حاصل ازدواج تنبلى و ناتوانى!
کد خبر:۶۳۹۴۷
به مناسبت سال همت مضاعف و کار مضاعف؛

حاصل ازدواج تنبلى و ناتوانى!

هنگامى كه هر چيزى با ديگرى ازدواج كرد، «كسالت» با «ناتوانى» ازدواج كرد و حاصل اين ازدواج فقر و ندارى شد.

قال على عليه السلام: «انَّ الْاشْياءَ لَمَّا ازْدَوَجَتِ ازْدَوَجَ الْكَسَلُ وَ الْعَجْزُ، فَنَتَجَ مِنْها الْفَقْرُ»؛ «هنگامى كه هر چيزى با ديگرى ازدواج كرد، «كسالت» با «ناتوانى» ازدواج كرد و حاصل اين ازدواج فقر و ندارى شد!» «بحار الانوار، ج75».

شرح و تفسير

تعبيرى كه در اين روايت آمده بسيار زيباست، حضرت طبق اين روايت مى‏فرمايد: در آغاز خلقت، اشياء مختلف با يكديگر ازدواج كردند و در كنار يكديگر قرار گرفتند، هر چيزى با كفو و چيز متناسب خويش ازدواج كرد و سنخيّت‏ها و تناسب‏ها در نظر گرفته شد، «كسالت» كفو و متناسب و هم‏سنخ «عجز» شناخته شد و با او ازدواج كرد و ثمره ازدواج آن‏ها «فقر» و «تنگدستى» و بدبختى بود.

در حقيقت در اين روايت دو عامل و ريشه مهمّ فقر، كه قابل اجتناب هم هستند، بيان شده است:

عامل اوّل تنبلى است؛ تنبلى راهى است كه بدون شك به فقر و تنگدستى منتهى مى‏شود.

و عامل دوم ناتوانى است؛ كه اين خود دو رقم است:

الف) ناتوانى‏هاى طبيعى، مثل اين كه شخصى از بدو تولّد نابينا بوده است.

ب) ناتوانى‏هاى خود خواسته كاذب كه فراوان است، نيروى واقعى هر انسانى 10 برابر نيرويى است كه به كار گرفته مى‏شود، اين ادّعا به هنگام عصبانيّت قابل لمس است.

اگر در جامعه‏اى عجز و ناتوانى‏ها از بين برود، ناتوانى‏هايى كه بر اثر تلقين به نفس منجر به انزوا و سستى و خمودى مي‌شود و افراد جامعه باور كنند كه توانا هستند، بدون شك تحوّلى عجيب رخ خواهد داد و كلّ جامعه، افرادى متحرّك و پويا خواهند شد.

فقر و ناتوانى آثار سوء فراوانى به دنبال خواهد داشت، دين و ايمان و آبروى انسان را بر باد مى‏دهد، عزّت و استقلال را متزلزل مى‏كند و انسان را وابسته مى‏كند.

ايران در زمان شاه سلطان حسين آن قدر ضعف و سستى از خود نشان داد كه افغان‏ها تمام كشور را اشغال كردند و ثروت آن را به يغما بردند؛ ولى همين ملّت عاجز و درمانده وقتى فرماندهى همچون «نادر» پيدا كرد و ضعف و سستى را كنار گذاشت، موفّق شد كشور خود را از لوث بيگانگان نجات داده و آن‏ها را بيرون كند.

در عصر و زمان خود ما، ملّت ايران قبل از انقلاب ذليل و ناتوان بود؛ امّا با قيام امام خمينى رحمه الله آن نيروى پنهان در وجود مردم بسيج شد و همچون سيلى پرخروش بنيان طاغوت را برانداخت.

در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله، آن حضرت با همان عرب‏هاى وحشى عصر جاهليّت، كه انواع ذلّت و زبونى در جامعه آنان ديده مى‏شد، پس از مدّت كوتاهى قسمت عمده دنيا را فتح كرد!.

ژاپنى‏ها در جنگ جهانى دوم تمام هستى خود را از دست دادند؛ امّا اراده و پشتكار خود را حفظ كرده و با تمام قوا به فعاليّت پرداختند تا آن جا كه هم اكنون قسمت عمده بازارهاى دنيا را در اختيار گرفته‏اند!.

انسان‏هاى موفّق قبل از طلوع آفتاب فعاليّت خويش را آغاز مى‏كنند و تا دير هنگام نمى‏خوابند، تعطيلات فراوان ندارند و اساس برنامه آن‏ها بر كار و فعاليّت و عدم تعطيل است.

در روايتى مى‏خوانيم كه: «عطسه از سوى خدا و خميازه از شيطان است!» «بحار الانوار، ج73» فلسفه آن روشن است؛ زيرا انسان پس از عطسه سر حال و آماده فعاليّت مى‏شود، ولى هنگامى كه خميازه مى‏كشد، نشان از تنبلى و خستگى و ميل به خواب دارد.

آخرين نكته اين كه فقر در اين روايت تنها فقر اقتصادى نيست، بلكه فقر علمى را هم شامل مى‏شود، آدم‏هاى تنبل و ناتوان در علم هم راه به جايى نمى‏برند!./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار