تأثير اعمال ديداري در تربيت فرزند
کد خبر:۶۳۴۸۶
در محضر آيت الله مجتبي تهراني؛

تأثير اعمال ديداري در تربيت فرزند

آيت الله حاج آقا مجتبي تهراني از مراجع تقليد و از استادان برجسته اخلاق، با توجه به نياز شديد جامعه به حفظ و استواري کانون خانواده، در سلسله جلسات اخير درس اخلاق خود با تکيه بر محيط خانوادگي، بحثي را با عنوان «غيرت مؤمن» آغاز کرد.

آنچه پيش روي شماست، متن سوّمين جلسه از اين مباحث است که در اين جلسه وي به برخي از اقداماتي که از راه ديداري و رفتاري موجب تربيت فرزند مي‌شود اشاره كرده و با تاکيد بر تأثير تکرار در تربيت، حديثي را در اين زمينه مطرح مي‌كند؛ در ادامه نسبت به بکارگيري روش‌هاي غلط تربيتي هشدار داده و با اشاره به روايت نبوي در باب راه‌هاي نجات خود و خانواده از آتش، 5 نکته بسيار مهم را در زمينه تربيت لفظي و عملي فرزند متذکّر مي‌شود.

به اطّلاع علاقه‌مندان مي‌رساند؛ جلسات هفتگي درس اخلاق آيت‌الله حاج آقا مجتبي تهراني چهارشنبه‌ها پس از نماز جماعت مغرب و عشاء، در تهران، خيابان ايران، کوچه شهيد ملکي برقرار مي‌باشد و اولين جلسه درس اخلاق وي در سال 1389 در 18 فرودين‌ماه جاري برگزار مي‌شود، همچنين مي‌توانيد متن، صوت و فيلم اين دروس را در پايگاه اطلاع رساني آيت الله حاج شيخ مجتبي تهراني ملاحظه كنيد.

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين وَ صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلي اَعدائِهِم اَجمَعين.

رُوِيَ عَن رَسولِ الله (صلّي الله عليه و آله و سلّم) :

« إِنَّ الغَيرَةَ مِنَ الايمان1 » غيرت از آثار ايمان است.

مروري بر مباحث گذشته

بحث ما در مسئله غيرت بود که از محبّت ناشي مي‌شود، همچنين پيرامون محيط‌هايي که انسان در طول زندگي، در آن محيط‌ها ساخته مي‌شود، بحث شد.

گفته شد اولين محيط، محيط خانوادگي است، که به طور غالب شديدترين محبّت‌ها در اين محيط است و اين رابطه محبّتي در محبّت پدر و مادر به فرزند برقرار است و لذا غيرتي که از محبّت ناشي مي‌شود و ريشه در محبّت دارد، اقتضا مي‌کند که پدر و مادر فرزندشان را در بُعد انساني و الهي بسازند، عرض کردم که ساختار وجودي انسان (که شاکله انسان را تشکيل مي‌دهد) به وسيله تربيت ايجاد مي‌شود و در همين محيط‌هاست که انسان ساخته مي‌شود.

بحث به اينجا رسيد که تربيت غالباً از دو راه سمعي و بصري است، لذا وارد اين بحث شدم که در اسلام براي پدر و مادر، آدابي وجود دارد که براي ساختن فرزند از همان هنگام تولد چه کارهايي را بايد انجام دهند، اسلام کارهايي که براي ساختن فرزند و ساختن شاکله وجودي او از روز تولّد تا دو سالگي لازم است را از راه سمعي بيان کرده است.

در باب گفتاري و شنيداري گفتيم در آداب اسلامي امر کرده‌اند که دو سال او که تمام شد و وارد 3 سال شد (که در اين زمان غالباً هم دريافت مي‌کند و هم بازگو مي‌کند) کلمه توحيد را به او بياموز و تکرار هم بکن تا اينکه براي او ملکه شودف يعني شاکله توحيدي داشته باشد.

تأثير اعمال ديداري در تربيت فرزند

از آنجايي که در مقابل کارهاي گفتاري و شنيداري، کرداري و رفتاري است؛ ما به اعمال و اقدامات بصري (ديداري) مي‌پردازيم، راجع به اقدامات ديداري، در روايات اشاره شده به اينکه وقتي کودک، 6 سالش تمام شد و مي‌خواهد وارد 7 سال بشود، اينجا مقتضي آموختن را دارد، قبل از 7 سالگي بحث گفتار بود، اينجا بحث اعمال است، در يک روايتي پيغمبر اکرم فرمودند: «عَلِّموا أَولادَکُم أَلصَّلاةِ إِذا بَلَغوا سَبعاً2» فرزندتان را آنگاه که به 7 سالگي وارد مي‌شوند نماز بياموزيد.

6 سال او که تمام مي‌شود و وارد 7 سال مي‌شود، جنبه ديداري و رفتاري دارد، به پدر و مادر مي‌گويد: بايست و نماز را بخوان و به او اين عمل را بياموز! بحث آموزش رفتاري است نه گفتاري.

مي‌فرمايد بعد از آموزش عملي رهايش نکن، بيا سراغ آموزش گفتاري، ايستادي نماز خواندي، به او بگو: بابا جان! مرا نگاه کن! به اين مي‌گويند نماز. بابا جان نماز مي‌خوانم، نگاه کن!

کم کم اين عمل تو را ياد مي‌گيرد، در اين سنين سريع ياد مي‌گيرد و گيرندهاش بسيار قوي، سريع و عميق است و فوراً به حافظه مي‌برد، حافظه هم اتاق بايگاني است، آن را در اتاق بايگاني‌اش نگاه مي‌دارد، قشنگ عکسبرداري مي‌کند، فيلم مي‌گيرد.

تأکيد و تکرار با روشهاي صحيح در تربيت مؤثر است

اين عمل را که آموزش دادي، باز هم رهايش نکن، دوباره بيا سراغ اقدامات گفتاري. يک روايت از علي (عليه السلام) است که فرمود: « أَدِّب صِغارَ أَهلِ بَيتِکَ بلِسانِکَ عَلَي الصَّلاةِ وَ الطَّهُورِ3» کودکانِ خانواده‌ات را با زبانت به نماز و وضو تربيت کن.

اگر مي‌خواهي در بُعد معنوي او اين روح را بسازي، بدان که با تکرار ملکه مي‌شود، تربيت خيلي ظرافت دارد، بر خلاف آنچه همه مي‌گويند اين مباحث خيلي مشکل نيست؛ ولي به نظر من از نظر مباحث علمي ظرافت دارد و ظرافتش اين است که در اين سنين که داري عملاً به او آموزش مي‌دهي و بعد هم لفظاً روي آن تأکيد مي‌کني، مواظب باش يک وقت روشي غير الهي و غير انساني به کار نگيري. نعوذ بالله با خشونت رفتار نکني! وگرنه بَري مي‌شود از هر چه دين است، اگر به اين نحو باشد، کشف از جهالت تو است.

تفاوت ميان اصلِ تربيت و روشِ تربيت

يک بحث ديگري هم هست که من فقط تذکر مي‌دهم و آن اينکه روش در تربيت، جداي از اصلِ تربيت است، او را بايد تربيت کني؛ ولي نه با الفاظ خشن و امثال اينها، بلکه بايد او را به شوق بياوري، که اينها روش تربيتي است، بايد ميان اصلِ تربيت و روشِ تربيت، جداسازي کنيم.

ما يک آيه داريم از آيات شريفه قرآن که اصل مسئله آموزش و تربيت را، چه نسبت به خود، چه نسبت به کساني که جزو خاندان محسوب مي‌شوند، مطرح مي‌کند و به طور کلي به ما که مؤمن هستيم و اعتقاد به مبدأ و معاد داريم، خطاب مي‌کند که: « يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُوا قُوا أَنفُسَكمُ‏ْ وَ أَهْلِيكمُ‏ْ نَاراً4 » اي کساني که ايمان آورديد، جان‌هاي خودتان و خاندانتان را از آتش جهنّم حفظ کنيد، اين يک فرمان کلي است.

راه‌هاي نجات خود و خانواده از آتش

در روايتي از امام صادق (عليه السلام) آمده است که حضرت فرمود: « لَمّا نَزَلَت " يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكمُ‏ْ وَ أَهْلِيكمُ‏ْ نَارا " قالَ النّاس کَيفَ نَقِي أَنفُسَنا وَ أَهلِينَا؟» وقتي اين آيه نازل شد، مردم گفتند: چگونه ما خودمان و خانوادمان را از آتش جهنم حفظ کنيم؟ پيغمبر اکرم جواب دادند: «إِعمَلُوا الخَيرَ وَ ذَکِّرُوا به أَهليِکُم وَ أَدِّبوهُم عَلي طَاعَةِ اللهِ5» کارهاي خير انجام دهيد و خانواده‌هايتان را به آن يادآور شويد و آنها را بر بندگي خدا ادب كنيد، من فهرست‌وار توضيح مي‌دهم که پيامبر اکرم(ص) چه مي‌فرمايند.

عمل خير

اوّل به راه کرداري و رفتاري اشاره مي‌فرمايد « إِعمَلُوا الخَير» شما کردار و رفتارتان را، يک رفتاري کنيد که خوب و پسنديده باشد، خود اين عمل در خانواده، يک تير و دو نشان است؛ در بعد الهي و انساني خودت را از آتش نجات مي‌دهي؛ مثلاً نماز مي‌خواني، کمک به مستمندان مي‌کني و... با اين کار هم خودت را از آتش نجات مي‌دهي هم خانوادهات را، چون داري آنها را آموزش مي‌دهي و وظيفه تو هم آموزش دادن بوده است. «يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكمُ‏ْ وَ أَهْلِيكمُ‏ْ نَارا » به همه مؤمنان خطاب مي‌کند که هم خودت را بايد از آتش نجات بدهي، هم خانواده‌ات را، يعني نجات آنها با دست تو است، بعد سؤال مي‌کنند آقا! چگونه اين کار را انجام دهيم؟ مي‌فرمايد: کار خير بکنيد! آيا با کار خير من او از آتش نجات پيدا مي‌کند؟ بله! ببينيد چگونه پيغمبر مسأله را روشن مي فرمايد، وظيفه‌ات اين بوده است که کار خير کني، با اين کار هم خودت نجات پيدا مي‌کني، هم او را عملاً تأديب مي‌کني و به او مي‌آموزي، اينکه تعبير کردم يک تير و دو نشان است، اين مطلب است: هم خودت را از آتش نجات مي‌دهي، هم او را، چون داري آموزش عملي مي‌کني.

يادآوري و تذکر

بعد مي‌فرمايد: «وَ ذَکِّرُوا به أَهليِکُم» يادآور شو به خانواده‌ات! يعني وقتي کار خير کردي و او هم ياد گرفت، بعد به آنها يادآوري کن، خودت که عمل را ادامه مي‌دهي، به آنها هم يادآوري کن که نکند آنها را ترک کنند، تا شاکله و ملکه براي آنها بشود و شاکله وجودي آنها را تشکيل دهد.

كار خير را با دست کودک انجام دهيد

«وَ ذَکِّروا بِه (أَي بِالخَيرِ) أَهليکُم». يادآورشان کن به کارهاي خير، ما در باب اعمال نيک داريم که خير به طور عملي و لفظي بايد کنار هم باشد، نسبت به تربيت کساني که تحت تربيت انسان قرار مي‌گيرند، مثل فرزند انسان، بايد با هم باشد تا خوب تأثير بگذارد، در يک روايتي از امام رضا عليه السلام آمده که حضرت فرمود: «مُرِ الصَّبِيَّ فَليَتَصَدَّق بِيَدِه بِالکِسرَةِ وَ القَبضَةِ و الشَّيءِ وَ إن قَلَّ6 » کودک را امر کن تا با دست خودش صدقه بدهد، اگرچه کم باشد.

به صورت گفتاري به او امر کن اين کار را بکند! حال که مي‌خواهي دستگيري از مستمند کني و صدقه بدهي با دست او بده! پول را بده به او بگو: تو بده! صدقه را تو مي‌دهي امّا با دست او بده!

ببينيد چقدر زيبا مي‌آيد مطلب را بيان مي‌فرمايد: « فَليَتَصَدَّق بِيَدِه » با دست بچّه‌ات قبضه را يک مُشت مي‌گويند، ميخواهي در راه خدا انفاق کني، دستگيري از مستمندان کني، هم به او امر کن، هم با دست او اين کار را بکن! يعني هم گفتاري هم کرداري، هر دو با هم.

خير يعني کار انساني و کار خداپسندانه

حضرت دو جمله را فرمود: «إِعمَلُوا الخَير» و «وَ ذَکِّروا به» به خير يادآوري کن، چون ضمير به خير بر مي‌گردد، در اينجا دو مطلب است که اشاره مي‌کنم؛ اول اينکه «خير» به معناي خوبي است، مفهوم عام دارد و هم رفتارهاي انسان پسندانه است، هم خداپسندانه، هر دو آن را خير مي‌گويند؛ يعني هم به کاري که از ديدگاه الهي نيک است خير مي‌گويند، و هم به کاري که از ديدگاه انساني پسنديده است، به هر دو آنها خير مي‌گويند.

روايت هر دو آنها را در بر مي‌گيرد، کمک به مستمندان از ديدگاه انساني خير است، امّا نماز خواندن از ديدگاه الهي خير است، خير که گفته مي‌شود، دو مصداق دارد؛ هم از ديدگاه انساني يک مصداق دارد، هم از ديدگاه الهي، هيچ مانعي هم ندارد، کاري از ديدگاه انساني خير باشد و الهي هم باشد، که اين بحثي است که بعد انشاء الله ـ وارد مي‌شوم.

تأکيد بر تربيت الهي

اول کلّي را بيان مي‌فرمايد که هر دو آن را در بر مي‌گيرد، بعد مي‌فرمايد: «وَ أَدِّبوهُم عَلي طاعَةِ الله» اين را جداسازي مي‌کند و روي اين تکيه مي‌کند که آنچه از ديدگاه الهي خير است و خداوند به او امر فرموده است، طاعت روي اين کار کن! يک شاکله وجودي الهي هم بساز! هم انساني، هم الهي!؛ اما روي بعد الهي آن سرمايه‌گذاري کن! «وَ أَدِّبوهُم عَلي طاعَةِ الله» او را تربيت کن، يک تربيت الهي!

موعظه کسي که عامل است تاثير مي‌گذارد

چهارم اينکه تمام اين جملات حساب شده است، يعني همين طور ـ نعوذ بالله ـ بي اساس نيست، اينها همه حساب شده است که چه چيزي را اول بگويد، چه چيزي را بعد بفرمايد، چه بسا در باب تربيت اشاره به اين نکته بسيار اساسي است که اول «إِعمَلُوا الخَير » بعداً « وَ ذَکِّروا بِه أَهليکُم ».

اول مي‌گويد: « إِعمَلوا » اول خودت برو کار خوب بکن، بعد مي‌گويد « وَ ذَکِّروا بِه أَهليکُم» بعد به بچه‌ات بگو کار خوب بکن!، چرا؟ چون اگر بخواهي اين گفتار تو اثر داشته باشد، بايد مسبوق به کردار تو باشد، گفتاري مؤثر است که مسبوق به کردار باشد و الّا بي فايده است، بلکه اگر منافات داشته باشد و خلاف آن را بکند اثر عکس دارد، ما اين را منافقانه مي‌گوييم، بچه با خود مي‌گويد: به من مي‌گويد اين کار را بکن، خود او آن کار را نمي‌کند يا خلاف آن را انجام مي‌دهد!!!

اگر مي‌خواهي بچّه‌ات درست بشود، بايد اينگونه عمل کني، موعظه اگر بخواهد مؤثر باشد، واعظ بايد عامل باشد، علي(عليه السلام) مي‌فرمايد: من شما را موعظه مي‌کنم چون خودم قبلاً به آنها عمل کردم، موعظه کار هرکسي نيست، آن کسي که عامل است بايد موعظه کند، آن وقت مؤثر واقع مي‌شود، اوّل مي‌فرمايد: «إِعمَلُوا الخَير» و بعد مي‌گويد: «وَ ذَکِّروا بِهِ أَهليکُم» خودت کار انساني و الهي بکن، بعد به فرزندان و خانواده‌ات بگو و تذکّر بده.

يادآوري و تذکر خير، موجب شکوفايي فطريات است

پنجم اينكه چه بسا يک نکته دقيقي در اين جمله « ذَکِّروا بِهِ أَهليکُم » به کار رفته است، «به ياد او بياور» و «ياد او بده» با هم تفاوت دارد، در روايت «ياد او بده» نيست، بلکه اين است: به او يادآوري کن! يعني آنچه را که مي‌دانسته است را به ياد او بياور! فرق است بين ياد دادن و يادآوري کردن، در «وَ ذَکِّروا بِهِ أَهليکُم» يادآوري را مطرح مي‌کند، يک وقت ظاهر روايت را مي‌گيريم، معناي آن اين است که وقتي خود تو انجام دادي، بعد به يادآوري او کن که آن کاري را که من کردم تو هم انجام بده! اين ظاهر آن است، يک وقت آنچه را در وجود اوست، يادآوري مي‌کني.

اين بحث گذشت که هر انساني که پا به اين عرصه و نشئه مي‌گذارد، هم فطرت‌هاي انساني از ناحيه الهي در او نهفته است، هم الهي، هر دو آنها هست، يعني چه در بُعد انساني که مي‌گوييم عقل عملي، چه در بُعد الهي او، در جلسات گذشته گفتم که خدا در اين زمين، هم بذرِ خيرهاي انساني پاشيده است، هم خيرهاي الهي، نِشاي هر دو را کاشته است، تو فقط او را آب بده و اين را شکوفايش کن!

چه بسا اشاره به اين باشد آن خير را يادآوري کن، « بِهِ » به خير بر مي‌گردد، نه به عمل «وَ ذَکِّروا بِالخَيرِ أَهليکُم (لا بِعَمَلِکُم)»؛ يعني خير را، اين نِشايي را که خدا در دل او کاشته است و در وجود او هست، مفطور است به فطرت خير را به يادش بيانداز، چه در بُعد انساني او، چه در بعد الهي او، تو يادآوري کن! کَأَنَّه اگر فراموش کرده است، مي‌فهمد و به يادش مي‌آيد تا به او بگويي کمک کردن به مستمندان خوب است، هماني که در درون او هست شکوفا مي‌شود، و بيرون مي‌ريزد.

در بُعد الهي آن هم همين طور است، لذا تعبير مي‌کند « وَ ذَکِّروا بِهِ (أَي ذَکِّروا بِالخَير) أَهليکُم » نمي‌خواهد ياد او بدهي، خدا ياد او داده است، تو فقط يادآوري کن و با کارهايت نگذار به فراموشي بسپرد! هم غيرت انساني تو اقتضا مي‌کند، هم غيرت الهي تو اقتضا مي‌کند که اين بچه را اينگونه تربيت بکني.

نهفته در آن را آشکار کن، يک روايت از علي (عليه السلام )مي‌خوانم که در اين جلسه نمي‌توانم باز کنم، حضرت فرمود: « أَلأَدَبُ فِي الإِنسان کَشَجَرَةٍ أصلُها العَقل7 » ادب در آدمي مانند درختي است که ريشه‌اش عقل است، تو که داري تربيت مي‌کني و اين مسائلِ خير را به او مي‌گويي، بدان اين درخت يک ريشه دارد كه ريشه‌اش تو نيستي، تو نمي‌تواني ريشه به اين بدهي، ريشه‌اش را خدا کاشته است و آن عبارت است از عقل! چه در بُعد انساني او چه در بُعد الهي او، عقل اعمّ از نظري و عملي است و در حقيقت تو آنچه را که نهفته است در او آشکار کن...

[1] بحار الانوار، ج 68، ص342

[2] . کنز العمّال، ج 16، ص441

[3] مجموعة ورام، ج2، ص155

[4] سوره مبارکه تحريم، آيه 6

[5] مستدرک الوسائل، ج 12، ص 201

[6] اصول کافي، ج 4، ص 4

[7] غررالحکم، ص 247، روايت 5098

منبع: پايگاه اطلاع رساني آيت الله حاج آقا مجتبي تهراني.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار