موضوع آخرالزمان بحث روز دنياي غرب است
به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو» به نقل از کانون انديشه جوان، در اين نشست دکتر مجيد شاه حسيني، پژوهشگر سينما گفت: موضوع آخرالزمان بحث روز دنياي غرب است و آخرالزمان تعريفش پايان دنيا نيست بلکه فصل نتيجه گيري دنيا است.
وي اظهار کرد: درهيچ يک از فيلم ها نبايد ضرورتاً به آخرالزمان اشاره کرد و تنها کافيست به فصل آخرالزمان پرداخت.
اين استاد دانشگاه افزود: فيلم فارنهايت 451 يکي از اتفاقات نادر در حوزه ادبيات آخرالزماني غرب است از اين جهت که 60 سال از نگارش آن مي گذرد و يک انسان متفکر پيدا مي شود که تکنولوژي را زير سوال مي برد.
شاه حسيني اضافه کرد: سال ها بشر پيشرفت کرد، تا بتواند مفاهيم انتزاعي را در قالب خط بيان کند و اگر توجه کنيم معجزات انبيا پيشين مانند تبديل عصا به اژدها و زنده کردن مردگان همه از پي تصوير است؛ اما هنگامي که عقل بشر کامل مي شود، معجزه پيامبر قرآن کريم از جنس عقل و شعور مي شود.
علاقه بشر به فيلم هاي کوتاه
وي تصريح کرد: سينما، تلويزيون و تصوير، بشر را احاطه کرد تا حدي که بشر از علائم گرافيکي به جاي خط استفاده کرد يعني در اوج مدرنيته، بشر به دنياي باستان برگشت و از خط به تصوير تغيير جهت داد.
اين پژوهشگر سينما عنوان کرد: زماني بشر احساس کرد که از فيلم هاي سينمايي لذت مي برد اما کم کم حوصله اش سر رفت به طوريکه در حال حاضر در دنيا جشنواره فيلم هاي کوتاه يک يا دو دقيقه اي برگزار مي شود.
شاه حسيني ادامه داد: در فيلم هاي آخرالزماني انسان درگير فضاي سايبر است و تنها به اين دنيا محدود شده است و ديستوپيا ويران شهريست که در انتظار ماست که اکثر فيلم هاي مطرح تاريخ سينما معمولاً فيلم هاي ويران شهر را در ادامه زندگي بشر نشان مي دهند.
وي فيلم هاي مترو پليس، عصر جديد چارلي چاپلين که در آن انسان گرفتار تکنولوژي شده است و فيلم هاي برزيل، 12 ميمون و ماتريکس را از جمله فيلم هاي آخرالزماني دانست و گفت: در اين فيلم ها اشاره مي کند که فرجام بشر چيست و چه ويران شهري انتظار بشر را مي کشد.
اين پژوهشگر سينما بيان کرد: از کارهاي مشهور دوره سينماي کلاسيک، بيسکويت سبز است و دنيايي است که از جنازه انسان ها بيسکويت سبز مي سازند.
غلبه عشق بر تکنولوژي
شاه حسيني با اشاره به اينکه مغرب زمين بي ميل نبوده است که چنين فيلم هايي را بسازد، اضافه کرد: فيلم دونده بر لبه تيغ، دنيايي است که نشان مي دهد ربات هاي هوشمند جاي انسان ها را گرفته اند و انسان بايد با آنها مقابله کند.
وي اظهار کرد: اکثر فيلم سازان مطرح دوست داشتند اين فرداي نا متوازن را نشان دهند و مي بينيد که در فيلم عنصر پنجم در آخرالزمان تکنولوژي قدرت زيادي پيدا نمي کند و عشق به عنوان عنصر پنجم به داد بشر مي رسد.
اين استاد دانشگاه تصريح مي کند: انساني که تصوير مي شود، در عقلانيت خودش به بلاهت و ناداني دوره کودکي رجوع مي کند و دنيايي را مي سازد که دوزخ است.
شاه حسيني عنوان کرد: در فيلم دکتر استنج لاو، کودکاني هستند که با سرنوشت بشر بازي مي کنند و معلوم نيست که از اعمال آنان بايد گريست يا خنديد.
وي ادامه مي دهد: در اين فيلم همه چيز در طنز موحوشي فرو رفته است و بشر دارد در زير چرخ هاي تکنولوژي خرد مي شود.
اين پژوهشگر سينما يادآور مي شود: فيلم عصر جديد چارلي چاپلين نيز با جنگ جهاني آغاز مي شود و افرادي هستند که بايد توپ شليک کنند و در اينگونه فيلم ها رد پايي از فلسفه و دين وجود ندارد.
شاه حسيني بيان مي کند: اگر با دقت نگاه کنيم کليساهاي قرن 9 و 10 ميلادي با کليساهاي قرن 17 بسيار متفاوت است که در کليساهاي قرن هاي گذشته تمام مقدسين را به صورت بشري در خاک نقاشي مي کنند اما در قرون 17 و 18، بشر در برابر جهان بيني تصويري قرارگرفته که خدا و مريم مقدس را به تصوير مي کشند.
وي با اشاره به جهان بيني تصويري انسان افزود: نقاشي معروف داوينچي را که دو انگشت روي هم قرارگرفته است را ارتباط انسان با خدا مي دانند.
در ادامه اين جلسه سپس فيلم دکتر استنج لاو پخش شد و دکتر شاه حسيني توضيحاتي حين آن ذکر کردند.
طنز تلخ فيلم دکتر استنج لاو
اين پژوهشگر سينما گفت: هنگامي که در دوره سينماي رنگي، فيلم خود را سياه و سفيد مي سازيم يعني حرفي براي گفتن داريم.
شاه حسيني تصريح کرد: ترکيب حروف، آهنگ و نام فيلم، بيننده را در اينکه فيلم طنز است يا نه مردد مي کند.
وي بيان کرد: اسپين ديکنز در تمام فيلم هاي قبلي اش نقش يک گاو چران را بازي کرده است که در اين فيلم نيز مانند يک گاو چران نشسته بر بمب کشته مي شود.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: در اين فيلم نشان مي دهد بشري را که کنترلش را به تکنولوژي مرگبار سپرده است و دارد مي خوابد و اينکه يک ماشين با بشر گفت وگو و ماشين کد نابودي بشر را مخابره مي کند.
شاه حسيني اضافه کرد: در بخشي از فيلم که در پايگاه اتمي است تابلويي قرار دارد که چندين بار از زواياي مختلف آن را نشان مي دهد و روي آن نوشته شده است «صلح تخصص ماست» و تاکيد دارد که اين تناقض را به رخ بکشد و نشان از کابويي هايي دارد که دارند با سرنوشت دنيا شوخي مي کنند.
دنيا، دنياي جنگ است
وي گفت: انسان آخرين اختياراتش را به دست ماشين مي دهد و کاملاً تقابلي از ديسيپريم يک فرد انگليسي با روحيه لات گونه يک آمريکايي است و گفتماني است که دنيا در حال نابودي است و اين افراد در تعاملات کابويي خود در حال کشتن وقت هستند.
اين پژوهشگر سينما عنوان کرد: در اين فيلم نشان مي دهد که دنيا دنياي جنگ است و به جنگ هاي لائوس، ويتنام و مکزيکوسيتي اشاره مي کند.
شاه حسيني تصريح کرد: حتي ژنرال ها نيز در فيلم مجري نيستند و ماشين ها به نيابت از بشر تصميم مي گيرند و هر چه فيلم جلوتر مي رود اين کليد واژه پررنگ تر مي شود.
وي بيان کرد: هر چه مي گذرد مدل چهره ها غيرانساني تر و آدم ها ربات تر مي شوند.
اين استاد دانشگاه اضافه کرد: در بخشي از فيلم رئيس جمهور آمريکا مي گويد شما حق نداريد اينجا جنگ کنيد، اينجا اتاق جنگ است و نشان مي دهد دنيا هر لحظه در حال نابودي است و اين افراد با حرف هاي بيهوده وقت را تلف مي کنند.
شاه حسيني ادامه داد: يک فيلم ساز با تجربه ارزش هاي بيننده را به تصوير مي کشد که اين مسئله در فيلم دکتر استنج لاو با مفهوم آخرالزماني نيز به چشم مي خورد.
وي گفت: در اين فيلم نشان مي دهد که بشر از انسانيتش فاصله گرفته و همه اراده خود را به دست ربات ها سپرده است و حکايت اعتياد بشر به تکنولوژي مانند قصه داستان مولوي در شعر، من مستسقي ام آبم کشد – گرچه مي دانم که آبم مي کشد، است./انتهاي پيام/