آيا او با شمشير قيام مىكند!؟
اگر جامعهاى شكست خورده و در زنجير اسارت باقيمانده، دليلى جز غفلت از تلاش و كوشش در زمينه فراهم ساختن اين عوامل پيروزى و يا اشتباه در محاسبه نيروها ندارد.
با در نظر گرفتن اصل اساسى بالا، پرسشهايى پيرامون قيام مصلح بزرگ جهانى پيش مىآيد:
1- براى تحقّق يافتن عدالت جهانى و پيروزى ارتش طرفداران حقّ و عدالت بر يغما گران و زور گويان و خود كامگان و جبّاران، آيا رهبر اين نهضت بزرگ از سلاحهاى سنّتى اعصار پيشين استفاده مىكند (از اسلحه سرد)، در اين صورت چگونه مىتواند اين روش پيكار را به ديگران بقبولاند، و چنين سلاحى در برابر سلاحهاى پيشرفته و وحشتناك عصر ما كه به حكم يك بازيچه كوچك است، چگونه مىتواند ضامن پيروزى گردد؟
يا با سلاحى مدرنتر از آنچه امروز در اختيار پيشرفتهترين كشورهاى صنعتى است دست به مبارزه مىزند؟
اين سلاح چگونه و به چه وسيله در اختيار او و طرفدارانش قرار خواهد گرفت؟
2- از اين گذشته، در روايات اسلامى مىخوانيم. «او با شمشير قيام مىكند» و اين تعبير نشان مىدهد كه احتمال اوّل يعنى بهرهگيرى از سلاحهاى سنّتى به حقيقت نزديكتر است و با اين حال اشكال گذشته باز مىگردد كه: چگونه مىتوان سلاحهاى مدرن را بكلّى از كار انداخت و به عصر سلاح سرد بازگشت؟
آيا دنياى امروز در يك جنگ اتمى- آنچنان كه بعضى از دانشمندان پيش بينى كردهاند- احتمالًا طورى در هم كوبيده مىشود كه چارهاى جز بازگشت به گذشته ندارد و سپس او قيام خواهد كرد؟
3- باز سوال ديگرى پيش مىآيد كه اصولًا و بطور كلّى، در عصر برترى نور بر ظلمت و عدالت بر بيدادگرى، آيا ماشينيزم مدرن با اينهمه وسائل رفاه و آسايشى كه براى بشريّت فراهم ساخته از ميان مىرود و انسانها به چندين قرن پيش بازگشت مىكنند؟
اين ارتجاع و عقب گرد باور كردنى است؟
و يا بعكس، نه تنها مىماند، بلكه با سرعت تكامل مىيابد، تكاملى كه توأم با پيشگيرى از جنبه منفى زندگى ماشينى و خطرات ناشى از آن خواهد بود؟ و به تعبير ديگر، ماشينيزم هم «تكامل» مىيابد و هم «تصفيه» مىشود!
براى يافتن پاسخ اين سؤالها هم از منابع حديث مىتوان كمك گرفت و هم از دلائل عقلى چرا كه به هر دو ارتباط و پيوند دارد.
عقل مىگويد: بازگشت به عقب نه ممكن است و نه منطقى، و اين برخلاف سنّت آفرينش و اصل تكامل در زندگى انسانها است؛ بنابراين، هيچ دليلى وجود ندارد كه با جهش جامعه انسانى به سوى حقّ و عدالت، ترقّى و پيشرفت جامعه متوقّف گردد، و يا عقب نشينى كند، عقب گرد و گذشته گرائى با چنان پيشرفت و جهشى متناسب نيست.
بنابراين، قيام يك مصلح بزرگ براى استقرار عدل و آزادى در سراسر جهان هيچ گاه سبب نمىشود كه جنبش صنعتى و ماشينى در شكل سالم و مفيدش بر چيده يا متوقّف شود.
صنايع كنونى نه تنها بسيارى از گرهها را از زندگى انسانها گشودهاند، بلكه همانگونه كه در بحثهاى گذشته گفتيم يكى از پايههاى استقرار حكومت واحد جهانى، نزديكى و بهم پيوستگى دنيا از نظر وسايل ارتباطى و پيوندهاى اجتماعى است و اين موضوع بدون تكامل صنعتى ممكن نيست.
ولى شك نيست اين جنبش صنعتى و تكامل تكنولوژى الزاماً بايد از يك صافى دقيق بگذرد تا جنبههاى ناسالم و زيانبخش آن حذف گردد، و سرانجام در مسير منافع انسانها و صلح و عدالت بسيج شود؛ يك حكومت طرفدار حقّ و عدالت اين كار را حتماً خواهد كرد.
اين در مورد اصل پيشرفت صنعت و تكنولوژى.
امّا در مورد سلاحها بايد گفت: براى استقرار چنان حكومتى بايد حكومتهاى خود كامه و بيدادگر از صحنه جهان خارج شوند؛ و براى خارج كردن آنها، لااقل در شرايط كنونى يك «سلاح برتر» لازم است؛ سلاحى كه شايد حتّى تصوّرش امروز براى ما ممكن نيست.
آيا اين سلاح چيزى همانند يك «اشعّه مجهول و مرموز» است كه كار بردش ماوراى همه سلاحهاى كنونى است و مىتواند همه آنها را خنثى كند و نقشه استفاده ابرقدرتها را از آن عقيم بگذارد؟
يا يك نوع تأثير مرموز روانى و از كار انداختن دستگاههاى فكرى آنها حتّى از راههاى دور است كه نتوانند هيچ گونه فكرى براى استفاده از سلاحهاى مخرّب كنونى بكنند؟
و يا چيزى از قبيل احساس يك نوع ترس و وحشت فوق العاده كه مانع هر گونه تصميمگيرى در اين زمينه شود؟ و يا چيز ديگر ...
نمىدانيم. و نمىتوانيم نوع اين سلاح را نه از نظر مادّى يا روانى بودن و نه از جهات ديگر تعيين كنيم؛ همين اندازه اجمالًا مىتوانيم بگوئيم يك سلاح برتر خواهد بود.
و نيز مىدانيم آن سلاح، سلاحى نيست كه گناهكار و بيگناه را با هم نابود كند و پايههاى عدالت آينده، بر ظلم و ستم امروز بگذارد.
اين از نظر تجزيه و تحليل عقلى.
و امّا از نظر منابع حديث
در منابع حديث تعبيرات جالبى ديده مىشود كه بطور ضمنى پاسخ رسا و روشنى براى سؤالات فوق در بر دارد؛ از جمله:
1- از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده: «انّ قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها واستغنى العباد من ضوء الشّمس «)- بحارالانوار، ج13»؛ هنگامى كه قائم ما قيام كند، زمين به نور پروردگارش روشن مىشود و بندگان خدا از نور آفتاب بى نياز مىشوند!»
از اين تعبير چنين بر مىآيد كه مسأله نور و انرژى آنچنان حل مىشود كه در روز و شب از پر قدرتترين نورها كه مىتواند جانشين نور آفتاب گردد، بهرهگيرى مىكنند.
آيا باز بايد به اين موضوع شكل اعجاز دهيم در حالى كه برنامه زندگى روزمرّه- آنهم بطور مستمر- بايد بر سنن طبيعى دور بزند، نه بر اعجاز؛ كه اعجاز يك امر استثنائى و براى موارد ضرورى و فوقالعاده است آنهم در مسير اثبات حقّانيّت دعوت نبوّت يا امامت.
و به هر حال، در عصر هيچ پيامبرى زندگى عادى مردم بر اساس اعجاز جريان نداشته است؛ بنابراين، تكامل علوم و صنايع به حدّى خواهد رسيد كه مردم با رهبرى آن رهبر بزرگ قادر به كشف منبع نور و انرژى فوقالعادهاى كه حتّى مىتواند جانشين نور خورشيد گردد، مىشوند.
و آيا در چنين اوضاع و شرايطى سلاح مردم براى تأمين صلح و آزادى و عدالت مىتواند از نوع سلاحهاى قرون پشين باشد و اصولًا تناسبى در ميان اين دو وجود دارد؟
2- در حديث ديگرى از ابوبصير از امام صادق عليه السلام نقل شده: «انّه اذا تناهت الامور الى صاحب هذا الامر رفع اللّه تبارك و تعالى لَه كلَّ منخفض من الأرض، و خفّض له كلَّ مرتفع حتّى تكون الدّنيا عنده بمنزلة راحته، فايّكم لو كانت فى راحته شعرة لم يبصرها « بحارالانوار،ج 52»؛ هنگامى كه كارها به صاحب اصلى ولايت (مهدى عليه السلام) برسد خداوند هر نقطه فرو رفتهاى از زمين را براى او مرتفع، و هر نقطه مرتفعى را پايين مىبرد آنچنان كه تمام دنيا نزداو بمنزله كف دستش خواهد بود! كداميك از شما اگر در كف دستش موئى باشد آن را نمىبيند!»
امروز با نصب وسائل فرستنده بر فراز كوهها، كمك به انتقال تصويرها به نقاط مختلفى از جهان مىكنند و حتّى از ماهوارهها نيز استفاده كرده مناطق وسيعترى را زير پوشش انتقال تصوير قرار مىدهند؛ تا همه كسانى كه دستگاههاى گيرنده در اختيار دارند بتوانند از آن استفاده كنند.
ولى عكس اين موضوع لااقل در حال حاضر عملى نيست؛ يعنى، تصويرها را از يك نقطه به نقاط مختلف جهان مىتوان منتقل ساخت ولى از همه نقاط نمىتوان به يك نقطه انتقال داد مگر اين كه در هر شهر بلكه در هر خانه، و در هر بيابان و كوه و صحرا و در هر گوشهاى از دنيا دستگاههاى مجهّز فرستنده نصب گردد، تا بتوان از همه جهان آگاه شد و چنين چيزى با وسائل كنونى غير ممكن است.
امّا از حديث فوق چنين برمىآيد كه در عصر قيام مهدى عليه السلام يك سيستم نيرومند و مجهّز براى انتقال تصويرها به وجود مىآيد كه شايد تصوّر آنهم امروز براى ما مشكل باشد، آنچنان كه تمام جهان بمنزله كف دست خواهد بود؛ نه موانع مرتفع، و نه گودى زمينها؛ مانع از رؤيت موجودات روى زمين نخواهد شد!
بديهى است بدون يك چنين سلطه اطّلاعاتى بر تمام كره زمين، حكومت واحد جهانى و صلح و امنيّت و عدالت، به گونه همه جانبه، و سريع و جدّى، امكانپذير نخواهد بود؛ و خداوند اين وسيله را در اختيار او و تشكيلات حكومتش قرار مىدهد.
باز تكرار و تأكيد مىكنم كه اين گونه امور كه با زندگى روزمرّه مردم سر و كار دارد بسيار بعيد است كه بر پايه اعجاز صورت گيرد بلكه بايد از طرق اسباب عادى و طبعاً بر اساس پيشرفت علم و صنعت باشد.
اين نيز روشن است كه اين واحد اطّلاعاتى پيشرفته، نمىتواند در يك جامعه ظاهراً عقب افتاده بود باشد بلكه به موازات آن بايد ساير بخشهاى زندگى نيز به همان نسبت پيشرفته باشد، در همه زمينهها و در همه شؤون، و حتّى نوع سلاحها.
3- از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود: ذخر لصاحبكم الصّعب! قلت: و ما الصّعب؟ قال: ما كان من سحاب فيه رعد و صاعقة او برق، فصاحبكم يركبه، أَما انّه سير كب السّحاب و يرقى فى الأَسباب؛ اسباب السّماوات السّبع والارضين! «)- بحارالانوار، ج 12»
براى صاحب و دوست شما (مهدى عليه السلام) آن وسيله سركش ذخيره شده است.
راوى اين حديث مىگويد: گفتم منظور از وسيله سركش چيست؟
امام عليه السلام فرمود: ابرى است كه در آن غرش رعد و شدّت صاعقه يا برق است؛ او بر اين وسيله سوار مىشود؛ آگاه باشيد او بزودى بر ابرها سوار مىگردد و صعود به آسمانها و زمينهاى هفتگانه مىكند.
مسلماً منظور از ابر، اين ابر معمولى نيست؛ زيرا ابرهاى معمولى وسيلهاى نيستند كه بتوان با آنها سفر فضايى كرد؛ آنها در جوّ نزديك زمين در حركتند و با زمين فاصله ناچيزى دارند و نمىتوانند از آن بالاتر بروند؛ بلكه اشاره به وسيله فوق العاده سريع السّيرى است كه در آسمان به صورت تودهاى فشرده از ابر به نظر مىرسد، غرّشى همانند رعد، و قدرت و شدّتى همچون صاعقه و برق دارد؛ و به هنگام حركت، دل آسمان را با نيروى فوق العاده خود مىشكافد؛ و همچنان به پيش مىرود، و مىتواند به هر نقطهاى از آسمان حركت كند.
و به اين ترتيب، يك وسيله مافوق مدرن است كه شبيه آن را در وسايل كنونى نداريم؛ تنها در ميان بشقابهاى پرنده و وسايل سريع و سرسام آور فضايى كه امروز داستانهايى از آنها بر سر زبانهاست و نمىدانيم تا چه حد جنبه واقعى و علمى دارد، شايد شباهت داشته باشد؛ ولى به هر صورت بشقاب پرنده هم نيست.
به هر حال، از حديث بالا بطور اجمال مىتوان دريافت كه موضوع عقبگرد صنعتى در كار نيست، بلكه بعكس سخن از پيشرفت خارقالعادهاى در ميان است كه به موازات آن بايد تكامل در همه زمينهها صورت گيرد.
4- حديث عجيب ديگرى كه از جابر از امام باقر عليه السلام نقل شده چنين مىگويد: «انّما سمّى المهدى لانّه يهدى الى امر خفى؛ حتّى انه يبعث الى رجل لا يعلم النّاس له ذنب فيقتله حتّى ان احدهم يتكلّم فى بيته فيخاف ان يشهد عليه الجدار «بحارالانوار، ج 13»؛
به اين جهت او مهدى ناميده شده است كه به امور مخفى و پنهان هدايت مىگردد؛ تا آنجا كه گاه به سراغ كسى مىفرستد كه مردم او را بىگناه مىدانندو او را به قتل مىرساند (زيرا از گناه نهايى او همانند قتل نفس كه موجب قصاص مىشود آگاه است!) و تا آنجا كه بعضى از مردم هنگامى كه درون خانه خود سخن مىگويند مىترسند ديوار بر ضدّ آنها شهادت دهد (و از خلافكاريها و توطئه آنان، حكومت مهدى را با خبر سازد!»
اين حديث نيز گواه بر آن است كه در دروان حكومت او در حالى كه نيكان و پاكان در نهايت آزادى به سر مىبرند، خلافكاران چنان تحت كنترل هستند كه ممكن است با وسائل پيشرفتهاى امواج صوتى آنها از ديوار خانه هايشان باز گرفته شود و به هنگام لزوم مىتوان فهميد كه آنها در درون خانه چه گفتهاند!
اين سخن شايد در يكصد سال پيش جز به عنوان يك معجزه قابل تصوّر نبود، اما امروز كه مىبينيم در بسيارى از كشورها چگونگى حركت اتومبيلها را در جادّهها با دستگاه رادار از راه دور و بدون حضور پليس كنترل مىكنند؛ و يا مىشنويم دانشمندان توانستهاند از امواجى كه بر بدنه كوزههايى كه در پارهاى از موزههاى مصر وجود دارد صداى كوزه گران دو هزار سال پيش را زنده كنند، و يا مىشنويم كه دستگاههائى وجود دارد كه از طريق امواج حرارتى (امواج مادون قرمز) كه از يك دزد يا يك قاتل در محلّى باقيمانده و خودش تازه از آنجا گريخته عكسبردارى كنند و او را از روى آن بشناسند؛ زياد شگفتآور نيست.
از مجموع آنچه در بالا آورديم پاسخ سؤالات گذشته روشن مىگردد كه در عصر انقلاب جهانى مهدى عليه السلام نه فقط مسئله عقبگرد صنعتى وجود ندارد بلكه صنايع و تكنولوژى بطرز بى سابقهاى گسترش مىيابد ولى تنها در مسير منافع انسانها و تحقّق بخشيدن به آرمان حق طلبان و آزاديخواهان و تشنگان حقّ و عدالت./انتهاي پيام/