گل بی خار
کد خبر:۶۳۵۸۴
شعر// تقدیم به ساحت سیدناالقائد امام خامنه ای؛

گل بی خار

هر که از دل نشود ياور دلدار، دگر/ باشد از جمله اغيار و خدا مي داند/ همه ياران و عزيزان و حريفان دانند/ که ندارد گل ما خار و خدا مي داند/ دست بر سينه و در خدمت اويم همه جا/ نَبُوَد بهر من اين عار و خدا مي داند.

علي ميرزائي - گروه پاتوق شيشه اي؛ تقديم به آستان ولايت و محض كوري چشم معاندان و بدخواهانش؛ تقديم به علمدار ولايت و پاسدار نعمتي كه حق است، قدرش را بيشتر بدانيم.

غصه دارم به دل انگار و خدا مي داند

که سپردم به وي اين کار و خدا مي داند

مَرکبي تا برسم باز به ميخانه دوست

برسان چونکه منم زار و خدا مي داند

شوق پرواز به دل، گريه به چشمانِ تَرَم

شده همواره تَل انبار و خدا مي داند

هر که از دل نشود ياور دلدار، دگر

باشد از جمله اغيار و خدا مي داند

همه ياران و عزيزان و حريفان دانند

که ندارد گل ما خار و خدا مي داند

دست بر سينه و در خدمت اويم همه جا

نَبُوَد بهر من اين عار و خدا مي داند

عطشي وسوسه آلود، مرا برده کجا؟

بر در خانه خَمار و خدا مي داند

بين مردم به لِساني که تو بهتر داني

عاشقي را زده ام جار و خدا مي داند

هجر بلبل همه سختي است، خصوصاً روزي

که کلاغي بکند قار و خدا مي داند

ديده بگشا و ببين آتش و گل را با هم

که خليلي شده در نار و خدا مي داند

ياعلي گفتم و مي گويم و ميخوانم باز

يار ما گشته علي وار و خدا مي داند

آنکه از چشمه جوشان ولايت نوشيد

ميشود عاشق اين دار و خدا مي داند

يار غائب ز نظر، تا که تو با ما باشي

روزگارم نشود تار و خدا مي داند

جمع مردان خدا بي شك و بي استدلال

مي درد پرده پندار و خدا مي داند

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار