اسلام و نوروز
کد خبر:۶۲۸۲۶
نوروز در آينه روايات

اسلام و نوروز

«عيد نوروز» از جمله عيدهاي ايرانيان پيش از اسلام بوده است بلکه زندگي اجتماعي و سياسي اقتضا مي کند که در طول سال، روزهايي براي تجمع و اجراي مراسمي عمومي تعيين شود؛ تاريخ جوامع گوناگون نيز گواه اين سخن است.

نوروز را جشن طبيعت خوانده اند و حق هم دارند؛ چون به واقع، امري طبيعي و برخاسته از تغييري است که در گردش زمين به دور خورشيد پديد مي آيد. نوروز، روز اول ماه فروردين است که به تعبير قدما، رسيدن آفتاب به نقطه اول حمل و ابتداي بهار است.[1]

تجربه هاي مردمي که رزق خود را از راه کشاورزي و دامداري تأمين مي کردند و پس از ماه هاي سخت و پرزحمت پاييز و زمستان، انتظار بهبود حال و تغيير شرايط زيست و در حقيقت آغاز زندگي تازه اي را مي کشيدند، رسيدن ايامي طرب فزا و اطمينان زا را به آنها بشارت مي داد. کم شدن سرما، آب شدن يخ ها و اعتدال نسبي هوا هم، مردمان را نويد و دُوري ديگر مي دهد و همين که سبزه ها شروع به جوانه زدن کردند و درختان به خلعت نوروزى، قباي سبز ورق بر تن پوشاندند، جان تازه اي در کالبدها مي دمد و شوق زيستن و کارکردن و اميدوار بودن را در دل ها شعله ور مي گرداند.

هم‌زمان شدن چندين مايه از خوبي ها و خوشي هاي بي ريا، موجب مي شد که مردم بي هيچ محرک اضافه اى، به تغيير روي آورند و خود را آماده بهره گيري از نعمت هاي دلنشين هستي گردانند. اين شادي ها که به وقت نوروز، انسان ها را دربرمي گيرد و سراپايشان را از شعف آکنده مي سازد، شادي هاي طبيعي و خدادادي است، نه شادي هايي که آدميان، آنها را بيافرينند، بلکه آشکارا نظم جهان آفرينش است که به نمايش درمي آيد. فهم و درک ايرانيان و ديگر کساني که در بساط ارض، نوروز را گرامي مي دارند، از آنجا آشکار و سزاوار تحسين است که نقطه انعطاف محيط‌ زيست خود را درک کرده و به راستى، بهترين زمان ها را براي ابراز عميق ترين سرخوشي هاي سزاوار، برگزيده اند.

يقين است که ديدن مناظر زيبا، شکوفه زدن گل ها، جاري گشتن آب ها، حرکات دلنشين پرندگان و شوق وافري که از قبل از روييدن سبزه و پوشيده شدن علفزارها دست مي دهد، طنين آهنگين و موسيقي دلنشين خود را دارد.

اسلام، در تأييد يا رد سنت ها و آداب و رسوم ملي و مذهبي ملت ها، همواره، دو شرط اساسي و يک شر ط توجيهي را در نظر داشته است:

1. سنت ها بر پايه خرافات و آيين هاي شرک‌آميز و بت‌پرستي و ارزش هاي غيرالهي نباشد.

2. موجب وابستگي سياسي و اجتماعي مسلمانان نشود. شايد تغيير قبله از بيت‌المقدس به سوي کعبه نيز، تا حدود زيادي به اين نکته مربوط شود.

3. جهت گيري سنت ها نيز همچون مجموعه بينش توحيدي اسلام، بايد معنوي و در مسير تبلور بندگي انسان در برابر حق تعالي باشد.

در منابع روايي شيعه، روايت هايي درباره عيد نوروز است که به برخي از آنها اشاره مي شود:

1. معلي بن خنيس روايت مي کند: روز نوروزي به محضر امام صادق(ع) رسيدم. امام از من پرسيد: آيا مي داني امروز چه روزي است؟ عرض کردم: عجم امروز را بزرگ مي دارند و تبرک مي جويند و براي همديگر هديه مي فرستند.

امام صادق(ع) فرمود: سوگند به خانه عتيقي (کعبه) که در مکه قرار دارد، اين بزرگداشت، علتي در زمان هاي دور دارد که براي تو شرح مي دهم تا بدانى. عرض کردم: سرورم! اگر اين موضوع را از شما فرابگيرم، برايم خوش تر است از اينکه مردگان خانواده ام زنده شوند و دشمنانم هلاک گردند. فرمود: اي معلى! روز نوروز، روزي است که خداوند از بندگانش پيمان گرفت که تنها او را بپرستند و [به وى] شرک نورزند و به پيامبران و امامان و حجت هايش ايمان بياورند. اين روز، اولين روزي است که در آن خورشيد دميد و بادهاي بارورکننده، بر درختان وزيد و گل ها و شکوفه هاي زمين آفريده شد. اين روز، روزي است که کشتي نوح پس از بر توفان کوه جودي نشست. روزي است که جبرئيل بر پيغمبر نازل شد. روزي است که ابراهيم(ع) بت ها را شکست. اين روز، روزي است که براي بار دوم، براي علي(ع) بيعت گرفته شد و در اين روز، علي(ع) بر اهل نهروان پيروز شد. نوروز روزي است که قائم ما و صاحب امر ظهور مي کند و در اين روز، بر دجال چيره مي شود و او را در کنار کوفه دار مي زند. هيچ نوروزي نمي رسد مگر اينکه ما در آن منتظر فرج هستيم.[2]

2. در يک روز نوروز، هديه اي براي اميرمؤمنان، علي(ع) آوردند، حضرت فرمود: اين چيست؟ گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمود: پس در اين صورت، هر روز ما را نوروز سازيد.[3]

3. امام صادق(ع) فرمود: هنگامي که نوروز شد، غسل کن و تميزترين لباس هاي خود را بپوش و خود را با بهترين عطرها خوش بو ساز و چه خوب است که در اين روز، روزه دار باشى.[4]

4. آن حضرت همچنين فرمود: نوروز، روز نيکويي است براي همه کارها، خريد و فروش، غرس اشجار و زراعت و غيره. اسماعيل، فرزند ابراهيم(ع) در اين روز به دنيا آمد.[5]

5. نقل شده که حضرت علي(ع) فرموده است: فرزندي که در نوروز به دنيا بيايد مبارک است و صفات خوبي خواهد داشت.[6]

6. مفضل بن عمر از امام صادق(ع) روايت کرده است که خداوند به حزقيل پيغمبر(ص) فرمود: ارزش و قدر نوروز نزد من زياد است و با خود عهد بسته ام هر مؤمني در اين روز حاجت خود را بخواهد، برآورم.[7]

7. منصور دوانيقي از حضرت موسي بن جعفر(ع) خواست تا در عيد نوروز، به جاي او، ديدارکنندگان را پاسخ گويد و هديه هاي نوروزي را که براي منصور مي آورند، تحويل بگيرد. امام کاظم(ع) در پاسخ فرمود: «من در بررسي احاديث جدم رسول خدا(ص) تأييدي براي اين روز نديده ام. اين روز از سنت هاي ايرانيان است که اسلام آن را محو کرده است. مباد آن روزي که من زنده‌کننده رسم هايي باشم که با ظهور اسلام، از ميان رفته است.»[8]

منصور گفت: ما نيز قصد زنده کردن سنت ها را نداريم، تنها براي اداره نظاميان و دلداري سربازان به اين کار مي پردازيم. اکنون از شما خواهش مي کنم و شما را به خداي بزرگ سوگند مي دهم که اين پيشنهاد را بپذيري و حضرت پذيرفت.

جمع‌بندي حديث هاي مربوط به «نوروز»

روايت هاي مربوط به نوروز، به دو دسته تقسيم مي شوند:

1. روايت هايي که مضمون آنها تأييد نوروز است يا دست کم مخالفتي با نوروز ندارند.

2. روايتي که در آن، امام کاظم(ع) از حضور در مراسم نوروز در کنار منصور دوانيقي سرباز مي زند و مي فرمايد: «اين روز را من در سنت جدم نديده ام.»

ديدگاه هاي مختلفي درباره اين روايت ها، وجود دارد. برخي هيچ‌يک از اين دو دسته روايت ها را داراي حجيت نمي دانند و با استناد به دو روايت: «عيد، هر روزي است که در آن معصيت خدا نشود» و «نوروزِ ما هر روز است» معتقدند اولياي اسلام به نوروز توجهي نکرده اند.[9]

علامه مجلسي نيز خبر مربوط به منصور دوانيقي و سخن امام کاظم(ع) در رد مراسم نوروز را، که با اخبار معلي بن خنيس مخالف است و بر اعتبار نداشتن نوروز دلالت دارد، براي تقيه دانسته و گفته است: «اخبار معلي از نظر سند، قوي تر و در ميان اصحاب مشهورترند.»[10]

درباره روايت امام کاظم(ع) بايد گفت که ممکن است نفي مشروعيت از سوي امام کاظم(ع)، پوششي براي رد پيشنهاد حاکم ستمگر و فرار از پيامدهاي اجتماعي آن بوده باشد. در آن عصر، تشکيلات نظامي و سياسي بني‌عباس، در اختيار ايرانيان بود و همگان از علاقه ايرانيان به اهل بيت(ع) خبر داشتند. منصور با اين پيشنهاد، مي خواست هم خود را به اهل بيت نزديک نشان دهد و هم ايرانيان را همراه خود قلمداد کند. با اين تحليل، ممکن است پذيرش حضرت براي حضور در مراسم عيد، همچون پذيرش ولايت‌عهدي مأمون از سوي امام رضا(ع) از روي اجبار و اکراه بوده باشد.[11]

بي گمان، زنده کردن سنت ها و آداب و رسوم خرافي و نامشروع و دامن زدن به باورهاي نادرست، همچنان‌که در هيچ موردي پذيرفتني نيست، در مورد عيد نوروز نيز توجيهي ندارد. البته ديد و بازديد، پاکيزگي و بسياري از ارزش هاي ديگر که اسلام تأييد کرده، در عيد نوروز بدون اشکال است، بنابراين، از مجموعه روايت هاي مربوط به نوروز، اگر نتوان تأييدي براي نوروز به دست آورد، بي شک انکاري نيز به دست نمي آيد.

پي نوشت:

[1]. علي‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ج 14، ص 20182.

[2]. بحارالانوار، ج 56، ص 120؛ همان، امين الضرب، ج 14، ص 206. وسائل الشيعه، چاپ جديد، ج 5، ص 289.

[3]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 214.

[4]. همان، ج 5، ص 288.

[5]. بحارالانوار، امين الضرب، ج 14، ص 206.

[6]. همان، ص 208.

[7]. مستدرک الوسائل، ج 1، ص 471.

[8]. بحارالانوار، ج 59، ص 100.

[9]. ميزان الحکمه، ج 7، ص 133.

[10]. بحارالانوار، ج 59، ص 100.

[11]. محمود لطيفى، چهل حديث عيد، ص 78.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار