سفر رهبری به فتح المبین و شباهت های فتنه 88 با فتنه 60
کد خبر:۶۳۸۹۸
چرائی سفر رهبر انقلاب به منطقه عملياتي فتح المبين؛

سفر رهبری به فتح المبین و شباهت های فتنه 88 با فتنه 60

با نگاهي به حوادث قبل از عمليات فتح المبين در سال 1360 شباهت هاي زيادي را با سال 1388 و شرايط کنوني کشور مشاهده مي کنيم که اين خود هدف دار بودن سفر رهبر معظم انقلاب را به اين منطقه عملياتي خاطرنشان مي کند.

سميه سيواني زاد* ـ گروه اندیشه؛ با نگاهي به حوادث قبل از عمليات فتح المبين در سال 1360 شباهت هاي زيادي را با سال 1388 و شرايط کنوني کشور مشاهده مي کنيم که اين خود هدف دار بودن سفر رهبر معظم انقلاب را به اين منطقه عملياتي خاطر نشان مي کند.

 در ادامه به برخي از حوادث سال 60 (قبل از عمليات فتح المبين) اشاره مي کنيم:

 در عرصه سياسي از ابتداي سال 60 اختلافات بين نيروهاي خط امام و بني صدر بسيار گسترده شد. با شدت گرفتن اختلافات در نوروز 1360، هيئتي از سوي حضرت امام خميني، مسئول رسيدگي به اختلافات پيش آمده شد و به روزنامه ها اخطار داده شد كه از انتشار مواردي كه باعث آشوب ميشود، خودداري كنند. اما شروع كار اين هيئت، هيچ تاثيري در جلوگيري از توسعه تحريكات و اغتشاشات نداشت.

در عرصه جنگ نيز، بني صدر در مقام فرماندهي كل قوا، معتقد به جنگيدن به شيوه اشكانيان بود يعني نيروي دشمن به درون مرز كشيده شده، سپس محاصره و نابود گردد. اين سياست نظامي، باعث اشغال نقاط وسيعي از اراضي ايران اسلامي توسط ارتش متجاوز بعث شد و بر اثر عدم ارسال مهمات و نيرو به خط مقدم، نيروهاي اسلام علي رغم جانفشاني‏ها و حماسه آفريني‏هاي مثال زدني، مجبور به عقب‏نشيني شدند. در نحوه اداره كشور نيز، كوشش‏هاي امام كه دو طرف را به رفع اختلاف و وحدت و تفاهم دعوت مي‏كرد بي‏ثمر ماند.

 در اين ميان روابط ميان بني صدر با سازمان مجاهدين خلق گسترده تر شده و سازمان مذكور هم كه موجوديت خود را در گروي حفظ بني صدر بر مسند قدرت مي ديد، در 18 خرداد 1360، حمايت كامل و يكپارچه خود را از وي اعلام كرد.

در نتيجه حضرت امام خميني، در بيستم خرداد 1360، پس از مشورت با مسؤولان متعهد كشور، طي حكم كوتاهي، ابوالحسن بني صدر را از فرماندهي كل قوا كه به نيابت از ولي فقيه در اختيار داشت، عزل كرد و در پي آن، مجلس شوراي اسلامي، طرح عدم كفايت سياسي بني صدر را با اكثريت آرا در 31 خرداد آن سال، به تصويب رساند.

 در اين زمان، سازمان مجاهدين خلق طي اعلاميه هايي به توهين و تهمت به نهادهاي انقلابي و مسئولان پرداخت. پس از عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا در 20 خرداد 1360 توسط امام خميني، نيز طي اطلاعيه اي ضمن حمايت از بني صدر، خواستار حراست از جان رئيس جمهور شده بود.

 همزمان با تصويب طرح عدم كفايت سياسي بني صدر از سوي مجلس شوراي اسلامي، سازمان مجاهدين خلق يك بار ديگر با حمايت از وي، طي اعلاميه اي تهديد آميز، نمايندگان را از شركت در جلسه بررسي عدم صلاحيت رئيس جمهور برحذر داشت. با وجود اين، روز 30خرداد1360 طرح عدم كفايت سياسي بني صدر در مجلس شوراي اسلامي بررسي گرديد و با 177 راي موافق، 12 راي ممتنع و يك راي مخالف تصويب شد و روز اول تيرماه، حضرت امام خميني حكم عزل بني صدر را از مقام رياست جمهوري صادر كرد. مهمترين دليل بر عدم كفايت سياسي بني صدر، موضع‏گيري وي عليه نظام جمهوري اسلامي و اتحاد نامقدس با كليه نيروهاي ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودي نظام اسلامي و همچنين مخالفت مستمر وي با مجلس شوراي اسلامي از بدو تأسيس و حتي پيش از افتتاح آن، دخالت صريح در قوه قضاييه و عدم درك صحيح از بديهي‏ترين اصول قانون اساسي و نيز عدم اعتقاد به اصل تفكيك قوا عنوان گرديد.

 سازمان مجاهدين خلق پس از اين وقايع،اعلام كرد كه فعاليت هاي اين سازمان وارد فاز نظامي شده است و اعضاي اين گروه كه مسلح به انواع اسلحه هاي سرد و گرم بودند به خيابان ها ريخته و به قتل و جرح مردم و پاسداران كميته و نيروهاي انتظامي و تخريب اموال عمومي پرداختند. ترورهاي كور يكي ديگر از استراتژي هاي سازمان در اين زمان بود. موج اين ترورها به قدري گسترده بود كه از مردم عادي در كوچه و خيابان تا مسئولين مملكتي را در بر گرفت.

 پس از اين بيانيه تاريخ خونين انقلاب, اينگونه ورق مي خورد. در هفتم تير سال 60 دفتر مركزي حزب جمهوري به دست منافقين ضدانقلاب , منفجر شد و 72 تن از ياران امام كه در راسشان شهيدمظلوم آيت الله بهشتي بود به شهادت رسيدند. 

 ششم تيرماه سال 60 حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در مسجد ابوذر , در يكي از مناطق جنوب تهران مورد ترور ضدانقلاب واقع شد كه دست تقدير الهي او را حفظ كرد و ضدانقلاب ناكام ماند. 

 20 شهريور سال 60 حضرت آيت الله مدني توسط منافقين به شهادت رسيد (دومين شهيدمحراب ).

دوم مرداد1360، محمد علي رجايي در جريان دومين انتخابات رياست جمهوري‌، با به دست آوردن بيش از 13 ميليون رأي مردم، دومين رييس جمهوري ايران شد. اين دور از انتخابات در شرايطي برگزار شد كه يك سال از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران مي‌گذشت و بخشهايي از غرب و جنوب تحت اشغال متجاوزين عراقي بود. از يكسو حذف بني صدر، به جبهه‌هاي راكد شده جنگ تحرك تازه‌اي بخشيده بود و روحيه و قدرت مقاومتي نيروهاي ايران در برابر دشمن افزايش يافته بود، و از سوي ديگر نيروهاي معتقد به خط امام در عرصه داخلي جان دوباره يافته بودند. او در 18 شهريور 1359 به نخست وزيري و پس از عزل بني صدر به رياست جمهوري رسيد. اما اين مسئوليت تنها يك ماه دوام آورد و در هشتم شهريور 1360 محمد علي رجايي همراه با محمد جواد باهنر ـ نخست وزيرـ بر اثر انفجار بمبي كه در ساختمان نخست وزيري كارگذارده شده بود، به شهادت رسيدند. طرح عمليات ثامن‌الائمه بنا به دستور امام خميني در 15 شهريور 1360, تكميل و در 5 حصرآبادان شکسته شد.

 در مهرماه همان سال حجت الاسلام هاشمي نژاد توسط منافقين در كلاس درس , هنگام تدريس به شهادت رسيد. 

 سومين دوره انتخابات رياست جمهوري نيز در شرايطي برگزار شد كه كشور در اوج بحران سياسي قرار داشت‌. تداوم جنگ تحميلي و نياز نيروهاي جبهه به حمايتهاي لجستيكي، انساني و همچنين تشديد ترورهاي كور منافقين عليه مردم عادي كوچه و بازار دو بحران عمده كشور بود. 

 آيت‌الله خامنه‌اي در اين انتخابات كه دهم مهر 1360 برگزار شد، در شرايطي به پيروزي رسيد كه 3 ماه پيش از آن خود در مسجد ابوذر تهران مورد سوء قصد عوامل سازمان مجاهدين خلق قرار گرفته و از ناحيه دست و سينه به شدت مجروح شده بود. 23 مهر سال 60 حضرت آيت الله اشرفي اصفهاني امام جمعه و نماينده امام در كرمانشاه توسط منافقين به شهادت رسيد (پنجمين شهيد محراب ). 

 20 آذر سال 60 حضرت آيت الله دستغيب , امام جمعه و نماينده امام در شيراز توسط منافقين به شهادت رسيد(سومين شهيدمحراب ).

در آذر ماه سال 60 شهر بُستان در عمليات پيروزمندانه «طريقُ القُدس» در جريان جنگ تحميلي از رژيم بعثي عراق باز پس گرفته شد. عمليات طريق القدس با رمز «يا حسين(ع)» در غرب سوسنگرد و منطقه عمومي بستان آغازشد. اين عمليات به منظور آزادسازي شهربستان و دسترسي به «هورُ الهويزه» انجام شد. عمليات طريق القدس طي 14روز با موفقيت كامل به پايان رسيد و علاوه بربستان تا نقطه مرزي چَزّابه از وجود دشمن بعثي پاك شد.

تحولات سياسي نظامي جنگ پس از عمليات طريق القدس وارد مرحله جديدي شد.در اين مرحله نشانه و آثار ناتواني ارتش عراق براي حاميانش آشکار و در مقابل توان نظامي رو به رشد ايران به نمايش گذاشته شد. به همين دليل و وقوع برخي رخدادها در حد فاصل عمليات طريق القدس تا عنليات فتح المبين از اين نظر قابل تامل بوده و از اهميت بالايي برخوردار است.

دشمن براي تصميم گيري نهايي نياز به زمان و حفظ موقعيت خودداشت.در اين وضعيت با توجه به اين که ابتکار عمل در دست نيروهاي خودي بود ، لذا تداوم عمليات و سرعت لازم در اجراي عمليات بعدي نقش تعيين کننده اي در شکست دشمن داشت، به همين دلي دشمن دست به تلاش هايي زد که قابل توجه است. يکي از اين تلاش ها حمايت از نيروهاي ضد انقلاب در داخل کشور بود.زيرا دشمن تصور مي کرد ،در صورت تثبيت اوضاع کشور و تاثيرات فزاينده آن درداخل ،تحولات نظامي به سود ايران و به زيان عراق پر شتاب تر خواهد شد.بنابراين حمايت عراقي ها از نيروهاي ضد انقلاب با اين اميد انجام گرفت که بار ديگر اوضاع داخلي کشور متشنج و بي ثبات شود.نيروهاي ضد انقلاب نيز که موقعيت شان رو به ضعف نهاده بود ،بهبود وضعيت خود را در کسب حمايت خارجي ارزيابي مي کردند.بنابراين اهداف مشترک براي تدام حيات ضد انقلاب در داخل و جلوگيري از پيروزي جمهوري اسلامي در جبهه هاي جنگ منجر به همکاري کروهک هاو حکومت عراق شد.

 در اين حال روند تحولات سياسي در داخل کشور نيز پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري و پيروزي هاي نظامي به تريج تثبيت شد.درواقع حضورمردم در صحنه سياسي کشور و حذف جريان ضد انقلابي و به موازات آن ،حضورمردم در صحنه جنگ و افزايش توان نظامي نيروهاي خودي و دست يابي به برتري سياسي نظامي بر دشمن عوامل اصلي اين تحولات بودند.

به عنوان مثال مي توان به حماسه 6 بهمن شهر آمل اشاره نمود. حماسه‌اي كه مردم آمل در بهمن 1360 در مقابل حركت ضدانقلاب آفريدند، چنان ضربه‌ي كوبنده‌اي بر پيكر اتحاديه‌ي كمونيست‌ها وارد آورد كه آن را متلاشي ساخت و اين شهر را به عنوان شهر هزار سنگر در تاريخ انقلاب اسلامي جاودانه ساخت. به دنبال صف‌بندي‌هاي سياسي و شكاف بين بني‌صدر و ياران امام، اتحاديه‌ي كمونيست‌ها به پيروي از ساير گروه‌هاي ضد انقلابي به جبهه‌ي طرفداران بني‌صدر پيوست و پس از سقوط وي و جريان خرداد 1360، به اين نتجيه رسيد كه انقلاب دچار انحراف شده است و بايد براي نجات آن به اقدام عاجلي دست زد. اتحاديه‌ي كمونيست‌ها به تز "قيام فوري " رسيد و بر اين باور بود كه جامعه، كاملا آمادگي دارد و يكي از گروه‌ها بايد در اين فرصت دست به يك قيام مسلحانه بزند و با همراهي مردم، شهرها را يكي پس از ديگري آزاد و مستبدين را بر كنار كند. 

 با اجراي طرح "مالك و مستأجر " از سوي كميته‌ي انقلاب اسلامي كه در پي آن مالكين موظف شدند هويت مستأجرين خود را اعلام كنند، امكان موفقيت در خانه‌هاي تيمي در شهر تهران خنثي شد و اتحاديه‌ي كمونيست‌ها، به دلايل متعددي، شهر "آمل " را براي طرح قيام فوري خود انتخاب كرد و با استقرار 180 نفر از اعضا و كادر هواداران در جنگل‌هاي آمل، در صدد بر آمد تا با يك حمله‌ي ناگهاني، شهر آمل را تسخير و مردم را به قيام دعوت كند، آنگاه ديگر شهرهاي استان يكي پس از ديگري آزاد شوند و اين حركت به يك قيام سراسري تبديل شود. اولين حركت آنها در 18 آبان 1360 با هوشياري نيروهاي سپاه خنثي شد. قرارگاه "ابوالفضل " با هدايت نيروهاي سپاه ، بسيج ، ارتش و ژاندارمري در قلب جنگل، ضربه‌ي ديگري به گروه "سربداران " جنگل وارد آورد. پس از چند درگيري جزئي‌تر، سرانجا م گروه 100 نفره سربداران، در ميان سرماي زمستان بهمن 1360 ، خود را به آمل رساند و با شليك يك آر.پي.جي . 7، واقعه‌ي تاريخي آمل را كليد زد. 

 تيراندازي و سپس تسخير شهر تا 6 صبح ادامه داشت، اما با آغاز صبح ششم بهمن، حماسه ي مردم آمل شكل گرفت و صدها نيروي داوطلب مردمي با روي آوردن به مقر سپاه و گرفتن اسلحه، به مقابله‌ي سربداران جنگل رفتند.سنگربندي‌ها آغاز شد. از زن و مرد و پير و جوان همگي با آوردن شن و گوني اقدام به سنگرسازي و نبرد سنگر به سنگر كردند تا آنجا كه آمل لقب "هزار سنگر " گرفت. 

 برنامه‌ي اصلي اين بود كه حتي الامكان نيروهاي سپاه و بسيج را از كار بيندازند و بعد از آن، مردم را به قيام دعوت كنند؛ زيرا طبق تحليل‌هاي تشكيلات، آنها مطمئن بودند كه مردم به آنها خواهند پيوست.

رفته رفته به تعداد نيروهاي ضد شورش كه از روستاهاي اطراف مي‌آمدند و از مردمان وفادار به امام و انقلاب اسلامي بودند، افزوده مي‌شد.

 نقش مردم در اين درگيري غيرقابل تصور بود، به طوري كه در ساعات اوليه‌ي اين نبرد دلاورانه، مردم تمام سطح شهر را پوشانده بودند و از خارج شهر با سرعت تمام وانت وانت شن و ماسه به داخل شهر مي‌آوردند.

 در آن روز حماسي مردم آمل ظرف مدت 10 ساعت چشم فتنه را از كاسه درآوردند و با سركوب كردن منافقين، خاطره به يادماندني از خود به يادگار گذاشتند.

 امام با توجه به آمادگي موجود در مردم و همچنين ضرورت تداوم تهاجم به دشمن جوانان را براي حضور در جبهه تشويق و ترغيب فرمودند:"برادران و جوانان پشت جبهه توجه کنند که بايد فعاليت کنند و داوطلبانه بروند به اين جنگ و اين مسئله را زود حلش کنند"صحيفه نور ج15ص169 در آستانه عمليات فتح المبين (اوايل فروردين سال61) روند تحولات سياسي کشور رو به بهبود نهاد و کاملا با اوضاع عمليات ثامن الائمه تفاوت داشت.منافقين بر اثر ضربات پي در پي بدنه و بخشي از کادر مرکزي خود را از دست داده و ساير گروههاي ضد انقلاب نيز که تلاش همه جانبه اي را براي در دست گرفتن قدرت آغاز کرده بودنه ،عملا از پاي در آمده بودند. روند تحولات نظامي نيز باتوجه به وضعيت رو به اضمحلال دشمن پس از عمليات طريق القدس و شکست در تنگه چزابه به سود ايران تغيير کرده بود.

 از نظر نظامي عمليات فتح المبين مي توانست اهداف زير را تامين کند:

 1- انهدام نيروهاي دشمن به منظور کاهش توان نظامي اش

 2- دست يابي به خطوط پدافندي مطمئن به منظور برداشت نيرو

 3- خارج ساختن شوش ،انديمشک،دزفول و پايگاه چهارم شکاري از برد توپخانه دشمن

 4- خارج ساختن جاده انديمشک-اهواز از برد آتش موثر دشمن

 5- آزاد سازي مناطق مهمي چون سايت و رادار ،جاده مهم انديمشک-دهلران و...

 6- تصرف چاههاي نفتي منطقه ابوغريب

 بدين ترتيب عمليات فتح المبين در ساعت 30 دقيقه بعد از نيمه شب در دوم فروردين سال1361با رمز مبارک يازهرا(س) آغاز و سرانجام پس از هشت روز درگيري در سه مرحله عمليات سنگين رزمندگان اسلام با تامين تمام اهداف مورد نظر به پيروزي رسيدند.

 حضور مردم در عمليات فتح المبين نقش بسزايي داشت به طوريکه برخي از کارشناسان و فرماندهان نظامي اين عمليات را "جنگ فراگيرمردمي "ناميدند.

 آمريکايي هاي در حالي که تصور ميکردند ايران در گرداب بحران سياسي و بن بست نظامي غوطه مي خورد وهيچ عنصر تعيين کننده اي در صحنه سياسي ايران براي مهار و غلبه بر اين اوضاع وجود ندارد ،و دولت انقلابي ايران به شدت ضعيف شده و معرض سقوط قرار دارد ناگهان با دو رويداد مهم در جنگ ان هم عمليات هاي ثامن الائمه و طريق القدس مواجه شد و تير خلاصي اين توهم خود را در عمليات فتح المبين خورد.

 بدين سبب بود که تلاش خود را براي کمک به ارتش عراق با افزايش فروش تسليحات و تاسيس پايگاههاي نظامي در کشورهاي منطقه مضاعف کرد.

 در اين راستا برخي از کشورهاي عربي نيز مانند قطر،کويت و عربستان مواضعي همسو با آمريکا اتخاذ نموده و حمايت خود را از عراق علني کردند. 

***

 با بررسي اجمالي حوادثسال 60 و نگاهي گذار به اهداف و نتايج عمليات فتح المبين مي توان به پيام هاي سفر رهبر معظم انقلاب در شرايط کنوني به اين مکان مقدس پي برد.

مقام معظم رهبري در بياناتشان که در اين منطقه عملياتي ايراد فرمودند، هشت سال دفاع مقدس را مقطعي حساس براي کسب تجربه دانستند و افزودند: آنچه مهم است اين است كه ملت ايران اين مقطع تاريخىِ حساس - مقطع دفاع مقدس - را هرگز فراموش نكند و سالهاى پرمحنت، ولى پرافتخار دوران جنگ تحميلى را هرگز از ياد نبريد. اين آمدنها، اين اظهار ارادتها، اين يادبود گرفتنها، كمك ميكند به اينكه اين يادها در ذهنها زنده بماند. من از اين حركت راهيان نور - كه چند سال است بحمداللَّه روزبه‌روز هم در كشور توسعه پيدا كرده - بسيار خرسندم و اين حركت را حركت بسيار بابركتى ميدانم. و معتقدم اين مقطع حساس براى ما يك تجربه است. شما جوانهاى امروز اگر آن روز هم بوديد، توى اين ميدان، با عزم راسخ حاضر ميشديد.

 معظم له جوان امروز مملکت را درگير جنگ هاي سخت تر از جنگ نظامي مانند جنگ فکري و سياسي خواندند و فرمودند: ملت ايران نشان داد كه در جنگ عرصه‌هاى سياسى و امنيتى، بصيرتش و ايستادگى‌اش از ايستادگى در جنگ نظامى كمتر نيست.

 ايشان در ادامه با اشاره به اينکه جوانهاى ما بحمداللَّه جوانهاى لايق، ساخته و پرداخته‌اى هستند فرمودند: بايد به اين مقدار هم اكتفا نكنند؛ همت مضاعف، كار مضاعف. همتتان را بلند كنيد. ملت ايران بايد عقب‌افتادگى‌هاى دورانهاى طولانى استبداد در اين كشور و دخالت خارجى و نفوذ خارجى را جبران كند.

رهبر معظم انقلاب نتيجه و هدف همت مضاعف و کار مضاعف را چنين برشمردند:

 ان‌شاءاللَّه شما جوانها آن روزى را خواهيد ديد كه كشورتان از لحاظ علمى، از لحاظ فناورى، از لحاظ سياسى، از لحاظ نفوذ بين‌المللى، در سطحى باشد كه شايسته‌ى ايران اسلامى و شايسته‌ى ملت بزرگ ايران است. 

*سميه سيواني زادـ مسئول «شبکه خبر دانشجو» در قم

پي نوشت ها:

 کتاب تنبيه متجاوز جلد 2(مرکزمطالعات جنگ)

 سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي 

 سايت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي

 صحيفه امام(ره)

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار