در بهاران چه مي گذرد؟
فصل بهار روح زمان ها است، در اين ماه شب و روز پاكيزه و معطر است، زمين نرم مىشود و خون به هيجان مىآيد.
اگر چهار فصل را عبارت از يك موجود زنده فرض كنيم، پائيز و زمستان و تابستان به منزله جسم و اعضاى پيكر اوست و بهار جان و روان او، در ماه اول اين فصل شب و روز هواى خوش پيدا ميكند و زمين نرم و آماده پرورش گياه ميگردد؛ بدن ما نيز نرم و بانشاط و مهياى ترميم و تقويت است.
بلغم (يكى از اخلاط چهارگانه) كه بر اثر كم شدن عمل تعريق و نيافتن حرارت كافى از خورشيد زياد مىشود در بهار كه مسامات بدن باز ميگردد و تنفس بيشتر از هواى پاك جبران كمبودى عمل تعريق مينمايد قهرا استيلاى آن رو بكاهش ميگذارد و چون بلغم كه موجب فرسودگى عروق و سلول هاى قرمز خون بود كاسته مي شود سلول ها به تكثير نسل پرداخته خون به جنبش و هيجان مىآيد.
آغاز بهار چه مىبايد خورد؟
در ماه اول بهار بيشتر غذايى كه مناسب است عبارت است از خوراكي هاى لطيف و گوشت و تخم مرغ و نوشيدن شربت.
مقصود از خوراكي هاى لطيف چيزهايى است كه به آسانى هضم و جذب بدن گردد و مواد زائدش كمتر باشد. در فصل بهار چون سلول هاى بدن ما به اقتضاى عوامل طبيعى كه در آن موجود است بيشتر از ساير فصول در فعاليتاند جهاز بدن سلول هاى مرده را به صورت هاى مختلف خارج كرده و سلول هاى جوان و تازه را جانشين آنها ميگرداند قهرا به غذايى بيشتر محتاج است كه مصالح ساختمانى تن را سريعتر تهيه كند و فضولات و مواد مدفوعى آن كمتر باشد.
گوشت ها در صورتى كه با شرائط بهداشتي فراهم شوند از جمله همان غذاهاى لطيف است؛ زيرا بدن ما تقريبا از تمام عناصر ساخته و تركيب شده است و همه آنها در تجديد مواد بدن لازم است با اين فرق كه بعضى بىواسطه و بعض ديگر با واسطه داخل بدن مىشوند، خاك و آب خصوص آب دريا تمام مواد لازم را در بر دارند ولى ما نمىتوانيم خاك بخوريم و مدام آب بنوشيم ما بايد آن مواد را بوسيله گياه و حيوان وارد بدن كنيم همچنين نميتوانيم پيوسته گياهخوار باشيم بلكه قسمتى از املاح لازم را كه خاك و آب به گياه داده بايد از حيوان بگيريم خلاصه معده ما بعضى از خوراكي ها را مستقيما در خود هضم ميكند و برخى بايد در معده گياه هضم شود و هضم دومش در معده ما صورت گيرد بعضى ديگر بايد در معده حيوان نيز هضم شود و هضم سومش وظيفه ما خواهد بود.
گوشت
در زيان هاى گوشت بسيار خوانده و شنيدهايد و چنانچه ميدانيد برگشت همه آنها به افراط و زيادهروى در اوست و گرنه گوشت در صورتى كه با اصول صحيح تهيه شود اگر غذاى لازم انسان نباشد بسيار بجا و سودمند است بلكه با در نظر گرفتن تجربيات و كشفيات دقيق روحى بايد گفت گوشت از غذاهاى لازم بشر است.
افراط در خوردن گوشت در مكتب انبياء و اسلام از مسلمات است و بحد شهر است كه امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمود: «شكم هاى خود را گورستان حيوانات قرار ندهيد.» در هر حال گوشت تا اندازهاى براى بشر لازم است.
گوشت در ميان خوراكي ها بيش از هر چيز محرك اعصاب است، حيواناتى كه گوشتخوار هستند حركات عصبى آنها فوق العاده است يكنوع جرأت و استقلالى در آنها ديده مىشود كه جز با مكر و تدبير نميشود بر آنها مسلط شد.
گوشت خوردن روح تسخير و بلند پروازى را كامل ميكند و توجه به اينكه حيوان مأكول انسان و قربانى اوست شخص را گردن فراز و عالى همت ميگرداند.
تخم مرغ
تخم مرغ خون را ترش ميكند و تعادل ترشى و قليائى آن را حفظ مينمايد از جمله ويتامينهايى كه خيلى در ساختمان بدن و حفظ نظام آن مدخليت دارد ويتامين (ئى) است و بستگى كاملى با موضوع شهوت و نسل دارد.
تخم مرغ سرشار از اين نوع ويتامين است لذا در مورد كسانى كه به كمى نسل دچارند توصيه شده.
كمبود اين ويتامين عوارضى مانند عقيم شدن، سقط جنين، عنن، اختلال اعصاب و عضلات و ضعف قواى باصره و سامعه و بچه نارس متولد شدن و غيره را در بر دارد. يکي از ويتامين ها كه كمبود آن ضايعاتى را از قبيل امراض پوستى و لكنت زبان پديد مىآورد در زرده تخم مرغ بسيار يافت مىشود. قديمىها به كودكان خود كه لكنت زبان داشتند تخم كبوتر ميدادند.
در اين ماه از چه پرهيز كنيم؟
در فصل بهار بايد از خوردن پياز و سير و ترشى پرهيز كرد.
در اين فصل از خوردن بيشتر ترشي ها بايد پرهيز كرد؛ زيرا خوردن سركه خصوص ميوههاى نارس قلب را ضعيف ميگرداند و خون را رقيق كرده بهه يجان مىآورد از طرفى مقتضاى فصل بهار نيز آن است كه خون زياد شود و به هيجان بيايد و معلوم است كه ضعف دستگاه قلب و هيجان خون با هم مناسبتى ندارند چه بسا موجبات سكته قلبى را فراهم خواهد آورد.
در فصل بهار پياز و سير نيز نبايد خورد زيرا از جمله خواص اين دو ميوه گياهى آن است كه فشار خون را پائين مىآورد و معلوم است كه با هيجان خون به هيچ وجه صلاحيت ندارد.
از خواص ديگر سير و پياز آن است كه هر دو منوم هستند و خواب را زياد ميكنند و اقتضاى فصل بهار و هواى آن نيز همين است بنا بر اين مصرف اين دو ميوه خواب را بيشتر از حد لزوم زياد كرده و موجب بىنظمى و اختلال ميگردد.
از خواص ديگر اين دو، تحريك قوه باه و شهوت است. اين خاصيت در خود فصل و جنبش خون نيز هست و با خوردن سير و پياز زيادتر از حد صلاح غريزه جنسى به جنبش مىآيد؛ ديگر آنكه سير و پياز بلغم را كم مىكند و خود فصل نيز مقتضى كم شدن بلغم است./انتهاي پيام/