جنگ نرم چگونه پيش مي رود
کد خبر:۶۳۳۵۵
نگاهي به ابعاد و گستره جنگ نرم؛

جنگ نرم چگونه پيش مي رود

حضرت آيت‌‌الله العظمي خامنه‌‌اي در آذرماه سال 88 جنگ نرم را به معناي ايجاد ترديد در دل‌‌‌ها و ذهن‌‌‌هاي مردم تعريف فرمودند؛ از اين مختصر مي‌‌‌توان نتيجه گرفت که جنگ نرم، پديده‌‌‌هايي همچون «تهاجم فرهنگي»، «عمليات رواني» و جز آن را نيز در بر مي‌‌‌گيرد و اعم از آن است.

دكتر محمدعلي نائيني - ويژه نامه نوروزي جوان؛ جنگ نرم، مجموعه اقدامات خصومت‌آميز، تعمدي و برنامه‌ريزي شده است که موجب دگرگوني در هويت فرهنگي، «ارزش‌ها و نگرش‌‌‌هاي پايه و بنيادين» و  القاي ناکارآمدي مدل سياسي مورد قبول مردم در يک نظام سياسي مي‌‌‌شود. اين جنگ همه عرصه‌‌‌هاي اجتماعي يک نظام سياسي را مي‌‌‌تواند تحت تاثير قرار دهد.مقام معظم رهبري حضرت آيت‌‌الله العظمي خامنه‌‌اي در آذر سال جاري(1388) جنگ نرم را به معناي ايجاد ترديد در دل‌‌‌ها و ذهن‌‌‌هاي مردم تعريف فرمودند. از اين مختصر نيز مي‌‌‌توان نتيجه گرفت که جنگ نرم، پديده‌‌‌هايي همچون «تهاجم فرهنگي»، «عمليات رواني» و جز آن را نيز در بر مي‌‌‌گيرد و اعم از آن است. از تعريف  مذکور چنين پيداست که:
   جنگ نرم يک اقدام تعمدي و تدبير شده است
    مهم ترين قلمروهاي جنگ نرم؛ فرهنگي ، سياسي و اجتماعي است
    قصد اصلي  عاملان جنگ نرم تاثير نهادن بر باورها، نگرش‌ها، ارزش‌‌‌ها و انگيزش مخاطبان است
    آماج جنگ نرم به مردم کشورها محدود نمي‌شود، بلکه دولتمردان و نخبگان را نيز هدف وآماج قرار مي‌‌‌دهد
   عاملان جنگ نرم در پي آن هستند که در بلند‌مدت منش و رفتار مخاطبان را تحت تاثير قرار دهند
   مقدمه جنگ نرم سياسي( ناکارآمد‌سازي مدل سياسي موجود)، تهاجم فرهنگي(دگرگوني در هويت فرهنگي) است

پيشينه نظري جنگ نرم

جنگ به عنوان بخشي از طبيعت بشر شناخته مي‌شود كه در تاريخي به قدمت تاريخ خود بشر، فراز و نشيب‌‌‌ها داشته است و با رويكردهاي مختلفي تقسيم شده است. شناخته‌ترين نوع آن تقسيم‌بندي، بر اساس شدت جنگ است که جنگ را به منازعات كم شدت، شديد و تمام عيار، تقسيم‌‌‌بندي کرده‌اند. در نوع دوم دسته‌‌‌بندي جنگ، آن را از نظر به‌كارگيري سلاح به طيف‌‌‌هاي جنگ‌گرم و جنگ‌سرد تفكيك ‌مي‌كنند. همچنين از حيث علني يا مخفي بودن منازعه، به جنگ آشكار، جنگ نيمه پنهان و جنگ پنهان تقسيم‌‌‌ مي‌گردد. دسته‌‌‌بندي بعدي طيف‌‌‌شناسي جنگ از حيث موضوع آن است؛ مانند جنگ سياسي، اقتصادي، فرهنگي، نظامي. جنگ نرم براساس چه متغيري دسته‌‌‌بندي‌‌‌ مي‌شود؟ نوع ديگر، طيف‌‌‌شناسي جنگ، براساس «صلابت و خشونت» است. بر اساس اين تقسيم بندي جنگ شامل؛ soft war جنگ نرم و hard war جنگ سخت است. اين نوع تفكيك ابتدا توسط پروفسور مولانا و جوزف ناي صورت گرفته و سپس در دهه اخير توسط ساير انديشمندان تكامل يافته است.


نقاط افتراق جنگ سخت و نرم

حوزه و ابعاد جنگ نرم، اجتماعي، فرهنگي و سياسي است در حالي كه حوزه تهديد سخت نظامي مي‌باشد.

جنگ نرم پيچيده و اندازه‌گيري آن مشكل است در حالي كه جنگ سخت عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها، اندازه‌گيري كرد.

روش اعمال جنگ سخت استفاده از زور و اجبار (‌نيروي مسلح) است در حالي كه در جنگ نرم، از روش ارضا براي تصرف قلوب و اقناع‌ براي تصرف ذهن بهره‌گيري مي‌شود.

در جنگ سخت، با تخريب و حذف فيزيكي حريف و تصرف و اشغال سرزمين اهداف تامين و اراده تحميل مي‌‌‌شود.در حالي كه در جنگ نرم با تأثيرگذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري و در نهايت تغيير هويت‌ اهداف محقق مي‌‌‌شود.

جنگ سخت، همراه با عكس‌العمل و برانگيختن است. در حالي در جنگ نرم کشف لجمن( لبه جلويي منطقه نبرد)، گسترش دشمن به دليل ماهيت غيرعيني و محسوس بودن مشکل بوده و عمدتاً فاقد عكس‌العمل است.

جنگ سخت، در عصر استعمار كلاسيك و کهن (‌عصر اقدام نظامي)، عمده‌ترين نوع نزاع بوده.لکن جنگ نرم مشخصه دوره استعمار فرانوين و يا جهاني‌سازي فرهنگ (عصر تصرف قلب‌‌‌ها و ذهن‌‌‌ها‌) است.

فرآيند جنگ نرم

در دكترين جنگ نرم، قاعده اين است كه مردم کشور هدف، اهداف دشمن را محقق کنند. الزام آن تصرف قلب و مغز است، به عبارت ديگر، كساني كه قلب و ذهن‌شان تسخير شده، در راستاي اهداف دشمن خود عمل‌‌‌ مي‌كنند. پرسش اين است، راه تسخير مردم به گونه‌اي كه خود آنان خواسته‌‌‌هاي دشمن شان را محقق سازند چيست؟ اين راه بسيارساده و در عين حال دشوار است.براي تاثير بر ذهن و قلب در دو حوزه، شناختي و عاطفي جنگ نرم انجام مي‌‌‌شود:

هدف در بعد شناختي يا ذهني تصرف ذهن است. عاملان جنگ نرم با بهره‌گيري از روش اقناع، مجاب‌سازي، تغيير ادراک و شست‌وشوي مغزي در پي آن هستند تا افکار، انديشه، ذهن و نظام شناختي مخاطبان را تحت تاثير قرار دهند.آنان در اين زمينه از روش مديريت ادراک بهره مي‌‌‌گيرند.در اين روش تلاش مي‌‌‌شود افراد و نخبگان کشور هدف، نسبت به مسأله‌اي قانع شوند، اطلاعات ويژه‌‌اي را به آنان القا کنند تا زمينه سيادت بر مغز آنان فراهم شود.

هدف در بعد عاطفي و هيجاني تصرف قلب و تحريک افراد براي اقدام خاص است.عاملان جنگ نرم مي‌‌‌کوشند تا نظام عاطفي مخاطبان و نگرش آنان را تحت تاثير قرار دهند. به عنوان مثال آنان مي‌‌‌کوشند تا نفرت مخاطبان را نسبت به حکومت خويش برانگيزند و عشق و علاقه آنان را معطوف خود سازند. تصرف قلب افراد با ارضا و تحريک انجام ‌‌‌مي‌شود. رضايت افراد از چيزي موجب زمينه‌سازي تصرف قلب آنان‌‌‌ مي‌شود. آنان در اين زمينه از روش عمليات رواني با توليد سوژه براي برانگيختن جامعه هدف بهره مي‌‌‌گيرند.

ابعاد تهديدات نرم

براي جنگ نرم ابعاد مختلف برشماري شده است. لکن جنگ نرم سه بعد اساسي را در بر مي‌‌‌گيرد:

بعد فرهنگي. مهم‌ترين بعد جنگ نرم است و تهاجم فرهنگي مقدمه جنگ نرم به شمار مي‌‌‌آيد؛ زيرا عاملان جنگ نرم در پي آن هستند تا با استفاده از ساز‌و‌کارها و روش‌‌‌هاي فرهنگي بر ارزش‌هاي بنيادي جامعه (ارزش‌‌‌هايي نظير خدا‌محوري، ولايت‌مداري، دشمن‌ستيزي، عدالت‌خواهي، خودباوري و جز آن)، نگرش‌هاي پايه (نظير نگرش به بيگانگان، نگرش به نوع حکومت، نگرش به نوع روابط اجتماعي و جز آن) را دستخوش تغيير قرار دهند.نتيجه جنگ نرم فرهنگي استحاله فرهنگي و تغيير هويت است.

بعد سياسي. عاملان جنگ نرم در‌صددند تا نوع نگرش، موضع گيري و کنش شهروندان يک جامعه را در برابر حکومت و نهاد‌‌‌هاي سياسي آن، دستکاري نمايند و آنان را براي دست يازيدن به کنش‌‌‌هاي اعتراض‌آميز، نظير راهپيمايي، تظاهرات، اعتصاب و جز آن، ترغيب کنند. به تعبير روشن‌تر، عاملان جنگ نرم در پي آن هستند که شهروندان جامعه را وادار به نافرماني مدني نمايند، تا بر اثر آن رفتار حکومت، يا حتي نوع حکومت، را به تدريج دستخوش تغيير قرار دهند و مشروعيت، مقبوليت و کارآمدي مدل سياسي موجود را مورد ترديد قرار دهند.از همين روي است که برخي «انقلاب‌‌‌‌هاي رنگي » را در زمره جنگ نرم سياسي جاي مي‌‌‌دهند. زيرا در اين فرآيند، مدل سياسي موجود کشور هدف به چالش کشيده مي‌‌‌شود.

بعد اجتماعي، سومين بعد جنگ نرم است.از جمله مؤلفه‌‌‌هاي بعد اجتماعي جنگ نرم، کنش‌‌‌هاي اجتماعي روابط و تعاملات، آداب و رسوم و رفتارهاي جمعي است.عاملان جنگ نرم در پي آن هستند تا بر هويت مردم جامعه انسجام اجتماعي، روحيه ملي، سرمايه اجتماعي، الگوهاي رفتاري، دلبستگي ملي و ...تاثير بگذارند.

اهداف جنگ نرم

هدف نهايي در جنگ نرم همان هدف در جنگ سخت يعني مهار و فروپاشي يک نظام سياسي است.لکن ابزار و روش‌هاي اين براندازي متفاوت است.اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمين، براندازي يک نظام سياسي انجام مي‌‌‌شود و سيستم دفاعي و امنيتي يک کشور فرو مي‌‌‌ريزد. در جنگ نرم تلاش مي‌‌‌شود با تاثيرگذاري بر باورها و ارزش‌‌‌هاي يک ملت، انديشه و مدل اداره يک کشور که هويت‌دهنده به يک نظام سياسي است به چالش کشيده ‌‌‌شود. در صورتي که دشمن در براندازي نرم موفق گردد، در واقع با پروژه بي اعتبارسازي و اعتمادزدايي از نظام سياسي، براندازي به نتيجه خواهد رسيد. جنگ نرم روشي براي تحميل اراده و تامين منافع نظام سلطه است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامي و روش‌‌‌هاي خشونت‌آميز اعمال مي‌‌‌شود.

ابزار اصلي اين جنگ، قدرت نرم به ويژه، قدرت اقناع‌گري و همراه‌سازي است که عمدتاً با استفاده از ابزار ارتباطي و رسانه و دانش روانشناختي تلاش مي‌‌‌شود، در هويت‌‌‌هاي فکري و فرهنگي ترديد ايجاد شود. حوزه عمل اين جنگ، افکار، اعتقادات، باورها، ارزش‌ها، علايق و گرايش‌‌‌هاي جامعه هدف است که مهاجم براي اشغال آن برنامه‌ريزي مي‌‌‌کند و در نهايت با تصرف ذهن و قلوب مردمان کشور هدف، تغيير در ساختارها محقق مي‌‌‌شود. به عبارتي جنگ نرم، جنگ تخريب مدل است. مهاجم در اين جنگ با ايجاد ترديد در مباني و ارزش‌‌‌هاي اساسي يک نظام سياسي، مدل يک نظام را در عرصه‌‌‌هاي مختلف اجتماعي ناکارآمد مي‌‌‌سازد.

مخاطبان جنگ نرم

مخاطبان جنگ نرم شامل؛ نخبگان و مردمان کشور هدف است:

نخبگان کشور هدف: اين سطح از جنگ نرم، جنگ نرم در سطح راهبردي كشور است كه به سطح رهبران و نخبگان فکري و سياسي يك كشور بازمي‌گردد و بالاترين سطح رويارويي جنگ نرم تلقي مي‌شود. هدف اصلي در اين سطح تضعيف و کاهش قدرت تاثير‌گذاري و جريان‌سازي نخبگان در محيط داخلي و بين‌المللي است.به هر ميزاني كه بازيگران بتوانند در اين سطح قدرت نخبگان را کاهش دهند يا آنها را با خود هماهنگ نمايند، امكان پيروزي بيشتري خواهند داشت.در اين سطح از جنگ نرم با مديريت ادراک نخبگان، تلاش مي‌‌‌شود تا برآورد‌ها و شناخت نخبگان از پديده‌‌‌ها دستکاري شود و يا با انجام عمليات رواني بر آنان، عزم و اراده آنان را دگرگون سازند.

مردمان کشور هدف: اين سطح از جنگ نرم، عنصر مردمي قدرت ملي كشور هدف قرار مي‌‌‌گيرد.هدف از جنگ نرم، سلب اراده و انگيزه از مردم و بي‌تفاوت نمودن جمعيت‌هاي همراه و تبديل آنها به جمعيت‌هاي معارض، مخالف و بي‌تفاوت و شكل دادن به نافرماني‌هاي مدني با ايجاد شكاف بين مردم و حاکميت است.جنگ نرم، در اين سطح مي‌تواند بر ميزان حمايت مردم از سياست‌هاي نظام و نخبگان مؤثر باشد.در صورتي كه كشوري از قدرت نرم لازم در اين سطح برخوردار باشد، به طور طبيعي آن كشور فاقد بحران‌هاي سياسي، مشروعيت، کارآمدي، مشاركت، مقبوليت و هويت خواهد بود و بازدارندگي مردمي در برابرجنگ نرم شكل خواهد گرفت.

پيشينه جنگ نرم در مورد انقلاب اسلامي

دقيقاً چند هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مقابله سخت با انقلاب اسلامي با بحران‌‌‌هاي امنيتي عليه نظام جمهوري اسلامي شروع شد.پس از آن، جنگ هشت ساله تحميل گرديد. دشمن در مقابله سخت در دهه اول ناکام شد. دقيقاً با شروع دهه دوم انقلاب اسلامي جنگ نرم آغاز شد.هدف اوليه در جنگ نرم، تضعيف مقوم‌‌‌ها و عناصر اصلي قدرت نظام در دوران دفاع مقدس با تهاجم فرهنگي بود. بنابراين، مقدمه جنگ نرم تهاجم فرهنگي بود. مقام معظم رهبري با ادبيات مختلفي به خوبي اين فرآيند را تبيين کرده‌اند. با تبيين تهاجم و يورش فرهنگي دشمن، ناتوي فرهنگي، جنگ رواني و اخيراً جنگ نرم ماهيت، ابعاد و فرآيند تکوين جنگ نرم را براي جامعه و نخبگان توضيح داده‌اند. به عبارتي مي‌‌‌توان گفت، آغاز جنگ نرم عليه انقلاب اسلامي دقيقاً پس از دفاع مقدس و همزمان با آغاز رهبري مقام معظم رهبري است.

اين تهاجم به‌صورت پيچيده و غير‌محسوس در دوره هشت ساله سازندگي شروع گرديد و درک آن براي بسياري از خواص و نخبگان مشکل بود. مقام‌معظم رهبري با بهره‌گيري از تجارب تاريخي، صحنه اين نبرد را کالبد شکافي کردند. متاسفانه در اين دوره هشدارهاي رهبري مورد توجه قرار نگرفت. در دوره سازندگي توسط روشنفکران غربگرا در حوزه نظري، شاهد ده‌‌‌ها مقاله و نشريه با هدف به چالش کشيدن عناصر قدرت نرم نظام جمهوري اسلامي بوديم. نه تنها هيچ عکس‌العمل و مقابله‌‌اي در اين دوره انجام نشد، بلکه برخي از سياست‌‌‌ها و رفتار دولتمردان در اين دوره بسترساز تهاجم فرهنگي شد.

اين تهاجم در دوره اصلاحات آنچنان وضوح و شدت گرفت که با جسارت، تمام ارزش‌‌‌هاي انقلابي و مقدسات اسلامي مورد تاخت و تاز و اهانت قرار گرفت و متاسفانه بسياري از کساني که در دوره اصلاحات مسؤول بودند نه تنها به وظايف خود عمل نکردند، بلکه بخشي از رسانه‌‌‌ها به ويژه مطبوعات کشور، مجلس ششم، بخش‌هايي از دولت هفتم و هشتم، در نقش پايگاه و يگان‌هاي دشمن عمل کردند و خودشان در اين دوره همراهي کردند. مردم ايران در انتخابات نهم رياست جمهوري گفتمان و شعارهاي ديني و انقلابي، پافشاري بر اصول انقلاب اسلامي را ترجيح دادند. از اين جهت انتخابات نهم رياست جمهوري را مي‌‌‌توان مقطع تعيين‌کننده‌‌اي پس از دو دوره هشت ساله به شمار آورد. از آن زمان برخي افراد و جريانات سياسي براي به‌دست گرفتن مجدد فضاي سياسي کشور برنامه‌ريزي کردند تا در انتخابات دهم از آن بهره‌گيري نمايند. قطعاً جلوه‌‌‌هاي اخير جنگ نرم عليه نظام، که به‌عنوان فتنه نامگذاري شد، به‌لحاظ طرح‌ريزي داراي دو دهه پيشينه است که در چند ماه اخير و در بستر انتخابات ظهور و بروز کرد.

بنابراين دشمنان انقلاب اسلامي پس از ناکامي در مقابله سخت در دهه اول با جمهوري اسلامي ايران، به بهره‌گيري از راهبرد جنگ نرم ‌روي آورده‌اند. چرا؟ آنها براين باورند که، انقلاب اسلامي گفتمان نويني را پديد آورده است که بعد نرم و فرهنگي آن بر ساير ابعاد آن ترجيح دارد و اين بعد منبع اصلي قدرت نظام است. اين واقعيت را پذيرفته‌اند که به سبب احياي نظام ارزشي مبتني بر خصائص و ويژگي‌‌‌هاي ديني و انقلابي، هويت نويني در مردم جامعه ايران شکل گرفته است که متمايز از هويت ساير ملت‌‌‌ها است. براي رسوخ در اين هويت و دگرگوني و استحاله آن و ايجاد فاصله بين ملت و نظام ايران، بايد ابعادي را آماج و هدف قرار داد که رمز ماندگاري و قدرت نفوذ جمهوري اسلامي ايران است و اين کار قطعاً با اقدام نظامي ممکن نيست.

راه مقابله با جنگ نرم

«قدرت نرم» جوهر و درون مايه يک نظام است.جنگ نرم براي مقابله با قدرت نرم است، راه مقابله با آن حفظ و افزايش عناصر و مولفه‌‌‌هاي قدرت نرم است.جنگ نرم را ابتدا بايد شناخت و باور کرد.اينکه مقام معظم رهبري تاکيد دارند، جنگ نرم يک حقيقت است و در دو دهه با ادبيات مختلف آن‌را تبيين کرده‌اند، حاکي از اين است که متاسفانه باور، برداشت و تحليل درست از آن وجود ندارد.بنابراين اقدام اول، شناخت پيشينه، ماهيت، ابعاد گروه‌‌‌هاي آماج، ابزار و روش‌‌‌هاي جنگ نرم است.

در حال حاضر مهم‌ترين صحنه جنگ نرم کجاست؟ تمرکز اصلي بر چه ابزار و روشي است.کدام گروه در کشور ما مخاطب اصلي جنگ نرم است؟ نقش سرپل‌‌‌ها و ميانجي‌‌‌هاي داخلي در جنگ نرم چيست؟ ويژگي‌‌‌هاي روانشناختي و سياسي سرپل‌‌‌ها و ميانجي‌‌‌هاي داخلي در پروژه فتنه سال 1388 کدام است؟ مدل‌‌‌هاي مشابه در جنگ نرم در دنيا چيست؟ و ده‌ها سؤال ديگر.تبيين آن و پاسخ به اين سوالات بر عهده کيست؟

قطعاً نخبگان و رسانه‌‌‌ها بيشترين نقش را در شفاف‌سازي و تبيين جنگ نرم دارند. گفته شد پيچيدگي يکي از شاخص‌‌‌ها و ويژگي‌‌‌هاي جنگ نرم است.در اين جنگ رفتار دشمن در تحميل اراده غير مستقيم است. بنابراين راهکار اصلي عمق‌بخشي و افزايش معرفت است. روشنگري، بصيرت بخشي و شفاف سازي صحنه جنگ براي جامعه و نخبگان ابزار مقابله با جنگ نرم دشمن است.

اگر بپذيريم، جنگ نرم در همه حوزه‌‌‌هاي سياسي فرهنگي، اقتصادي، علمي و اجتماعي و در دو سطح نخبگان و بدنه اجتماعي شکل مي‌‌‌گيرد، هريک از اين حوزه‌‌‌ها به راهبرد مقابله با جنگ نرم نياز دارد.راه مقابله در جنگ نرم، به‌دست گرفتن ابتکار عمل و خلاقيت است. ما نبايد هر روز شاهد طرح سوال، شبهه و القاي يک مساله بي مورد براي نظام باشيم.

موفقيت در اين است که هر لحظه براي دشمن مساله ايجاد کنيم و دشمن مجبور شود، به آن پاسخ دهد.در جنگ نرم ميدان بازي را ما بايد تعريف کنيم و توجه داشته باشيم در ميدان بازي دشمن قرار نگيريم.طبيعي است الزامات بدست گرفتن ابتکار عمل هم بايد فراهم شود.در حال حاضر کشور نيازمند تحليلي واحد از روند تحولات در ميان نخبگان مدافع نظام است، فضاي سياسي کشور بايد آرام باشد و از هيجان‌سازي کاذب پرهيز شود. تمرکز بر کارآمد‌سازي نظام و عدم فرصت‌سازي براي تبليغات و دستگاه‌‌‌هاي رسانه‌‌اي بيگانه راهکار برون رفت از فتنه و کاهش پيامد‌‌‌ها و آثار جنگ نرم است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار