روحانيت و نهضت نفت
کد خبر:۶۳۱۵۶
يادداشتی از احمد رهدار؛

روحانيت و نهضت نفت

در همه‌ي مراحلي كه ملي شدن صنعت نفت طي كرده است، آيت‌الله كاشاني نقش محوري و رهبري داشته است.

گروه انديشه؛ دكتر مصدق در مجلس چهاردهم، طرحي را بدين مضمون مطرح كردكه تا زماني كه قشون اجنبي در خاك ايران حضور دارد، دادن هر نوع امتياز به خارجي ممنوع است.(1) البته در همين زمان، غلامحسين رحيميان، نماينده ي قوچان در مجلس شوراي ملي، طرحي داد كه براساس آن، امتياز نفت جنوب كه در آن زمان، در دست انگليسي ها بود، به اين علت كه در زمان زمامداري رضاشاه داده شده است، ملغي اعلام شود. مصدق به اين دليل كه اين طرح، در زمره ي ايقاعات مجلس است(كه طرف مقابل ندارد) و قابل تغيير است(به خلاف عقدها كه طرف مقابل دارد و به راحتي قابل تغيير نيست)، آن را امضا نكرد.(2)
در مجلس پانزدهم، در حالي كه آيت الله كاشاني تبعيد بود،(3) قراردادالحاقي(گس ـ گلشائيان) جهت تنفيذ قرارداد 1933(البته با پرداخت چند هزار ليره ي اضافي) مطرح شد(4) كه با مقاومت اقليت مجلس(مكي، بقايي، حايري زاده، رحيميان، آزاد و...) و نيز به مدد نامه اي كه مصدق(5) تحت اصرار مكي(6) به نمايندگان مجلس مي دهد، تصويب نمي شود.(7)
با پايان گرفتن دوره ي پانزدهم مجلس شوراي ملي، مصدق كه مدتي ازسياست كناره گرفته بود، به دعوت اقليت مجلس پانزدهم، وارد سياست شد و در نخستين گام، به همراه 18 نفر ديگر، به عنوان اعتراض به دخالت دولت در انتخابات مجلس شانزدهم، در دربار متحصن شد. باابطال انتخابات تهران و تجديد آن، مصدق، كاشاني ـ كه در اين شرايط، در خارج از كشور تبعيد بود(8)ـ و ديگر گروه متحصنان در دربار، به مجلس شانزدهم راه يافتند. گروه متحصن در دربار، در مجلس شانزدهم، نطفه ي جبهه ي ملي را تشكيل دادند و برنامه ي خود را به صورت رسمي در تاريخ 25/12/1328 اعلام كردند.
با استعفاي منصور، سپهبد رزم آرا، به رغم ميل شاه جوان، در5/4/1329 به نخست وزيري رسيد.(9) دولت رزم آرا، لايحه ي گس ـ گلشائيان را كه در مجلس پانزدهم تصويب نشده بود، به مجلس شانزدهم(كميسيون نفت به رياست مصدق) داد و كميسيون نفت، مدتي بعد نظرش را درباره ي رد لايحه رسماً اعلام كرد. به رغم اين، دولت رسماً موافقت خود را با لايحه اعلام كرد؛ گرچه چند ماه بعد، در تاريخ 19/9/1329 گزارشي داير بر رد لايحه ي الحاقي مذكور تقديم مجلس كرد.
فرداي اين روز(يك روز پس از قتل رزم‌آرا)، كميسيون نفت مجلس، به ملي شدن صنعت نفت به اتفاق آراء رأي داد(10) و اين امر در تاريخ 29/12/1329، به تصويب نهايي مجلس شوراي ملي رسيد(11) و به تبع آن، در تاريخ 9/2/1330، لايحه اي نه ماده‌اي(12) در مجلس سنا به تصويب رسيد كه بر اساس آن، هيأتي معروف به‌ هيأت مختلط مركب از نمايندگان مجلسين سنا و شورا، به خلع يد از شركت نفت انگليس بپردازند و اساس‌نامه ي شركت ملي نفت را تنظيم كنند. اين اقدام مجلس، خشم انگليس، روسيه و آمريكا را برانگيخت. در تاريخ 10/3/1330 رييس جمهور آمريكا پيامي خطاب به دكتر مصدق فرستاد و ضمن اظهار نگراني از اختلافات ميان ايران و انگليس، توصيه كرد كه ايران در مسير مجاهدت براي ملي كردن صنعت نفت، بنا را بر مذاكرات دوستانه با نمايندگان انگليس بگذارد.(13)
1ـ اقدامات آيت‌الله كاشاني براي ملي شدن صنعت نفت
در همه‌ي مراحلي كه ملي شدن صنعت نفت طي كرده است، آيت‌الله كاشاني نقش محوري و رهبري داشته است. وي با فشارهاي سياسي‌اي كه با پشتوانه‌ي قوي مردمي خود داشت، موجب مي‌شد تا اولاً ساير طرفداران ملي شدن صنعت نفت از مصدق و يارانش گرفته، تا مردم عادي از ادامه‌ي راه بازنمانند و استقامت ورزند و هم مخالفان ملي شدن صنعت نفت، چه رجال سياسي داخلي و چه سفارت‌هاي بيگانه عنان نهضت را به دست خود بپيچانند و جهت دهند.
آيت‌الله كاشاني، از تبيين مفاسد اقتصادي كارگزاران دولتي و وضعيت اسف بار اقتصادي جامعه شروع و كم‌كم طرح ملي شدن صنعت نفت را مطرح كرد. براي مثال وي در تاريخ 19/10/1326، در يك مجلس عزاداري كه به مناسبت اربعين حسيني(ع) برگزار شده بود، با گفتن مطالبي درخصوص وضعيت اسف‌بار اقتصاد، از قبيل وضع فعلي ما غيرعادي است؛ مملكت رو به ويراني مي رود؛ ثروت مملكت را زمامداران ما مي‌ربايند و.... متأسفانه تجارت مسلمانان به دست چند نفر يهودي اجنبي افتاده است، مردم را به شدت نسبت به وضعيت اقتصاد مملكت و فساد اقتصادي زمامداران، نفوذ يهودي ها و... تحريك كرد. پس از اين تاريخ، تا زمان واقعه‌ي 15/11/1327 كه از سوي ناصر فخرآرايي، خبرنگارروزنامه‌ي پرچم اسلام، به سوي شاه تيراندازي كرد و به تبع آن آيت‌الله كاشاني به لبنان تبعيد شد، به مناسبت‌هاي مختلف، آيت‌الله كاشاني عليه دولت، مفاسد اجتماعي، كارگزاران فاسد و بيگانگان به افشاگري مي‌پرداخت. وي مجدداً در تاريخ 29/3/1329 در حالي كه غياباً از جانب مردم تهران به نمايندگي مجلس شانزدهم رأي آورده بود، وارد ايران شد ومورد استقبال بي نظيري قرار گرفت.(14)
 وي كمي بعد، بيانيه اي عليه قرارداد گس ـ گلشائيان صادر كرد كه در آن آمده بود: «نفت ايران متعلق به ملت ايران است و به هر ترتيبي كه بخواهد، نسبت به آن رفتار مي‌كند و قراردادي كه با اكراه و اجبار تحميل شود، هيچ نوع ارزش قضايي ندارد.»(15)
هفت روز پس از ورود آيت‌الله كاشاني به ايران، منصور در تاريخ 5/4/1329 استعفا داد و رزم‌آرا روي كار آمد. آيت‌الله كاشاني درتاريخ هاي 8/10/1329 و 6/11/1329، سخنراني‌هايي عليه رزم‌آرا كه به اين دليل كه ملت ايران شايستگي ساختن لولهنگ را هم ندارد، به شدت با ملي شدن صنعت نفت مخالف بود، برگزار كرد و در قطعنامه‌ي پاياني آن‌ها، از ملي كردن صنعت نفت به عنوان يك خواسته‌ي عمومي ياد كرد.(16)
 وي حتي طي بيانيه‌اي مبسوط به شرح ذيل، اعلام كرد: 1ـ كشورهاي اسلامي دريافته اند كه ميراث غرب براي آن‌ها چيزي جز بي‌ديني، نفاق، ظلم، فساد، فحشاء و... نبوده است، از اين رو، ديگرادامه ي سلطه كشورهاي غربي از طريق حمايت از خيانت كاران وطن فروش، انتخابات فرمايشي و تحميلي، حكومت هاي نظامي و... برجهان اسلام ممكن نيست.
2ـ زعماي ديني به اين نتيجه رسيده‌اند كه بايد نفت ايران ملي شود تا منافع آن به عموم مردم برسد. ملي كردن منابع، كاري است كه خودكشورهاي اروپايي، از جمله انگليس، براي بهره‌برداري بيشتر آن‌ها به نفع شهروندان شان انجام مي‌دهند.
3ـ استعمارگران در برابر خواست ملي شدن صنعت نفت ما، هيچ مقاومتي نمي‌توانند بكنند، همچنان كه در برابر آزادي طلبي‌هاي هندوستان، پاكستان، برمه، مصر، ايرلند و.... دولت جبار انگليس ازظلم و ستمكاري خود اضطراراً دست برداشته و دريافته است كه اگر به مظالم استعماري خود خاتمه ندهد، نتايج وخيم آن مستقيماً عايد خود او خواهد شد.
4ـ به نام سعادت ملت ايران و به منظور كمك به صلح جهاني، همه‌ي افراد مملكت بخواهند كه صنعت نفت ايران در مناطق كشور، بدون استثنا ملي اعلام شود... و از آقايان نمايندگان وطن پرست... جز اين انتظاري نيست كه در وصول به اين مقصود بذل وجود نمايند.(17)
محتواي اين اعلاميه از جانب دكتر بقايي، در قالب طرحي تقديم به مجلس شد؛ اما چون داراي 11 امضا بود و به حد نصاب 15 امضا نرسيد، مطرح نشد. در 16/12/1329 رزم‌آرا توسط خليل طهماسبي، از اعضاي جمعيت فدائيان اسلام ترور شد و آيت‌الله كاشاني، طي يك مصاحبه‌ي مطبوعاتي با دلمر، خبرنگار روزنامه‌ي ديلي اكسپرس، ضمن دفاع از قاتل رزم‌آرا،(18) در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين عمل ترور ادامه خواهديافت؟ اعلام كرد: «تا وقتي كه خيانت كاري از طرف هيأت حاكمه ادامه داشته باشد و كساني در هيأت حاكمه بخواهند، به نفع اجانب و به ضرر ملت ايران اقدام كنند، ملت ايران هم از تنبيه و مجازات خائنين قصور نخواهد ورزيد.»
آيت‌الله كاشاني، در اين مصاحبه، در پاسخ به پرسش خبرنگار كه اگر اعلي‌حضرت شاهنشاه در اعمال رزم‌آرا با جانشينان او شركت و دخالت داشته باشند، نسبت به ايشان چگونه قضاوت مي‌كنيد و چه خواهيدكرد، به صورت دو پهلو و كلي پاسخ مي‌دهد: «به طور كلي، شاه در حكومت ملي مسئول نيست.» آيت‌الله كاشاني با اين پاسخ خود، برخورد مشابه با برخورد رزم‌آرا را در خصوص شاه منتفي نمي‌داند.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا در ضمن ملي شدن صنايع نفت جنوب، آن جناب موافقت دارند كه مهندسان و كارمندان انگليسي شركت نفت، براي استخراج نفت جنوب با ايراني‌ها همكاري كنند، مي‌گويد: «سرچشمه‌ي اكثر بدبختي‌هاي ملت ايران از عمال شركت نفت است كه در شئون مختلف مملكت ما دخالت‌هاي ناروا مي‌كنند. من معتقدم اگرانگليسي‌ها حاضر شوند، دو برابر آنچه از نفت ايران مي‌برند، به ما بدهند، باز هم بايد دست آن‌ها، حتماً از صنايع نفت ايران قطع شود... ما با دولت انگلستان جنگ نداريم و اوضاع دنيا و موقعيت بين‌المللي هم به دولت انگلستان، ديگر فرصت و اجازه نخواهد داد كه كشتي‌هاي جنگي خود را به ايران بياورد و مملكت ما را تهديد كند.»
آيت‌الله كاشاني در خصوص ارجاع پرونده‌ي ايران به ديوان لاهه، امري كه بعدها اتفاق افتاد، مي‌گويد: «مدتي است كاپيتولاسيون الغا شده است واگر در داخل كشور ايران، دعوا يا اختلافي ميان خارجيان و ايراني‌ها پيش‌آمد كند، آن دعوا بايد در محاكم ايراني مطرح شود و مورد قضاوت قرار گيرد. آنچه هم كه در قرارداد 1933 آمده كه در صورت دعوا، پرونده بايد به ديوان لاهه ارجاع داده شود، به دليل غيرقانوني بودن و تحميلي بودن اين قرارداد كه هم صريح كلام امضا كننده‌ي آن كه الآن رييس مجلس سنا است(تقي زاده) و هم اعترافات مكرر خود انگليسي‌ها درخصوص ديكتاتوري بودن رضاشاه بر اين امر دلالت دارد، قابل اجرا نخواهد بود.
آيت‌الله كاشاني در پاسخ به اين پرسش كه كمونيسم چقدر براي ايران خطرناك است، پاسخ مي‌دهد: «اگر خطر بلشويكي و كمونيزم هم متوجه مملكت ما بشود يا شده باشد، تقصير انگليسي‌هاست، براي اينكه عمال شركت نفت در انتخابات دخالت مي‌كنند و در تعيين و انتخاب اعضا و رؤساي مؤثر ادارات دولتي و پست‌هاي حساس دخالت دارند و از وزيران و زمامداران نفع طلب خائن حمايت مي‌كنند و در نتيجه، روز به روز تحميل و فشار به طبقات زحمت كش و اصناف و بازرگانان شريف زيادتر مي‌شود و فقر و فساد اخلاقي توسعه مي‌يابد و فقر و فساد اخلاق هم، زمينه را براي ايجاد رشد افكار و اعمال بلشويكي و كمونيستي مهيا و آماده مي‌سازد.(19)
در حقيقت، اين مصاحبه‌ي آيت‌الله كاشاني، به ويژه حمايت قاطع وي ازقاتل رزم‌آرا، تير خلاصي بود بر سر شركت نفت انگليس و آخرين حلقه از سلسله عللي بود كه به ملي شدن صنعت نفت منجر گرديد.
2ـ اقدامات ساير علما براي ملي شدن صنعت نفت
بيشترين حضور علماي شيعه در نهضت ملي شدن صنعت نفت، در بيانيه ها و اعلاميه هايي جلوه مي كند كه علماي شيعه حضور مردم درصحنه و دفاع از ايده ي ملي شدن صنعت نفت را تكليف شرعي آن ها دانسته اند؛ اما نكته اين است كه در آستانه ي نهضت نفت، دو تن از مرجع بزرگ شيعه، يعني آيت الله حاج سيد ابوالحسن اصفهاني و آيت الله آقاحسين قمي، به ترتيب در 13/8/1325 و 17/11/1325 دار فاني را بدرود گفتند و مراجع ثلاث وقت، آيات عظام سيد محمدتقي خوانساري، حجت و سيد صدرالدين صدر نيز، اگرچه در زمان نهضت نفت، در قيدحيات بودند؛ اما در شرايط كهولت سن قرار داشتند و كمتر توان حضور درعرصه ي سياسي را داشتند. افزون بر اين ايشان به ترتيب در تاريخ هاي 7/6/1331، بهمن 1331 و دي ماه 1332به رحمت خدا رفتند.
به رغم اين، از ميان مراجع ثلاث، آيت الله سيد محمدتقي خوانساري در نهضت نفت شركت كرد.(20) قضيه از اين قرار بود كه پس از رد لايحه ي قرارداد الحاقي گس ـ گلشائيان توسط مجلس شوراي ملي، جنبش مردم ايران براي ملي كردن صنعت نفت اوج گرفت. در مقابل، دانشجويان توده اي، با شعار الغاي بي قيد و شرط امتياز نفت جنوب، به تظاهرات و زد و خورد با دانشجويان طرفدار ملي شدن صنعت نفت پرداختند و به لحاظ سياسي، خود را در كنار سپهبد رزم آرا قرار دادند. در اين ايام، باپيش گامي آيت الله سيد محمدتقي خوانساري كه از مراجع تقليد وقت بود، فتوايي شرعي به ضرورت ملي شدن صنعت نفت، در سراسر كشور، به همراه فتاواي مراجع تقليدي چون آيت الله صدر، آيت الله حجت وآيت الله فيض صادر و موجب شد، توده هاي وسيعي از مردم مذهبي كشور به حمايت از ملي شدن صنعت نفت قيام كنند.(21)
آيت الله سيد محمدتقي خوانساري، در پاسخ استفتايي كه از وي، درخصوص همراهي يا عدم همراهي با نهضت ملي شدن صنعت نفت شده بود، بدين مضمون مي نويسد: «پيامبر اسلام در مورد مسلماني كه قبل از مرگش، همه ي اموالش را در راه آزاد كردن بردگان صرف كرده بود، مي فرمايد: (اگر اين شخص دفن نشده بود، مي گفتم در قبرستان مسلمانان او را دفن ننمايند... براي آنكه چند سر عائله را... بي مئونه گذارده و آن ها را در امر معيشت سرگردان رها كرده است)، چگونه ممكن است اجازه دهيم، اجانب نفتي را كه متعلق به ميليون ها مسلمان است، ببرند و اين ها را در امر معيشت سرگردان كنند؟! (من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين، فليس بمومن و لا مسلم). آيا اهتمام به امور مسلمين مصداقي از اين بهتر دارد كه ميليون ها مسلمان به اين فلاكت و با اين وضعيت رقت بار نباشند. اگر سلب عواطف بشريت از ما نشده بود، مي بايست خون گريه كنيم... ديگر، چه جاي عذري براي ما باقي مي ماند؛ خصوصاً با اينكه مثل حضرت مستطاب آيت الله كاشاني... كه مجتهدي عادل و با شهامت، دل سوز و فداكار براي مصالح دين و دنياي مردم است با اين همه جديت... مردم را بيدار مي كنند، ديگر مجال عذري براي كسي نمي ماند.(22)
از سوي ديگر، آيت الله بروجردي در نهضت نفت كم وارد شد. ايشان نهايت چيزي كه در پاسخ دكتر مصدق نوشتند، اين بود: «موفقيت جناب عالي را در تقويت اسلام و اصلاح امور عامه ي مسلمين، از خداوند تعالي مسئلت مي نمايم.» برخي علما هم به پيروي از ايشان، همين قبيل عبارات را نوشتند.(23)
 نكته ي مهم اين است كه از روحانيون و علما، هيچ كس عدم شركت آيت الله بروجردي در نهضت ملي شدن صنعت نفت را به معناي نفي مشروعيت ورود به اين ماجرا ندانست، به همين دليل در تهران و بيشتر شهرستان ها، بسياري از آن ها دعوت آيت الله كاشاني را لبيك گفتند و تا ماه هاي پاياني دولت دكتر مصدق، او راهمراهي كردند؛ اما با بروز اختلاف ميان آيت الله كاشاني و دكتر مصدق، روحانيون فعال در نهضت ملي شدن صنعت نفت، دو گروه شدند: نخست دسته اي كه پس از مشاركت اوليه، به تدريج جانب دكتر مصدق را گرفتند و طبعاً و به خصوص در شهرستان ها، در اقليت بودند. در اين زمينه بايد از برخي علماي تهران(24) از جمله اخوان سيدابوالفضل و سيدرضا زنجاني نام برد. كساني از اتحاديه ي مسلمين هم، اگرچه با احتياط، تا روزهاي آخر، به حمايت دكتر مصدق ادامه دادند. دسته ي دوم كساني بودند كه به حمايت از آيت الله كاشاني و مخالفت با دكتر مصدق درآمدند. اين عده به همراه كساني كه از آغاز در اين ماجرا وارد نشدند(آيت الله بروجردي و ديگر روحانيون ساكت)، بيشتر به دليل روي كار آمدن كمونيست ها و نيز اختلافات گسترده ي آيت الله كاشاني با دكتر مصدق، به مخالفت با وي پرداختند. روحانيون اصفهان در اين دسته جاي دارند.كنار كشيدن آنان، ضربه اي براي دكتر مصدق و فرصتي براي بازگشت شاه بود؛ گرچه آنچه براي اين عده اهميت داشت، نيامدن كمونيست ها بود؛ نه بازگشت سلطنت.(25)
در تهران، به جز آيت الله كاشاني كه محور بود و نقش ويژه ي وي در نهضت ملي شدن صنعت نفت، به طور مبسوط خواهد آمد، ميرزا خليل كمره اي و ميرزا محمدباقر كمره اي نيز از كساني هستند كه در اين نهضت، فعالانه حضور داشتند. در شهرستان ها، بيشترين حضور علماي شيعه در نهضت ملي شدن صنعت نفت در بيانيه ها و اعلاميه هايي جلوه مي كند كه طي آن ها حضور مردم در صحنه و دفاع از ايده ي ملي شدن صنعت نفت، تكليف شرعي دانسته شده است. برخي از اين بيانيه ها و فتاوا كه بعضي متعلق به علماي بزرگ و بعضي متعلق به علماي درجه دوم است، به شرح ذيل است:
1ـ2ـ آيت الله سيد حسن چهارسوقي از علماي بزرگ اصفهان است كه حدود سه هفته پس از اعلاميه ي آيت الله كاشاني، مبني بر لزوم ملي كردن صنعت نفت، طي بيانيه اي حمايت خود از ملي شدن صنعت نفت اعلام كرد(26)
2ـ2ـ آيت الله ميرزا كاظم طباطبايي نيز از آيات عظام آذربايجان است كه فتواي ذيل را در حمايت از نهضت ملي شدن صنعت نفت در تاريخ 27 ذي الحجه 1370 قمري صادر مي كند: «لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا(نساء141). در اين هنگام تاريك و باريك كه تمام ايران قيام كرده اند، براي استرداد حقوق حقه خودشان از كفار حربي...، به عموم برادران ديني لازم و واجب است، در پشتيباني حضرت آيت الله كاشاني و جناب آقاي دكتر مصدق كه مجري اميال قاطبه ي ملت ايران هستند، كوشا بوده و به مبارزه ي خودشان ادامه دهند تا... دارالاسلام از شر كفار محفوظ بماند.(27)
3ـ2ـ آيت الله بهاءالدين محلاتي از مراجع شيراز، در بيانيه ي حمايتي خود از نهضت ملي شدن صنعت نفت، افزون بر غيرمشروع خواندن كليه ي قرادادهايي كه توسط حكومت هاي ديكتاتوري بر ما تحميل شده، مي‌نويسد: «يكي از مقررات ديني كه براي جلوگيري از رخنه ي اجانب در حصارعظمت و شوكت اسلام، در قرآن مجيد مكررا تاكيد شده است، ترك دوستي و مراوده با كفار است(آل عمران / 118) يكي از مظاهر مخالف بامضمون اين آيات شريفه، همين واگذار كردن معادن نفت كه منابع مهم ثروت و سيادت در جهان امروز است، به دست اجانب مي باشد...قراردادهاي تحميلي سابق بين كشور ايران و كمپاني نفت، چون... به دست حكومت هاي جابره كه شرعاً... ولايتي بر اهالي مسلمان...نداشته اند و برخلاف مصالح مسلمانان بوده، لغو و بي اثر است و اكنون هم، تهيه ي وسايل براي كوتاه كردن دست اجانب از سوء مداخله در كار مسلمين و اعاده ي عظمت استقلال تام كشور... از اهم تكاليف هر مسلماني است و همكاري با آيت الله كاشاني در اين مقصود شريف و هدف حياتي، فريضه ي ذمه ي هر مسلماني است.(28)
4ـ2ـ در پاسخ به استفتائي كه از طرف محترمين و معتمدين تهران و قم و ساير شهرستان ها، از آقايان حاج سيد محمود حسيني روحاني قمي وآيت الله حاج شيخ عباس علي شاهرودي،(29) راجع به ملي شدن صنعت نفت به عمل آمده، مي فرمايند: «معلوم است سؤال در موضوع ملي شدن صنعت نفت، از جهت عناوين اوليه اين موضوع نيست، زيرا نفت و معادن آن، ملك مسلمين و مال ايرانيان است... با توجه به اينكه حضرت آيت الله حاج سيد ابوالقاسم كاشاني كه از اول عمر و زندگاني خود، اشتغال به اصلاح امور مسلمين و خيرخواهي مردم و مبارزه با دشمنان دين و دنياي مسلمين بوده اند و در مقام دفاع از حقوق حقه ي ايرانيان، از هيچ گونه فداكاري و مبارزه دريغ ننموده اند و با اطلاع كاملي كه از سياست دارند و در رأس اين نهضت مقدس قرار گرفته اند...، راهي براي شبهه باقي نمي ماند. بنابراين بر تمام مسلمين و هم وطنان عزيز حتم و لازم است كه نهايت سعي و كوشش را مبذول دارند، تا گريبان خود را از چنگال جابرانه ي اجانب، خلاص نمايند.(30)
5ـ2ـ آيت الله سيد نورالدين هاشمي شيرازي (31) كه در آستانه ي نهضت نفت، مرجع علمي دارالحكومه شيراز بوده است، در مسجد وكيل شيراز منبر رفته و پس از حمايت از نهضت ملي شدن صنعت نفت، جمله ي معروف (مصدق، مصدق است) را مي گويد كه پس از آن به صورت ضرب المثل در مي آيد.(32)
حزب برادران آيت الله نورالدين در جريان نهضت ملي، نخست مانند همه ي نيروهاي ديگر به حمايت از دكتر مصدق پرداخت؛ اما به دليل دشواري هايي كه پيش آمد، در ادامه با دكتر مصدق به مخالفت برخاست و به همين جهت با مرحوم حسام الدين فال اسيري كه در برابر حزب برادران، تشكل حزب الله را ايجاد كرده بود(33)، درگير شد؛ به گونه اي كه يكي به حمايت از مصدق، دستور بستن بازار را مي داد و سيد نورالدين دستور بازگشادن آن را.(34)
6ـ2ـ آيت الله حاج شيخ باقر رسولي، عالم و پيشواي مردم گيلان، در پاسخ به استفتاي عده اي از متدينين مي نويسد: «لزوم استرداد حقوق مغصوبه از ستم كاران ضروري، و مجمع عليه جميع ديانات و اقوام و ملل مختلفه مي باشد... بنابراين، پيروي و همكاري با حضرت آيت الله كاشاني... و هر سازماني كه عليه ستم كاران تأسيس شده، لازم است.(35)
7ـ2ـ آيت الله حاج شيخ محمدرضا كلباسي، از علماي بزرگ مشهد، درپاسخ به استفتايي در مورد ملي شدن صنعت نفت مي نويسد: «طلب حق و گرفتن آن، از وظايف اوليه ي هر مسلماني است... معادن نفت ايران، حق اوليه ي ايرانيان است... زبوني و سستي خود ما باعث شده كه اين ثروت هنگفت ملي، سال ها به رايگان در اختيار ديگران باشد وغاصبانه حق مشروع ما را تاراج نمايند. امروز بر فرد فرد مسلمانان واجب است كه از موقعيت استفاده و نسبت به استيفاي حقوق حقه خود ازشركت نفت و ملي شدن آن، مجاهدت و مساعي جميله ي حضرت آيت الله كاشاني را پشتيباني نماييد.(36)
8ـ2ـ نگاه حضرت امام(ره) به نهضت ملي شدن صنعت نفت، نگاهي ويژه است. ايشان به هر دو رهبر ملي و مذهبي اين نهضت، انتقاداتي دارند. وي، مصدق را به دليل اينكه اولاً در اوج قدرت بود و مي توانست شاه را از بين ببرد و اين كار را نكرد و ثانياً به دليل اينكه مجلس هفدهم را به تعطيلي كشاند تا راه قانوني براي تعيين نخست وزير از سوي شاه باز شود، مورد انتقاد قرار مي دهد. حضرت امام نسبت به آيت الله كاشاني نيز با اينكه در موردش فرموده است كه آقاي كاشاني براي اسلام كارمي كرد(37) و حتي از سوابق مبارزاتي ايشان در عراق بر ضد انگليسي ها به نيكي ياد مي كرده اند(38)، انتقاداتي دارند. انتقاد حضرت امام از آيت الله كاشاني، اين است كه چرا بر جنبه هاي سياسي نهضت بيش از جنبه ي ديني آن تكيه كرده است؟(39) اين انتقادي بود كه فدائيان اسلام نيز از آيت الله كاشاني داشتند.
در مجموع، امام از جنبش ملي، ذهنيت خوبي نداشت، چرا كه نه تنها در اسلاميت كه در ملي بودن واقعي آنان نيز ترديد داشت. به همين دليل مي فرمايد: «ما از اين ملي ها هيچي نديديم، جز خراب كاري.»(40)
علاوه بر اين بزرگواران، مي توان به بيانيه هاي حجج اسلام حاج سيدحسين خادمي، آيت الله طالقاني، حاج شيخ مرتضي مدرسي اردكاني، حاج سيد مصطفي سيدالعراقين و آيت الله حاج شيخ مهدي نجفي درباره ي ملي شدن صنعت نفت و فتواي لزوم خلع يد از شركت نفت انگليس، توسط آيت الله فقيه سبزواري از علماي مشهد نيز اشاره كرد.(41)
در مشهد، برخي شخصيت هاي روحاني مثل محمدتقي شريعتي، علي اصغر عابدزاده(42)، محمود حلبي و... نيز سخت از نهضت ملي دفاع مي كردند.(43)
در اصفهان، هيأت علميه ي اصفهان، افزون بر آنكه طي سال هاي 29 ـ32 سهم عمده اي در فعاليت براي ملي شدن صنعت نفت و تبعات آن داشت، و حتي به معرفي كانديدا براي مجلس مي پرداخت؛ از آن جمله، اطلاعيه اي است كه به مناسبت كانديداتوري سيد محمود دفتريان، مشهور به لسان الواعظين، براي شهرضا و لنجان معرفي كردند. هيأت علميه ي اصفهان، پس از درگذشت آيت الله چهارسوقي، با رياست آيت الله خادمي به فعاليت خود ادامه داد.(44)
3ـ اقدامات آيت الله كاشاني پس از ملي شدن صنعت نفت
بر هيچ محقق تاريخ معاصر پوشيده نيست كه اگر فعاليت هاي آيت الله كاشاني نبود، مصدق و جبهه ي ملي نمي توانستند، در برابر فشارهاي انگليس و مخالفان داخلي ملي شدن صنعت نفت ايستادگي كنند(45)؛ و بر فرض مقاومت مصدق و طرفدارانش و ملي شدن صنعت نفت، امكان تثبيت و به ثمر رساندن نهايي آن منتفي بود. برخي فعاليت هاي آيت الله كاشاني براي تثبيت ملي شدن صنعت نفت، عبارت است از:
3ـ1ـ دعوت به همكاري با هيأت خلع يد و پرهيز از اختلاف و تفرقه: وقتي مأموران انگليسي از طريق تحريك كاركنان و كارگران شركت نفت، در كار هيأت خلع يد، كارشكني و حتي آن ها را به تحصن وادار مي كنند، آيت الله كاشاني پيام هايي به مضمون ذيل براي كارمندان وكارگران شركت نفت خوزستان مي فرستد: «دويست سال ايران و ايرانيان در زير يوغ و مظالم اجنبي، روز خوش نديده و مخصوصاً در پنجاه سال اخير كه مسلط به نفت جنوب و امرحياتي ما گرديده، روز به روز ظلم و جور و فقر و فلاكت و بيچارگي و فساد اخلاق و سيه روزي، فزون تر و عده ي نفوس كمتر شده.  انتظار دارم بيش از پيش در اتحاد و اتفاق و حفظ انتظامات وپشتيباني از دولت جناب آقاي دكتر مصدق و هيأت محترم خلع يد كه ثمرات نيكوي آن عايد عموم ملت ايران مي شود، جديت خواهند كرد. براي قطع دست شركت نفت در امور ايران، سال ها انواع مصائب و مشقت ها تحمل شده، تا به همت ملت و مجلسين شورا و سنا، قانون ملي شدن صنعت نفت تصويب شد. اجرا و عملي شدن آن و قطع كامل ايادي غاصبانه ي شركت نفت انگليس از اين ماده ي حياتي، موقوف به مجاهدت ملت است و مجاهدت ملت، خودداري از هرگونه اعتصاب و موجبات اغتشاش و پيروي نكردن از دسائس و حيله ي آن ها و ساير مفسدان است.»
همچنين وقتي ايادي شركت نفت انگليس تلاش كردند، تا ميان مردم تخم نفاق و اختلاف بكارند و از اين طريق، وحدت و همدلي آن ها را در خصوص نهضت نفت از بين ببرند، آيت الله كاشاني اعلاميه ي ذيل را صادر كرد: «قواي استعماري فاسد شركت سابق نفت كه از جميع اقدامات خود براي ايجاد تشنج و انقلاب مأيوس شده، اخيراً براي انصراف افكار ملت ايران از مسئله ي نفت، دست به حربه زنگ زده ي استعماري ديگري زده و سعي دارد، به عنوان اختلافات مذهبي، نفاق و شقاق جديدي برپا نمايد... مبارزه ي ما، مبارزه ي ملي بر ضد استعمار كه ريشه ي همه ي مفاسد ديني و دنيوي است، مي باشد، در راه اين مبارزه، همه ي ملت ايران لازم است، به اتحاد و يگانگي براي رسيدن بدين هدف مقدس فداكاري نمايند، پس واجب است، همه بيدار بوده و گول اظهارات فريبنده ي مغرضين و كاركنان اجنبي را نخورند. امر فوتي، قطع يد دشمنان ايران از نفت و وطن عزيز است. آلت دست مغرضين نشويد و بالجمله بيدار وهشيار باشيد و بدانيد، هر نغمه اي كه باعث اختلاف و تشتت باشد، در هركجا و از هر كس ظاهر شود، به تحريك اجنبي و بر ضرر ملت و مملكت است.(46)
افزون بر اين، وقتي سفير انگليس طي بيانيه اي از دكتر مصدق خواست كه ايران بايد از مخاطرات الغاي يك طرفي قرارداد پرهيز كند وتوجه داشته باشد به اينكه حل اختلاف از طريق دوستانه، موجب جلب سرمايه ي خارجي و ايجاد اعتبار براي كشور خواهد بود، آيت الله كاشاني در تاريخ 31/2/1330 از مردم خواست، تا در ميدان بهارستان تجمع كنند. وي در اين تجمع، ضمن اظهار تنفر از دخالت آمريكا در امورايران، بر قابل بازگشت نبودن عمل خلع يد از شركت نفت انگليس تأكيدكرد. البته يك روز پيش از اين، وزير امور خارجه ي ايران نيز، طي نامه اي رسمي به بيانيه ي دولت آمريكا، خلع يد از شركت نفت انگليس را حتمي و دخالت آمريكا را در امور ايران محكوم كرد.(47)
پي نوشت ها:
1ـ روزنامه ي ايران ما در سرمقاله ي تاريخ19/9/1323 مي نويسد: اين طرح آقاي دكتر مصدق، فعلاً خيال كمپاني نفت جنوب را از ورود رقيب هاي گردن كلفت به ميدان نفت، كاملاً راحت و آسوده مي سازد.
2ـ قلم و سياست در از استعفاي رضاشاه تا سقوط مصدق، ص 133، نقل از: نقش روشنفكران وابسته(دكتر محمد مصدق)، ج 7، ص 379. براي اطلاع از يك نمونه ديدگاه هايي كه معتقدند دكتر مصدق در قضيه ي نفت به نفع انگليسي ها عمل مي كرده است، ر.ك: چهره ي حقيقي مصدق السلطنه، ص 48ـ56؛ 330ـ 336.
3ـ پس از جنگ جهاني دوم، نيروهاي استعماري، آيت الله كاشاني را به بهانه ي همكاري با آلماني ها دستگير و 28 ماه تمام در اراك، كرمانشاه و رشت زنداني نمودند. وي بار ديگر در خرداد 1324 دستگير و 22 ماه تمام در بهجت‌آباد قزوين تبعيد شد.(ر.ك: وقايع سي ام تير 1331، ص 171) براي بار سوم، وي در دولت محمد ساعد در سال 1327 بازداشت شد وپس از چند روز كه در قلعه ي فلك الافلاك خرم آباد زنداني بود، به كشورلبنان تبعيد گرديد. براي بار چهارم، در سال 1334 و پس از دستگيري فدائيان اسلام، به عنوان دخالت در قتل سپهبد رزم آرا دستگير و در معرض محاكمه و اعدام قرار گرفت كه بر اثر دخالت مقامات روحاني به ويژه آيت الله بروجردي آزاد گرديد.   
علي دواني، نهضت روحانيون ايران، ج 2،(تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، چ 2، 1377)، ص 457 ـ 458.
4ـ امضاء كننده ي اين قرارداد، تقي زاده بوده است. براي اطلاع تفصيلي ازاصول قرارداد گس ـ گلشائيان و ايراداتي كه به قرارداد 1933 وارد است ر.ك: تاريخ سياسي معاصر ايران، ج 1، ص 362ـ366.
5ـ مصدق در اين شرايط از سياست بركنار بود.
6ـ مكي به مصدق مي گويد: چون شما در قرارداد نفت شمال(قرارداد قوام ـ سادچيكف) مداخله ي تام داشتيد و تحريم نفت شمال به دست شما صورت قانوني گرفته، براي اينكه متهم به سياست يك جانبه نشويد، عقيده ي خود را در مورد قرارداد الحاقي اظهار كنيد.(تاريخ سياسي معاصر ايران، ج 1، ص 344.)
7ـ البته شهيد آيت معتقد است كه دكتر مصدق به طور ضمني با اين قرارداد اعلام توافق كرده است.(چهره ي حقيقي مصدق السلطنه، ص 52 ـ 56.)
8ـ وي در تاريخ 29/3/1329 پس از 18 ماه تبعيد، وارد ايران شد وكمي بعد، بيانيه اي صادر كرد كه در آن آمده بود: «نفت ايران متعلق به ملت ايران است و به هر ترتيبي كه بخواهد نسبت به آن رفتار مي كند و قراردادي كه با اكراه و اجبار تحميل شود، هيچ نوع ارزش قضايي ندارد.»(روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 6، ص 49 ـ 50)
9ـ محمدرضا شاه به هيچ وجه با انتصاب رزم‌آرا به نخست وزيري موافق نبود. نفوذ و اعتبار روزافزون جبهه ي ملي در ميان طبقات مردم و همچنين ترور هژير، وزير دربار، به وسيله ي فدائيان اسلام وابسته به آيت الله كاشاني و... رد لايحه ي قرارداد الحاقي، او را ناگزير به قبول زمامداري رزم‌آرا كرد، ولي همواره نسبت به او بيمناك بود؛ زيرا سپهبد جوان، باهوش، جاه طلب و آشنا به زد و بندهاي سياسي، تنها افسري بودكه اگر زنده مي ماند و طوفان نفت را از سر مي‌گذراند، براي از ميان برداشتن شاه، ترديد به خرج نمي‌داد.(روزنامه ي نيويورك تايمز، مورخ 8 مارس 1951، نقل از: جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران و كودتاي 28 مرداد 1332، ص 130)
10ـ با اينكه اكثريت مجلس شانزدهم و حتي كميسيون نفت آن، منتخب واقعي مردم نبودند و با ملي شدن صنعت نفت نيز مخالف بودند، فشار افكار عمومي از سويي، ترور رزم آرا به ويژه پس از مصاحبه ي مطبوعاتي آقاي كاشاني كه ادامه ي ترور كساني كه با ملي شدن نفت مخالف اند، از سوي ديگر، باعث شد تا كسي جرأت نكند كه ساز مخالف ملي شدن نفت بزند.
11ـ در تاريخ 29 اسفند 1329، راديو بي.بي.سي. در تفسيري اعلام كرد: «امروز پارلمان ايران پيشنهاد ملي كردن نفت در سراسر كشور راتصويب كرد. اين پيشنهاد از طرف عده ي معدودي از مرتجعين و ثروتمندان و همچنين عده اي ملاهاي متعصب كه در رأس آنان سيدابوالقاسم كاشاني قرار گرفته است، پشتيباني مي شود. چند نفر منفي باف كه عده اي از جوانان ساده لوح از آنان پيروي مي كردند فرياد مي زدند:(نفت ايراني براي ايراني)، ولي هيچ كس نگفت چه طور ممكن است كه ايران نفت خود را اداره كند؟ فقط كساني از قبيل رزم‌آرا مي‌دانستند اداره كردن نفت به دست ايراني عملي نيست و با پيشنهاد ملي‌كردن مخالفت مي‌كردند.(روزنامه ي شاهد، مورخ 29/12/1329، نقل از: جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران و كودتاي 28 مرداد 1332، ص 127ـ 128)
12ـ براي اطلاع از اصل مواد نه گانه، ر.ك: تاريخ ملي شدن صنعت نفت ايران، ص 110 ـ 112
13ـ تاريخ ملي شدن صنعت نفت ايران، ص 123

14ـ براي اطلاع بيشتر از شرح اين استقبال تاريخي، ر.ك: روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 6، ص 49 ـ 50)
15ـ تاريخ سياسي معاصر ايران، ج 1، ص 348.
16ـ تاريخ ملي شدن صنعت نفت ايران، ص 90
17ـ گروهي از هواداران نهضت اسلامي ايران در اروپا، روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، (پاريس، بي نا، 1358)، سند 8، ص 54 ـ55.
18ـ آيت‌الله كاشاني در دفاع از خليل طهماسبي قاتل رزم‌آرا مي‌گويد: «اين عمل به نفع ملت ايران بود و اين گلوله و ضربه، عالي‌ترين و مفيدترين ضربه‌اي بود كه به پيكر استعمار و دشمنان ملت ايران واردآمد. قاتل رزم‌آرا بايد آزاد شود؛ زيرا اين اقدام او در راه خدمت به ملت ايران و برادران مسلمانش عملي شده است. و چون در حكومت ملي، قضاوت افكار عمومي محترم است و رزم‌آرا را افكار عمومي ملت ايران محكوم كرده است، در حقيقت، حكم اعدام رزم‌آرا را افكار عمومي ملت ايران صادر كرده است. و شما مي‌دانيد كه هيأت حاكمه و قوانين اجتماعي هر كشور مولود افكار عمومي مردم آن كشور مي‌باشد و خليل طهماسبي مجري اراده‌ي قاطبه‌ي ملت ايران بوده است.
19ـ روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 16، ص 65. حسنين هيكل كه دو روز پس از ترور رزم آرا با آيت الله كاشاني ملاقات داشته است، مي نويسد كه آيت الله به وي گفته است: «ما مي خواهيم انگليسي هاي سگ مملكت ما را ترك كنند... سگ هاي انگليسي استقلال را از ما گرفتند همان طور كه قرآن را از ما گرفتند... به زودي ياران خيانت كار انگليس مي ميرند و دست شان كوتاه مي شود. همين دو روز پيش، دست يكي از آن‌ها را كوتاه كرديم و بقيه بايد منتظرباشند. قتل رزم آرا به توفيق و الهام از خداوند صورت گرفت... به زودي نفت ملي مي شود.(حسنين هيكل، ايران؛ كوه آتشفشان، ترجمه سيد محمد اصفيايي، ص 84 ـ 87، نقل از: تاريخ سياسي معاصر ايران، ج 1، ص 355ـ356)
20ـ اساساً آيت الله خوانساري روحيه اي مبارز داشته است. وي نخستين بار در جنگ جهاني اول در حالي كه 28 سال داشته در كنارهم رزم خود آيت الله كاشاني با انگليسي‌ها مي‌جنگد. اما در جريان جنگ، مجروح و از سوي نيروهاي انگليس به مدت چهار سال به هندوستان تبعيد مي شود(علماي مجاهد، ص 198)
21ـ ر.ك: جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران و كودتاي 28 مرداد1332، ص 117.
22ـ روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 9، ص 56 ـ 57.
23ـ ر.ك: مصدق و حاكميت ملي، ص 939، نقل از: نشست تخصصي روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت،(تهران: مؤسسه ي مطالعات و پژوهش هاي سياسي، چ 1، 1385، ص 28)
24ـ اساساً هيأت علميه ي تهران جانبدار دكتر مصدق بود و اخوان زنجاني، رضوي قمي و فيروزآبادي از آن به شمار مي رفتند.
25ـ نشست تخصصي روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، ص 29.
26ـ سيد محمدعلي روضاتي، زندگاني آيت الله چهارسوقي، اصفهان، بي نا، 1332، ص 31؛ نشست تخصصي روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، ص 39 ـ 40؛ نيروهاي مذهبي بر بستر حركت نهضت ملي، ص 170
27ـ خبرنامه ي شماره ي 2، همايش بين المللي نفت، سلطه، كودتاي 28 مرداد 1328، ص 6ـ7
28ـ روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 10، ص 58.
29ـ وي(1320ـ 1338 ق) در اين زمان از علما و مراجع درجه دوم قم بودند.
30ـ روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 11، ص 59.
31ـ وي در 18 سالگي به درجه ي اجتهاد نايل شده است و مفتخر به كسب حدود 20 اجازه ي اجتهاد از بزرگاني چون سيد محمدكاظم يزدي، ميرزا محمدتقي شيرازي، شريعت اصفهاني، آقا ضياء عراقي، علامه ناييني، سيد ابوالحسن اصفهاني و... مي باشد.
32ـ برگرفته از سخنراني حجت الاسلام سيد معز حسيني شيرازي فرزند آيت الله سيد نورالدين حسيني شيرازي در همايش همايش بين المللي نفت، سلطه، كودتاي 28 مرداد 1328)، نقل از: خبرنامه ي شماره ي 2 همايش مذكور، ص 5.
33ـ ر.ك: بهروز طيراني، اسناد احزاب سياسي در ايران(13201330)، ج 1، (تهران : سازمان اسناد ملي ايران، چ 1، 1376)، ص 167ـ168.
34ـ جريان ها و سازمان هاي مذهبي سياسي ايران، ص 65.
35ـ نشست تخصصي روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت،ص 16.
36ـ نشست تخصصي روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت،ص 16ـ17.
37ـ در جستجوي راه امام از كلام امام، دفتر پنجم، ص 23.
38ـ ر.ك: صحيفه ي نور، ج 18، ص 181.
39ـ در خلال نهضت كاشاني و دكتر مصدق كه جنبه ي سياسي نهضت قوي تر بود، در نامه اي به آيت الله كاشاني نوشتم كه لازم است براي جنبه ي ديني نهضت اهميت قائل شود. او به جاي اين كه جنبه ي مذهبي راتقويت كند و بر جنبه ي سياسي چيرگي دهد به عكس رفتار كرد.(صحيفه ي امام، ج 18، ص 21)
40ـ صحيفه ي نور، ج 12، ص 347.
41ـ غلام رضا جلالي، تقويم تاريخ خراسان، ص 118، نقل از: نشست تخصصي روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، ص 17
42ـ علي اصغر عابدزاده(1290ـ 1365 ش) در مشهد مهديه را تأسيس كرد و رهبري بخشي از هيأت هاي مذهبي را عهده دار شد. وي همچنين انجمن پيروان قرآن را تأسيس كرد كه در آن سال ها رونق زيادي داشت و جمعيت جوانان زيادي را كه حس سياسي هم داشتند، به خود جذب كرد.
43ـ ر.ك: جريان ها و سازمان هاي مذهبي سياسي ايران، ص 56ـ57.
44ـ جريان ها و سازمان هاي مذهبي سياسي ايران، ص 60.
 45ـ در اسناد و آرشيو انگليس آمده است كه: نفوذ كاشاني باعث شد كه دكتر مصدق از راه مبارزه ي با انگليسي ها منصرف نشود و دولت ايران شناسايي خود را از اسراييل پس بگيرد و به اين ترتيب، ايران وارد صف متحد دول عربي و اسلامي گردد.(روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 30، ص 84)
46ـ ر.ك: روحانيت و نهضت ملي شدن صنعت نفت، سند 26، ص 79؛ سند 32، ص 88؛ سند 34، ص 90؛ سند 35، ص 91.
47ـ تاريخ ملي شدن صنعت نفت ايران، ص 120.

    /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار