صفآرايي عابران و چرخيها
ضرغام نصرتي - گروه اجتماعي: اين روزها اوج ترافيك عابران و چرخيها در بازار است و هر دو يكديگر را مزاحم خود ميدانند و گاها بين آنها غرولندها و يا هوارهايي رد و بدل ميشود و طلبكارانه از رفتار همديگر گلهمندند؛ براي بازاريها تصادف اين گروه عادي شده و بعضي وقتها نيشخندي را نثار اينها ميكنند.
چرخي ها يك ماه آخر سال را ماه عسل كاسبيشان به حساب ميآورند و آمالي را براي روزهاي بعد از عيد در سر ميپرورانند تا به دور از شلوغي بازار، 15 روز اول فروردين را در ولايتشان با آرامش سپري كنند؛ البته هر چقدر در يك ماه آخر سال كاسبي كنند، نهايتا خرجي عيد به نيمه اول فروردين خواهد رسيد و دوباره بايد ولايتشان را به قصد بازار تهران ترك كنند.
راهروهاي بازار تهران كه در زمان قاجاريه ساخته شده براي آن دوره مناسب بوده و كشش جمعيت زير يك ميليوني تهران و زير 20 ميليوني كشور را داشته است، اما بعد از آن با ورود وسايل نقليه و خيابانكشيها، نارسايي راهروهاي بازار به چشم ميخورد و در حال حاضر نيز اين بازار در زير پاي جمعيت 14 ميليوني استان تهران در حال خفه شدن است.
از يك سال پيش كه ساماندهي بازار و خيابانهاي اطراف آن شروع، و به بسته شدن بخش اعظمي از خيابان 15 خرداد در ضلع شمالي بازار منجر شده، نارسايي ترافيكي آن بيش از پيش چشمها را نوازش ميكند و پيادهرو كردن خيابان و راهاندازي كالسكهها مشكلي را حل نكرده است.
شهرداري تهران به جاي ايجاد تغييرات اساسي در عرض راهروهاي داخل بازار فقط به ياد ايام گذشته، گنبدآرايي مي كند و به كوچههاي بازار جلاي تاريخي ميدهد، در حالي كه با زبانه كشيدن آتش، روان شدن سيل و تكانههاي زلزلهاي، بازار بيش از هر جاي تهران به تلي از خاك تبديل خواهد شد و طومار همه حجره ها براي هميشه پيچيده ميشود.
پيشنهاد ميشود به جاي تزئين بازار، هر صنفي يا چند صنف با هم به نقطهاي از تهران منتقل شوند تا ترافيك در كل تهران پخش شود و يا اينكه حداقل دو خيابان اصلي به صورت موازي و يا متقاطع، بازار را درنوردد كه هم از ترافيك محدوده بازار كاسته، و هم دسترسي ماشينهاي خدماتي به بازار تسهيل شود تا در صورت بروز حادثه، راهروهاي به هم تنيده را پيش رو نداشته باشيم.
البته شهردار تهران خودش در دانشگاه تهران، در رشته جغرافيا و برنامهريزي شهري كرسي استادي دارد و اينكه بازار تهران با چه نارسايي خدماتي و ترافيكي عظيم مواجه است، بيشتر براي وي ملموس مي باشد؛ البته شايد شهرداري بودجه كافي ندارد، يا همراهان سست عناصر دارد و يا دلايل ديگري متصور است.
بعد از كلي پيادهروي در كوچههاي بازار و كلي چانهزدن با عمدهفروشان كه اكثر تك فروشي را از مغازههاي داخل شهر گرانتر حساب ميكنند، كولهبار مشمايي خود را تا چهارراه گلوبندك حمل ميكنم و با خيال اينكه روزي بازار تهران ساماندهي شود، مسيرم را ادامه ميدهم./انتهاي پيام/