متأسفانه اين دوستي ها بدون شناخت واقعي جنس مخالف و براساس هيجانات و احساسات سطحي و زودگذر شکل مي گيرد دختران جوان باور نمي کنند که چنين پسراني معمولاً تنوع طلب هستند و پس از مدتي کوتاه، سراغ طعمه اي ديگر مي روند و همه وعدههاي به ظاهر عاشقانه را فراموش مي کنند.
در حالي که اين اعمال برخلاف تصور او و ديگران، بيانگر آزادي زن نيست و سرانجام آن پشيماني و از دستدادن سلامت تن و روان خواهد بود.
آسيبهاي اجتماعي، تربيتي و رواني چنين دوستيهايي بيشتر متوجه دختران است و دختر ، اگر يک نمونه چنين دوستي با جنس مخالف را تجربه کند، تا پايان عمر، شأن و حرمت خويش را از ديدگاه خانواده و جامعه از دست مي دهد و برچسب ناشايست بودن را با خود حمل مي کند و آثار سوء اين تجربه منفي پس از ازدواج هم به نوعي در زندگي اش نمايان مي شود.
دوستيهاي خياباني، عاري از شکوفايي محبت و عشق واقعي است. اگر هم به ازدواج منتهي شود پشتوانه عشق و محبت نداشته و جامعه را دچار مشكلاتي مي كند ؛ در تجربه اين دوستيها، فرصتي براي انتخاب و شناخت صحيح يکديگر به وجود نمي آيد و افراد نمي توانند عاقلانه و آگاهانه يکديگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم به اجبار ازدواجي صورت گيرد، پس از مدتي کوتاه به جدايي و طلاق منتهي ميشود كه افزايش آمار طلاق در اين خصوص سبب بروز نابسماني هاي در بطن جامعه شده و نابهنجاري هاي را در پي خواهد داشت .
عوامل برقراري دوستيهاي خياباني
زماني که خانواده و جامعه نقش اساسي خود را جهت ياري دادن به نسل جوان براي يافتن هويت سالم، مثبت، پويا و سازنده به خوبي ايفا نکنند، نسل جوان با آشفتگي هويت و خلاء وجودي مواجه مي شود و براي کاهش اضطراب و رهايي از بحران هويت و سرگشتگي، به اين دوستيها تن مي دهد.
جوان در تصور و توهم خويش، از طريق دوستي با جنس مخالف، مي خواهد به آرامش برسد.
ناتواني خانواده و جامعه در پاسخگويي صحيح و به موقع به نيازهاي اساسي نسل جوان عامل ديگري جهت شکل گيري دوستيهاي خياباني است. امنيت، احترام، محبت و مورد توجه قرار گرفتن از جمله نيازهاي رواني انسان است که متأسفانه به دليل سرگرم شدن خانوادهها و جوامع به فراهم ساختن امکانات اقتصادي، اين دو نهاد انسانساز از هنر عشق ورزيدن و احترام گذاردن به نوجوانان محروم مي شوند.
عامل ديگر، فقر فرهنگي و نشناختن هويت واقعي جنس مخالف است؛ شايد اين عامل محصول نشناختن قدر خويشتن توسط دختران جوان باشد. اگر دختران به قداست، ارزش، اهميت و کرامت خويش واقف شوند و در مورد جنس مخالف، رفتاري توأم با متانت و بزرگ منشي و بي اعتنايي داشته باشند و به سادگي در برابر خواسته هاي جنس مخالف تسليم نشوند، فرصتي براي انحراف به وجود نمي آيد.
متأسفانه عدهاي براي دفاع از حقوق زنان خياباني، اين تفکر غلط را تبليغ مي کنند که فقر اقتصادي ريشه اين معضل اجتماعي است؛ اما به نظر مي رسد فقر و ضعف فرهنگي بنياد اصلي اين معضل باشد، زيرا برخي از اين عناصر اجتماعي نه تنها فقر اقتصادي را لمس نکردهاند، بلکه کمابيش از رفاه اقتصادي و امکانات فراوان برخوردار بودهاند، ولي نگرش آنها نسبت به وجود انساني خود حقيرانه و پست بوده است.
در مقابل، بسياري از زنان پاک و فرهيخته ايراني در نهايت فقر اقتصادي، از نظر فرهنگي کاملاً غنياند و با نهايت عفاف و نجابت، به کارهاي سازنده و مثبت ميپردازند. آن هم در شرايطي که هيچ گونه کمبود اقتصادي ندارند و حتي از رفاه بيش از حد برخوردارند. نکته درخور توجه اين است که اگر کسي فقر فرهنگي، فکري و اخلاقي نداشته باشد، بهخوبي مي تواند براي رهايي از چنگال فقر اقتصادي، برنامه ريزي کند.
پيشنهاداتي براي پيشگيري از بروز اين آسيب اجتماعي
پيش از هر چيز بايد خانوادهها به نقش حياتي خودشان در برابر فرزندان آگاه شوند تا بتوانند الگوهاي صحيح رفتاري را به فرزندان ارائه دهند و هويتي سالم و پويا به آنها هديه کنند. والدين بايد به نيازهاي عاطفي و روحي فرزندان و شيوههاي صحيح پاسخگويي به اين نيازها واقف شوند.
از روشهاي تربيتي مؤثر در اين زمينه ميتوان به اين موارد اشاره کرد:
تقويت ارزشهاي اخلاقي، معنوي، انساني و سست گردانيدن معيارهاي صرفاً مادي در نظر جوانان، تقويت و توسعه مراکز ورزشي و تفريحي و برنامه ريزي صحيح براي اوقات فراغت جوانان، ارائه خدمات رفاهي و اجتماعي جهت برطرف کردن کمبودهاي عاطفي کودکان و نوجوانان، پرورش احساس عزت نفس و اعتماد به نفس کودک و نوجوان در خانواده و مدرسه، بهسازي وضع خانوادهها از طريق تماس با کارشناسان متخصص در امور خانواده، استفاده از فيلم ها و نوارهاي تربيتي، سالم سازي محيط اجتماعي نوجوانان و از بين بردن تبعيض ميان طبقات جامعه، آموزش مهارتهاي حل مسئله به نوجوانان و نيز شيوههاي تصميم گيري، آموزش اصول بهداشت رواني به خانوادهها و فرزندان، پرهيز از سخت گيري و تنبيه و همچنين اجتناب از آسان گيري در تربيت فرزندان، تشويق فرزندان به رعايت تعادل و دوري از بي بندوباري، برقراري احساس امنيت در خانواده و جامعه و جلوگيري از بروز اضطراب در نوجوانان و جوانان. /انتهاي پيام/