رد پاي كمونيسم در آراي رهنورد
کد خبر:۶۳۰۷۳
چون پرده بر افتد نه تو ماني و نه من

رد پاي كمونيسم در آراي رهنورد

رهنورد در آخرين موضع‌گيري راديكالي و آنارشيستي خود ضمن توهين به دولت و راي مردم گفته است: «بارها گفته‌ام، اين دولت نامشروع است.... اصولا ساختار ذهني اين دولت واپس‌گرا و خشونت‌جوست.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، خبرنامه دانشجويان ايران در مقاله اي به قلم مهدي امامقلي آورده است:

پس از آنكه زهرا رهنورد (همسرميرحسين موسوي) به بهانه هشتم مارس (روز جهاني زن) بيانيه‌اي سراسر توهين و افترا عليه قرائت‌هاي فقهي ازحقوق زن و نظام اسلامي را منتشر كرد، چند روز پيش درگفت‌وگو با يكي از سايت‌هاي ضد انقلابي نكاتي را عنوان كرده است كه تامل بر آن بخشي از نحله‌هاي فكري وي و جريانات فتنه اخير را روشن‌تر مي سازد . رهنورد كه رسانه‌هاي بيگانه از او به عنوان «كمپينر»، «فرست ليدي و بانوي اول ايران»، «روشنفكر» و« فول پروفسور» ! ياد مي‌كنند در اين مصاحبه به بهانه حمايت از حقوق زنان عنوان كرده است : «خوشبختانه تجربه کمون اوليه هزاران سال پيش از تاريخ کم و بيش در اختيارمان قرار دارد ... اما حالا چرا به آنها تاسي نکنيم و از آنها مدل رفتاري نپذيريم»؟ از اينرو برخي از ديدگاه‌هاي وي براي شناخت بيشتر و بهتر زواياي تاريك و تئوريك وي و همراهانش قابل تامل به نظر مي رسد.

هدايت اغتشاشات و درجه فول پروفسوري

پيش از اين ميرحسين موسوي در حمايت از همسرش گفته بود : «رهنورد روشنفكرترين زن ايراني است» و روزنامه انگليسي گاردين نيز در گزارشي از انتخابات ايران او را به عنوان «فرست ليدي» ايران ناميد و نوشت: «موسوي از طريق دخالت دادن همسرش در برنامه‌هاي انتخاباتي 2 هدف را دنبال مي‌کند ، اول اينکه او به دنبال جذب آراي اصلاح طلبان است. وي از اين امر مطلع است که احترام به برابري حقوق زنان و مردان بخشي لاينفک از برنامه‌هاي تبليغي اصلاح‌طلبان در ايران است و نکته دوم اينکه موسوي به دنبال جذب آراي بانوان است. زنان ايراني در گذشته نقشي فعال در به قدرت رسيدن خاتمي ايفا کردند». پس از آنكه نشريه‌ آمريكايي فارين پاليسي، زهرا رهنورد را به عنوان سومين متفكر جهان اعلام كرد، وي در همان ايام طي مصاحبه‌اي با كانون زنان ايراني گفت: «براي ورود به اين رشته 2 بار کنکور دادم، يک بار رد و بار ديگر قبول شدم. چون من اصولا آدم درسخواني هستم...! » و «تنها زني هستم که در ايران به مرحله فول پروفسوري در رشته هنر رسيده است»!! پرواضح است كه 1 - جايزه روشنفكري به اين عده تنها به دليل اغتشاش و خوش رقصي براي غرب بوده است چنانكه سوزان گلاسر ، سردبير اجرايي اين مجله آمريكايي در گفت‌گويي با راديو ضدانقلابي فردا ، دليل انتخاب رهنورد را در درون جنبش اعتراضي ايران دانست و گفت: «ما از خيلي جهات فکر کرديم که خود کمپين انتخاباتي يکي از دلايلي بود که جنبش اعتراضي را در ايران به وجود آورد... رهنورد را از کمپين انتخاباتي موسوي برگزيديم»

2 – چنين كسي نمي‌تواند در نظر ملت آگاه ايران به عنوان يك روشنفكر محسوب شود 3 – ادعاي فول پروفسوري و اصرار بر هويت روشنفكري دليلي بر ابعاد گسترده جنگ رواني دشمن و سران فتنه است كه در تمام پروژه‌هاي

اصلاح طلبان راديكال براي تحريك هيجانات احساسات جوانان و زنان ايراني و ايجاد شكاف بين مردم و حاكميت طي يك دهه گذشته عقيم و بي نتيجه مانده است .

رهنورد؛ مدل قلابي روشنفكري

اتخاذ مواضع مبتني بر راديكاليسم و نفس اماره‌اي كه با عصبانيت و حرص و طمع در پي ايصال به منصب و اكتساب قدرت است چيزي جز شكست و پژمردگي سياسي براي عوامل آن به ارمغان نخواهد آورد چه آنكه مواضع و تحليل‌هاي پارادوكسيكال جريان فتنه و سران آن كه مدت‌ها خود را پيشگامان طبقه روشنفكر مي‌پنداشتند تنها آيينه تمام نماي متضاد با مفهوم روشنفكري بوده است.

همسر ميرحسين موسوي در ايام پس از انتخابات اخير در مصاحبه‌اي با بي‌بي‌سي پرشين در تحليلي از دلايل ادعاي تقلب در انتخابات ايران گفته بود:

«يك سري نقاطي هستند كه اصلا مشخص است خودش ملاك تشخيص نادرست بودن نتايجي است كه وزارت كشور اعلام كرده است، مثلا آذربايجان و ترك‌زبان‌ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي‌گذارند كه به كس ديگري راي بدهند... خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين، اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي‌نژاد راي بدهند. اين دو تا ملاك است و باقي موارد هم شبيه همين است»!

رهنورد در بيانيه‌اي كه به مناسبت هشتم مارس ( روز جهاني زن ) منتشر كرده مدعي شده است که در ايران، «رفتارهاي تبعيض‌خواهانه و ضد زن» وجود دارد. او «فرهنگ حاکم و قوانين من‌درآوردي مجلس» را دليل اين ادعا عنوان كرد . رهنورد كه پيش از اين در حمايت از آراي فقهي شاذ صانعي و آقاي منتظري شمشيرانتقاد عليه احكام اسلامي بركشيده بود، به طور ضمني برخي احکام دين اسلام را «ظلم و بي‌عدالتي» در حق زنان خواند و نوشت: «در آستانه هزاره سوم ميلادي، دنياي ماهواره و ديجيتاليسم و قدرت رسانه‌ها، همچنان متحجرانه به زنان مي‌نگرند. در اين دنياي مدرن و پيچيده فهرست شگفت‌انگيزي پيش روي ما است، مالامال از ظلم و تبعيض و بي‌عدالتي، به بهانه حمايت از خانواده، قانون چند همسري مطرح مي شود».

وي در مصاحبه اخير خود نيز گفته است؛ «نمي‌توان در ايران آرمان‌هاي رفع تبعيض و رفع خشونت و مساوات‌طلبي‌هاي قانوني در قلمرو «ديه» و « قضاوت»، «حضانت»، «چند همسري»، «قوانين طلاق»، «تابعيت» و نظاير آن‌را درون جنبش هاي اصلاحي يا حرکت‌هاي انقلابي به دست آورد». وي همچنين چهره ليبراليستي و پست‌مدرنيستي خود را هم از ياد نبرده و گفته است: دنياي امروز «دنياي فرديت‌هاست». رهنورد در ادامه اين بيانيه از رسانه ملي هم انتقاد کرد و نوشت: «به رسانه ملي بياموزيد از ارائه الگوي رفتاري زن سليطه بد اخلاق، زن مطيع و زن سلطه‌طلب دست بردارد»!! بي‌شك مواضع فوق نشان مي‌دهد كه 1- مقصود نهايي اين عده مدرنيته كردن دين اسلام است چنانكه پيش از اين بسياري از انگاره‌هاي ديني در باب مهدويت، ولايت و قيام عاشورا را به سخره گرفتند و حتي آنكه از اصطلاح «دين سبز» سخن به ميان آوردند. 2– اين عده روشنفكر نما همچنان در توهم و كيش شخصيت به‌سر مي‌برند و روشنفكري را با انبوهي از تناقضات و مغالطات و اساسا هرآنچه آنان بگويند و بخواهند تعريف مي‌كنند.

شوي روشنفكري رهنورد در مسير كمونيسم


رهنورد در آخرين موضع‌گيري راديكالي و آنارشيستي خود ضمن توهين به دولت و راي مردم گفته است: «بارها گفته‌ام، اين دولت نامشروع است.... اصولا ساختار ذهني اين دولت واپس‌گرا و خشونت‌جوست. اينها وابسته به جرياني از گروه فشار سرکوبگري هستند که از سال‌ها پيش در زير بخشي از ناخودآگاه جامعه اسلامي اعمال نفوذ مي‌کردند، قتل‌هاي زنجيره‌اي مي‌کردند، تهمت مي‌زدند، جو مي‌ساختند، مخالفان خود را در مجامع کتک مي زدند تا محيط بسته‌اي به وجود آورند». اما نكته مهم در آخرين موضع‌گيري وي آنجاست كه مي‌گويد: «خوشبختانه تجربه کمون اوليه هزاران سال پيش از تاريخ کم و بيش در اختيارمان قرار دارد ... اما حالا چرا به آنها تاسي نکنيم و از آنها مدل رفتاري نپذيريم؟»

لازم به ذكر است كه كمون‌ها و تجربه كمون اولي كه رهنورد از آن سخن به ميان آورده و مطمئنا در پي برجسته کردن حقوق زنان در آن دوران بوده است از اركان اصلي تشكيل ايدئولوژي در كشورهاي كمونيستي و نظريه پردازاني چون ماركس، انگلس و ... است و اشکال اوليه سازمان‌هاي اجتماعي انساني در مکتب مارکسيسم به «کمون اوليه» مشهور است. به عنوان مثال كمون پاريس كه در تاريخ مشهور است از به قدرت رسيدن کمون به وسيله شورش شهري همه انقلابيون از هر مرام و عقيده‌اي پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس ممکن شد و به گواه تاريخ به‌طور رسمي، کمون پاريس 1871 چيزي نبود جز حکومتي محلي (در فرانسوي:کمون) که حدود 2ماه در بهار 1871 در پاريس با عمليات آشوب‌طلبانه و آنارشيستي قدرت را در دست داشت. به طور کلي کمون بين کمونيست‌ها، آنارشيست‌ها و بسياري از سوسياليست‌ها با احترام زيادي ياد مي شود و بعضا آن را به عنوان مدل يک جامعه آزاد مي‌شمرند. مارکس، انگلس، و بعدها کساني چون لنين، تروتسکي و مائو تلاش کرده‌اند که از تجربه محدود کمون درس‌هاي تئوريکي استخراج کنند ( ناگفته نماند كه ماركس حدود 10 سال بعد از كمون پاريس نامه نوشت و در آن عنوان كرد: «ممكن است كه مرا به تجربه كمون پاريس‏ رجعت دهيد. بر كنار از اين واقعيت كه اين كمون صرفا شورش‏ يك شهر در شرايط استثنايى بود، اكثريت كمون به هيچ وجه سوسياليست نبودند و نمى‌توانستند باشند. با ذره‌اى عقل سليم كمون مى‌توانست حداكثر آنچه را كه در آن زمان قابل به دست آوردن بود، به دست آورد»).

هرچند كه مدت‌ها قبل جريانات ماركسيستي و كمونيستي در رسانه‌ها و بيانيه‌هاي خود از ميرحسين موسوي و فرقه فتنه بارها حمايت كرده‌اند و سران فتنه هم تا توانسته‌اند ازاستراتژي‌ها و تاكتيك‌هاي بلوك غرب ( ليبراليسم و...هانتينگتون و جين شارپ) و بلوك شرق ( كمونيسم و ماركسيسم و انگلس و ماركس) بهره‌گيري كنند اما سخن راندن از الگوي انقلاب كمون‌ها براي اولين بار بود كه از سوي روشنفكرترين زن ايراني(!) تئوريزه شد يا لو رفت! گويا خانم زهرا رهنورد يا تاريخ را خوب نمي‌داند يا خوب مي داند! /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار