آثار اجتماعى گناه
کد خبر:۶۳۵۶۹
نتايج گناه در زندگى انسان

آثار اجتماعى گناه

تمام گناهان آثارى در زندگى بشر دارند و در زندگى نابسامانى بوجود مى‌آورند.

در رابطه به آثار گناهان مباحثي مطرح است كه مي توان به موارد زير اشاره كرد:

1. گناهانى كه رابطه آن با اثرش شناخته شده است؛ يعنى مى توانيم بدانيم كه اين گناه اين اثر را دارد، مثلا اگر دروغ زياد شود اعتماد مردم به يكديگر از بين مى رود و سوء ظن و عدم همكارى زياد مى شود و نمى توان زندگى مشترك داشت.

2. رابطه ماوراى طبيعى، يعنى ما نمى دانيم كه اگر كسى اين گناه را مرتكب شود خداوند چه اثرى در آن مى گذارد.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) در حديثي مى فرمايد: اگر زنا زياد شود مرگ ناگهانى مثل سكته زياد مى شود، چه سكته مغزى كه بخشى از مغز از كار مى افتد، يا سكته قلبى كه قلب از كار مى افتد، اينها مرگ ناگهانى درونى است.

مرگ ناگهانى بيرونى هم داريم كه زلزله و امثال آن است، البته روايت بيشتر تأكيد بر جنبه درونى دارد كه وقتى زنا زياد شود مرگ و مير زياد مى شود؛ چرا كه شهوترانى تعادل مغز و قلب را به هم مى زند و نتيجه آن مرگ ناگهانى يا عقوبت ناگهانى است.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در حديث ديگرى مى فرمايد: «يا مَعْشَرَ المسلمينَ اِيّاكُمْ وَالزِّنا فَاِنَّ فيهِ سِتَّ خصال، ثَلاثٌ في الدُّنْيا و ثلاثٌ فى الآخِرَةِ، فَاَمّا الّتى في الدُّنْيا فَإنَّه يَذْهَبُ بِالبَهاءِ، وَ يُورِثُ الْفَقْرَ، وَ يُنْقِصُ العُمُرَ، وَ اَمَّا الّتى فى الآخِرَةِ فَاِنَّهُ يُوجِبُ سَخَطَ الرَّبِّ وسوءَ الحِسابِ و الخلودَ في النّارِ؛ اى گروه مسلمانان از زنا پرهيز كنيد كه در آن شش خصلت و نتيجه زشت هست، سه در دنيا و سه در آخرت، امّا آن سه كه در دنياست: زيبايى را مى برد، پريشانى و تنگدستى مى آورد و عمر را كوتاه مى كند، و امّا آن سه كه در آخرت است: موجب خشم خدا، بدى حساب و جاويدان ماندن در آتش دوزخ مى گردد».(1)

و اين بدان خاطر است كه:

اوّلاً: اسلام زندگى دنيا و آخرت را مرتبط به يكديگر مى داند و همچنان كه مى خواهد سعادت دنياى مردم را تأمين كند، در فكر تأمين سعادت زندگى پس از مرگ آنها نيز است.

ثانياً: بدين وسيله ايمان به معاد و حساب روز جزا و كيفر اخروى را در دل مردم تقويت مى كند و آنها را از كيفر روز قيامت بيم مى دهد و با بيان اين حقيقت كه هيچ عملى بى حساب نمى ماند، به طرز صحيحى در نهان و آشكار جلوى مردم را از گناه كردن مى گيرد و سدّ محكمى ميان آنان و گناه ايجاد مى كند و انسان را در برابر طوفان شهوات و غرايز چون كوهى محكم، پابرجا و استوار مى سازد.

چنان كه در حديث آمده: «المُؤمِنُ كالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّكُهُ الْعواصِف؛ مؤمن چون كوه محكمى است كه بادهاى سخت او را نمى لرزاند».(2)

زيرا اگر ايمان به كيفر روز جزا در كار نباشد، قانون هاى اجتماعى تنها در ظاهر مى توانند تا حدود كمى جلوى تجاوزات را، آن هم به طور ناقص بگيرند، امّا وقتى گناهكار در جاى خلوتى قرار گيرد و وسايل گناه برايش آماده باشد، قدرتى جز ايمان به معاد نمى تواند جلوى او را از ارتكاب گناه و جنايت بگيرد.

در ادامه حديث حضرت مى فرمايد: اگر كم فروشى كند خداوند قحطى مى آورد، يعنى شما كم مى فروشى، خداوند هم كم مى كند و قحطى مى شود كه بين اين دو رابطه معنوى وجود دارد، و يا اگر منع زكات كنند، زمين بركاتش را منع مى كند، اعم از زراعت، ميوه و معادن؛ كه اين به حكمت خداوند مربوط است، همان گونه كه عمل مى كنى به همان ميزان پاداش دريافت مى كنى.

هنگامى كه در احكام ظلم كرده و ظلم ظالمان را اجرا كنند و حكم جائرانه بدهند، زندگى آنها با ظلم و در خدمت ظلم مى شود.

وقتى نقض عهد كنند، خداوند دشمنان را بر آنها مسلّط مى كند، چون پيمان شكنى اعتماد را از بين مى برد و وقتى اعتماد از بين رفت، اتّحاد از بين خواهد رفت و دشمنان مسلّط مى شوند.

وقتى قطع رحم كنند، ثروت ها در دست اشرار قرار داده مى شود، چون قطع رحم اثر وضعى دارد كه اگر رحم نكنى، خداوند هم رحم نمى كند و جامعه اسلامى محتاج به كارهاى ديگران مى شود.

وقتى امر به معروف و نهى از منكر نكنند، خداوند اشرار را بر آنها مسلّط مى كند، چون اگر بى تفاوت باشند، اشرار در بى تفاوتى مسلّط مى شوند، و اگر احساس مسئوليّت كنند، اشرار مجال پيدا نمى كنند تا مسلّط شوند.

بنابراين آثار وضعى گناه مثل علّت و معلول است، به عنوان مثال اگر شراب بخورد ولى نداند كه شراب است، حرام نيست، امّا اثر وضعى خود را كه مستى است، مى گذارد.

اثر وضعى گناه گاهى در بدن و گاه در روح انسان است و قلب را سياه كرده، نورانيّت را از بين مى برد.

1. خصال صدوق، باب الستة، ص 320.
2. شرح اصول كافى، ج 9، ص 181.

برگرفته شده از گفتار معصومين(ع).

/انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار