تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، حميد كافي نويسنده وبلاگ در كوچه باغ هاي آسمان، دلنوشته اي به محوريت امام زمان(عج) را به شرح زير در وبلاگ خود قرار داده است.
مولاي من:
آرزو داشتم مرا عبد المهدي مي ناميدند.
دوست داشتم از همان اوّل،اذان عشق تو را درگوشم زمزمه کرده بودند. اي کاش از ابتدا مرا براي تو نذر کرده، حلق? غلامي ات را بر گوشم افکنده بودند. کاش کامم را با نام تو بر مي داشتند و حرز تو را همراهم مي کردند.
مهدي جان:
دوست داشتم با نام نامي تو زبان باز ميکردم. اي کاش اوايل که زبان گشودم، نزديکانم مرا به گفتن«يا مهدي» وا مي داشتند. اي کاش مهد کودکم ، مهد آشنايي با تو بود. کاشکي در کلاس اوّل دبستان ، آموزگارم الفباي عشق تو را برايم هجّي مي کرد و نام زيباي تو را سر مشق دفترچ? تکليفم قرار مي داد. در دور? راهنمايي ،هيچ کس مرا به خيم? سبز تو راهنمايي نکرد. در سال هاي دبيرستان ،کسي مرا با تو که مدير عالم امکان هستي پيوند نزد. در کتاب جغرافي ما،صحبتي از «ذي طُوي»1 و «رَضوي»2 نبود.
در کلاس تاريخ ، کسي مرا با تاريخ غيبت، غربت وتنهايي تو آشنا نساخت.
در درس ديني ، به ما نگفتتند «باب الله» و «دَيّان دين» حق تويي.3
دريغ که در کلاس ادبيات ، آداب ادب ورزي به ساحت قُدس تو را گوش زد نکردند!
افسوس که در کلاس نقاشي ، چهر? مهربان تو را برايم به تصوير نکشيدند!
چرا موضوع انشاي ما ، به جاي «علم بهتر است يا ثروت»، از تو و از حضور تو و روشهاي جلب رضايت تو نبود؟ مگر نه اينكه بي تو نه علم خوب است و نه ثروت؟
کاش در کنار زبان بيگانه ، زبان گفتگو با تو را نيز - که آشناترين و ديرينه ترين مونس فطرت هاي بشر است- به ما مي آموختند!
اي کاش- وقتي براي آموختن يک زبان خارجي به زحمت مي افتادم- به من ميگفتند: او تمامي زبان ها و گويش ها و لهجه ها. . .و حتي زبان پرندگان را ميداند و ميشناسد.
در زنگ شيمي-وقتي سخن از چرخش الکترون ها به دور هست? اتم به ميان مي آمد اشارتي کافي بود تا بفهمم تمام عالم هستي و ما سوي الله به گرد وجود شريف تو مي چرخند.
اي کاش در کنار انواع و اقسام فرمول هاي پيچيد? رياضي، فيزيک و شيمي، فرمول ساد? ارتباط با تو را نيز به من ياد مي دادند.
درس فيزيک، قوانين شکست نور را به ما آموخت؛ ولي نفهميديم«نور خدا» تويي و مقصود از «يهدي الله لنوره من يشاء»4
از سرعت سرسام آور نور برايم گفتند امّا اشاره نکردند شعاع ديد امام معصوم تا کجاست
و نگفتند امام در يک لحظه ميتواند تمام عوالم و کهکشان ها را از نظر بگذراند
و از احوال هم? ساکنان زمين و آسمان با خبر شود.
نمي دانستم که عناويني همچون مهندس ، دکتر، پروفسور و... قرار دادهايي در ميان انسانهاست که تنها به کار کسب ثروت،قدرت،شهرت و منزلت اجتماعي و گاهي خدمت در اين دنيا مي آيد; اصلا در اين وادي نبودم.
از فضاي نيمه بست? مدرسه وارد فضاي باز دانشگاه شدم.
در دانشگاه وضع از اين هم اسف بارتر بود . . .
بازار غرور و نخوت پر مشتري بود و اسباب غفلت، فراوان و فراهم. فضا نيز رنگ و بو گرفته از «علم زدگي» و «روشن فکر مآبي»! خيلي ها را گرفتار تب مدرک گرايي مي ديدم. علم آن چيزي بود که از فلان کتاب مرجع اروپايي يا فلان مجلّ? آمريکايي ترجمه مي شد. از علوم اهل بيت(ع)، دانش يقين بخش آسماني، کمتر سخن به ميان مي آمد!
مولاي من:
در دانشگاه هم کسي برايم از تو سخن نگفت. پرچمي به نام تو افراشته نبود. کسي به سوي تو دعوت نمي کرد. هيچ استادي برايم اوصاف تو را بيان نکرد. کارکرد دروس معارف اسلامي و تاريخ اسلام،جبران کسري معدل دانشجويان بود! نه اينکه از تبليغات مذهبي،نشست هاي فرهنگي،نماز جماعت،اردوهاي سياحتي زيارتي و . . . خبري نباشد، کم وبيش يافت مي شد، امّا در همين عرصه ها نيز تو سهمي نداشتي وغريب و مظلوم و «از ياد رفته» بودي.
اينک امّا، در عمق ضمير خود تو را يافته ام; چندي است با ديد? دل تو را پيدا کرده ام; در قلب خويش گرماي وجودت را با تمام وجود حس مي کنم; گويي دوباره متولد شده ام. تعارف بردار نيست. زندگي بدون تو - که امام عصر و پدر زمانه اي- «مردگي» است و اگر کسي همچون من،پس از عمري غفلت به تو رسيد،حق دارد احساس تولدي دوباره کند; حق دارد از تو بخواهد از اين پس او را رها نکني و در فتنه ها و ابتلائات آخر الزمان از او دست گيري كني; حق داردبه شکران? اين نعمت، پيشاني ادب بر خاک بسايد و با خود زمزمه کند:
"الحمد الله الذي هدانا لهذا و ما کنّا لنهدي لولا أن هدانا الله"
پي نوشت:
1) «ذي طُوي»کوهي است نزديک مکّه ،سر راه تنعيم
2)«رَضوي» کوهي در غرب مدينه. در دعاي ندبه مي خوانيم: «کاش مي دانستم...در کدام سرزمين اقامت ميکني؟ آيا در رَضوي يا غير آن يا در ذي طُوي؟»
3)در زيارت آل ياسين آمده است:«السلام عليک يا باب الله و ديّان دينه»
4)«خدا هر کس را بخواهد به طرف نور خويش هدايت مي کند» قسمتي از آي?35 از سور? نور که در حديث شريف،حضرت امير المؤمنين(ع)آن را به امام عصر(ع)تأويل فرموده اند.تفسير برهان 4:72(ح 7643)
/انتهاي پيام/