احوالات مسجد و مسجدي ها
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، سايت خبري تحليلي فرهنگ انقلاب اسلامي (فرهنگ نيوز) نوشت:
بررسي وضعيت "مسجد و مسجديها" در فضايي انتزاعي و مستقل ، ميسر و مطلوب نيست چرا که افراد اين نهاد نيز چون ساير بدنه جامعه تحت تأثير جريانات فکري فرهنگي و سياسي روز، دچار تغييرات و تأثير و تأثرات فراوان مي شوند. ناگفته نماند اين مقاله قصد ندارد نگاهي علمي و نظام مند به وضعيت مساجد و راهبردهاي اصلاح آن داشته باشد و صرفاً به بيان خلاصه اي از تجربيات و يافته هاي عيني يک نيروي مسجدي اختصاص دارد.
شايد براي آسيب شناسي دقيق مسجد و مسجديها بهتر باشد از سالهاي 67 و68 يعني پايان جنگ و آغاز روند گسترش فرهنگ غرب و تضعيف ارزشهاي انقلابي شروع کنيم . در اين دوره هرچند دنيازدگي گريبان بسياري از مردم و حتي برخي مذهبي ها و حزب اللهي ها را گرفته بود، اما به برکت شهدا و خانواده ايشان و ذکر و يادي که در طول سال و به بهانه سالگرد شهادتها انجام ميگرفت هنوز مساجد را رونق و مسجديها را شور وحالي بود. اما از دوم خرداد 76 و رخداد آن پديده سياسي ـ اجتماعي ، بخش عظيمي از بدنه مذهبي و حزب اللهي کشور از امکان اصلاح حکومت و احياء آرمانهاي انقلاب – درست يا نادرست- تا حدود زيادي نا اميد شدند. لذا حذف نگاه حکومتي و سياسي،ايشان را به سکولاريسمي تدريجي دچار ساخت و مشغول حرکتهاي محدود و شخصي شدند. کم کم حضور رزمندگان جبهه ها در مساجد کمرنگ شد و دنيا زدگي يا بي تفاوتي و نااميدي باعث شد تا ايشان نيز ديگر براي آرمانهاي خويش وقت نگذارند و بدين ترتيب روند آرمان زدايي که پس از جنگ شروع شده بود کامل شد .
از اين پس آنچه اين نيروها را دور هم جمع مي کرد ، در بهترين حالت ، دغدغه حفظ دين خويش و به عبارتي "حفظ کلاه خويشتن" بود و نه اصلاح جامعه و حکومتي که خونهاي بسياري به پاي آن ريخته شده بود! بدين ترتيب مسجد و مسجديها نيز بتدريج از فضاي اصيل خويش فاصله مي گرفتند و دچار آفت مي شدند. کناره گيري همرزمان شهدا، روند نيرو سازي در مساجد را نيز با اختلال جدي مواجه ساخت. همزمان هيئت هاي عزاداري بعنوان بستري براي جذب جوانان ، حفظ مذهبي ها و ارضاء حس اداي دين به اعتقادات ديني در حزب اللهي ها ،گسترش يافت و ديگر نسل هاي بعدي مسجدي ها با جملات امام و خاطرات شهدا ومناجاتهاي پر سوز همرزمان شهدا تربيت نمي شدند؛ بلکه اين مداحان و گردانندگان سياست گريز و حتي بعضاً بدور از معنويت هيئت ها بودند که حرف مي زدند و نه حتي سخنرانان و روحانيوني که از جامعيت فکر وعمل برخوردار باشند. هر چند پيوند ديرينه ميان بسيجي ها ورهبري، عامل بسيار مهم و اساسي در حفظ حداقل هايي بود که اين قشر را از غفلتهاي جدي موجود در گروههاي مشابه مصون مي نمود اما دوري از گفتمان اصيل انقلاب اسلامي که عامل اصلي کار آمدي ايشان بود مشکل ساز مي نمود.
روند تحولات جامعه خيلي سريع اتفاق مي افتاد و از آنجا که مساجد، خود را با اين روند مطابق نمي کردند، ديگر توان جذب نوجوانان و جوانان نسل امروز را نداشتند چرا که با خالي شدن ايشان از توان فکري لازم و ادبيات پاسخگوي نسل جديد ، ديگر حتي آنها را که به سمت مسجد مي آمدند نگه نمي داشت و ديگر کاپهاي فوتبال و گشت هاي شب و مورد گيريها هم توان تثبيت آنها را نداشت و صرفاً عده اي خاص آن هم براي ارضاء احساسهاي خاص اين سنين مي ماندند و پس از مدتي بدون تغيير جدي جدا مي شدند!
با اوج گرفتن بازي هيئت ها ، پايگاهها ومساجد باقي مانده نيز"کاسه چه کنم ؟" را بر زمين نهادند و از برنامه هيئت استقبال کردند و از اين پس هيئت که تا ديروز در قالب جلسه مذهبي و در کنار ساير فعاليتهاي پايگاهها و عموماً با محوريت "مناجات با خدا" معني مي شد؛ به محور اصلي و تنها برنامه آنها مبدل شد و رنگ وبوي عزاداري و رقابت در سبکهاي مداحي وسينه زني بالا گرفت.
در اين ميان ارگانهاي مرتبط با مسجد و مسجدي ها نيز حداکثر، توان تغييرات ظاهري و مثلاً تجهيز همه مساجد به رايانه و ... را داشتند و با حاکميت ساختار اداري بوروکراتيک، به ارائه گزارش کارهاي کيلويي و کمي دل خوش کرده بودند و نيروهاي مسجدي نيز که به صورت دوره اي و پس از خستگي ناشي از کارهاي متعدد بي فايده يا کم فايده ، عوض مي شدند، فقط و فقط، ابزار باز نگه داشتن درب پايگاهها بودند و حتي رشد خود آن نيروها ديگر مد نظر هيچ کس نبود !
طرحهاي تابستاني مساجد هم که تا ديروز محل پر شور حضور نو جوانان و جوانان بودند اينک با همان قالبهاي کليشه اي و موضوعات تکراري از جمله کلاس عقايد ، احکام ، شنا، اردو، و ... جذابيتي نداشت و کمبود مخاطب غوغا مي کرد. راه اندازي بانک هاي سي دي و کلاسهاي کامپيوتر هم در مرور زمان بي اثر شد و نهايتاً به وضعيت قرمز مساجد نزديک تر شديم. اين بار بر خلاف انتظار، مصوبه مجلسيان به مدد پايگاههاي مساجد آمده بود تا به خيال خود از ابزار کاهش خدمت سربازي براي افزايش رونق مساجد بهره بگيرد که تکليف آن از پيش مشخص بود و جز آفت و ناخالصي چيزي نيفزود!
مساجد از دانشجويان خالي شده بودند و جاي آنها را بازاري ها گرفتند و اگر هم مسجدي فعال و مؤفق خوانده مي شد ب مدد حضور دانشجو يا طلبه اي خوشفکر و پر شور بود . . . بگذريم!
اگر در ترسيم سير تحول وضعيت مساجد تا کنون بي انصافي نکرده باشيم بنظر مي رسد با وجود تأکيد مباني ديني و انقلابي ما بر لزوم محوريت يافتن مساجد در همه امور فرهنگي، علمي، سياسي و غيره، با وجود ادعاهاي فراوان مسئولان مربوط، (مثل نمايندگان مجلس) هيچ نهاد يا جمعي به فکر تغيير اين اوضاع و احوال نبوده يا توان اين مهم را نداشته است. لذا بنظر مي رسد همچون همه عرصه هايي که مسجدي ها ،خود، پيش گام و دست به کار شدند، مانند انقلاب و جنگ و موارد ديگر، اين بار نيز"احياء مساجد" به حرکت جمع هايي توانمند از ميان مسجديها وابسته باشد.
بايد اذعان کنيم که تنها راه پيروزي انقلاب، احياء فرهنگ انقلاب در قالب روحيه بسيجي است که مساجد تنها محمل تربيت و رشد افراد آن اند فلذا قدرت فکري و کارآيي ابزار ارائه آن فکر را بايد از بستر همين فرهنگ جستجو کرد.
باتوجه به آنچه گفته شد، راهبردهاي زير براي اصلاح وضعيت "مسجد ومسجدي ها" قابل توجه خواهند بود:
الف- باز شناسي پديده"انقلاب اسلامي" و نقش اساسي آن در تحولات چند دهه اخير جهان؛ که باعث مي شود مسجديها به ارزش واقعي آنچه داشته اند و بايد براي آن تلاش کنند پي ببرندو هويت انقلابي خويش را بازيابند.
ب- طرح مجدد انديشه اسلام ناب حضرت امام خميني (ره) ، که با ارائه مبناي فکري "جامع" و"اصيل" و تعريف مجدد آرمانهاي جهاني ايشان،انديشه و انگيزه اي نيرومند شکل خواهد گرفت.
ج- پيوند جدي با مسأله هنر و ابزارهاي هنري، که با توجه به تغييرات فرهنگي و سلايق مخاطبان، تأثير گذاري فعاليت ها به وجود اين عامل وابسته است.
د- ارتباط با جبهه فرهنگ وهنر انقلاب: که با اتصال به نويسندگان، هنرمندان و انديشمندان انقلاب و آثار ايشان از تغذيه دائم فکري و فرهنگي برخوردار ي شوند.
ناگفته نماند، روي کار آمدن دولت جديد، موج اميد فزاينده اي را در بدنه مذهبي کشور پديد آورده است که هر چند آفت"توهم حل شدن همه مسائل" باعث شده است تا آنطور که بايد اين"جريان" به "حرکت" و"تلاش"در بدنه حزب الله کشور منجر نشود؛ اما بر روشنفکران انقلابي کشور و علي الخصوص دانشجويان و طلاب فرض است تا از اين فرصت استثنايي در جهت احياء آرمانهاي انقلاب و روحيه بسيجي در مساجد بهره جويند وانشاءالله مساجد را به معناي اصيل خود يعني "سنگراسلام و انقلاب" نزديک نمايند./انتهای پیام/