براي سلامتي دكتر الهام
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، دكتر عبدالرضا داوري در وبلاگ در برابر باد نوشت:
شبکه ضد ايراني العربيه روز جمعه 13 فروردين ادعا کرد که دکتر غلامحسين الهام بر اثر تصادف جاده اي بين قزوين و رشت جان باخته است.
بلافاصله پس از انتشار اين خبر ، پيامکي را از برادرم احسان صالحي عزيز دريافت کردم که نوشته بود:"به کوري چشم دشمنان انقلاب دکتر غلامحسين الهام در سلامت کامل به سر مي برد." خدا را شکر کردم و با احسان تماس گرفتم تا از اخبار تکميلي مطلع شوم. اعتقاد داشتم که مصاحبه غيورانه دکتر غلامحسين الهام با روزنامه خراسان و افشاگري او در خصوص عقبه جريان فتنه، دست اندرکاران شبکه ضد ايراني العربيه را به خشم آورده تا روياهاي پلشت خود را در قالب اخبار دروغ منتشر نمايند.
شادماني ناشي از کذب بودن خبر شبکه ضد ايراني العربيه مرا بر آن داشت تا به شکرانه سلامتي دکتر غلامحسين الهام ، خاطره اي را که 12 سال پيش از اين مرد شريف در خاطر به يادگار داشته ام ، منتشر نمايم:
مهرماه 76 بود. در آن ايام، باقيمانده هاي جريان روزنامه آيندگان، ماهنامه اي را به نام "جامعه سالم" منتشر مي کردند.حتما مي دانيد که روزنامه آيندگان به دليل وابستگي آشکار به اسرائيل ، در سال 1358 با دستور مستقيم امام خميني(ره) توقيف شده بود و نکته قابل تامل در دور جديد فعاليت باقيمانده هاي جريان روزنامه آيندگان اين بود که آنان ترجمه فارسي کلمه "اورشليم" را که همين عبارت "جامعه سالم" بود ، براي نام گذاري نشريه خود انتخاب کرده بودند.
در همان روزها، ماهنامه "جامعه سالم" مقاله اي را به قلم "محمد قائد" منتشر نمود که سراپاي آن ، توهين به امام خميني(ره) بود. موضوع اين مقاله را در جلسه شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تهران- که عضو آن بودم- مطرح کردم و با توجه به اهانت صريح ماهنامه "جامعه سالم" به امام خميني(ره) ،از شورا خواستم که به طور قانوني عليه ماهنامه "جامعه سالم" در مراجع قضايي ، اقامه دعوا نماييم.
موضوع شکايت عليه ماهنامه "جامعه سالم" در جلسه شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تهران با 5 راي موافق و 2 راي مخالف به تصويب رسيد و پس از اعلام خبر آن , مسئوليت پي گيري شکايت نيز به اينجانب واگذار شد.
پس از اولين پي گيريها دريافتيم که پيش از هر کاري بايد يک لايحه قانوني براي شکايت عليه ماهنامه "جامعه سالم" تنظيم نماييم. دفتر حقوقي دانشگاه تهران از هرگونه همکاري در اين ارتباط خودداري کرد و گفت که بايد خودتان وکيل بگيريد!
حين مشورت با دکتر محمدکاظم بشارتي ، استاد گروه مکانيک دانشکده فني، وي با شناختي که از دکتر غلامحسين الهام داشت ، توصيه کرد که تنظيم لايحه قانوني براي شکايت عليه ماهنامه "جامعه سالم" را به دکتر الهام بسپريم. آن زمان دکتر الهام را نمي شناختم و فقط از پاک دستي و قانونمداري وي در دوراني که معاون اداري و مالي دانشگاه تهران بود ، چيزهايي شنيده بودم.
به دکتر محمدکاظم بشارتي گفتم که فکر نمي کنم دکتر الهام با موقعيتي که داشته است ، بيايد و براي چند دانشجو وقت بگذارد و شکوائيه بنويسد. اما بشارتي که الهام را خوب مي شناخت گفت: روحيه دکتر الهام پنجاه و هفتي است و برخلاف برخي اساتيد ، خاکي است و اهل تفرعن نيست. ضمن آنکه دکتر الهام ، غيرت و تعصب خاصي به امام خميني(ره) دارد و به همين دليل حتما با شما همکاري خواهد کرد.
توصيف دکتر محمدکاظم بشارتي دلگرممان کرد. صبح فردا با اتاق دکتر الهام در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران تماس گرفتم و پس از توضيح مساله ، ايشان بلادرنگ گفت : من در خدمت شما هستم ، بعد از کلاسم بياييد مبسوط صحبت کنيم.
از برخورد صميمي ايشان در اولين تماس تلفني تعجب کردم. 2 ساعت بعد به دانشکده حقوق و علوم سياسي و اطاق دکتر الهام سري زدم که مجددا با برخورد گرم استاد روبرو شدم. دکتر الهام از حساسيت بچه هاي دانشکده فني به امام راحل مشعوف بود و مي گفت که همين حساسيتهاست که دانشگاه انقلاب را زنده نگه داشته است.
وي پس از مطالعه مقاله موهن ماهنامه "جامعه سالم" گفت که اين مقاله مصداق بارز توهين و هتاکي به امام خميني است اما چون اين ماهنامه يک جريان مشکوک فرهنگي را در کشور نمايندگي مي کند ، شما کمي وقت بگذاريد ، شماره هاي قبلي ماهنامه "جامعه سالم" را نيز بخوانيد تا پس از يک جمع بندي کامل از جهت گيري ضدانقلابي اين ماهنامه ، يک شکوائيه جامع تنظيم شود.
از پيشنهاد ارزشمند دکتر الهام استقبال کرديم و به همراه يکي از دوستان به دفتر ماهنامه "جامعه سالم" مراجعه کرديم و تمام شماره هاي قبلي آن را خريديم و کار را آغار کرديم.
بعد از حدود يک هفته مطالعه مداوم ، حدود 230 صفحه از مقالات و گزارشهاي ضدانقلابي "جامعه سالم" که تعجبمان را برانگيخته بود ، دسته بندي شد و به دکتر الهام تحويل داديم.
دکتر الهام عزيز نيز با دقتي مثال زدني ، يک شکوائيه جامع و مستند را در کمتر از 72 ساعت آماده کردند که به دادسرا تحويل داديم.
هيچگاه روز دادگاه ماهنامه "جامعه سالم" را فراموش نمي کنم. آفاي فيروز گوران ، مدير مسئول ماهنامه "جامعه سالم" و خانم شيرين عبادي وکيلش در ابتدا فکر مي کردند که با چند دانشجوي خام طرف هستند و با خيال راحت به صندلي هاي خود تکيه زده بودند. اما لايحه اي که دکتر غلامحسين الهام عليه ماهنامه "جامعه سالم" تنظيم کرده بود از چنان قوت قانوني برخوردار بود و آنچنان پرده را از چهره اين جريان مخوف فرهنگي به کناري افکنده بود، که پس از قرائت آن ، رعشه بر اندام فيروز گوران و شيرين عبادي محسوس بود تا آنجا که جز دفاعيه اي مبتذل و دم دستي ، سخني براي گفتن نداشتند.
دادگاه در همان گام نخست ، حکم به لغو امتياز ماهنامه "جامعه سالم" داد و در مرحله تجديد نظرخواهي نيز ، فيروز گوران و شيرين عبادي، راه به جايي نبردند و اينچنين بود که ماهنامه "جامعه سالم" سرنوشتي بهتر از مادر خود يعني روزنامه "آيندگان" نيافت و همانند سلف خود به صفحات تاريک تاريخ مطبوعات ايران پيوست و اين ميسر نبود جز با روحيه پنجاه و هفتي دکتر غلامحسين الهام و ارادت خالصانه ايشان به خميني کبير.